بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
چرا؟ نکنه هوادارای متعصب و خشمگین ریختن تو خونه اون دو نفر بخت برگشته ای که به BOM رای دادن زدن ناقصشون کردن:d که دیگه رای دهنده ها رو نشون نمی دن.
نه ، دلیلش ساده تر از این حرف هاست !
من یادم رفت ذکر کنم که این قابلیت باشه ، فردین جان هم احساس کرند نیازی نیست !
======
======
توجه توجه توجه توجه توجه توجه توجه
این پست امیرحسین رو چون افتاد آخر صفحه ی قبل دوباره نقل قول میکنم :

اگر خدا بخواد تحلیل این شماره رو با اشکان می خوایم استارت بزنیم؛ با توجه به زمان بر بودن مقاله و کمبود وقت، به 1-2 تا از دوستان جهت همکاری نیاز داریم. هر کس که تمایلی به این کار داره به من اطلاع بده تا کار رو هر چه سریعتر انجام بدیم...

دوستان الان نه امیر نه من مثل قبل وقت آزاد نداریم علاوه بر اون هومکامینگ به خاطر اینکه کلا بهش کمتر پرداخته شده نیاز به مقاله ی قویتری داره تا بیشتر شناسونده بشه منابعمون هم کمتره .
به همین خاطر بدون کمک شما انجام این کار تقریبا غیر ممکنه ! پس اگر مایلید که این کار انجام بشه و فکر میکنید میتونید کمک کنید در اسرع وقت اعلام آمادگی کنید .

ممنون .
پاینده باشید !
 
نه ، دلیلش ساده تر از این حرف هاست !
من یادم رفت ذکر کنم که این قابلیت باشه ، فردین جان هم احساس کرند نیازی نیست !
======
======
توجه توجه توجه توجه توجه توجه توجه
این پست امیرحسین رو چون افتاد آخر صفحه ی قبل دوباره نقل قول میکنم :



دوستان الان نه امیر نه من مثل قبل وقت آزاد نداریم علاوه بر اون هومکامینگ به خاطر اینکه کلا بهش کمتر پرداخته شده نیاز به مقاله ی قویتری داره تا بیشتر شناسونده بشه منابعمون هم کمتره .
به همین خاطر بدون کمک شما انجام این کار تقریبا غیر ممکنه ! پس اگر مایلید که این کار انجام بشه و فکر میکنید میتونید کمک کنید در اسرع وقت اعلام آمادگی کنید .

ممنون .
پاینده باشید !

خیلی عالیه به شخصه خیلی علاقه دارم و امیدوار بودم که بتونم همکاری کنم ولی متأسفانه من هم این روزا خیلی سرم شلوغه
انشالاه که موفق باشین
 
اگر یه نفر رو بخواین که بعد از اتمام کار،همه تحلیل ها رو به هم وصل کنه و یه نظم و ترتیبی بهشون بده (همون ویراستار:دی)
من هستم
===============
دقت کردین تو 4 بازی اول سایلنت هیل،همیشه میتونین 1 انسان رو بکشین؟
1=Sybil
2=Eddie
3=Douglas
4=Walter
اما HC این روند رو شکست و سلاخی در حد من هانت راه انداخت:|
 
آخرین ویرایش:
Thomas Grip عضو کلیدی Frictional Games و طراح بازی Amnesia: The Dark Descent , به نظر میاد که عاشقه سایلنت هیله!
این بابا توی یه مصاحبه در مورد سایلنت هیل گفته :

[LTR]It totally blew me away in regards of the emotions that can be created in a videogame[/LTR]
[LTR]It was a the first time a videogame managed to do a certain genre better than any other media[/LTR]
[LTR]Horror has been perfected in novels and film for a long time, and yet here comes a videogame that does it better than anything previously has. This is quite extraordinary, and I do not think it has been discussed enough.[/LTR]

ایشون گفتند که اگر شانس ساخت یه نسخه از سایلنت هیل رو داشته باشه, این تغییرات رو انجام میده:

