بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
سلام
به نظر من مسعود جان،این فرد حتی نفس کشیدن هایش هم دست خودش نیست، این رو به وضوح میشه با تماشای تصویر حس کرد ! اصلا نمیدونه برای چی داره زندگی میکنه، اون پیچ و مهره های بین دست هاش داره این رو میگه که دیگه حتی ذهن و فکر و جسم ـش هم نمی تونه اون رو از این حالت مصنوعی خارج کنه و داخل یه چرخه تکراری به صورت عجیبی گیراُفتاده ! جالب اینجاست بعضی از همین افراد داخل این زندگی و چرخه تکراری، احساس خوشحالی و خوشبختی میکنن، اینجاست که این سوال پیش میاد خوشبختی واقعی پس به چی میگن...
دقیقاً! اون لوله‌هلی تنفسی معنی‌شون همینه. جالبه که اگه کسی هم این میون بلند شه و بگه «چرا؟»، خود این افراد خوشبخت و خوشحال! سر جاش می‌نشونندش.
بازی موز و میمون! نمی‌دونم درباره‌ش شنیدید یا نه.
در آخر هم اینکه یه طرح دیگر از این طراح بزرگ در گالری ـش دیدم، گفتم حیفه اینجا قرار ندم، اگر نظر من رو بخواین میشه گفت که: فریاد پُر از سکوت دقیقا به همچین موردی گفته میشه ! :(:d
به نظر بنده مهم نیست انسان فریاد بزنه یا سکوت کنه! همین که یک بار سر جاش وایسه و از خودش بپرسی چرا مهمه.
همین تصویر در عین بی‌صدایی، فریاده. فقط دهانش معلومه. به این معنی که به این حاشیه دقت نکنید که کی داره حرف میزنه! به این دقت کنید که چی داره میگه. به این دقت کنید که داره فریاد میزنه.
از اینجا میتونید به گالری Ito سر بزنید، خیلی خیلی کارهای زیبایی خلق کرده این هُنرمند !
Gallery of Masahiro Ito
ممنون. خیلی عالی.:bighug:
سلام.اینترنتم تموم شده بود و نمیتونستم بیام.فقط بخاطر دانلود فیلم pan's labyrinth که حجمم رو نابود کرد.
--------
تریلر جدید رو دیدم و بازم سوالات زیادی رو ایجاد کرد.از نوشته روی در گرفته تا اشکال نورانی.
نکته ای که در تریلر برای من بسیار قابل لمسه نحوه ترس ژاپنیه که از دیالوگهای ابتدای تریلر تا صداهای اخر تریلر به گوش میرسه.از نظر من شخصیتی که داره حرکت میکنه درون مهدکودک گرفتار شده.از توپهای بازی گرفته تا نقاشی و اسباب بازی های متحرک همه نشان از مکانی آزاد مثل کودکستان داره.
توپی که تبدیل به سر میشه و کرمها به نظرم نزدیکترین تشبیه بهش قبر و پوسیده شدنه که مسعود جان هم اشاره کرد.
هیولایی که میبینیم هم از بدن اون کودکی که فریاد میزنه تغذیه میکنه و بعد دنبال ما میکنه.در انتهای صحنه هم دری بر روی دیوار منفجر میشه و یه راهروی وحشتناک رو پیش روی کاراکتر قرار میده.
انتخاب با شماست مهد کودک و یک هیولا یا راهروی مرموز ...---------
این ژاپنی هام مریضن و گویا همشون افسردگی شدید دارن!یادمه ده سال پیش وقتی خیلی بچه بودم انیمیشن spirit away استاد میوزاکی رو نگاه میکردم هم همین حسی که این نقاشی برام القا میکنه رو بوجود میاورد.حس افسردگی و زندگی پوچ ماشینی و تکرار بی محتوا!
شاید اینبار کل ماجرا داره تو Wish House‌ روایت میشه. شاید.
احمدجان قبل از اینکه حجم نت رو نابود کنی حداقل یه Miss-Post (اصطلاحی در انجمن‌ها معادل Miss-Call در موبایل) اینجا مینداختی. نگران‌مون کردی. گفتیم احمدخان رفت تا 4 سال دیگه.:d
یه تصویری شبیه به اون عکسی که علی گذاشت توی سایلنت هیل 3 هست. بر روی در قفسه ای که توی اون موجودی قرار داده و به قول هدر شبیه بچه ای که توی اونجا محبوسش کردند و هیچ راه فراری نداره.
اصلاً خودشه! :-b
شبیه اند دیگه مسعود...حالا این عکس هایی که من گذاشتم صفحه قبل کیفتش بده ولی مثله خودش دیگه.

