بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
از ماساهیرو پرسیدن دوست داری یه بار دیگه تیم سایلنت شکل بگیره و یه سایلنت هیل دیگه بسازه (به دنبال مصاحبه ای که با یامائوکا شد و ازش همین سوال رو پرسیدن). جوابش غیر منتظره بود:

qpfj_555.jpg

گفته فقط در صورتی که بازی یه ادامه نباشه و مجبور نباشه از کله هرمی استفاده کنه یا اینکه بتونه همون شروع بازی اونو بکشه!

گفته خسته شده از بس کله هرمی رو توی عناوین مختلف سایلنت هیل دیده و هر جایی ازش استفاده میکنن و به طور کلی خیلی نمادین شده و دیگه اون یونیک بودن خودش رو نداره و اون چیزی نیست که براش ساخته شده (برای جیمز مرحوم ساخته شده بوده و انعکاس اعمالش بود اصولا که خب تبدیلش کردن به یه جونوری که به دنبال مجازاته)
واقعا اوردنش تو HC خیلی اشتباه بزرگی بود اصلا از اول تا اخرش اضافی بود تو بازی:D از اون بدتر بودنش تو فیلم دوم سایلنت هیل بود که اصلا حرفی برای گفتن نمی زاره:-&
 
سلام
از ماساهیرو پرسیدن دوست داری یه بار دیگه تیم سایلنت شکل بگیره و یه سایلنت هیل دیگه بسازه (به دنبال مصاحبه ای که با یامائوکا شد و ازش همین سوال رو پرسیدن). جوابش غیر منتظره بود:
انصافاً اگه غیر از این میگفت ایتو نبود.:-bd=D>
واقعا اوردنش تو HC خیلی اشتباه بزرگی بود اصلا از اول تا اخرش اضافی بود تو بازی:D از اون بدتر بودنش تو فیلم دوم سایلنت هیل بود که اصلا حرفی برای گفتن نمی زاره:-&
از اون بدتر، آوردنش تو فیلم دوم بود. :-&
 
سلام. لینک های صفحه ی اول رو بیزحمت درست کنین چون قسمت تاریخچه ی بازیها هیچکدوم کار نمیکنه.
مرسی
ورود شما رو به سایلنت هیل تبریک می گم.
شما هم مثل ما به سایلنت هیل فراخونده شدی
من که 18 ساله تو این شهر گیر کردم
 
ورودتون رو هم به تاپیک خوش‌آمد میگم

ورود شما رو به سایلنت هیل تبریک می گم.
شما هم مثل ما به سایلنت هیل فراخونده شدی
من که 18 ساله تو این شهر گیر کردم
وقتی شما ورودم رو به تاپیک تبریک میگید و حسی که من دارم:D
ca4827b69253fabfa8a24a6656198773--silent-hill--science-games.jpg
خیلی ممنونم:) مدت ها بود اینقدر یک بازی تحت تاثیر قرارم نداده بود. خیلی کیف کردم. چند روز پیش قسمت born from a wish رو هم بازی کردم عالی بود عالی. بعدش نشستم دو سری فیلم ساینت هیل که منتشر شده بود رو دیدم که بد بود از طرفی هم فکر کنم اشتباه کردم دیدم. احساس میکنم فیلم ها بشدت مدیون قسمت سوم سایلنت هیل بودند و کاش اول قسمت سوم سایلنت هیل رو بازی میکردم بعد میرفتم سراغ فیلم ها.
 
سلام
بعدش نشستم دو سری فیلم ساینت هیل که منتشر شده بود رو دیدم که بد بود از طرفی هم فکر کنم اشتباه کردم دیدم. احساس میکنم فیلم ها بشدت مدیون قسمت سوم سایلنت هیل بودند و کاش اول قسمت سوم سایلنت هیل رو بازی میکردم بعد میرفتم سراغ فیلم ها.
بهتر بود تمام عنوان‌های سری رو چندبار می‌رفتید بعد فیلم‌ها رو می‌دیدید.
اما خیلی اهمیت ندید.
فیلم اول با استفاده‌از المان‌های بازی، داستان جدیدی رو خلق کرده.
 
