بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
بدون دسته می شه بازی کرد ولی اگه مثل من کلا به دسته عادت کرده باشی پیشنهاد می کنم یه دسته برای pc بگیری .
هیچ وقت یادم نمی ره دسته من برای سایلنت هیل 1 رو pc کار نمی کرد مجبور شدم با کیبورد برم قشنگ انگشتام فلج شدن تا بازی تموم شد

الان سایلنت هیل 2 رو نصب کردم ولی متأسفانه دسته روش کار نمی کنه چیکار کنم ؟ :دی البته من پی سی بازِ قدیمی بودم ولی گذر سالیان و زندگی در کنار کنترولر ها باعث شده فراموش کنم کیبور چه عزیزی بود :دی
 
دوستان سایلنت هیل 2 رو روی 360 ورژن اچ دی شده تا اونجایی جلو رفتم که این وروجک لارا، جیمز رو می کنه تو اون اتاقه تو بیمارستان که حسابی حالش جا بیاد :D
خواستم بگم من تصورم اینه که اگر ماریا ساخته ی ذهن جیمزه پس لارا ساخته ی مری هست و برای همین این مدلی داره انتقامم می گیره وقتی جیمز از بیمارستان میاد بیرون میگه Mary are you really waiting for me or are you just taking... ادامه نمی ده ولی از فعل taking به این نتیجه رسیدم که احتمالن می خواسته بگه taking revenge :D

و اینکه می دونم بحث قدیمیه ولی نمی دونم چرا حالا بعد از این همه مدت دلم برای جیمز می سوزه :D با اینکه می دونم چیه و چرا و همه ی اینها اون بحث گناهکار بودن یا نبودنش اما دلم بدجور براش می سوزه و یه چیز دیگه بگم و برم

Shutter Island تجسمی از فیلمی بود که ما به عنوان فن های سایلنت هیل 2 منتظر بودیم برای این بازی ساخته باشه و محشر بود اگر هنوز ندیدین این فیلمو برین ببینین که 25 درصد عمرتون بر فناست :D
 
سلام
الان سایلنت هیل 2 رو نصب کردم ولی متأسفانه دسته روش کار نمی کنه چیکار کنم ؟ :D البته من پی سی بازِ قدیمی بودم ولی گذر سالیان و زندگی در کنار کنترولر ها باعث شده فراموش کنم کیبور چه عزیزی بود :D
احتمالاً وضعیت الانت انتقام PC هست از خیانتت بهش!:D
دوستان سایلنت هیل 2 رو روی 360 ورژن اچ دی شده تا اونجایی جلو رفتم که این وروجک لارا، جیمز رو می کنه تو اون اتاقه تو بیمارستان که حسابی حالش جا بیاد :D
خواستم بگم من تصورم اینه که اگر ماریا ساخته ی ذهن جیمزه پس لارا ساخته ی مری هست و برای همین این مدلی داره انتقامم می گیره وقتی جیمز از بیمارستان میاد بیرون میگه Mary are you really waiting for me or are you just taking... ادامه نمی ده ولی از فعل taking به این نتیجه رسیدم که احتمالن می خواسته بگه taking revenge :D
و اینکه می دونم بحث قدیمیه ولی نمی دونم چرا حالا بعد از این همه مدت دلم برای جیمز می سوزه :D با اینکه می دونم چیه و چرا و همه ی اینها اون بحث گناهکار بودن یا نبودنش اما دلم بدجور براش می سوزه و یه چیز دیگه بگم و برم
ماریا و لارا ساخته‌ی ذهن هستند ساخته‌ی ذهن یک نفر. بنده این مطلب رو با استفاده از نظریه «سایلنت انجین» توضیح میدم.
اگه این نظریه رو قبول کنیم، در اون صورت، مری، جیمز رو به دنیایی فراخونده ساخته‌ی ذهنش بر اساس کلیات دنیای سایلنت هیل.
تا اینجا نظر؟
 