توی P.T رو نمیگم. منظورم توی MGS V هست.
===============================
اون موجوده توی سایلنت هیل 4 هم منو یکمی یاده این کار ایتو میندازه:
images.php
این بشر هم حالا که شماره‌ی جدید معرفی شده، می‌خواد ما رو دق بده با این کارهاش! :|
========================================================
پ.ن: بحث‌م با حسین‌جان در مورد فیلم من رو یاد یکی از قدیمی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما میندازه. اسمش رو یادم نیست. محصول آلمان در اوایل قرن بیستم.
من به اسم «انسان صنعتی» دیدم. فیلمی صامت که کل فیلم در یک کارخانه می گذشت بدون هیچ داستان خاصی. ولی در واقع زنگ خطری بود برای انقلاب صنعتی که اون زمان به آلمان رسیده بود.
نمونه‌ی دیگه رو قطعاً همه دیدید. «عصر جدید» شاهکار چاپلین.
 
آخرین ویرایش:
چند وقت پیش ماساهیرو یه توییت زد با این عکس:

lz4pz6czfy7tlvtvg9pf.jpg
من یاد فیلم هوگو افتادم :d همون رباتی که هوگو میسازدش.

من با این تصویر یاد فیلم "ماشینیست" بازی بازی کریستین بیل اُفتادم، اگر با این تصویر به فکر فرو رفتید و درش تامل کردید، حتما حتما این فیلم رو تماشا کنید !

ffboz9drfsllzjckescv.jpg
من این فیلمو دیدم. محشره واقعن. کریستین بیل مثل همیشه تو این فیلم بی نظیر بود :d
یه سری توضیح اضافه در مورد این فیلم :d
این فیلم متاسفانه اونطور که باید دیده نشد و فیلمسازان هالیوودی فقط به دلیل اینکه فیلمنامه زیادی wierd هستش نساختنش (حالا نیست تو هالیوود فیلم های wierd کم ساخته میشه ;)) ) و به همین دلیل این فیلم تو اسپانیا :x ساخته شد! بعدشم که به جشنواره های مختلف راه پیدا کرد، کلی جایزه برد.
کلن خیلی فیلم سیاه و عجیبی هست!
 
سلام
داشتم صفحه‌ رو دوباره مرور می‌کردم. با توجه به خبری که اشکان در مورد کار جدید Ito نقل کرد و بحث‌های فیلمی‌مون، جداً دلم نیومد این مورد رو نگم.
Edward Scissorhands اثر بیاد موندنی تیم برتون. نقطه‌ی مقابل بحث ما تو تاپیک.
یعنی نقطه‌ی مقابل انسان‌های ماشینیه بدون احساس میشه یه ماشین انسانی که احساسات رو درک و رعایت می‌کنه اون هم به شکلی زیبا.
1990-edward-scissorhands-poster1.jpg
حس می‌کنم میشه جیمز رو به نوعی نماینده‌ی نوع اول دونست. انسان‌های ماشینیه بدون احساس! البته با دوز پایین‌تر.
=============================================
پ.ن:
یه نکته‌ی دیگه هم در مورد طرحی که حسین‌جان گذاشتند به ذهنم رسید. حتماً شنیدید که میگن این صداست که می‌ماند.
این طرح شبیه همین جمله‌ست. اثبات شده صدا هیچ‌وقت از بین نمیره.
 
آخرین ویرایش:
سلام
نمی‌دونم چرا ولی این تصاویری که امیر گذاشت باعث شد دوباره داستان سری رو مرور کنم که یه نکته به شدت نظرم رو جلب کرد.
مادر
والتر تنها شخصیتی نیست که دنبال مادر خودش می‌گرده. آنجلا
:x هم داره دنبال مادرش می‌گرده. درسته؟
نکته‌ی جالب اینجاست که مادر در هر دو ماجرا، واهی و خیالیه. آنجلا که جیمز رو با مادرش اشتباه می‌گیره و والتر یه اتاق رو مادر خودش می‌دونه.
خیلی جالب‌تر میشه وقتی دقت کنید آنجلا مادرش رو «ماما» صدا می‌زنه درست مانند کودکیِ والتر. حالا تمام این نکات رو بگذارید کنار این که کل داستان سری حول و حوش موجودی به نام «مادر خدا» می‌چرخه. و این مادر خدا با غروب روشنایی و طلوع تاریکی نمایان میشه.
تو شماره‌ی 2 آنجلا باید از سد پدرش بگذره تا به مادرش برسه و والتر در شماره 4 باید مراسم 21 قربانی رو انجام بده.
به نکته‌ی پنهان در این شباهت پی بردید؟
 
