بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    42

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

پس از گذشت ده سال از انتشار آخرین نسخه سایلنت هیل بالاخره کونامی در اکتبر سال 2022 نسخه جدیدی از این سری را با نام Silent Hill ƒ معرفی کرد. داستان بازی کاملا جدید خواهد بود و در سال 1960 و در ژاپن رخ میدهد و دنیایی زیبا ولی در عین حال وحشتناک را به تصویر میکشد. این بازی توسط NeoBards Entertainment در حال ساخت است و هنوز تاریخ انتشار آن مشخص نیست..
  1. نوشته شده توسط Ryūkishi07، مشهور برای رمان‌های تصویری ژاپنی که به معماهای قتل، وحشت روانی و فراطبیعی می‌پردازند.
  2. طراحی موجودات و شخصیت‌ها توسط kera
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: TBA (مشخص نیست)
پلتفرم‌ها: TBA (مشخص نیست)

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,611
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 166
آخرین ویرایش:
تئوري من در مورد انديگ ها اينطوره
به نظر من انديگ leave پايان خوب قضيه باشه ببينيد لورا توي بازي خيلي از واقعيت ها رو به جيمز نشون داد همونطور كه سر هرمي بسياري از واقعيت ها رو جلوي چشم جيمز آورد خروج جيمز به همراه لورا مي تونه به معناي اين باشه كه جيمز با پذيرش حقيقت شهر رو ترك كرد
انديگ ماريا به نظرم انديگ مجازات بازيه در آخر بازي بعد از كشتن ماري جيمز با ماريا شهر رو ترك مي كنه ولي وقتي مي خوان از شهر خارج بشن ماريا شروع به سرفه كردن مي كنه ماريا نمادي عكس سر هرمي داشت تو بازي شخصي كه شباهت باورنكردني به ماري همسر جيمز داشت و فقط يه مقدار سكسي تر بود ماريا يكي از افرادي بود كه وجود خارجي نداشت چندين بار توسط سر هرمي كشته شد ولي بار ديگه ما اونو ديديم خروج جيمز به همراه ماريا مي تونه نماد از روي برگردوندن از حقيقت براي جيمز باشه و اون سرفه ها نشان اينكه روز از نو روزي از نو
پايان in water شايد معقولانه ترين پايان براي بازي و شايد پايان اصلي بازي جيمز كه آخر كار واقعيت رو مي فهمه و اونو قبول مي كنه مي بينه كه نمي تونه بدون ماري زندگي كنه دست به خود كشي مي زنه تا بلكه دوباره ماري رو جاي ديگه ملاقات كنه
در مورد پايان هاي ديگه هم نظري ندارم

اتفاقا با پستی که جناب horror08 گذاشتن منم میخواستم دقیقا همین نظرو بدم. پایان ماریا پایان عشقولانه ای نیست. چه ما چه جیمز، لحظه اول فکر میکنیم ایول اکی شد و جیمز به ماریا و نیمه ی لذت طلبش رسید و از غم هاش رها شد. اما لحظه اخر میبینیم که ماریا سرفه میکنه. کاملا نشون میده اون هم مریضه. در حقیقت جیمز اینجور عذاب میشه که تا ابد و واسه همیشه با نیمه ای که از مری که عذابش میداد و سبب شد نهایتا مرتکب قتل بشه(مریضی و بی روحی مری) همراهه و راه فراری نداره. این دقیقا عذاب جیمز هست. اون هیچوقت به مری یا ماریای سک سی نمیرسه. پایان leave هم جیمز با فهمیدن حقیقت و شهودی که از عملش و گناهش بهش دست میده و پذیرفتن گناهش و بعد از تحمل اون عذاب ها به همراه دختربچه که نماد پاکی و معصومیت هست شهر رو ترک میکنه. همراه شدن جیمز با تنها فرد پاک شهر نماد پاک شدن و بخشش جیمز هست.
 