آخرین ویرایش:
الان سایلنت هیل 2 رو نصب کردم ولی متأسفانه دسته روش کار نمی کنه چیکار کنم ؟ :D البته من پی سی بازِ قدیمی بودم ولی گذر سالیان و زندگی در کنار کنترولر ها باعث شده فراموش کنم کیبور چه عزیزی بود :D
بعضی وقت ها ویندوز همه امکانات دسته رو پشتیبانی نمی کنه شاید باید درایور هاش رو هم نصب کنید.
دسته PS4 وX360 هم باشه که فکر کنم با برنامه های مخصوص خودشون اجرا می شن(PS4 رو مطمنم که یه برنامه مخصوص اجرا دسته رو PC داره)
در غیر این صورت اماده مبارزه با کیبورد باید بشی:D
دوستان سایلنت هیل 2 رو روی 360 ورژن اچ دی شده تا اونجایی جلو رفتم که این وروجک لارا، جیمز رو می کنه تو اون اتاقه تو بیمارستان که حسابی حالش جا بیاد :D
خواستم بگم من تصورم اینه که اگر ماریا ساخته ی ذهن جیمزه پس لارا ساخته ی مری هست و برای همین این مدلی داره انتقامم می گیره وقتی جیمز از بیمارستان میاد بیرون میگه Mary are you really waiting for me or are you just taking... ادامه نمی ده ولی از فعل taking به این نتیجه رسیدم که احتمالن می خواسته بگه taking revenge :D

و اینکه می دونم بحث قدیمیه ولی نمی دونم چرا حالا بعد از این همه مدت دلم برای جیمز می سوزه :D با اینکه می دونم چیه و چرا و همه ی اینها اون بحث گناهکار بودن یا نبودنش اما دلم بدجور براش می سوزه و یه چیز دیگه بگم و برم

Shutter Island تجسمی از فیلمی بود که ما به عنوان فن های سایلنت هیل 2 منتظر بودیم برای این بازی ساخته باشه و محشر بود اگر هنوز ندیدین این فیلمو برین ببینین که 25 درصد عمرتون بر فناست :D
سلام

احتمالاً وضعیت الانت انتقام PC هست از خیانتت بهش!:D

ماریا و لارا ساخته‌ی ذهن هستند ساخته‌ی ذهن یک نفر. بنده این مطلب رو با استفاده از نظریه «سایلنت انجین» توضیح میدم.
اگه این نظریه رو قبول کنیم، در اون صورت، مری، جیمز رو به دنیایی فراخونده ساخته‌ی ذهنش بر اساس کلیات دنیای سایلنت هیل.
تا اینجا نظر؟
همچنان نظر من اینه که لارا حکم وژدان جیمز رو داره برای همین از همه چی خبر داره وسعی داره هی جیمز رو یک جورایی اذیت کنه و حتی گاهی از اصل ماجرا هم دورش می کنه
=============
ماریا ولارا قبول دارم ساخته ذهن یک نفر هستن:D . مری جیمز رو به دنیایی فراخونده ساخته ذهن جیمز دیگه یا منظورت ساخنه ذهن مری؟!:-?
=============
Shutter Island دقیقا از سایلنت هیل 2 برداشت شده. بنظرم این فیلم بر عظمت سالینت هیل بیشتر افزوده که بیشتر اثبات بشه که تو زمان خودش سایلنت هیل اونم تو یک بازی چه داستان شاهکاری رو روایت کرده:D
 
سلام
در غیر این صورت اماده مبارزه با کیبورد باید بشی:D
چرا انقدر در حق کیبورد بی‌مهری می‌کنید آخه!:D
ماریا ولارا قبول دارم ساخته ذهن یک نفر هستن:D . مری جیمز رو به دنیایی فراخونده ساخته ذهن جیمز دیگه یا منظورت ساخنه ذهن مری؟!:-?
دنیای ذهن مری ساخته شده بر مبنای المان‌های دنیای سایلنت هیل برای دعوت از جیمز.
 