  • Like
Reactions: stanley
سلام
مژده بدین که همین الان سایلنت هیل 3 رو هم تموم کردم :> . اما بشخصه فکر میکنم بدشانس ترین ادم روی زمینم! اول اینکه قبل از بازی کردن سالنت هیل 3 دو فیلم سایلنت هیل رو دیدم که خیلی تجربه ام رو خراب کردن. هم از لحاظ داستانی و هم لوکیشنی هر دو فیلم شبیه sh3 بود و خصوصا از لحاظ داستانی که فقط تفاوت های جزیی داشتن. دوم اینکه فهمیدم نسخه ی اول بازی پیش درامد قسمت سوم بوده یجورایی! و جالب اینکه کل کات سنس های قسمت اول رو از یوتیوب گذاشتم توی لیست دانلود گفتم بعد از تموم کردن نسخه سوم میرم میبینم، نگو که قبل از این باید میرفتم میدیدم! فکر میکردم کل نسخه ها یجورایی غیرمستقیم فوقش بهم ربط پیدا کنن.
ازینا که بگذریم حقیقتا اول بازی یکم اذیت شدم بی مقدمه همه چیز شروع شد و نمیدونستم چی به چیه! نه دست نوشته ای نه سر نخی، بی مقدمه افتادیم وسط اتفاقات عجیب غریب! بازی وقتی برام شروع شد که رسیدم به خود شهر سایلنت هیل. یه سورپرایز خیلی بزرگ هم شدم و اون اینکه فکر میکردم برای کارکتر هدر شهر سایلنت هیل کامل فرق کنه اما دقیقا همون بود و کلی یادهای قسمت دوم زنده شد! ( حالا نه اینکه قسمت دوم سالها پیش بازی کردم!!). نمیدونم چقدر حرفم اینجا خریدار داشته باشه(:D) ولی از لحاظ داستانی قسمت دوم خیلی خیلی بهتر بود. sh3 اون داستان چند لایه ی قسمت دوم رو نداشت. از اون طرف محیط بازی خیلی روان پریشانه تر شده بود که عالی بود! بهرحال sh3 هم تجربه ی منحصر به فردی بود که البته با ندانم کاری ما یکم تو ذوقم خورد.
پ.ن:به حول و قوه ی الهی بریم واسه silent hill 4 :D
 