سلام
اتفاقا با پستی که جناب horror08 گذاشتن منم میخواستم دقیقا همین نظرو بدم. پایان ماریا پایان عشقولانه ای نیست. چه ما چه جیمز، لحظه اول فکر میکنیم ایول اکی شد و جیمز به ماریا و نیمه ی لذت طلبش رسید و از غم هاش رها شد. اما لحظه اخر میبینیم که ماریا سرفه میکنه. کاملا نشون میده اون هم مریضه. در حقیقت جیمز اینجور عذاب میشه که تا ابد و واسه همیشه با نیمه ای که از مری که عذابش میداد و سبب شد نهایتا مرتکب قتل بشه(مریضی و بی روحی مری) همراهه و راه فراری نداره. این دقیقا عذاب جیمز هست. اون هیچوقت به مری یا ماریای سک سی نمیرسه. پایان leave هم جیمز با فهمیدن حقیقت و شهودی که از عملش و گناهش بهش دست میده و پذیرفتن گناهش و بعد از تحمل اون عذاب ها به همراه دختربچه که نماد پاکی و معصومیت هست شهر رو ترک میکنه. همراه شدن جیمز با تنها فرد پاک شهر نماد پاک شدن و بخشش جیمز هست.
در مورد ماریا، منم تقریباً همین نظر رو دارم. برای همین تو پست معرفی پایان‌ها،‌جلوی عبارت «پایان عشقولانه» هم علامت سوال گذاشتم هم نوشتم «شاید».
اما بیماری ماریا رو خیلی قبل‌تر از سرفه‌هاش تو سکانس نهایی پایان Maria متوجه میشیم. توی اتاق S3 بیمارستان. اینکه چرا این بیماری‌ها تو بانوان شماره 2 زیاده، بحثش جداست اما علائم ماریا هم دقیقاً شبیه مری هست یعنی سرفه. از همون جا متوجه بیماری اون میشیم. برای همین ماریا از ما قول گرفت و بعد که زدیم زیر قول‌مون شاکی شد.
اما در مورد لورا، خیلی بحث شده که این شخصیت اصلاً وجود خارجی داره یا نه. اینکه لقب معصومیت اصولاً وجود داره یا نه و اگه وجود داره، قابل اعطا به لورا هست یا نه. به نظرم لورا بیشتر نماد قسمتی از مری هست که جیمز اون رو نمی‌پسنده؛ اون نسبت به جیمز صریح و رک، بی‌ملاحظه در گفتار و رفتار، تا حدودی خشن و خیلی سرتق هست، درست نقطه‌ی مقابل ماریا که مدام با جیمز مهربانانه‌ها و رمانتیک برخورد می‌کنه و گوش به حرف اونه و اصرار به تماس فیزیکی تحریک‌کننده داره. این دو بعد شخصیت مری رو میشه تو نامه‌ی آخر بازی، تو مکالمه‌ی راهرو انتهای بازی و در کل هر قسمتی از بازی که حضور مری پر رنگ میشه حس کرد.
 
