بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
کسی که ج سوال قبلی ما رو نداد، لااقل اینو ج بدین :دی
Silent Hill5: Fatal Frame Edition آیا؟ :دی
و اینکه میشه بهم چندتا بازی معرفی کنید که شبیه SH1 یا SH2 یا SH3 باشه؟
ســــــــــــــپاس !!!
 
کسی که ج سوال قبلی ما رو نداد، لااقل اینو ج بدین :دی
Silent Hill5: Fatal Frame Edition آیا؟ :دی
و اینکه میشه بهم چندتا بازی معرفی کنید که شبیه SH1 یا SH2 یا SH3 باشه؟
ســــــــــــــپاس !!!

ارتاس جان بازی شبیه سایلنت هیل 1و2و3 واقعا مگه پیدا هم می شه. فکر کنم بهترینش فیتل فریم ها و اگه بازم بازی ترسناک می خوای یک سری بازی رو pcهستن که البته توسبک سایلنت هیل اصلا نیستن.;)

- - -ویرایش - - -

اگه انحصاری باشه لعنت می کنم .... :|

همچنین....:d

- - -ویرایش - - -


بسیار عالی. خسته نباشید.
 
از یه سایلنت هیل فن همچین حرفی بعید بود ! :|:d من اصلا ترس روح و روان رو با ترس فیزیکی و غول و هیولا و زامبی عوض نمی کنم ! :-s:d آخه اون ترس ـش بیشتر همراه با هیجانه تا اینکه واقعا موندگار باشه و تو ذهنت بمونه ! برای مثال بخوام بگم، اگر دموهای TEW رو دیده باشی، پُشت سر هم، از همین موجودات ترسناکی که فکر کنی هستش و بعد از اینکه اون ها رو به هر روشی، پُشت سر بگذاری، دیگه خیالت راحت میشه از این بابت و خودکار به صورت غریزی منتظر ترس بعدیت میمونی، ولی سایلنت هیل فکر نکنم اینطور باشه ! مخصوصا الان که کوجیما و بیشتر اعضای تیم سایلنت داخل این استودیو هستن ! :d به نظر من که این سایلنت هیل، میتونه غوغا کنه ! یعنی مطمئنم !
البته خودمم TEW رو خیلی دوست دارم، ولی خُب وقتی بحث مقایسه میشه، برای من ارزش و سلیقه و درون مایه، جوهره اون اثر مهم هستش !

حسین شما و دوستانتون مثل اینکه همچنان تفاوت survivel horror و pure horror را متوجه نیستیدا!
ببین میکامی یک طرز فکر خاصی ( میکامی تو بازیسازی یک مکتب هست ، خودت بهتر میدونی) داره ، میکامی میگه بازیباز باید توانایی و غلبه بر دشمن را داشته باشه. میکامی میگه من از شخصیت هایی که وقتی یک موجود ترسناک را میبینند فرار میکنند و خودشان را میبازند بدم میاد! این ها اصلا تو شخصیت پردازی کارهای میکامی جایی نداره!
اینکه بازیباز بتونه مبارزه کنه و در نهایت پیروز بشه تفاوت بزرگ ترسناک بقا با ترس خالص هست! در رابطه با اینکه ترس روحی و روانی و امثالهم ترس ماندگارتری پدید میارن باهات کاملا مخالفم! مثلا انقد که امثال نمسیس یا مندز یا انواع اقسام دشمن ها تو سری رزیدنت برام ماندگار شد هیچ وقت فاتال فریم یا دشمانا سایلنت هیل ( که احتملا نوع ترس این اثار را فیزیکی و.. نمیدونی و مثلا ترس روح و روان میدونی) نشد! شما بپرس از کسایی که بازی ترسناک کردن ببین کدام نوع بیشتر تو ذهن مونده! اخه کی ترس ات لست تو ذهنش هست! 4 تا موجود روح مانند هی به میندازن دنبالت وتو هم باید فرار کنی! تا کی فرار!
ان یک چیز سلیقه ای هست! حسین من بعد از موفقیت اویل ویتین کارها دارم تو بازی سنتر! منتظر یک سونامی بزرگ باش حسین جان
اخه مگه میشه به عنوان مثال شما باس های رزیدنت 4 را ببینی و با روح و روانت بازی نکنه( مثلا ترس روح و روانی برات ایجاد نکنه.) حرفایی میزنیا! مثلا بیتورس مندز را شما ببینی و اعصاب و روان را نریزه گل هم! چیه این!