سلام
مژده بدین که همین الان سایلنت هیل 3 رو هم تموم کردم :> . اما بشخصه فکر میکنم بدشانس ترین ادم روی زمینم! اول اینکه قبل از بازی کردن سالنت هیل 3 دو فیلم سایلنت هیل رو دیدم که خیلی تجربه ام رو خراب کردن. هم از لحاظ داستانی و هم لوکیشنی هر دو فیلم شبیه sh3 بود و خصوصا از لحاظ داستانی که فقط تفاوت های جزیی داشتن. دوم اینکه فهمیدم نسخه ی اول بازی پیش درامد قسمت سوم بوده یجورایی! و جالب اینکه کل کات سنس های قسمت اول رو از یوتیوب گذاشتم توی لیست دانلود گفتم بعد از تموم کردن نسخه سوم میرم میبینم، نگو که قبل از این باید میرفتم میدیدم! فکر میکردم کل نسخه ها یجورایی غیرمستقیم فوقش بهم ربط پیدا کنن.
ازینا که بگذریم حقیقتا اول بازی یکم اذیت شدم بی مقدمه همه چیز شروع شد و نمیدونستم چی به چیه! نه دست نوشته ای نه سر نخی، بی مقدمه افتادیم وسط اتفاقات عجیب غریب! بازی وقتی برام شروع شد که رسیدم به خود شهر سایلنت هیل. یه سورپرایز خیلی بزرگ هم شدم و اون اینکه فکر میکردم برای کارکتر هدر شهر سایلنت هیل کامل فرق کنه اما دقیقا همون بود و کلی یادهای قسمت دوم زنده شد! ( حالا نه اینکه قسمت دوم سالها پیش بازی کردم!!). نمیدونم چقدر حرفم اینجا خریدار داشته باشه(:D) ولی از لحاظ داستانی قسمت دوم خیلی خیلی بهتر بود. sh3 اون داستان چند لایه ی قسمت دوم رو نداشت. از اون طرف محیط بازی خیلی روان پریشانه تر شده بود که عالی بود! بهرحال sh3 هم تجربه ی منحصر به فردی بود که البته با ندانم کاری ما یکم تو ذوقم خورد.
پ.ن:به حول و قوه ی الهی بریم واسه silent hill 4 :D
هیچ شکی نیست که سایلنت هیل 3 هم به همراه سه شماره اصلی دیگه شاهکاره و داستان بی نظیری هم داره ولی واقعیت اینه پیچیدگی داستانیش خیلی کمتر از سه شماره اصلی دیگه هست خصوصا از سایلنت هیل 2 که بدجوری داستانش معرکه است برای من شخصا سایلنت هیل 3 کمترین محبوبیت رو بین چهار عنوان اصلی داره البته منظورم این نیست که ازش خوشم نمیاد دقیقا برعکس شاهکاره چندین بار هم تمومش کردم ولی به اندازه شماره 1 و 2 و 4 علاقه بهش ندارم:D البته گرافیکش و اتمسفرش که میشه گفت کامل شده ی سایلنت هیل 1 هست عالیه (گرافیکش تو دوران خودش خیلی خفن بود)
و اما سایلنت هیل 4 که باید بازی کنی تا بفهمی چه شاهکاریه این عنوان هم مثل سایلنت هیل 2 داستان مجزا داره خیلی عالیه (البته یه سری اشکال بهش وارده که خودم هم شدیدا قبولش دارم که وقتی بازی نی متوجهش میشی و من در موردش صحبت نمی کنم)
 
آقا من یه ویژن داشتم از SH بعدی... خیلی مریض بود، خیلی! 3 دفعه هست که دارم میبینمش و هر دفعه ادامه قبلی هست. بی اندازه شباهت به نسخه اول داره و دشمن ها هم شبیه آدمای نامیرای شماره چهارم هستن با این تفاوت که نمیشه زیاد بهشون نگاه کرد.

پ.ن: قبل از عرضه دارک سولز 2 و 3، من ویژن از هر 2تاشون داشتم و توی هر کدوم دقیقا 2تا از لوکیشن های بازی رو به چشم دیدم و بعد که معرفی و عرضه شدن، دیدم واقعا توی بازی هستن. امیدوارم این یکی هم درست بوده باشه :|
 
سلام
عدم پیچیدگی داستان شماره 3 از تنوع پایان های بازی هم مشخصه. دلیل عدم پیچیدگی هم اینه که شماره 3 قرار نبوده این باشه.

ویژن چی بید؟!
یه رویا. یه چیزی که مربوط به آینده میشه مثلا. یه چیزی که الان میبینیش و بعداً به واقعیت تبدیل میشه.
 
سلام
یه رویا. یه چیزی که مربوط به آینده میشه مثلا. یه چیزی که الان میبینیش و بعداً به واقعیت تبدیل میشه.
منظورت همون دژاو یا آشناپنداری بید دیگه!
نظرتون در مورد این عکس چیه؟
tuned_mirror_.jpg
 
آقا من یه ویژن داشتم از SH بعدی... خیلی مریض بود، خیلی! 3 دفعه هست که دارم میبینمش و هر دفعه ادامه قبلی هست. بی اندازه شباهت به نسخه اول داره و دشمن ها هم شبیه آدمای نامیرای شماره چهارم هستن با این تفاوت که نمیشه زیاد بهشون نگاه کرد.