آخرین ویرایش:
سلام

100%
اصل عدم قطعیت هم یعنی همین. هیچ چیز قطعی نیست جز همین اصل.
منم این موضوع رو قبول دارم که فهمیدن یک موضوع با درکش و قبول کردنش فرق دار و بهش هم اشاره کردم.
در این مورد اختلافی نداریم.
اختلاف نظرمون اونجاست که تو کدوم پایان، جیمز قبول کرده و تو کدوم پایان هنوز خر خودش رو سواره.
محمد‌جان بدم نمیاد سر این موضوع بیشتر بحث کنیم. :bighug:
======================================================
همین‌جا یه موضوع رو بگم.
اینکه با هم اختلاف نظر داشته باشیم نه تنها طبیعیه بلکه خیلی هم خوبه. مگه میشه زیر پهنه آسمون 2تا آدم پیدا کرد که تو همه‌چیز یکسان فکر کنند.
مهم اینه که در مورد این اختلاف نظر خیلی دوستانه بحث بشه.
منم روی همین اصل نظرم رو میگم. ممکنه این نظر همسو با نظر بعضی دوستان باشه و با نظر دوستان دیگه غیرهمسو.
======================================================
ببخشید من همیشه پست ها و تحلیل هاتون رو رو می خوندم ولی اسمتون رو نمی دونم :d
کاملا تو همین عدم قطعیت با شما موافقم یکی از دلایلی که سایلنت هیل 2 تبدیل به یه بازی رویایی و افسانه ای شده همین نکته است که بعد از نزدیک به 14 سال هنوز که هنوزه نمیشه در مورد این بازی با قطعیت نظر داد
اما در مورد بحثمون دوستمون پایین به نکات بسیار خوبی اشاره کرد اولین نکته دلایل قتل ماری به دست جیمز بود چه چیزی تو ماری باعث شده بود که جیمز ازش خسته بشه و عذاب بکشه و حتی به خاطرش ماری رو بکشه ؟؟؟جواب ساده است بیماری ماری در انتهای اندینگ ماریا می بینم که ماریا نیمه ای از ماری که جیمز همیشه عاشقش بود شروع به سرفه کردن می کنه دقیقا چیزی در ماری که باعث عذاب جیمز میشد در ماریا هم هست دقیقا همون قضیه روز از نو
اما اندیگ leave بازم ارجاع میدم به پست دوستمون لورا تو بازی نماد پاکی و معصومیت بود خروج جیمز به همراه نماد پاکی نشون از بخشش جیمز میده
پایان in water هم شاید من از کلمه اشتباهی استفاده کردم به نظرم پایان منصفانه بهتر باشه
اتفاقا با پستی که جناب horror08 گذاشتن منم میخواستم دقیقا همین نظرو بدم. پایان ماریا پایان عشقولانه ای نیست. چه ما چه جیمز، لحظه اول فکر میکنیم ایول اکی شد و جیمز به ماریا و نیمه ی لذت طلبش رسید و از غم هاش رها شد. اما لحظه اخر میبینیم که ماریا سرفه میکنه. کاملا نشون میده اون هم مریضه. در حقیقت جیمز اینجور عذاب میشه که تا ابد و واسه همیشه با نیمه ای که از مری که عذابش میداد و سبب شد نهایتا مرتکب قتل بشه(مریضی و بی روحی مری) همراهه و راه فراری نداره. این دقیقا عذاب جیمز هست. اون هیچوقت به مری یا ماریای سک سی نمیرسه. پایان leave هم جیمز با فهمیدن حقیقت و شهودی که از عملش و گناهش بهش دست میده و پذیرفتن گناهش و بعد از تحمل اون عذاب ها به همراه دختربچه که نماد پاکی و معصومیت هست شهر رو ترک میکنه. همراه شدن جیمز با تنها فرد پاک شهر نماد پاک شدن و بخشش جیمز هست.

ممنون دوست عزیز نکات مهمی رو گوش زد کردید
 
سلام
ببخشید من همیشه پست ها و تحلیل هاتون رو رو می خوندم ولی اسمتون رو نمی دونم :d
کاملا تو همین عدم قطعیت با شما موافقم یکی از دلایلی که سایلنت هیل 2 تبدیل به یه بازی رویایی و افسانه ای شده همین نکته است که بعد از نزدیک به 14 سال هنوز که هنوزه نمیشه در مورد این بازی با قطعیت نظر داد
اما در مورد بحثمون دوستمون پایین به نکات بسیار خوبی اشاره کرد اولین نکته دلایل قتل ماری به دست جیمز بود چه چیزی تو ماری باعث شده بود که جیمز ازش خسته بشه و عذاب بکشه و حتی به خاطرش ماری رو بکشه ؟؟؟جواب ساده است بیماری ماری در انتهای اندینگ ماریا می بینم که ماریا نیمه ای از ماری که جیمز همیشه عاشقش بود شروع به سرفه کردن می کنه دقیقا چیزی در ماری که باعث عذاب جیمز میشد در ماریا هم هست دقیقا همون قضیه روز از نو
اما اندیگ leave بازم ارجاع میدم به پست دوستمون لورا تو بازی نماد پاکی و معصومیت بود خروج جیمز به همراه نماد پاکی نشون از بخشش جیمز میده
پایان in water هم شاید من از کلمه اشتباهی استفاده کردم به نظرم پایان منصفانه بهتر باشه
ارادتمند تون مسعودم.
من هنوز مطمئن جيمز مري رو كشته باشه. منظورم اينه كه اصلاً قتلي در هست يا نه. حتي با وجود اون ويديو.
از طرف ديگه، اگه قتلي در كار بوده باشه،‌ و علت اون هم بيماري مري باشه، بايد ديد بيماريش چي بوده. چندتا سرفه ناقابل كه اين حرفا رو نداره. :d
 