verdugo.jpg
 
حسین شما و دوستانتون مثل اینکه همچنان تفاوت survivel horror و pure horror را متوجه نیستیدا!
Silent Hill سبکش Pure Horror نیست. ;)

ببین میکامی یک طرز فکر خاصی ( میکامی تو بازیسازی یک مکتب هست ، خودت بهتر میدونی) داره ، میکامی میگه بازیباز باید توانایی و غلبه بر دشمن را داشته باشه. میکامی میگه من از شخصیت هایی که وقتی یک موجود ترسناک را میبینند فرار میکنند و خودشان را میبازند بدم میاد! این ها اصلا تو شخصیت پردازی کارهای میکامی جایی نداره!
اینکه بازیباز بتونه مبارزه کنه و در نهایت پیروز بشه تفاوت بزرگ ترسناک بقا با ترس خالص هست! در رابطه با اینکه ترس روحی و روانی و امثالهم ترس ماندگارتری پدید میارن باهات کاملا مخالفم! مثلا انقد که امثال نمسیس یا مندز یا انواع اقسام دشمن ها تو سری رزیدنت برام ماندگار شد هیچ وقت فاتال فریم یا دشمانا سایلنت هیل ( که احتملا نوع ترس این اثار را فیزیکی و.. نمیدونی و مثلا ترس روح و روان میدونی) نشد! شما بپرس از کسایی که بازی ترسناک کردن ببین کدام نوع بیشتر تو ذهن مونده! اخه کی ترس ات لست تو ذهنش هست! 4 تا موجود روح مانند هی به میندازن دنبالت وتو هم باید فرار کنی! تا کی فرار!
ان یک چیز سلیقه ای هست! حسین من بعد از موفقیت اویل ویتین کارها دارم تو بازی سنتر! منتظر یک سونامی بزرگ باش حسین جان
اخه مگه میشه به عنوان مثال شما باس های رزیدنت 4 را ببینی و با روح و روانت بازی نکنه( مثلا ترس روح و روانی برات ایجاد نکنه.) حرفایی میزنیا! مثلا بیتورس مندز را شما ببینی و اعصاب و روان را نریزه گل هم! چیه این!

چیزی که هست اینه که یه موجود هرقدر هم وحشتناک طراحی شده باشه وهر چقدرم شما رو بترسونه در آخر یه موجوده ! شما وقتی شب میخوابی نمیترسی که اون موجود بیاد توو اتاقت مثلا بخورتت :d

ولی ترسی که سایلنت هیل (Survivel Horror) به بازیباز منتقل میکنه به قول دوستان ترس روح و روانه! و ازونجایی که همچین مخلوقاتی ممکنه وجود داشته باشن (حداقل شبیهشون) شما موقع خواب احساس ترس میکنی :) حالا این فقط یه مثاله شاید شما بگی مگه بچه شدی که شب بترسی و اینا! ولی چه بخوایم چه نخوایم ترس یک روحی که قابلیتاش برای ما نا مشخصه (ندانستن خودش دلیلی بر ترسه) خیلی ترسناک تر از یه موجود صرفا قویه
 
