بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    42

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

پس از گذشت ده سال از انتشار آخرین نسخه سایلنت هیل بالاخره کونامی در اکتبر سال 2022 نسخه جدیدی از این سری را با نام Silent Hill ƒ معرفی کرد. داستان بازی کاملا جدید خواهد بود و در سال 1960 و در ژاپن رخ میدهد و دنیایی زیبا ولی در عین حال وحشتناک را به تصویر میکشد. این بازی توسط NeoBards Entertainment در حال ساخت است و هنوز تاریخ انتشار آن مشخص نیست..
  1. نوشته شده توسط Ryūkishi07، مشهور برای رمان‌های تصویری ژاپنی که به معماهای قتل، وحشت روانی و فراطبیعی می‌پردازند.
  2. طراحی موجودات و شخصیت‌ها توسط kera
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: TBA (مشخص نیست)
پلتفرم‌ها: TBA (مشخص نیست)

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,611
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 166
آخرین ویرایش:
من قانع نشدم ، شما هم که مشخصه قانع نشدین ، حالا میگین چیکار کنیم بحث رو ادامه بدیم یا بگذریم :d
بی خیال میشویم.>:d:d
چه کاریه آخه هی من میگم، شما میگی، آخرش که معلومه لورا آدمه! چه بحثیه آخه؟!:d
 