  • Like
Reactions: genesis007
خانواده ی مه نشین و سایلنت هیلی من

سلام :دی

اول از همه خواستم بگم همونطوری که 6 سال پیش یعنی شهریور ماه 1390 وقتی 18 سالم بیشتر نبود اومدم اینجا و اعلام کردم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان قبول شدمم الان هم اومدم اینجا اعلام کنم که ارشد دانشگاه علوم پزشکی یزد قبول شدم :دی ( کف دست هورا و این صحبتا :دی ) متأسفانه یزد زیاد مه زده نیست ولی شنیدم تو کویرش اتفاقای سایلنت هیل گونه ای می افته :دی الان کویر منو فرا خونده :دی

-------

پیروی حرف دوستان در مورد دنیای ذهن جیمز خدمتتون عرض کنم که دو سه هفته پیش بالاخره این طلسم شکست و من تونستم فیلم نردبان جیکوب یا Jacob's Ladder رو ببینم و از اونجایی که سایلنت هیل 2 در زمانی بین 1990 و 2010 بین نردبان جیکوب و شاترآیلند قرار گرفته باید بگم من تماماً شهر سایلنت هیل رو دنیای جیمز می دونم، آدمهای واقعی البته هستن در شهر سایلنت هیل مثل ادی و آنجلا ولی هر کدوم دنیای خودشون رو دارن و چرا سایلنت هیل ؟ به دلیل اینکه سایلنت هیل همون شهری بود که خدایان باستانی درش وجود داشتند و خلاصه بومیان منطقه خیلی مقدس میدونستندش و این حرفا برای همین فقط در سایلنت هیل هست که تو در دنیای ذهن خود گرفتار میشی. لارا و ماریا ساخته ی ذهن جیمز هستن و مری اصلن وجود خارجی نداره. مری مرده. مری جیمز رو فراخونی نکرده. طبق چیزی که از فیلم نردبان جیکوب متوجه شدم ذهن آدمی و تلاش برای انکار در فیلم شاتر آیلند خیلی قوی تر از این حرفهاست.

برداشت من : جیمز مدتها پیش نامه ی مری رو دریافت کرده ولی هیچوقت اونو نخونده بود وقتی روزها می گذره جیمز به دلیل احساس گناه و غم از دست دادن عشق زندگیش و عذاب وجدان کم کم سناریوی دیگه ای رو تو ذهنش شکل میده ( فیلم Lost Highway) این سناریو که مری خیلی وقته مرده و اون به تازگی تکه ای نامه دریافت کرده ( در مکان مخصوصمان منتظرت هستم ) ادامه ی نامه پایان بازی معلوم میشه جیمز از ادامه ی نامه بی خبره. ذهن آدم پدیده ی فوق العاده قوی هست برای انکار همونطوری که در شاتر آیلند دیدیم و به شخصه من انقدر توی شخصیت اصلی غرق شده بودم که حتی پایان کار هم بازم انکار می کردم حرف بقیه رو حتی وقتی حقیقت کاملن مشخص شده بود منِ مخاطب بازم می گفتم شاید یه نقشه دارن برای همین کلن نظرم اینه که اینا هم ساخته ی جیمز هست و در آخر هم نمی خوام بگم گناهکار یا بیگناه از نظر من جیمز هیچکدوم نیست، جیمز کلن یه موجودِ PTSD دار هست که آدم دلش براش می سوزه و به حد خیلی بالایی هم می تونی درکش کنی. البته نه در این حد که مثلن زنت رو کشته باشی اینا ولی این حس عذاب وجدان کاملاً قابل درکه و در نهایت...

احسنت بر تیم سایلنت که از سال 2001 تا حالا ما رو سرکار گذاشته با این گیمش :دی
 
درست وقتی که حس میکنی دیگه چیزی توی سایلنت هیل وجود نداره که ندونی، یه نفر میاد و تو رو متوجه اشتباهت میکنه. یه Modder پا شده رفته فایل های سایلنت هیل 1 رو جست و جو کرد (من=:|) و 6تا جونور پیدا کرده که توی بازی نبودن!