ببخشید من همیشه پست ها و تحلیل هاتون رو رو می خوندم ولی اسمتون رو نمی دونم :d
کاملا تو همین عدم قطعیت با شما موافقم یکی از دلایلی که سایلنت هیل 2 تبدیل به یه بازی رویایی و افسانه ای شده همین نکته است که بعد از نزدیک به 14 سال هنوز که هنوزه نمیشه در مورد این بازی با قطعیت نظر داد
اما در مورد بحثمون دوستمون پایین به نکات بسیار خوبی اشاره کرد اولین نکته دلایل قتل ماری به دست جیمز بود چه چیزی تو ماری باعث شده بود که جیمز ازش خسته بشه و عذاب بکشه و حتی به خاطرش ماری رو بکشه ؟؟؟جواب ساده است بیماری ماری در انتهای اندینگ ماریا می بینم که ماریا نیمه ای از ماری که جیمز همیشه عاشقش بود شروع به سرفه کردن می کنه دقیقا چیزی در ماری که باعث عذاب جیمز میشد در ماریا هم هست دقیقا همون قضیه روز از نو
اما اندیگ leave بازم ارجاع میدم به پست دوستمون لورا تو بازی نماد پاکی و معصومیت بود خروج جیمز به همراه نماد پاکی نشون از بخشش جیمز میده
پایان in water هم شاید من از کلمه اشتباهی استفاده کردم به نظرم پایان منصفانه بهتر باشه


ممنون دوست عزیز نکات مهمی رو گوش زد کردید
خواهش میکنم دوست من. موضوع خوبیه با تشکر از شما و جناب msbazicenter
 
سلام
خواهش میکنم دوست من. موضوع خوبیه با تشکر از شما و جناب msbazicenter
قربان شما:bighug:
بیماری مری هرچی بوده، عوارض ظاهری هم داشته. حتی تو اون نوار ویدیویی میشه تشخیص داد صورت مری خراب شده. وگرنه چه دلیلی داشته ملاقات بین جیمز و مری ناراحت‌کننده باشه.
این نکته رو سازندگان ویدیوی A Silent Hill Story - LOST DAYS هم پیاده کردن.
 
من اشتباهی به Dog رای دادم:-"

ولی نظر خودم In Water هست.غرق شدن یکی از ترسناک ترین مرگ ها برای من بوده از بچه گی(مثل ارتفاع)ولی با اینحال با توجه به اون عشقی که جیمز به مری داشته اگر منم جای جیمز بودم خودمو میکشتم(فقط نه بخاطر مرگ مری)

زندگی خیلی کوتاه تر از این هست که بخوای خودتو سرگرم کنی یا دلتو به چیزای دیگه خوش کنی یا منتظر این باشی که زمان همه چیزو درست کنه البته جیمز کل بازی حقیقت رو پشت سرش قایم کرده بود Anyway.پایان In Water معقولتر از بقیه میاد.

....................

کاشکی یه پایان هم بود که میدیدم مری زندست جیمز مرده:d
 
من به پایانی که برا اولین بار که بازی رو تموم کردم رای دادم :d فقط بخاطر خاطره انگیز بودنش وگرنه پایان leave برام بهترین بود

آقای طراح سوال: آغا این "بهترین" و "خاطره انگیز ترین" دو مقوله جداگانه هست بنظرم:d یا حداقلش مبهمه!
 
سلام
من منتظر رای یه دوست گرامی هستم بعد میام پای صندوق. یه موقع خدای ناکرده با هم در یک اردوگاه قرار نگیریم. :-"
===============================================
من اشتباهی به Dog رای دادم:-"
امیدوارم از راه‌های اشتباه،‌ این اشتباه رو تصحیح نکنی. :-" :d
ولی نظر خودم In Water هست.غرق شدن یکی از ترسناک ترین مرگ ها برای من بوده از بچه گی(مثل ارتفاع)ولی با اینحال با توجه به اون عشقی که جیمز به مری داشته اگر منم جای جیمز بودم خودمو میکشتم(فقط نه بخاطر مرگ مری)