پ.ن: قبل از عرضه دارک سولز 2 و 3، من ویژن از هر 2تاشون داشتم و توی هر کدوم دقیقا 2تا از لوکیشن های بازی رو به چشم دیدم و بعد که معرفی و عرضه شدن، دیدم واقعا توی بازی هستن. امیدوارم این یکی هم درست بوده باشه :|
یعنی این ادما نامیرا خیلی رو مخ بودن خیلی ~X( امیدوارم این قسمتش در همون ویژن بمونه:D
خود من هم یه چیزی مثل این چند سال قبل از این که re4 بیاد برای برخی قسمت هاش داشتم که درست درامد .حس نابی داره:)
سلام
مژده بدین که همین الان سایلنت هیل 3 رو هم تموم کردم :> . اما بشخصه فکر میکنم بدشانس ترین ادم روی زمینم! اول اینکه قبل از بازی کردن سالنت هیل 3 دو فیلم سایلنت هیل رو دیدم که خیلی تجربه ام رو خراب کردن. هم از لحاظ داستانی و هم لوکیشنی هر دو فیلم شبیه sh3 بود و خصوصا از لحاظ داستانی که فقط تفاوت های جزیی داشتن. دوم اینکه فهمیدم نسخه ی اول بازی پیش درامد قسمت سوم بوده یجورایی! و جالب اینکه کل کات سنس های قسمت اول رو از یوتیوب گذاشتم توی لیست دانلود گفتم بعد از تموم کردن نسخه سوم میرم میبینم، نگو که قبل از این باید میرفتم میدیدم! فکر میکردم کل نسخه ها یجورایی غیرمستقیم فوقش بهم ربط پیدا کنن.
ازینا که بگذریم حقیقتا اول بازی یکم اذیت شدم بی مقدمه همه چیز شروع شد و نمیدونستم چی به چیه! نه دست نوشته ای نه سر نخی، بی مقدمه افتادیم وسط اتفاقات عجیب غریب! بازی وقتی برام شروع شد که رسیدم به خود شهر سایلنت هیل. یه سورپرایز خیلی بزرگ هم شدم و اون اینکه فکر میکردم برای کارکتر هدر شهر سایلنت هیل کامل فرق کنه اما دقیقا همون بود و کلی یادهای قسمت دوم زنده شد! ( حالا نه اینکه قسمت دوم سالها پیش بازی کردم!!). نمیدونم چقدر حرفم اینجا خریدار داشته باشه(:D) ولی از لحاظ داستانی قسمت دوم خیلی خیلی بهتر بود. sh3 اون داستان چند لایه ی قسمت دوم رو نداشت. از اون طرف محیط بازی خیلی روان پریشانه تر شده بود که عالی بود! بهرحال sh3 هم تجربه ی منحصر به فردی بود که البته با ندانم کاری ما یکم تو ذوقم خورد.
پ.ن:به حول و قوه ی الهی بریم واسه silent hill 4 :D
گفتم بهتون که حتی شده قبل از شماره سوم نگاهی به داستان شماره اول بندازید.
شماره سوم هم با این که پیچیدگی ان چنان نداشت ولی لوکیشن های تکی داشت هنوز برای من ow های شماره 3 خفناک ترین owها هستن
شماره 4 که عالی .وقتی بازی رو انجام بدید می فهمید که موزیک بازی ترسناک باید چی باشه این که چطور تو 4 شماره بازی هیچی بیهوده تو بازی گذاشته نشده و......
سلام

منظورت همون دژاو یا آشناپنداری بید دیگه!
نظرتون در مورد این عکس چیه؟
tuned_mirror_.jpg
من کلا نظریه دژاو رو قبول ندارم:-"
===============
برداشت های مختلف می شه داشت خودم 3 تا برداشت کردم :D یکیش رو بگم فعلا به طور سطحی نگاه کنی بنظرم داره از بالا کمال همه چی و رویا اندیشه رو نشون می ده بعدش به دنیا اصلی که توش ارامش و خبری از صنعتی شدن نیست رو نشون می ده بعد از اون با پیشرفت علم و فناوری رسده بعدش هی بیشتر این پیشرفت های زندگی و دنیاش رو گرفته و اخر هم نابود و نامید از زندگی کردتش.( برداشت اجتماعیش ):))
 