6f20c917c1976f8f86905f810be41a46-1-e1505942236235.jpg


RHC0XW-e1505942282297.jpg


O5exw1-e1505942325954.jpg


Xzkskt-e1505942363990.jpg


sR8Ler-e1505942397196.jpg


TJPSL2-e1505942439860.jpg
 
سلام
اول از همه خواستم بگم همونطوری که 6 سال پیش یعنی شهریور ماه 1390 وقتی 18 سالم بیشتر نبود اومدم اینجا و اعلام کردم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان قبول شدمم الان هم اومدم اینجا اعلام کنم که ارشد دانشگاه علوم پزشکی یزد قبول شدم :D ( کف دست هورا و این صحبتا :D ) متأسفانه یزد زیاد مه زده نیست ولی شنیدم تو کویرش اتفاقای سایلنت هیل گونه ای می افته :D الان کویر منو فرا خونده :D
تبریک از صمیم قلب=D>
فقط یه سوال؛ کارشناسی‌ت 6 سال طول کشید؟:-/:-B/:)
پیروی حرف دوستان در مورد دنیای ذهن جیمز خدمتتون عرض کنم که دو سه هفته پیش بالاخره این طلسم شکست و من تونستم فیلم نردبان جیکوب یا Jacob's Ladder رو ببینم و از اونجایی که سایلنت هیل 2 در زمانی بین 1990 و 2010 بین نردبان جیکوب و شاترآیلند قرار گرفته باید بگم من تماماً شهر سایلنت هیل رو دنیای جیمز می دونم، آدمهای واقعی البته هستن در شهر سایلنت هیل مثل ادی و آنجلا ولی هر کدوم دنیای خودشون رو دارن و چرا سایلنت هیل ؟ به دلیل اینکه سایلنت هیل همون شهری بود که خدایان باستانی درش وجود داشتند و خلاصه بومیان منطقه خیلی مقدس میدونستندش و این حرفا برای همین فقط در سایلنت هیل هست که تو در دنیای ذهن خود گرفتار میشی. لارا و ماریا ساخته ی ذهن جیمز هستن و مری اصلن وجود خارجی نداره. مری مرده. مری جیمز رو فراخونی نکرده. طبق چیزی که از فیلم نردبان جیکوب متوجه شدم ذهن آدمی و تلاش برای انکار در فیلم شاتر آیلند خیلی قوی تر از این حرفهاست.

برداشت من : جیمز مدتها پیش نامه ی مری رو دریافت کرده ولی هیچوقت اونو نخونده بود وقتی روزها می گذره جیمز به دلیل احساس گناه و غم از دست دادن عشق زندگیش و عذاب وجدان کم کم سناریوی دیگه ای رو تو ذهنش شکل میده ( فیلم Lost Highway) این سناریو که مری خیلی وقته مرده و اون به تازگی تکه ای نامه دریافت کرده ( در مکان مخصوصمان منتظرت هستم ) ادامه ی نامه پایان بازی معلوم میشه جیمز از ادامه ی نامه بی خبره. ذهن آدم پدیده ی فوق العاده قوی هست برای انکار همونطوری که در شاتر آیلند دیدیم و به شخصه من انقدر توی شخصیت اصلی غرق شده بودم که حتی پایان کار هم بازم انکار می کردم حرف بقیه رو حتی وقتی حقیقت کاملن مشخص شده بود منِ مخاطب بازم می گفتم شاید یه نقشه دارن برای همین کلن نظرم اینه که اینا هم ساخته ی جیمز هست و در آخر هم نمی خوام بگم گناهکار یا بیگناه از نظر من جیمز هیچکدوم نیست، جیمز کلن یه موجودِ PTSD دار هست که آدم دلش براش می سوزه و به حد خیلی بالایی هم می تونی درکش کنی. البته نه در این حد که مثلن زنت رو کشته باشی اینا ولی این حس عذاب وجدان کاملاً قابل درکه و در نهایت...

