بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
اصلاً مگه پایان بازی عاقبت لیزا مشخص میشه؟!این پایانی که شما میگید رو من ندیدم، میشه یکم بیشتر توضیح بدید؟
خب اگه ماموریت جانبی بازی که توش باید با چند تا در قفل دار و....... سر وکله بزنیم رو انجام میدادی پایانو میدیدی.
ماموریت جانبی http://www.google.com/url?sa=t&sour...VAdTlyS787_IHmbIQ&sig2=qFeXbatmgzzTUtP4FesxQw

پایان خوب همراه با لیزا http://www.google.com/url?sa=t&sour...GuymoR1e73_4haPHA&sig2=YFXLXUWrqRc3WWgwTS2Fmg
 
سلام
خدا نکنه واسه ادم یه مشکلی پیش بیاد یه ماه نتونه بیاد توی تاپیک...اخه 10 صفحه باید جلو بره تاپیک تو یه ماه؟؟حالا مسئولیت این فاجعه پای کیه؟؟نمیگین؟باشه الان که شروع کردم به خوندن معلوم میشه ;)
 
سلام
خدا نکنه واسه ادم یه مشکلی پیش بیاد یه ماه نتونه بیاد توی تاپیک...اخه 10 صفحه باید جلو بره تاپیک تو یه ماه؟؟حالا مسئولیت این فاجعه پای کیه؟؟نمیگین؟باشه الان که شروع کردم به خوندن معلوم میشه ;)
چه بهونه ای واسه 1 ماه غیبتت داری:| اگه دلیلت موجه نباشه سر و کارت با قاضی شهره که میدونی چه قدر سختگیره>:)
 
خب اگه ماموریت جانبی بازی که توش باید با چند تا در قفل دار و....... سر وکله بزنیم رو انجام میدادی پایانو میدیدی.
ماموریت جانبی http://www.google.com/url?sa=t&sour...VAdTlyS787_IHmbIQ&sig2=qFeXbatmgzzTUtP4FesxQw

پایان خوب همراه با لیزا http://www.google.com/url?sa=t&sour...GuymoR1e73_4haPHA&sig2=YFXLXUWrqRc3WWgwTS2Fmg
ممنون از راهنماییت، من فقط یک پایان بازی رو دیدم، اون هم به قول شما همون پایان افتضاح بوده.
دوست خوب باز هم لینک‌ها خراب هستند.
این هم لینک ویدیوی جدید به نمایش درآمده در TGS 2011. چون خیلی از دوستان مشکل هیتلری دارن،‌توی سایت عمومی آپ کردم فقط حجمش بیش از 15مگ هستش. دوستانی که از دیال‌آپ استفاده می‌کنند پوزش بنده رو بپذیرند.
تریلر رو دیدم، متأسفانه زیاد به دلم ننشست.نمیدونم چرا، ولی احساس خوبی نسبت به این تریلر نداشتم، امیدوارم نسخه نهایی بهتر از این قطعه نمایش باشه.


 
آخرین ویرایش:
ديگه سوال از اين مسخره تر نميشه
يعني چي سالينت هيل تموم بشه؟سايلنت هيل كه داستان يك فرد مشخص نيس
ميرن و ميان
يه هو ميبين يك نفر داره ميره پيكنيك گذرش به سايلنت هيل ميخوره:d

Black Tear@
http://www.silenthillmemories.net/music/sh1_csts_en.htm
اهنگ شماره 30
نه عزیز، آدرس لینکتون اشتباه هست، ERROR میده!خوب من تو همون وب سایت www.silenthillmemories.net دنبال این موسیقی میگردم، ممنونم از کمکتون.
وا :d
گذاشتم كه لينكش رو
 
آخرین ویرایش:
سلام
دوباره امتحان کن. این بار خودم یه بار دانلود کردم.
نه عزیز، آدرس لینکتون اشتباه هست، ERROR میده!خوب من تو همون وب سایت www.silenthillmemories.net دنبال این موسیقی میگردم، ممنونم از کمکتون.


---------- نوشته در 09:04 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 08:53 PM ارسال شده بود ----------

Black Tear@
http://www.silenthillmemories.net/music/sh1_csts_en.htm
اهنگ شماره 30

وا :d
گذاشتم كه لينكش رو
ممنونم ازت دوست عزیز، از لطف همتون ممنونم.زحمت کشیدید:d
وا! منم که از لطفتون تشکر کردم که!:dانشألله جبران کنیم.
 