حسین شما و دوستانتون مثل اینکه همچنان تفاوت survivel horror و pure horror را متوجه نیستیدا!
ببین میکامی یک طرز فکر خاصی ( میکامی تو بازیسازی یک مکتب هست ، خودت بهتر میدونی) داره ، میکامی میگه بازیباز باید توانایی و غلبه بر دشمن را داشته باشه. میکامی میگه من از شخصیت هایی که وقتی یک موجود ترسناک را میبینند فرار میکنند و خودشان را میبازند بدم میاد! این ها اصلا تو شخصیت پردازی کارهای میکامی جایی نداره!
اینکه بازیباز بتونه مبارزه کنه و در نهایت پیروز بشه تفاوت بزرگ ترسناک بقا با ترس خالص هست! در رابطه با اینکه ترس روحی و روانی و امثالهم ترس ماندگارتری پدید میارن باهات کاملا مخالفم! مثلا انقد که امثال نمسیس یا مندز یا انواع اقسام دشمن ها تو سری رزیدنت برام ماندگار شد هیچ وقت فاتال فریم یا دشمانا سایلنت هیل ( که احتملا نوع ترس این اثار را فیزیکی و.. نمیدونی و مثلا ترس روح و روان میدونی) نشد! شما بپرس از کسایی که بازی ترسناک کردن ببین کدام نوع بیشتر تو ذهن مونده! اخه کی ترس ات لست تو ذهنش هست! 4 تا موجود روح مانند هی به میندازن دنبالت وتو هم باید فرار کنی! تا کی فرار!
ان یک چیز سلیقه ای هست! حسین من بعد از موفقیت اویل ویتین کارها دارم تو بازی سنتر! منتظر یک سونامی بزرگ باش حسین جان
اخه مگه میشه به عنوان مثال شما باس های رزیدنت 4 را ببینی و با روح و روانت بازی نکنه( مثلا ترس روح و روانی برات ایجاد نکنه.) حرفایی میزنیا! مثلا بیتورس مندز را شما ببینی و اعصاب و روان را نریزه گل هم! چیه این!

verdugo.jpg

بهزاد جان کله هرمی تو سایلنت هیل چی هست یا روح قصاب تو فیتل فریم چی؟این ها ماندگار نیستند؟

میکامی هم سازنده بزرگی هست و من هم از طرفدار های اویل ویتین هستم..مخصوصا که شبیه re4است.:d
توی فیتل فریم که می تونستی روح هارو بکشی تو سایلنت هیل4 هم احتیاج به چاقو مخصوص داشتی...همش هم فرار کردن نبود. چیزی که روح ها رو در بازی ماندگار تر می کنه صدایی است که موقع امدن در می ارن صدایی که هی کم و زیاد می شه و دلهره به وجود می اره. اما دیگه فکر نکنم صدای نعره بلند غول ها یا صدای اره برقی اونقدر بتر سونه. راستی این کم ترس شدن اره برقی دار ها هم تقصیر می کامی از بس که تو هر بازیش یکی گذاشته.
 
جنس ترس در بازی سایلنت هیل متفاوته.
در اصل ترس تدریجی هست به اضافه صدا گذاری خارق العاده.فکر کنم بقیه دوستان با من هم عقیده باشن آنقدر که صدای خش خش رادیو تو بازی سایلنت هیل ترسناکه خود موجودات بازی ترسناک نیست
جنس ترس اویل از نوع تعلیقه.یعنی بیشتر مواقع ترس آنی و لحظه ای هست و بیشتر شوک آوره.البته اویلهای کلاسیک ترسشون کمتر تعلیق داشت و به خاطر سرعت کند زامبی ها ترسناک تر از بازی های جدید اویل بودن.
من بارها و بارها تو خواب ، گرفتار سایلنت هیل شدم و صبح که ببیدار شدم سوای ترس اعصابم ریخته به هم.
 
حسین شما و دوستانتون مثل اینکه همچنان تفاوت survivel horror و pure horror را متوجه نیستیدا!
ببین میکامی یک طرز فکر خاصی ( میکامی تو بازیسازی یک مکتب هست ، خودت بهتر میدونی) داره ، میکامی میگه بازیباز باید توانایی و غلبه بر دشمن را داشته باشه. میکامی میگه من از شخصیت هایی که وقتی یک موجود ترسناک را میبینند فرار میکنند و خودشان را میبازند بدم میاد! این ها اصلا تو شخصیت پردازی کارهای میکامی جایی نداره!
اینکه بازیباز بتونه مبارزه کنه و در نهایت پیروز بشه تفاوت بزرگ ترسناک بقا با ترس خالص هست! در رابطه با اینکه ترس روحی و روانی و امثالهم ترس ماندگارتری پدید میارن باهات کاملا مخالفم! مثلا انقد که امثال نمسیس یا مندز یا انواع اقسام دشمن ها تو سری رزیدنت برام ماندگار شد هیچ وقت فاتال فریم یا دشمانا سایلنت هیل ( که احتملا نوع ترس این اثار را فیزیکی و.. نمیدونی و مثلا ترس روح و روان میدونی) نشد! شما بپرس از کسایی که بازی ترسناک کردن ببین کدام نوع بیشتر تو ذهن مونده! اخه کی ترس ات لست تو ذهنش هست! 4 تا موجود روح مانند هی به میندازن دنبالت وتو هم باید فرار کنی! تا کی فرار!
ان یک چیز سلیقه ای هست! حسین من بعد از موفقیت اویل ویتین کارها دارم تو بازی سنتر! منتظر یک سونامی بزرگ باش حسین جان
اخه مگه میشه به عنوان مثال شما باس های رزیدنت 4 را ببینی و با روح و روانت بازی نکنه( مثلا ترس روح و روانی برات ایجاد نکنه.) حرفایی میزنیا! مثلا بیتورس مندز را شما ببینی و اعصاب و روان را نریزه گل هم! چیه این!