احسنت بر تیم سایلنت که از سال 2001 تا حالا ما رو سرکار گذاشته با این گیمش :D
اختلال استرسی پس از ضایعه روانی یا اختلال تنش‌زای پس از رویداد یا استرس پس از سانحه (به انگلیسی: Posttraumatic stress disorder) (به صورت مخفف: PTSD)، نشانگان یا سندرمی است که پس از مشاهده، تجربهٔ مستقیم یا شنیدن یک عامل استرس‌زا و آسیب‌زای شدید روی می‌دهد که می‌تواند به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحهٔ جدی منجر شود.
بیمار نسبت به این تجربه‌ها احساس ترس و درماندگی می‌کند، اغلب رفتارهای آشفته و حاکی از بی‌قراری بروز می‌دهد و مدام تلاش می‌کند از یادآوری رویداد و سانحه اجتناب کند. حوادثی همچون سوءاستفاده جنسی، تصادف، سوانح طبیعی مانند زلزله، جنگ و… به طور کلی افرادی که چنین رویدادهایی را تجربه می‌کنند حتی در مورد کودکان، بیشتر از این که ما بتوانیم تجربهٔ آنها را تصور کنیم و احساسات آنها را درک کنیم از آن واقعه رنج می‌برند. همین امر وجه تمایز استرس پس از سانحه با سایر حوادث زندگی است (استرس بیش از حد طبیعی به حادثه).
اینکه جیمز موضوعی رو فراموش کرده بحثی ندارم. حتی بنده (قبلاً هم عرض کردم) معتقدم جیمز مری رو نکشته. حتی به نظرم قتلی به شکل فیزیکی اتفاق نیافتاده. اگه خواستید در این مورد توضیح میدم.
اما اینکه تو شماره‌ی 2 بازی، ما تو دنیای ذهن کی هستیم رو موافق نیستم.
درست وقتی که حس میکنی دیگه چیزی توی سایلنت هیل وجود نداره که ندونی، یه نفر میاد و تو رو متوجه اشتباهت میکنه. یه Modder پا شده رفته فایل های سایلنت هیل 1 رو جست و جو کرد (من=:|) و 6تا جونور پیدا کرده که توی بازی نبودن!
این موجودات مال اون نسخه اولیه‌ی ژاپنی نیستن که مجوز انتشار نگرفت؟
 
اقا من الان بعد از 11 ساعت بازی کردن و درگیر شدن با تمام تاروپود بازی، بازی رو تموم کردم اما بعد ازکشتن سالیوان بدون هیچ صحنه ی پایانی ای یهو جدول نتیجه ها اومدو بازی رفت وارد منو شد! من انگار که اب سردی ریختن روم! فکر کردم حتما اشتباها دستم خورده اسکیپ شده ویدیو انتهایی ، دوباره نشستم قسمت اخرو از اول رفتم و نگم که سه چهار باری مردم تا دوباره سالیوان رو شکست دادم اما نه صحنه ی پایانی ای پخش شد نه چیزی! نشستم به ناسزا گویی عوامل سازنده اما سرچ که کردم فهمیدم داره فیلم پایانی، نسخه ی من ناقص بوده! بلاخره زدیم با کیفیت پایین صحنه ی اخر بازی رو از تو یوتیوب دیدم ، واقعا زندگی ایقدر ناعادلانه رفتار کنه درست نیست بخدا! اون نفهم احمقی که نسخه مسخره ی بازی رو گذاشته واسه دانلود گم بشه تو سایلنت هیل زجر بکشه تا اخر عمرش. خیلی اعصابم خورد شد. من پایان مادر رو تجربه کردم اینطور که نوشته بود.
خود بازی از لحاظ داستان بهتر از نسخه ی سوم اما و بنظرم هنوز شماره ی دوم بهتره. طراحی مراحل و جنونی که مثلا تو شماره ی سوم داشت این نداشت و از این لحاظ شماره ی سوم رو بیشتر دوست دارم. ولی کلیت و روندی که نسخه چهارم بازی طی میکرد برام خیلی جذاب و درگیرکننده بود. بعد از اون ضد حال اخر کار بازی اشتیاق نوشتنو ازم گرفت لعنتی! ولی میتونم بگم این قسمتش هم عالی بود و مطمعنم از یادم نمیره. راستی من بلادی هنری رو ندیدم ، یعنی نمیدونم هم چی هست. مردم از بس توی اون سوراخ در نگاه کردم!
دوستان عزیزان من به دلایلی دیگه ایکس باکس ندارم یعنی دارم ولی دسترسی بهش ندارم از کجا سایلنت هیل ها ( 1-4) رو برای کامپیوتر دانلود کنم ؟ و اینکه آیا بدون دسته هم میشه با کیبور بازی کرد یا نه ؟
ممنون
از اینجا (بجز نسخه 4 که صحنه ی پایانی بازی انگار نداره!!)
Ocean of Games
کلا با کیبورده. منم با pc بازی میکنم و دسته ps4 رو وصل کردم. با چندتا برنامه درست میشه مشکل دسته وصل کردن.
الان سایلنت هیل 2 رو نصب کردم ولی متأسفانه دسته روش کار نمی کنه چیکار کنم ؟ :D البته من پی سی بازِ قدیمی بودم ولی گذر سالیان و زندگی در کنار کنترولر ها باعث شده فراموش کنم کیبور چه عزیزی بود :D
زیرتر گفتی داری روی 360 بازی میکنی ولی اگه خواستی بگو تا راهنماییت کنم.