دوست عزیزم، جناب Black Tear. من پیشاپیش عذرخواهی میکنم ولی تعصب سایلنت هیلیم نزاشت دیگه! ببین این امضات یه مشکل بزرگ فنیه سایلنت هیلی داره! اونم اینکه لورا این تصویرو روی دیوار رستوران Lake View Hotel نقاشی میکنه و جیمز هم داره نامه مری که واسه لورا نوشته بود و میخوونه!!! نه کف زمین و جیمز هم مبهوتش!!! بازم ببخشیدا ;)
وای یادش بخیر، به احترام این شماره از بازی 1دقیقه سکوت!!!
 
دوست عزیزم، جناب Black Tear. من پیشاپیش عذرخواهی میکنم ولی تعصب سایلنت هیلیم نزاشت دیگه! ببین این امضات یه مشکل بزرگ فنیه سایلنت هیلی داره! اونم اینکه لورا این تصویرو روی دیوار رستوران Lake View Hotel نقاشی میکنه و جیمز هم داره نامه مری که واسه لورا نوشته بود و میخوونه!!! نه کف زمین و جیمز هم مبهوتش!!! بازم ببخشیدا ;)
وای یادش بخیر، به احترام این شماره از بازی 1دقیقه سکوت!!!
چه فرقی میکنم عزیز، مهم اصل مطلبه که پیام رو برسونه، یکم زیاد وارد جزئیات شدید شما، دیگه رو دیوار Lake View Hotel جا برای نقاشی نداشت، رو زمین کشید!:d در ضمن این فقط زاده ذهن نقاشه، نیازی نیست عین صحنه اصلی بازی باشه.ولی حالا شما به بزرگی خودتون ببخشید.
 
اقا من دیگه نمی دونم سرم را با چی گرم کنم پس چرا این سایلنت هیل dp نمیاد؟؟؟؟:-s

---------- نوشته در 06:27 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 06:23 PM ارسال شده بود ----------

سلام
جالبه. لینک‌ها تو صفحه خودش کار می‌کنه اما اگه کپی کنی نه!
منبع ویدیو
شماره 70 رو دانلود کن
منبع موزیک
همون بالا شماره 30 رو دانلود کن
دوست خوبم من تونستم دانلودشان کنم ولی نمی دانم چراBlack Tearنتوانست.
 
سلام
========================================
================================================ =================================================
1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 9 و 10 و 11 و 12 و 13 و 14 و 15 و 16 و 17 و 18 و 19 و 20 و 21 و 22 و 23 و 24 و 25 و 26 و 27 و 28 و 29 و 30 و 31 و 32 و 33 و34 و 35 و 36 و 37 و 38 و 39 و Endings و Extras
==========================================
==== =========================================

Silent Hill 1: Original Memories
#9

مسیرمون برای رسیدن به اینجا، از 2 مکان در سایلنت هیل عبور می‌کرد. مدرسه و کلیسا.
خدا بخیر بگذرونه اینجا رو.
click

بفرما تو هری. مجلس خودمونیه.
sh1_screen_28.jpg
سرسرای بیمارستان.
sh1_screen_29.jpg
شهر یک مکان توریستی هست و نقشه لازم داره قبول. مدرسه هم با ارفاق قبول. اما سوال من اینه:
چرا باید در یک بیمارستان در بدو ورود نقشه‌ی اونجا رو به‌مون بدن؟

hospital_1f.jpg

دکتر مایکل کافمن با چشمانی پرخون

7_19_38_24.jpg
همیشه میگن از دیوانه‌ای که سلاح دستش هست بترس
7_19_38_33.jpg

دکتر‌ها معمولاً وقتی تیغ دست‌شون میگیرن ترسناک میشن. چه برسه به تفنگ.
دقت کنید رِوِلوِری که دست دکتر هست شبیه مدل‌های وسترنه.
7_19_38_37.jpg
از لحظه‌ی ورودمون به شهر که فقط داریم می‌جنگیم.
7_19_38_41.jpg

یادتون باشه اگه روزی کسی یه سلاح گرم به سمت‌تون گرفت، یکی از راه‌های فرار از مهلکه، معرفی خودتونه.
7_19_38_44.jpg

البته چیزی نمونده بود دخل اون یه نفر دیگه رو بیارید.
:|
فقط یه سوال: منظورتون کدوم خداست؟/:)
7_19_38_49.jpg