آخرین ویرایش:
سلام
ماشالا صبر کنید منم برسم چه خبره؟:d
نمی‌دونم کدوم رو برای کدوم عزیزی می‌نویسم. خودتون پیدا کنید دیگه
==============================================================================
من 3 تا تریلر از DP دارم که حدود 177 مگ میشه.
==============================================================================
شهاب‌جان درباره پستچی بهترین چیزی که خوندم رو نوشتی. ممنونم. به نظرم پاسخ معمای پستچی همین باشه.
==============================================================================
در مورد حقیقت وجودی لورا و ماریا به موقع دلایلم رو می‌گم. فقط همین رو بگم که اعتقاد دارم هر دوی این شخصیت‌ها وجود خارجی ندارند. البته باز هم میگم مرز بین توهم و واقعیت تو سایلنت هیل مشخص نیست. اگه بود که دیگه بهش نمی‌گفتن سایلنت هیل
==============================================================================
در گذشته هم آدم‌هایی از ساکنین شهر بودند که دنبال کشتن ما نبودند.
==============================================================================
==============================================================================
ادامه
نمی‌خواستم وارد این بحث بشم همونطور که وارد بحث جیمز که آرتاس (خدابیامرز) راه انداخت نشدم. اما یه توضیح در مورد دو تا شخصیت SH2 یعنی لورا و ماریا بدم و برم.
آنتوان لاوی تو انجیل خودش میگه «مواظب او باش! او خود شیطان است اما زیباست»
آیا همه فرشته‌ها زیبا و مهربان هستند؟ ویا همه شیاطین کریه و نامهربان؟
این مطلبی که گفتم به هیچ وجه درست نیست که کذب محضه.
خوب نظرتون چیه؟ بنده رو چند وقته می‌شناسید؟ از کجا می‌دونید کی هستم؟
مونث هستم یا مذکر؟ شاید آرتاس باشم شاید اشکان! شاید آتوسا باشم که با یه نام کاربری دیگه وارد شدم؟
به اولین نفری که کنارتون هست نگاه کنید. حالا یه لحظه چشم‌تون رو ببندید و باز کنید و تو خیال‌تون اون رو حذف کنید. چی می‌بینید؟
مساله اینجاست که چه باور کنید چه نه،‌برداشت انسان از واقعیت چیزی به جز سیگنال‌هایی که توسط مغز از حواس دریافت میشن نیست. از دست دادن حافظه باعث میشه خیال و واقعیت گم بشن. مثل چیزی که تو رویا هنگام خواب می‌بینید. برای همین می‌گن انسان پس از مرگ احساس می‌کنه تمام چیزی که تو دنیا درک کرده خواب و خیالی بیشتر نبوده. مساله اینجاست که این دنیا در حقیقت یه توهم بیشتر نیست.
این چرندیات رو گفتم که چی بشه؟
وقتی تو زندگی عادی خودمون مرز خیال و واقعیت تا این حد نزدیک و غیر قابل تشخیص میشه دیگه از سایلنت هیل چه توقعی دارید.
اما بعد...
در مورد شریل بنده تمام و کمال نظرم رو گفتم نمیدونم یادتون هست یا نه.
پست شماره 3044
سلام
در مورد هنری هم نمیشه نظر قاطعانه داد چون اطلاعات کاملی از گذشته این شخصیت در دسترس نیست، چه دلیلی داشت که فقط شخصیتی مثل هنری در مسیر والتر قرار بگیره؟!
خب درباره‌ی هنری بعداً بحث می‌کنیم. ولی این آتوسا خانم هم بدجوری گیر داده به این هنری. هرچی ما بگیم ربطش میده به هنری. :((مثلاً من الان میگم برف‌پاک کن. اگه ربطش نداد!:d
خوب بیشتر در مورد خود شریل توضیح بدید، یعنی هویتش چیه پدر و مادر واقعیش چه کسانی بودند، به چه دلیلی سر راه گذاشته شد و دقیقاً توسط چه کسی؟
خب جواب این سوال رو دارم علی‌جان ولی با گفتنش ممکنه بن بشم. :-s
دوستان لازمه بگم مطلبی که به صورت پنهان قرار داره ممکنه حاوی مواردی باشه درست نباشه بعضی از دوستان بخونند. لازمه هشدار بدم.
می‌دونیم که آلسا در 7 سالگی سوزانده شد ولی نمرد. با این عمل و پس از آن تخم خدا (همون سامایل) در بدن آلسا قرار گرفت. این خدا همان Xuchilbara یا بختکی است که در LM از آن نام برده شده.
حال این سوال مطرح می شود که چگونه "خدا" در بدن آلسا نفوذ می کند؟ در کتاب LM که سازندگان جهت رفع ابهام یکسری از نکات منتشر کردند از موجودی که درون آلسا نفوذ می کند به عنوان "بختک" یاد می کنند. در بسیاری از ادیان و فرقه های دینی بختک به عنوان شیطانی شناخته می باشد که در هنگام خواب با زنان رابطه ج*سی برقرار می کند. در قسمتی از Silent Hill : Play Novel اشاره می شود که قرار دادن خدا در رحم Holy Mother of God حتما توسط موجودی صورت می پذیرد. خیلی ها بر این عقیده اند که آن موجود همان بختک می باشد.
آتش خالق شیطان (در اینجا همون سامایل) و باردار شدن زن بدون مرد چیزی‌ست که در فرقه‌های شیطان‌پرستی (به خصوص امروزی) امری پذیرفته تلقی می‌شود. با حلول بختک درون آلسا، موجودی به نام سامایل ایجاد می‌شود. در این بین آلسا که حالا دارای قدرت زیادی شده از این اتفاق استفاده می‌کنه و موجودی دیگه‌رو خلق می‌کنه و بخشی از پازل «مادر مقدس خدا» خودش رو درون اون پنهان و بدون اطلاع دالیا و دیگران در جایی بیرون از شهر مخفی می‌کنه.
حتی میشه شریل رو همزاد یا دوقلوی پاک سامایل و در حقیقت، متاترون بنامیم.
در مورد ماهیت شهر و نحوه‌ی فراخوانی‌ها هم نظرم رو گفتم.
لپ مطلب اینکه بنده برای شهر قائل به روح و ذات نیستم که بتونه کسی رو فراخوانی کنه. مثال هم زدم. یه موتور بازی‌سازی که افرادی خاص با قدرت‌های مخصوص به خود از اون برای ساختن دنیای ذهن خودشون و دعوت از افرادی دیگه استفاده می‌کنند. مری جیمز رو وارد دنیای ذهن خودش کرد. آلسا مجبور شد شریل رو وارد کنه. والتر قربانی‌های خودش رو انتخاب و وارد کرد.
این رو هم گفتم که سیاهی و یا سپیدی انسان‌ها رو قبول ندارم. همه انسان‌ها خاکستری هستند فقط درصدشون متفاوته.
خب
لورا و ماریا نه فرشته بودند نه شیطان. دو تجسم از دو نیمه مری بودند که جیمز درک کرده بود. ماریا تجسم نیمه مری که جیمز می‌پسندید و لورا تجسم نیمه مری که جیمز نمی‌پسندید.
 