اول از همه خواستم بگم همونطوری که 6 سال پیش یعنی شهریور ماه 1390 وقتی 18 سالم بیشتر نبود اومدم اینجا و اعلام کردم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان قبول شدمم الان هم اومدم اینجا اعلام کنم که ارشد دانشگاه علوم پزشکی یزد قبول شدم :D ( کف دست هورا و این صحبتا :D ) متأسفانه یزد زیاد مه زده نیست ولی شنیدم تو کویرش اتفاقای سایلنت هیل گونه ای می افته :D الان کویر منو فرا خونده :D
مبارکه.:D اتفاقا کویرو میدونی که میگن اگه ادم کویر رو نفهمه ، کویر اون رو میبلعه و هیچ وقت راه برگشت رو نمیتونه پیدا کنه:D
 
سلام

تبریک از صمیم قلب=D>
فقط یه سوال؛ کارشناسی‌ت 6 سال طول کشید؟:-/:-B/:)

اختلال استرسی پس از ضایعه روانی یا اختلال تنش‌زای پس از رویداد یا استرس پس از سانحه (به انگلیسی: Posttraumatic stress disorder) (به صورت مخفف: PTSD)، نشانگان یا سندرمی است که پس از مشاهده، تجربهٔ مستقیم یا شنیدن یک عامل استرس‌زا و آسیب‌زای شدید روی می‌دهد که می‌تواند به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحهٔ جدی منجر شود.
بیمار نسبت به این تجربه‌ها احساس ترس و درماندگی می‌کند، اغلب رفتارهای آشفته و حاکی از بی‌قراری بروز می‌دهد و مدام تلاش می‌کند از یادآوری رویداد و سانحه اجتناب کند. حوادثی همچون سوءاستفاده جنسی، تصادف، سوانح طبیعی مانند زلزله، جنگ و… به طور کلی افرادی که چنین رویدادهایی را تجربه می‌کنند حتی در مورد کودکان، بیشتر از این که ما بتوانیم تجربهٔ آنها را تصور کنیم و احساسات آنها را درک کنیم از آن واقعه رنج می‌برند. همین امر وجه تمایز استرس پس از سانحه با سایر حوادث زندگی است (استرس بیش از حد طبیعی به حادثه).
اینکه جیمز موضوعی رو فراموش کرده بحثی ندارم. حتی بنده (قبلاً هم عرض کردم) معتقدم جیمز مری رو نکشته. حتی به نظرم قتلی به شکل فیزیکی اتفاق نیافتاده. اگه خواستید در این مورد توضیح میدم.
اما اینکه تو شماره‌ی 2 بازی، ما تو دنیای ذهن کی هستیم رو موافق نیستم.