verdugo.jpg

خیلی جرئت میخواد بیای تو تاپیک Silent Hill بعد بگی Pure Horror:punish:

همین که تا الان بچه ها حکم کشتنت رو صادر نکردن خیلیه:ranting:
 
خیلی جرئت میخواد بیای تو تاپیک Silent Hill بعد بگی Pure Horror:punish:

همین که تا الان بچه ها حکم کشتنت رو صادر نکردن خیلیه:ranting:
بابا ولش کنین، یه بحثی بود، تموم شد رفت ! =)):d نمیدونم براچی این پست رو دیدم، خنده ـم گرفت ! :d بقیه دوستان هم لطف کنن، همونطور که بقیه بچه ها اشاره کردن، مقایسه انجام ندین ! :d والا با این حرف ها و بحث ها، از هیچ کدوم از این عناوین، ارزش هاشون و اون چیزی که واقعا باید باشن، کم نمیشه ! فقط تنها نتیجه ای که داره، دلخوری و خودتون میدونید دیگه..
 
کسی که ج سوال قبلی ما رو نداد، لااقل اینو ج بدین :دی
Silent Hill5: Fatal Frame Edition آیا؟ :دی
و اینکه میشه بهم چندتا بازی معرفی کنید که شبیه SH1 یا SH2 یا SH3 باشه؟
ســــــــــــــپاس !!!
بازیه Dementium و Dementium II
بازی یک چیزی شبیه به سایلنت هیل و رزیدنت اویل هستش،
پیشنهاد می‌کنم اگر دسترسی‌ به Nintendo DS/3DS دارید این بازی رو تجربه کنید.
 
آخرین ویرایش:
من ترجیح میدم قبل از اینکه متوجه روحه بشم توسط یارو تیکه تیکه بشم با اره برقی :|:d

اینجوری بگم که اون اقای اره برقی تو بعضی موقعیت ها برات ترسناک میشه ولی جن رو حتی توی یک روز روشن ببینیم برامون ترسناکه

از یه سایلنت هیل فن همچین حرفی بعید بود ! :|:d
باو اشتباه برداشت نکنین :d من خودمم میدونم یه سری از ترس ها موندگارن و اصلن سبکشون فرق داره. البته یه مقاله ای هم آقای سایلنت دریم نوشته بودن که واقعن جالب بود و موضوعش همین ترس شرقی و غربی بود. منم کاملن به این موضوعات آشنام.
مثلن یه مورد خیلی جالب که فکر میکنم جاش توی مقاله ی خیلی خوب آقای سایلنت دریم خالی بود اینه:
یکی دیگه از دلایل موندگاری این مدل ترس ها یا همون ترس های شرقی، استفاده از چیزهاییه که روزمره باهاش سر و کار داریم. مثل فیلم رینگ که اون دختره از تلویزیون میاد بیرون. من به واقع و به شخصه یه مدت نمیتونستم شبا از جلوی tv رد بشم :d یا یه فیلمی هست به اسم candy man که توی اون فیلم وقتی دخترا جلوی آینه 5 بار میگن candy man یه مرد وحشتناک میاد و میکشتشون :d چقدر ما اینکار را با ترس و لرز انجام میدادیم :d
girls talk :d you know
:d
خب همین دم دست بودن این اشیا و یا بازی کردن با روح و روان آدم واقعن یه ترسی را موندگار میکنه دیگه.
اماااااااااااااااااااااااا من میگم آخر همه اینجور ترس ها هم یه جورایی مردن با عذابه. مثلن یه روحی میاد و لمست میکنه و تو بعد از چند روز به طرز دردناکی میمیره دیگه . ولی خب ترس از دنبال شدن توسط یه آدم روانی اره به دست برا من کابوس وارتره. نمیدونم شاید هر کسی از یه مدل ترس بیشتر میترسه.
ولی من عقیده م بر اینه که ترس فیزیکی هم موندگاره. نمیدونم فیلم seeking justice را دیدین یا نه. نیک کیج بازی کرده که توی اون فیلم به همسرش ت ج ا و ز میشه. یعنی یه ولگرد هم میاد ازش دزدی میکنه و هم .................................. و خب بعدش یه ترسی توی وجود همسرش میمونه که به شدت حساسش میکنه. مجبور میشن خونه را عوض کنن، همیشه درها را قفل میکردن و و و و .....................
یا تا حالا با کسی برخورد نکردید که تجربه تصادف داشته باشه و بعدش نتونه یا پشت ماشین بشینه یا از هواپیما میترسه و ....................... چه میدونم، از این مدل ترس ها دیگه :d اینا هم موندگارن، فقط بستگی به شخصیت آدما داره. شاید یکی بتونه با روح کنار بیاد یکی هم نتونه ;)
 