آخرین ویرایش:
بسیار زیبا بود مسعود جان.
خوب اگر میشه یکم بیشتر در مورد لورا توضیح بده، در مورد رابطش با ادی بگو. آیا ادی و آنجلا هم زاده ذهن جیمزند؟
و در مورد ماریا، آیا واقعاً جسم و حقیقتی رو برای ماریا در نظر نمیگیری؟ یعنی ماریا هم فقط یک تجسم بود؟ در صورت مثبت بودن جواب، پس ما در سناریوی Born From A Wish فقط سرگذشت یک موجود خیالی رو که زاده ذهن فرد دیگه‌ای هست دنبال می‌کنیم؟
اگر هم لورا و هم ماریا جسم حقیقی بودند ولی جلوه گر ذهنیات جیمز بودند(فقط برای ما) پس ادی و آنجلا چه صفتی(یا بخشی از وجود) جیمز رو جلوه می‌دادند؟ البته کلاً من با این نظریه مخالفم، فقط میخوام حرفت رو تکمیل کنی.
 
جیمز یه شخصیتی بین گناهکار و بیگناه داشت صرفا باید یه موجودی این وسط وجود می داشت که جیمز رو آزار بده !
ممنون هنری!!! عالی و کامل و جامع!!!
عذر میخوام شهر این وسط چه کاره بود؟ یا جونورای توش؟ این همه وسایل عذاب،اونوقت لورا میشه فرشته عذاب؟ پس تو اسم شهر رو چی میذاری؟
 
سلام دوستان.نمیدونم تا حالا به آهنگ The Reverse Will که ماله Sh2 هست گوش کردید یا نه.
اگر گوش کرده باشید متوجه صدای لورا مشید که آنچنان مشخص نیست چی میگه ولی اگه خیلی دقت کنید اون میگه:
now i lay me down to sleep
i pray the lord my soul to keep
if i should i die before i wake
i pray the lord my soul to take
که ترجمه اش میشه این
حالا من دارز میکشم تا بخوابم
من به درگاه ارباب دعا میکنم روحم را محافظت کند
اگر من باید بمیرم قبل از اینکه بیدار شوم
من به درگاه ارباب دعا میکنم روحم را بپذیرد
حالا سوالی که پیش میاد اینه که این ارباب یا خدا چه کسیه؟منظورش خدای سایلنت هیله یا چیزه دیگه ای؟
اصلا این دعا چه معنی میتونه داشته باشه؟
راستی ترجمه اسم آهنگ هم میشه "آرزوی معکوس"یا " دعای معکوس" یا چیزی تو همین مایه ها.
 
سلام دوستان.نمیدونم تا حالا به آهنگ The Reverse Will که ماله Sh2 هست گوش کردید یا نه.
اگر گوش کرده باشید متوجه صدای لورا مشید که آنچنان مشخص نیست چی میگه ولی اگه خیلی دقت کنید اون میگه:
now i lay me down to sleep
i pray the lord my soul to keep
if i should i die before i wake
i pray the lord my soul to take
که ترجمه اش میشه این
حالا من دارز میکشم تا بخوابم
من به درگاه ارباب دعا میکنم روحم را محافظت کند
اگر من باید بمیرم قبل از اینکه بیدار شوم
من به درگاه ارباب دعا میکنم روحم را بپذیرد
حالا سوالی که پیش میاد اینه که این ارباب یا خدا چه کسیه؟منظورش خدای سایلنت هیله یا چیزه دیگه ای؟
اصلا این دعا چه معنی میتونه داشته باشه؟
راستی ترجمه اسم آهنگ هم میشه "آرزوی معکوس"یا " دعای معکوس" یا چیزی تو همین مایه ها.

این یه دعای قبل از خواب هست که بچه های یتیم خونه می خونن !!! wait من این دعا رو یه جای دیگه غیر از بازی هم شنیدم !!! آها فیلم سایلنت هیل اون صحنه ای که کریستوفر وارد یتیم خونه ای در برهام میشه زمان خوابه بچه هاس و بچه ها این دعا رو می خونن !
تا جایی که می دونم توی فیلم این یتیم خونه توسط یه سازمان مذهبی و مسیحی تاسیس کنترل میشه پس ارباب یا لورد همون خدا هست(نه خدای سایلنت هیل!)
 
این یه دعای قبل از خواب هست که بچه های یتیم خونه می خونن !!! wait من این دعا رو یه جای دیگه غیر از بازی هم شنیدم !!! آها فیلم سایلنت هیل اون صحنه ای که کریستوفر وارد یتیم خونه ای در برهام میشه زمان خوابه بچه هاس و بچه ها این دعا رو می خونن !
تا جایی که می دونم توی فیلم این یتیم خونه توسط یه سازمان مذهبی و مسیحی تاسیس کنترل میشه پس ارباب یا لورد همون خدا هست(نه خدای سایلنت هیل!)
خب پس از این حرفه شما میشه اینطور نتیجه گرفت که لورا در یتیم خونه قبلا زندگی میکرده و این دعا رو از اونجا یاد گرفته.
ولی از طرف دیگه هم شاید منظور لورا از "Lord", خدای سایلنت هیل باشه.کی میدونه!!؟
نمیشه 100% گفت که کدوم یکی درسته و کدوم یکی نیست.
 