زندگی خیلی کوتاه تر از این هست که بخوای خودتو سرگرم کنی یا دلتو به چیزای دیگه خوش کنی یا منتظر این باشی که زمان همه چیزو درست کنه البته جیمز کل بازی حقیقت رو پشت سرش قایم کرده بود Anyway.پایان In Water معقولتر از بقیه میاد.
اون عشق چقدر واقعی بوده. به تمام وجود مری عشق می‌ورزیده یا یه قسمتی‌ش؟ این مهمه.
به محل قرار گرفتن چراغ قوه دقت کنید. خیلی معنی داره.
Light_01.jpg
کاشکی یه پایان هم بود که میدیدم مری زندست جیمز مرده:d
باید منتظر Silent hill 2: Shattered Memories‌ باشی. :d
من به پایانی که برا اولین بار که بازی رو تموم کردم رای دادم :d فقط بخاطر خاطره انگیز بودنش وگرنه پایان leave برام بهترین بود
چه عجب ما شما رو اینجا زیارت کردیم. :x
آقای طراح سوال: آغا این "بهترین" و "خاطره انگیز ترین" دو مقوله جداگانه هست بنظرم:d یا حداقلش مبهمه!
سر نظرسنجی قبلی هم میلاد همین سوال رو مطرح کرد.
خب پس به این نتیجه می‌رسیم که اون تناقض تو عنوان نظرسنجی نیست. بلکه تو ذهن مخاطب شکل می‌گیره. اتفاقاً دلیل انتخاب این عنوان هم همین بوده.
یکی دوست داره فراتر از سلیقه‌ش و کاملاً در چهارچوب اصول و منطق گزینه انتخاب کنه. یکی اصلاً دوست داره هنجارگریزی کنه. یکی دیگه کاری به اصول نداره و کاملاً سلیقه‌ای رفتار می‌کنه. یکی دنبال تنوع میره و یکی هم این میون دچار پارادوکس میشه که بین سلیقه و اصولش (بین دل و عقل یا بین احساس و منطق) کدوم رو انتخاب کنه.
یعنی یه جورایی انتخاب بین بهترین و خاطره‌انگیزترین هم هست. این موضوع تو این شماره خیلی جلوه نمی‌کنه اما تو شماره‌ی 2 کاملاً محسوس میشه. جاییکه اسم پایان‌ها کمکی به انتخاب نمی‌کنه هیچ،‌ آدم رو مستاصل می‌کنه و گیر میندازه.
موضوع اینه که رای دهنده اول باید بین «بهترین» و «خاطره‌انگیز‌ترین» انتخاب کنه. پس باید هر کدوم رو برای خودش تعریف کنه. خیلی مفصل میشه در این مورد توضیح داد اما ترجیح میدم توضیحی نداشته باشم. :d
 
آخرین ویرایش:
بار اول که بازیو تموم کردم پایان leave رو گرفتم ولی چندان ازش خوشم نیومد. یجورایی بهش نمیخورد اینطور تموم بشه
In water بهترین پایانیه که SH2 میتونست داشته باشه. در واقع این پایان بازی رو کامل و تبدیل به یه شاهکار کردش.
پس به همون In water رای دادم
 
سلام
@abouzar337
یه موضوعی برای بنده نامفهومه. کسی غیر از کاکو، اولین بار پایان Ribirth رو گرفته؟ :-b
مگه میشه ؟! تا اونجایی که یادمه برای این که اون آیتمای مقدس تو بازی پدیدار بشن باید یک بار بازی رو تموم می کردیم.
 
سلام
اون عشق چقدر واقعی بوده. به تمام وجود مری عشق می‌ورزیده یا یه قسمتی‌ش؟ این مهمه.
به محل قرار گرفتن چراغ قوه دقت کنید. خیلی معنی داره.

یعنی منظورت اینه که عشق جیمز از روی شهوت هوس بوده؟؟/:):d

پس قضیه خودکشی چی؟:dالبته با توجه به پایان In Water بازترش کن:d

باید منتظر Silent hill 2: Shattered Memories‌ باشی. :d

بله!!/:):d

ولی حداقل دل من خنک میشد:d
 
سلام
مگه میشه ؟! تا اونجایی که یادمه برای این که اون آیتمای مقدس تو بازی پدیدار بشن باید یک بار بازی رو تموم می کردیم.
دقیقاً همین‌جاش نامفهومه. :d
یعنی منظورت اینه که عشق جیمز از روی شهوت هوس بوده؟؟/:):d
پس قضیه خودکشی چی؟:dالبته با توجه به پایان In Water بازترش کن:d
نبوده؟؟!! :-/
خودکشی جیمز به چه دلیلی هست؟ اینکه دوباره با مری باشه؟
کدوم مری؟ (شخصیت SH2 رو میگما، به دستگاه گوارش ربطی نداره/:) )
مری که خودش می‌شناخت یا مری که لورا می‌شناخت یا مری که دوست داشت داشته باشه؟
اگه نگیم هوس،‌ دست کم عشق جیمز به مری توام با درصد بالایی خودخواهی بوده.
ولی حداقل دل من خنک میشد:d
یعنی خاطرات یه نسل به نابودی کشیده بشه تا دلت خنک بشه؟ /:)
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

تبلیغات متنی

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or