هیچ شکی نیست که سایلنت هیل 3 هم به همراه سه شماره اصلی دیگه شاهکاره و داستان بی نظیری هم داره ولی واقعیت اینه پیچیدگی داستانیش خیلی کمتر از سه شماره اصلی دیگه هست خصوصا از سایلنت هیل 2 که بدجوری داستانش معرکه است برای من شخصا سایلنت هیل 3 کمترین محبوبیت رو بین چهار عنوان اصلی داره البته منظورم این نیست که ازش خوشم نمیاد دقیقا برعکس شاهکاره چندین بار هم تمومش کردم ولی به اندازه شماره 1 و 2 و 4 علاقه بهش ندارم:D البته گرافیکش و اتمسفرش که میشه گفت کامل شده ی سایلنت هیل 1 هست عالیه (گرافیکش تو دوران خودش خیلی خفن بود)
و اما سایلنت هیل 4 که باید بازی کنی تا بفهمی چه شاهکاریه این عنوان هم مثل سایلنت هیل 2 داستان مجزا داره خیلی عالیه (البته یه سری اشکال بهش وارده که خودم هم شدیدا قبولش دارم که وقتی بازی نی متوجهش میشی و من در موردش صحبت نمی کنم)
سلام
عدم پیچیدگی داستان شماره 3 از تنوع پایان های بازی هم مشخصه. دلیل عدم پیچیدگی هم اینه که شماره 3 قرار نبوده این باشه.
چیزی که شماره ی دوم رو برای من خیلی خاص کرده بود نوع روایت نمادین بازی بود. نمیدونم چطوری بگم ... شماره ی دوم همینکه دنیای ذهنی یه جیمز رو برده بود به سایلنت هیل و مساعل روحی یه جیمز رو با هیولاها و اتفاقات عجیب غریب سایلنت هیل ادغام کرده بود، بی نظیر از اب دراومده بود. اتفاقی که ماها در کابوس هامون تجربه میکنیم و تمامش ریشه ی روانشناسی داره و واقعیه. ولی تو شماره سوم از این خبرا نبود و صرفا با اتفاقات کاملا تخیلی سرکار داشتیم که ریشه در هیچ احساسی نداشت. نمیدونم منظورم رو میتونم برسونم یا نه. تو سایلنت هیل 2 تمایلات واقعی جیمز بودند که به عنوان نماد هایی از کله هرمی ، ماریا و ... دراومده بودند و همشون در پس زمینه یک دلیل منطقی داشتند و ما صرفا با یک داستان تخیلی سروکار نداشتیم. من حداقل دوست داشتم این ویژگی هم تو شماره سوم میبود.
گفتم بهتون که حتی شده قبل از شماره سوم نگاهی به داستان شماره اول بندازید.
شماره سوم هم با این که پیچیدگی ان چنان نداشت ولی لوکیشن های تکی داشت هنوز برای من ow های شماره 3 خفناک ترین owها هستن
شماره 4 که عالی .وقتی بازی رو انجام بدید می فهمید که موزیک بازی ترسناک باید چی باشه این که چطور تو 4 شماره بازی هیچی بیهوده تو بازی گذاشته نشده و......
اره اتفاقا یادم بودx_x ولی فکر نمیکردم خیلی ربط داشته باشه. فکر میکردم در حد اشارات جزیی باشه و نه دنباله. لوکیشن ها منم قبول دارم خیلی عالی بود. چه نوع مغزی تونستی همچین چیزایی روان پریشی رو تولید کنه خدا داند:D
 