[LTR]- Drop cut scenes. I know this is a big thing in all SH games, but I want to see better character interaction instead.[/LTR]
[LTR]
No map system needed. I always hated going back and forth between the map and game, so that needs to go. Perhaps need something to replace the sense of exploration.
[/LTR]
[LTR]
A lot less monster encounters. Apart from the first game that made this kind of good, monsters have always become repeated way beyond their scariness and become boring cannon fodder. Creatures need to be encountered a lot less often what they have been.
[/LTR]
[LTR]No linear path. Let the player run around freely in the town and enter what they like and change the game accordingly. Since we are going for Lynchian storytelling we can get away with not beeing [sic] totally consistent, that would actually only add to the atmosphere.[/LTR]
[LTR]
No abstract puzzles. Instead tie any puzzles to the narrative and make sure they are never in way of the experience.
[/LTR]
به طور خلاصه (اطلاعات بیشتر رو میتونید توی متن انگلیسی بخونید)
- کات سین ها رو حذف میکنه.
- نقشه رو از بازی حذف میکنه, چون خودش شخصا از اینکه بین بازی و نقشه سوییچ کنه متنفره ولی خب ممکنه چیزه دیگه اضافه کنه.
- تعداد هیولاهایی که در بازی باهاشون برخورد میکنیم رو کم میکنه چون متعقده که اگر با تعداد زیادی از این هیولاها در طول بازی برخورد کنیم اون حس ترسناکی خودشون رو از دست میدن و خسته کننده میشن.
- بازی رو از حالت خطی در میاره, میخواد به بازیکن اجازه بده که آزادنه در شهر گردش کنه و به هرجایی که دلش میخواد بره و در نهایت میخواد معماهایی رو که درکشون سخته رو از بازی حذف کنه...

و این چیزها رو اضافه میکنه:

[LTR]
- More character interaction. I would like to see more creepy character encounters than monster encounters. There would need to be some nice dynamic system to this so we get rid of cutscenes (as mentioned above) and does not have boring dialog trees, but I there are ways to do that (for instance by having the character react to what the player is currently doing
[/LTR]

[LTR]
Disgusting and creepy monsters. Silent Has had some really good monster design in the early games, and we want more of that. Want to have more foreboding to each monster though, so they get more personality then just some random creature. [sic]
[/LTR]

[LTR]
Third person perspective. I think this would work best for a Silent Hill games, so let’s keep that, and take advantage of it by making the protagonist more aware of the environment.
[/LTR]

[LTR]
Combat should still be in, but generally useless. Monsters should pretty much invulnerable, but you could attack the other human characters if you want to, which of course could have grave consequences, but be necessary at times. The player should of course never know if they made the right choice.
[/LTR]

- میخواد تعامل بین کرکترهای بازی رو بیشتر کنه, دوست داره بیشتر به جای این که در طول بازی با هیولا مواجه بیشیم با کرکتر های به نوعی غیرعادی مواجه بشیم.
- تعداد هیولاهای منزجر کننده و غیرعادی رو بیشتر کنه. خودش میگه سایلنت هیل در اوایل تعدادی هیولا با طراحی های خوب داشت و دوست داره هیولاهای بیشتری با طراحی های خوب در بازی جدید اضافه کنه!
- در بازی از همون دوربین سوم شخص استفاده میکنه و متعقده که این نوع دوربین برای سایلنت هیل مناسبه.
- مبارزات همچنان در بازی هست اما به طور کلی به درد بازیکن نمیخوره. هیولاها تقریباََ آسیب ناپذیر هستند اما بازیکن اگر دوست داشته باشه میتونه به کرکترها(انسان) حمله بکنه, که البته وقتی این کارها رو انجام بده, نتایجی هم در بر داره!


شما چی فکر میکنید؟ به نظرتون Frictional Games میتونه سایلنت هیل خوبی بسازه یا نه؟

منبع 1
منبع 2
 
آخرین ویرایش:
شما چی فکر میکنید؟ به نظرتون Frictional Games میتونه سایلنت هیل خوبی بسازه یا نه؟

Frictional با دو بازی Penumbra و Amnesia نشون داد که تو خلق اتمسفر تاریک و البته گیرا حرفی برای گفتن داره. ایده‌های این آقا هم جالبه، مخصوصاً این ایده غیر کاربردی بودن مبارزات رو خیلی دوست دارم (البته نه مثل shattered memories که کلاً این بخش رو از گیم پلی حذف کرده بلکه مثل Siren، یعنی شما میتونید مبارزه کنید ولی تأثیری در وضعیت نهایی شما نداره و فقط مبارزات وقت بیشتری برای نجات شما بهتون میده). بقیه موارد هم میتونه به ساخت یک سایلنت هیل قابل قبول منجر بشه، مثلاً حذف نقشه که می‌تونه حتی تأثیر بازی رو چندین برابر کنه، یا آزادی گشت و گذار در شهر که تا حدودی تو Downpour پیاده شده بود. تو بحث هیولاها هم به نظرم تعداد مهم نیست بلکه منطق مهمه و با ایشون موافقم. در مورد معماها و پازل‌ها، تا وقتی که از منطق به دور نباشند می‌تونند چالش برانگیز باشند.