سلام
نمی‌دونم چرا ولی این تصاویری که امیر گذاشت باعث شد دوباره داستان سری رو مرور کنم که یه نکته به شدت نظرم رو جلب کرد.
مادر
والتر تنها شخصیتی نیست که دنبال مادر خودش می‌گرده. آنجلا
:x هم داره دنبال مادرش می‌گرده. درسته؟
نکته‌ی جالب اینجاست که مادر در هر دو ماجرا، واهی و خیالیه. آنجلا که جیمز رو با مادرش اشتباه می‌گیره و والتر یه اتاق رو مادر خودش می‌دونه.
خیلی جالب‌تر میشه وقتی دقت کنید آنجلا مادرش رو «ماما» صدا می‌زنه درست مانند کودکیِ والتر. حالا تمام این نکات رو بگذارید کنار این که کل داستان سری حول و حوش موجودی به نام «مادر خدا» می‌چرخه. و این مادر خدا با غروب روشنایی و طلوع تاریکی نمایان میشه.
تو شماره‌ی 2 آنجلا باید از سد پدرش بگذره تا به مادرش برسه و والتر در شماره 4 باید مراسم 21 قربانی رو انجام بده.
به نکته‌ی پنهان در این شباهت پی بردید؟
کلا تو کل چهار سری مادر نقشی کلیدی داشته.
داهیلا مادری که فرزندش رو برای اهدافش قربانی میکنه.
آنجلا که خودت اشاره کردی!
هدر که بچش رو توسط یک قرص سقط میکنه و مادر خداست!
مادر والتر هم اونو به حال خودش رها میکنه تا به بدترین شکل ممکن بزرگ بشه!

عشق مادر به فرزند از خالص ترین و عمیق ترین نوع رابطه هاست که در سری سایلنت هیل به شیوه ای هدفمند بواسطه عقاید آلوده یا توهمات و بی مسئولیتی اشخاص بیشتر نمایی تنفر آمیز داره!
وقتی عقاید شخص منحرف میشه حاضره حتی فرزندشو قربانی عقایدش کنه هرچند عقاید در دید کلی مزخرف و پوچ باشه.
همون اتفاقی که الان برای القائده داعش و طالبان و هرگروه افراطی میوفته.
در مورد انجلا و والتر بحث کمی فرق داره که بیشتر دلسوزانست!
 
سلام
کلا تو کل چهار سری مادر نقشی کلیدی داشته.
داهیلا مادری که فرزندش رو برای اهدافش قربانی میکنه.
آنجلا که خودت اشاره کردی!
هدر که بچش رو توسط یک قرص سقط میکنه و مادر خداست!
مادر والتر هم اونو به حال خودش رها میکنه تا به بدترین شکل ممکن بزرگ بشه!

عشق مادر به فرزند از خالص ترین و عمیق ترین نوع رابطه هاست که در سری سایلنت هیل به شیوه ای هدفمند بواسطه عقاید آلوده یا توهمات و بی مسئولیتی اشخاص بیشتر نمایی تنفر آمیز داره!
وقتی عقاید شخص منحرف میشه حاضره حتی فرزندشو قربانی عقایدش کنه هرچند عقاید در دید کلی مزخرف و پوچ باشه.
همون اتفاقی که الان برای القائده داعش و طالبان و هرگروه افراطی میوفته.
در مورد انجلا و والتر بحث کمی فرق داره که بیشتر دلسوزانست!
تو HC هم همین داستان بود. فرزندانی که در خانواده‌شون به دنیا میان تا برای مراسم قربانی آماده بشن.
حتی تو فیلم اول هم رابطه‌ی مادر و فرزندی نمایش داده میشه.
اما منظورم خیلی فراتر از بحث عشق مادرانه و قربانی بود.
 
سلام
یعنی هر وقت میام این تایپیک و بحث دوستان رو میبینم حوس میکنم سایلنت هیل بازی کنم.حالا شمارش مهم نیست :|:d
لطف دارید اما این وسوسه فقط با دیدن بحث‌های تاپیک به وجود میاد؟:-b
یک کارت زرد یا قرمز به این بشر بدید بغضم ترکید :| کیک قحطی بود :| حداقل عروسک خرگوشش و حذف میکردی :(
کارت زرد به من یا سازنده‌ش؟/:)
خب بفرما اینا خوبه؟:d
لطفاً گزینه‌ی مورد نظرتون رو به شماره‌ی شرکت کونامی ارسال کنید.
pyramid_head2.jpg
resident_evil_and_silent_hill_by_evanescencelove1997-d300mvo.png
silent-hill-sm-full-front2.jpg
62327.jpg
.mother is god in the eyes of a child.
دقیقاً این حرفی هست که تو فیلم گفته میشه.
 
آخرین ویرایش:
سلام
9سالگیه تاپیک مبارک

candle-9.jpg


e98f7a15599d5995f8fbf7e8cc67b9e9.jpg

ای مسعود خدا بگم چیکارت نکنه!
نقریبا یکی دو هفته بعد از این تاریخ بود که پیجو دیدم و چون تازه اینترنتی شده بودم بلد نبودم عضو سایت بشم!:دی
اما بعد از تحمل 24 صفحه ابتدایی بلاخره خودمو رسوندم!
یادش بخیر!(cry)
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or