کلا تمام این بچه هایی که توی سایلنت هیل هستن، از یتیم خونه اومدن که توی شماره 4 یتیم خونه رو میبینیم!!!:d
والتر هم توی اون یتیم خونه بود.........:((
 
سلام . دوستان من با حرف های مسعود جان بسیار موافق هستم . در دنیای امروزی هم تشخیص هویت افراد بسیار سخت است چه برسد به سایلنت هیل که کاملا به یک کابوس شبیه است. دوستان شما گفتید لورا و والتر در یتیم خانه بودند ؟؟ می شود بیشتر توضیح بدهید:-/
 
سلام شهاب جان!
هنری الان جوابتو میده چون کامل و جامع بلده.....
بچه ها نظری دارین که به خاطرش نظر سنجی رو عوض کنیم؟:-/
هنری-علی-اتوسا-شهاب-Silent -Dream و بقیه؟ و صد البته!!! Leon.Fox عزیز!!! که از حماقت فراموشش کردیم؟؟!!!
 
آخرین ویرایش:
سلام شهاب جان!
هنری الان جوابتو میده چون کامل و جامع بلده.....
بچه ها نظری دارین که به خاطرش نظر سنجی رو عوض کنیم؟:-/
هنری-علی-اتوسا-شهاب-Silent -Dream و بقیه؟
خوب فکر کنم همین عنوان نظرسنجی رو باید برای نسخه دوم قرار بدیم، یعنی شخصیت فرعی برگزیده در نسخه دوم، ولی هنوز پرونده نسخه سوم کامل بسته نشده!
 
بچه ها نظری دارین که به خاطرش نظر سنجی رو عوض کنیم؟:-/
هنری-علی-اتوسا-شهاب-Silent -Dream و بقیه؟
به نظر منم عوض شه بهتره...
در ضمن... نمی خواستم بدون اینکه مخاطب قرار داده بشم جواب بدم... شرمنده به خاطر فضولی...
;)

---------- نوشته در 07:34 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 07:32 PM ارسال شده بود ----------

خوب فکر کنم همین عنوان نظرسنجی رو باید برای نسخه دوم قرار بدیم، یعنی شخصیت فرعی برگزیده در نسخه دوم
چرا شخصیت های فرعی بچه ها...؟

---------- نوشته در 07:35 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 07:34 PM ارسال شده بود ----------

ولی هنوز پرونده نسخه سوم کامل بسته نشده!
آره...
من که دوباره یادم رفت اصلاً کجا بودیم...
 
سلام
بسیار زیبا بود مسعود جان.
ممنون علی‌جان. لطف داری
خوب اگر میشه یکم بیشتر در مورد لورا توضیح بده، در مورد رابطش با ادی بگو. آیا ادی و آنجلا هم زاده ذهن جیمزند؟
زاده‌ی ذهن جیمز نه. در مورد SH2 معتقدم اون دنیای ذهن جیمز نیست. بلکه دنیای ذهن مری‌ست. حقیقتش نمی خواستم الان درباره‌ی SH2 و شخصیت هاش چیزی بگم ولی... میگم;)
دخمه‌ی قبور رو به یاد بیارید.
65805775521900323281.jpg