باز هم همون مساله‌ی قدیمی،‌ چرا دکتر هیچ کس دیگه‌ای رو ندیده؟ حداقل باید از زنده بودن دالیا که خبر داشته باشه.
بگذریم.
آنونس ورودت رو قبلاً رفتیم دکتر.
7_19_38_56.jpg

این سوال رو تا آخر بازی کسی بهت جواب نمیده هری. خودت باید معما رو حل کنی.
7_19_39_01.jpg

یه حسی بهم میگه دکتر دروغ نمیگه. فقط حقیقت رو نمیگه.
شاید خودش هم هنوز نفهمیده چه اتفاقی افتاده.
7_19_39_05.jpg

حدس بزنید چرت دکتر چقدر طول کشیده؟
7_19_39_08.jpg

7_19_39_13.jpg

7_19_39_17.jpg

7_19_39_21.jpg

با احتساب شما، بله!
7_19_39_25.jpg

آیا دکتر کافمن به عقل خودش شک کرده؟
7_19_39_29.jpg

7_19_39_33.jpg
این جمله‌ی دکتر نشون میده خیلی هم از اوضاع بی‌خبر نیست.
بیشتر نا امید و نگرانه. وگرنه
* چرا باید از هری برای درک موجودیت هیولاها کمک بگیره؟
* چرا باید بگه همچین چیزایی وجود نداشتند؟ قبل از چه زمانی وجود نداشتند؟
* اصلاً چرا باید بگه ما 2 تا هر دو؟ یعنی این بحران، مشترک دیگه‌ای نداره؟
7_19_39_36.jpg

خوشم میاد هری تو هر شرایطی به فکر ماموریت خودش هست.
7_19_39_44.jpg

پَه نَه پَه! پیدا شده. گفتیم شاید مال شما باشه.
7_19_39_55.jpg

گفته‌های دکتر خیلی جالب هستند. کمی لاتی و بی‌پروا حرف می‌زنه.
7_19_40_00.jpg
خواهش می‌کنم.
از دلگرمی‌ بخشیدن‌تون خیلی ممنون.:|
7_19_40_07.jpg
دکتر کافمن هر چقدر هم که بدونه، باز هم خیلی اطلاعات نداره. این سوال نشون میده که از وضعیت همسر هری خبر نداره.
7_19_40_13.jpg

اینجاست که می فهمیم همسر هری 4 سال پیش مرده.
7_19_40_17.jpg

دکتر، کیفش رو برمیداره و عزم رفتن می‌کنه.
7_19_40_28.jpg

این جمله‌ی دکتر کاملاً برملا می‌کنه که از چیزی خبر داره و نمیگه.
وقتی می‌تونید کاری انجام بدید که در موردش اطلاعاتی داشته باشید.

albums346-picture53152.jpg

کافمن هم بعد از ملاقاتی کوتاه با هری، میره. و باز هری می‌مونه با ماموریتی غیر ممکن در جهنمی‌خطرناک.
albums346-picture53153.jpg
بار اول که بازی کردم،‌این بطری رو الکی با خودم کشوندم این‌ور اون‌ور.:d
7_19_47_55.jpg
بعداً فهمیدم باید با این پرش کرد. سرنوشت سیبل در گروی انتخاب شماست.
7_19_48_34.jpg

7_19_48_51.jpg
در سایلنت هیل، همه‌ی مسیرها از زیرزمین عبور می‌کند.
7_19_50_23.jpg


یه چیزی رو باید اعتراف کنم. بعد از گذر از مدرسه،‌توی بیمارستان کلاً احساس خوبی داشتم.
آیا Otherworld نیروی خودش رو از موتورخونه ها تامین می‌کنه؟

7_19_52_00.jpg
هر بار که از آسانسر پیاده می‌شدم انتظار هر چیزی رو داشتم
7_19_52_36.jpg
و چقدر به در بسته خوردیم.
در همه‌ی طبقات بسته بود.
اول، دوم، پس همه چیز به طبقه‌ی سوم ختم میشه.

7_19_53_57.jpg
سوم هم که بسته بود.
پس چجوری باید به مسیر ادامه بدیم؟
7_19_53_57.jpg

صبر کن! طبقه‌ی 4؟ بیمارستان که 3 طبقه بیشتر نداشت!
نتیجه: درسایلنت هیل حتی به نقشه‌ها هم کاملاً اعتماد نکنید.
7_19_54_13.jpg

این سکانس رو توی PC یادم نمیاد.
آلسا به سمت ورودی مغازه‌ی عتیقه‌فروشی میره.
ظاهراً دیر کردیم.

7_19_54_28.jpg
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or