سلام .

اون تیزر دو دقیقـه‌ای از بازی رو دیدم ، صفحات تاپیک رو هم خوندم . این P.T رو هم امشب میگیرم و بعد کلهم اجمعین به بحث ها اضافه میشم .

ولی
از این بابت خیلی خوشحالم کـه اینقدر هجمـه‌ی خبری در مورد بازی وجود داره ، فکر کنم یکی از بچـه ها هم گفت کـه واقعاً به این نتیجـه رسیده بودیم کـه کار کونامی با سری تموم شده و هر وقت کفگیرش به ته دیگ میخوره اسم سری رو از ته گنجـه در میاره و با یـه بودجـه ناقص و وقت ناکافی یـه شماره‌ی عجیب و غریب میده بیرون و تمام ... حداقلش الآن میدونیم کـه میتونیم توقعات رو بچسبونیم به سقف و یکمی هم خیالمون راحت باشــه که قرار نیست اونقدر تو ذوقمون بخوره ...

فعلاً .

ویرایش :

پ.ن : یـه سوال : این صدایی کـه متن اول تیزر رو میخونـه صدای نورمن ریداسـه ؟
 
آخرین ویرایش:
سلام .

اون تیزر دو دقیقـه‌ای از بازی رو دیدم ، صفحات تاپیک رو هم خوندم . این P.T رو هم امشب میگیرم و بعد کلهم اجمعین به بحث ها اضافه میشم .

ولی
از این بابت خیلی خوشحالم کـه اینقدر هجمـه‌ی خبری در مورد بازی وجود داره ، فکر کنم یکی از بچـه ها هم گفت کـه واقعاً به این نتیجـه رسیده بودیم کـه کار کونامی با سری تموم شده و هر وقت کفگیرش به ته دیگ میخوره اسم سری رو از ته گنجـه در میاره و با یـه بودجـه ناقص و وقت ناکافی یـه شماره‌ی عجیب و غریب میده بیرون و تمام ... حداقلش الآن میدونیم کـه میتونیم توقعات رو بچسبونیم به سقف و یکمی هم خیالمون راحت باشــه که قرار نیست اونقدر تو ذوقمون بخوره ...

فعلاً .

ویرایش :

پ.ن : یـه سوال : این صدایی کـه متن اول تیزر رو میخونـه صدای نورمن ریداسـه ؟

دلم لک زده برای یک سایلنت هیل واقعی ...
انشالله این بازی منو برگردونه به خاطرات ناب سایلنت هیل 1 حدود 14 15 سال پیش ...
من دیگه وقت نمی کنم بیام تو تاپیک مطلب بنویسم اما مطالبتون رو می خونم و لذت می برم هنوز بچه ها اینجارو سرپا نگه داشتن ...
حق بدین به یه پیرمرد 31 ساله متاهل !!!
سلام اشکان جان از این بایرن مونیخ بکش بیرون خداوکیلی ...
امسال ، سال آرسناله اخوی !!!
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or