37167258370905340352.jpg
69121141834787458727.jpg
یکی از دلایل بنده برای موهوم خواندن لورا و ماریا اینجاست. هیچ قبری برای اون دو تا یا حداقل برای ماریا در نظر گرفته نشده. مساله دوم اینه که تمامی راه‌ها برای رسیدن به هتل مسدود شده. اگه لورا یه موجود واقعی بود باید از همون مسیری می‌رفت که جیمز رفت.
و در مورد ماریا، آیا واقعاً جسم و حقیقتی رو برای ماریا در نظر نمیگیری؟ یعنی ماریا هم فقط یک تجسم بود؟ در صورت مثبت بودن جواب، پس ما در سناریوی Born From A Wish فقط سرگذشت یک موجود خیالی رو که زاده ذهن فرد دیگه‌ای هست دنبال می‌کنیم؟
می‌دونیم که تو عرضه‌ی اولیه‌ی SH2 برای PS2 این بازی فرعی وجود نداشت. درسته؟ ماریا قبلاً وجود داشته. یه رقصنده و یا شاید یه استریپر تو HN بوده. اما این ماریایی که تو بازی هست فقط ترسیم ذهنی مری از اون شخصیته و به نظر من واقعی نیست. یه مطلب دیگه اینه که وجود ارنست بالدوین رو چجوری میشه تفسیر کرد؟
یه نکته‌ی دیگه. تا جاییکه یادمه تو نسخه‌ی انگلیسی جای جیمز یکی از برادران بالدوین صحبت کرده.
اگر هم لورا و هم ماریا جسم حقیقی بودند ولی جلوه گر ذهنیات جیمز بودند(فقط برای ما) پس ادی و آنجلا چه صفتی(یا بخشی از وجود) جیمز رو جلوه می‌دادند؟ البته کلاً من با این نظریه مخالفم، فقط میخوام حرفت رو تکمیل کنی.
بنده قبلاً یه نظریه در مورد آلسا گفتم و اون «برخورد دنیاها» بود. خب اینجا رو هم میشه با اون توضیح داد. مری،‌ تو دنیای ذهنش آنجلا و ادی رو به جیمز نشون داد. اما به چه دلیل؟
به نظره بنده: هر دوی اونها فرد یا افرادی رو به قتل رسوندند. آنجلا ابتدا پدش و بعد خودش رو و ادی هم هر کی رو مسخره‌اش کرده. قبول؟ جیمز هم که مری رو کشته. مری اون دو شخصیت رو در مسیر جیمز قرار داده تا بتونه خودش رو با اونها مقایسه کنه اما چه مقایسه‌ای؟ وجوه اشتراک و تفاوت جیمز با ادی و آنجلا چیه؟
ممنون هنری!!! عالی و کامل و جامع!!!
عذر میخوام شهر این وسط چه کاره بود؟ یا جونورای توش؟ این همه وسایل عذاب،اونوقت لورا میشه فرشته عذاب؟ پس تو اسم شهر رو چی میذاری؟
کوچیک برادر تغییر اسم داده هم هستم. خودت میگی وسیله دیگه. وسیله که از خودش اختیار نداره. شهر به نظر من یه چیزی شبیه موتور بازی‌سازی گرافیکی مثل Unreal 3 و Cryengine3 میمونه
سلام دوستان.نمیدونم تا حالا به آهنگ The Reverse Will که ماله Sh2 هست گوش کردید یا نه.
اگر گوش کرده باشید متوجه صدای لورا مشید که آنچنان مشخص نیست چی میگه ولی اگه خیلی دقت کنید اون میگه:
now i lay me down to sleep
i pray the lord my soul to keep
if i should i die before i wake
i pray the lord my soul to take
که ترجمه اش میشه این
حالا من دارز میکشم تا بخوابم
من به درگاه ارباب دعا میکنم روحم را محافظت کند
اگر من باید بمیرم قبل از اینکه بیدار شوم
من به درگاه ارباب دعا میکنم روحم را بپذیرد
حالا سوالی که پیش میاد اینه که این ارباب یا خدا چه کسیه؟منظورش خدای سایلنت هیله یا چیزه دیگه ای؟
اصلا این دعا چه معنی میتونه داشته باشه؟
راستی ترجمه اسم آهنگ هم میشه "آرزوی معکوس"یا " دعای معکوس" یا چیزی تو همین مایه ها.
این یه دعای قبل از خواب هست که بچه های یتیم خونه می خونن !!! wait من این دعا رو یه جای دیگه غیر از بازی هم شنیدم !!! آها فیلم سایلنت هیل اون صحنه ای که کریستوفر وارد یتیم خونه ای در برهام میشه زمان خوابه بچه هاس و بچه ها این دعا رو می خونن !
تا جایی که می دونم توی فیلم این یتیم خونه توسط یه سازمان مذهبی و مسیحی تاسیس کنترل میشه پس ارباب یا لورد همون خدا هست(نه خدای سایلنت هیل!)
چه نکته‌ی دقیق و جالبی. خداییش خیلی حال کردم با این نکته‌سنجی هر دوی شما.
میدونیم که فیلم بعد از بازی ساخته شده. پس ملاک اصلی بازیه. ولی در کل باز هم Lord بیشتر از اونکه معنی خدای متعارف رو بده، یادآور خدایان پاگانیه. دقیقاً مثل افسانه The Lord Of The Rings.
دوستان شما گفتید لورا و والتر در یتیم خانه بودند ؟؟ می شود بیشتر توضیح بدهید:-/
والتر تو یتیم‌خانه بوده درست، ولی لورا نه.
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

تبلیغات متنی

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or