این موجودات مال اون نسخه اولیه‌ی ژاپنی نیستن که مجوز انتشار نگرفت؟

ممنون دایی جان نه 4 سال طول کشید :دی 2 سال در به در بودم :دی الان قبول شدم :دی

اقا من الان بعد از 11 ساعت بازی کردن و درگیر شدن با تمام تاروپود بازی، بازی رو تموم کردم اما بعد ازکشتن سالیوان بدون هیچ صحنه ی پایانی ای یهو جدول نتیجه ها اومدو بازی رفت وارد منو شد! من انگار که اب سردی ریختن روم! فکر کردم حتما اشتباها دستم خورده اسکیپ شده ویدیو انتهایی ، دوباره نشستم قسمت اخرو از اول رفتم و نگم که سه چهار باری مردم تا دوباره سالیوان رو شکست دادم اما نه صحنه ی پایانی ای پخش شد نه چیزی! نشستم به ناسزا گویی عوامل سازنده اما سرچ که کردم فهمیدم داره فیلم پایانی، نسخه ی من ناقص بوده! بلاخره زدیم با کیفیت پایین صحنه ی اخر بازی رو از تو یوتیوب دیدم ، واقعا زندگی ایقدر ناعادلانه رفتار کنه درست نیست بخدا! اون نفهم احمقی که نسخه مسخره ی بازی رو گذاشته واسه دانلود گم بشه تو سایلنت هیل زجر بکشه تا اخر عمرش. خیلی اعصابم خورد شد. من پایان مادر رو تجربه کردم اینطور که نوشته بود.
خود بازی از لحاظ داستان بهتر از نسخه ی سوم اما و بنظرم هنوز شماره ی دوم بهتره. طراحی مراحل و جنونی که مثلا تو شماره ی سوم داشت این نداشت و از این لحاظ شماره ی سوم رو بیشتر دوست دارم. ولی کلیت و روندی که نسخه چهارم بازی طی میکرد برام خیلی جذاب و درگیرکننده بود. بعد از اون ضد حال اخر کار بازی اشتیاق نوشتنو ازم گرفت لعنتی! ولی میتونم بگم این قسمتش هم عالی بود و مطمعنم از یادم نمیره. راستی من بلادی هنری رو ندیدم ، یعنی نمیدونم هم چی هست. مردم از بس توی اون سوراخ در نگاه کردم!

از اینجا (بجز نسخه 4 که صحنه ی پایانی بازی انگار نداره!!)
Ocean of Games
کلا با کیبورده. منم با pc بازی میکنم و دسته ps4 رو وصل کردم. با چندتا برنامه درست میشه مشکل دسته وصل کردن.

زیرتر گفتی داری روی 360 بازی میکنی ولی اگه خواستی بگو تا راهنماییت کنم.


مبارکه.:D اتفاقا کویرو میدونی که میگن اگه ادم کویر رو نفهمه ، کویر اون رو میبلعه و هیچ وقت راه برگشت رو نمیتونه پیدا کنه:D

تبریک میگم بالاخره تموم کردین شماره 4 رو :دی خب اون هنریِ خونین هم بالاخره دیدنش کار هرکسی نیست :دی ما از بچه های خاک سایلنت هیلیم دیگه :دی باید معنویت سایلنت هیلی در وجودت داشته باشی و روزی 4 بار نماز ولتیل به جا بیاری و هر روز به عکس کله هرمی ادای احترام کنی شاید هنری خون آلود رو پشت در خونه ت دیدی :دی ( شوخی می کنم فکر می کنم یه سلسله مراتب کارهای خاصی باید انجام بدی گوگل بکنی بهت میگه خودم یادم نیست چیکار کردم خیلی وقته شماره 4 رو بازی نکردم :دی )

من شماره 4 رو با دسته بازی کردم ولی شماره 2 دسته کار نمیده نمی دونم چرا دسته هم دسته ی PS2 من استفاده می کنم بچه پولدار نیستم :دی البته اگر با دسته 360 میشه بگین باید چیکار کنم :دی از اونجایی که میرم شهر دیگه و خوابگاهی میشم دارم از حالا بساط لهو و لعب سایلنت هیلی رو برای خودم جور می کنم :دی

ممنونم بله دیگه باید حواسمون به کویر باشه :دی
 
ممنون دایی جان نه 4 سال طول کشید :D 2 سال در به در بودم :D الان قبول شدم :D



تبریک میگم بالاخره تموم کردین شماره 4 رو :D خب اون هنریِ خونین هم بالاخره دیدنش کار هرکسی نیست :D ما از بچه های خاک سایلنت هیلیم دیگه :D باید معنویت سایلنت هیلی در وجودت داشته باشی و روزی 4 بار نماز ولتیل به جا بیاری و هر روز به عکس کله هرمی ادای احترام کنی شاید هنری خون آلود رو پشت در خونه ت دیدی :D ( شوخی می کنم فکر می کنم یه سلسله مراتب کارهای خاصی باید انجام بدی گوگل بکنی بهت میگه خودم یادم نیست چیکار کردم خیلی وقته شماره 4 رو بازی نکردم :D )