آخرین ویرایش:
سلام
مژده بدین که همین الان سایلنت هیل 3 رو هم تموم کردم :> . اما بشخصه فکر میکنم بدشانس ترین ادم روی زمینم! اول اینکه قبل از بازی کردن سالنت هیل 3 دو فیلم سایلنت هیل رو دیدم که خیلی تجربه ام رو خراب کردن. هم از لحاظ داستانی و هم لوکیشنی هر دو فیلم شبیه sh3 بود و خصوصا از لحاظ داستانی که فقط تفاوت های جزیی داشتن. دوم اینکه فهمیدم نسخه ی اول بازی پیش درامد قسمت سوم بوده یجورایی! و جالب اینکه کل کات سنس های قسمت اول رو از یوتیوب گذاشتم توی لیست دانلود گفتم بعد از تموم کردن نسخه سوم میرم میبینم، نگو که قبل از این باید میرفتم میدیدم! فکر میکردم کل نسخه ها یجورایی غیرمستقیم فوقش بهم ربط پیدا کنن.
ازینا که بگذریم حقیقتا اول بازی یکم اذیت شدم بی مقدمه همه چیز شروع شد و نمیدونستم چی به چیه! نه دست نوشته ای نه سر نخی، بی مقدمه افتادیم وسط اتفاقات عجیب غریب! بازی وقتی برام شروع شد که رسیدم به خود شهر سایلنت هیل. یه سورپرایز خیلی بزرگ هم شدم و اون اینکه فکر میکردم برای کارکتر هدر شهر سایلنت هیل کامل فرق کنه اما دقیقا همون بود و کلی یادهای قسمت دوم زنده شد! ( حالا نه اینکه قسمت دوم سالها پیش بازی کردم!!). نمیدونم چقدر حرفم اینجا خریدار داشته باشه(:D) ولی از لحاظ داستانی قسمت دوم خیلی خیلی بهتر بود. sh3 اون داستان چند لایه ی قسمت دوم رو نداشت. از اون طرف محیط بازی خیلی روان پریشانه تر شده بود که عالی بود! بهرحال sh3 هم تجربه ی منحصر به فردی بود که البته با ندانم کاری ما یکم تو ذوقم خورد.
پ.ن:به حول و قوه ی الهی بریم واسه silent hill 4 :D

چه تجربه ی خوبی کاش من جای شما بودم و اولین بارم بود که شماره ی 3 رو تجربه می کردم. شماره ی 3 برای من بهترین و خاطره انگیزترینه چون اول اینکه با سری سایلنت هیل از شماره ی 3 آشنا شدم و بعد 2 و بعدش 1 رو بازی کردم. و دوم اینکه بچه های این تاپیک می دونن من چه ارادت خاصی به هدر جانم دارم بهترین شخصیت زن دنیا بازی های کامپیوتری.
 
سلام
یعنی این ادما نامیرا خیلی رو مخ بودن خیلی ~X( امیدوارم این قسمتش در همون ویژن بمونه:D
خود من هم یه چیزی مثل این چند سال قبل از این که re4 بیاد برای برخی قسمت هاش داشتم که درست درامد .حس نابی داره:)
من کلا نظریه دژاو رو قبول ندارم:-"
چطور؟:-/
برداشت های مختلف می شه داشت خودم 3 تا برداشت کردم :D یکیش رو بگم فعلا به طور سطحی نگاه کنی بنظرم داره از بالا کمال همه چی و رویا اندیشه رو نشون می ده بعدش به دنیا اصلی که توش ارامش و خبری از صنعتی شدن نیست رو نشون می ده بعد از اون با پیشرفت علم و فناوری رسده بعدش هی بیشتر این پیشرفت های زندگی و دنیاش رو گرفته و اخر هم نابود و نامید از زندگی کردتش.( برداشت اجتماعیش ):))
داستان این تصویر اینه که:
چند سال پیش، تحقیقاتی تو دو دانشگاه در مورد تجربه‌ی نزدیک به مرگ (‌NDE) انجام میشه. مقالاتش تو نت زیاده. این یه تصویر انتزاعی از تجربیات نجات یافته‌هاست.
البته یه چیزایی توش قابل درک نیست برام.
چه تجربه ی خوبی کاش من جای شما بودم و اولین بارم بود که شماره ی 3 رو تجربه می کردم. شماره ی 3 برای من بهترین و خاطره انگیزترینه چون اول اینکه با سری سایلنت هیل از شماره ی 3 آشنا شدم و بعد 2 و بعدش 1 رو بازی کردم. و دوم اینکه بچه های این تاپیک می دونن من چه ارادت خاصی به هدر جانم دارم بهترین شخصیت زن دنیا بازی های کامپیوتری.
به قول یکی از دوستان؛ به حال کسی غبطه می‌خورم که تازه داره سری رو شروع می‌کنه به بازی. 8-|
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or