من شماره 4 رو با دسته بازی کردم ولی شماره 2 دسته کار نمیده نمی دونم چرا دسته هم دسته ی PS2 من استفاده می کنم بچه پولدار نیستم :D البته اگر با دسته 360 میشه بگین باید چیکار کنم :D از اونجایی که میرم شهر دیگه و خوابگاهی میشم دارم از حالا بساط لهو و لعب سایلنت هیلی رو برای خودم جور می کنم :D

ممنونم بله دیگه باید حواسمون به کویر باشه :D
اره فکر کنم هموز به معنویت شما نرسیدم:D من تازه الان سرچ کردم bloody henry فهمیدم منظورت هنری شخصیت اصلی بازیه! چه خفن:D
در مورد دسته هم بگم که نه اینکه خیلی پولدارم اصلا نمیفهمم دسته ی ps2 رو چطوری وصل میکنن به pc:D جدا از شوخی من فقط دسته ی ps4 رو وصل کردم اونم یه برنامه ریختم که دسته رو به عنوان دسته ی xbox بشناسه. یعنی قدم اول شناسوندن دسته به pc یه. اگه دسته ی 360 رو وصل میکنی و درایور مخصوصش نسبه و pc میشناستش باید بازی هم بشناستش ولی تو بازی درست کار نمیکنه و دکمه ها قروقاطیه که باید بری قدم دوم که شناسوندن دسته به بازیه. یک برنامه هست به اسم Pinnacle game این اتومات دکمه ها رو درست میکنه ولی چون پیش فرضش دسته ی 360 بود من از یک روش دیگه رفتم و یک پتچ ریختم و خودم دستی دکمه ها درست کردم. مثلا برای من r2 l2 اصلا دکمه هاشو بازی نمیشناخت! از این سایت پتچ رو دانلود کردم و توضیحاتش رو هم نوشته
Silent Hill 2: Director's Cut | PCGamingWiki
....
پ.ن: من یادم رفت دیشب بپرسم، الان دیگه باید کدوم قسمت از سایلنت هیل رو بازی کنم؟ homecoming یا origins؟
 
سلام

شماره‌ی 1 رو رفتی؟ تمام پایان‌های همه‌ی عنوان‌ها رو گرفتی؟
سلام
نه شماره ی یک خیلی قدیمیه الان دیگه نمیشه بازی کرد ولی ویدیو کامل بازی رو که 5 ساعته از یوتیوب دانلود کردم و تکه تکه زدم جلو ، داستانش رو هم خوندم. بازی ها رو حقیقتش وقتی یکبار بازی میکنم دیگه انگیزه ندارم پشت بندش دوباره از اول برم تازه وقتی که نسخه هایی هستند که هنوز تجربه نکردم. حداقل فعلا دیگه سری ها رو دوباره نمیرم. پایانها رو دیدم تو یوتیوب.
 
  • Like
Reactions: msbazicenter
سلام
سلام
نه شماره ی یک خیلی قدیمیه الان دیگه نمیشه بازی کرد ولی ویدیو کامل بازی رو که 5 ساعته از یوتیوب دانلود کردم و تکه تکه زدم جلو ، داستانش رو هم خوندم. بازی ها رو حقیقتش وقتی یکبار بازی میکنم دیگه انگیزه ندارم پشت بندش دوباره از اول برم تازه وقتی که نسخه هایی هستند که هنوز تجربه نکردم. حداقل فعلا دیگه سری ها رو دوباره نمیرم. پایانها رو دیدم تو یوتیوب.
به شدت و قوت توصیه می‌کنم تجربه‌ی فوق‌العاده و نابش رو از دست نده.
 
  • Like
Reactions: stanley

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or