تو بحث ازدیاد کرکترها هم نباید افراط باشه! یکی از مهمترین و تأثیر گذارترین عوامل تو سایلنت هیل همین حس تنهایی بازیکن هست.

البته در مورد حذف کات سین‌ها مخالفم. اتفاقاً یکی از دلایل خوشحالی من وقتی شایعه شده بود کوجیما می‌خواد نسخه جدیدی از سایلنت هیل رو بسازه همین مورد بود، چون اون موقع من فقط به کات سین‌ها جذاب با کارگردانی کوجیما فکر می‌کردم! حالا شما تصور کنید از نسخه دوم سایلنت هیل کات سین‌ها رو حذف کنند! کات سین‌ها سهم زیادی در برقراری ارتباط بین مخاطب و کرکتر و روایت خوب داستان دارند. به نظرم تو سایلنت هیل هم لازمه تا بعضی وقت‌ها مخاطب کنترلرش رو کنار بگذاره (یا دستش رو از موس و کیبرد برداره:d) و داستان کرکتر یا کرکترها رو ببینه و گوش بده!

در کل در مرحله بیان ایده، حرف‌های جالبی زده ولی باید دید تو مرحله عمل چی میشه! چون مطمئناً همه می‌تونند ایده‌های جالبی برای یک بازی مثل سایلنت هیل داشته باشند ولی پیاده سازی اونا مهم‌تره. در آخر شاید شباهت‌هایی بین دو بازی Amnesia و Silent Hill باشه ولی برای SH در کنار همه این موارد باید بیشتر به داستان و شخصیت پردازی و منطق خاص متعلق به این سری بها داده بشه.
 
شما چی فکر میکنید؟ به نظرتون Frictional Games میتونه سایلنت هیل خوبی بسازه یا نه؟
امیر, جون من خبری چیزی میزاری تو ساب فروم اخبار بازی ها هم بزار بچه ها خبردار بشند :دی چون خیلی ها ممکن هست به این تاپیک سر نزنند ولی اون بخش رو همیشه مردم بازدید می کنند. خودمم بعد چند روز گفتم بیام یه سری به تاپیک بزنم ببینم چه خبره :دی

در مورد نظرات شخصیم با با حذف شدن کات سنز هم به شدت مخالف هستم. اتفاقا یکی از بخش هایی که آدم رو جذب داستان و بازی میکنه همین کات سنز های بازی هستند. اگر این مورد از بازی حذف بشه واقعا کسل کننده میشه بازی. حداقل کات سنز ها بازی رو از حالت تکراری بودن در میاره. باقی موارد هم خوبه به نظرم. فقط با حذف نقشه هم زیاد موافق نیستم. چون از ابتدا نقشه تو این فرانچایز بود و یکی از المان های اصلی به حساب میاد. حذفش به نظرم ممکنِ با اعتراضات خیلی از فن های قدیمی مواجه بشه.
 
- کات سین ها رو حذف میکنه.
اينو كاملا مخالفم چون تا حدي زيادي القاي حس و اتمسفر بازي وابسته به همين نمايش كات سين ها , معرفي و روايت سرگذشت كاراكترهايه داخل بازي با استفاده از همين كات سين ها هست مثلا فكر كنيم از سايلنت هيل 1 دمويه تصادف هري با آلسا رو برداريم يا ملاقات هري و سيبل ,ديدن آلسا در خواب در موتورخونه مدرسه , ملاقات با ليساي تنها در بيمارستان و يا كات سين مربوط به مبدل شدن ليسا همه اينهارو برداريم بيشتر از نصف زيبايي بازي و روايت داستان از بين ميره.
يه نكته خيلي مهم در كات سين ها وجود داره كه كارگردان ميتونه حتي با نشون دادن چهره و نوع حركات كاراكترها و تعاملشون با كاراكتر اصلي, هويت نهاني كاراكترها رو به معرض نمايش بزاره مثلا لحظه اي رو به خاطر مي آوريم كه ليسا زير تخت قايم شده بود تا نورچراغ هري ميسون رو ميبينه بي امان از زير تخت در مياد و ميپره بغل هري عزيز از همين يه صحنه ما ميتونيم با شخصيت و هويت نهاني ليسا آشنا بشيم به عبارتي كارگردان با استفاده از اين صحنه ها براي اعمال شخصيت پردازي عالي و بي نظير كاراكترها استفاده ميكنه.
يه سوال چرا كوجيما بازي هايي كه ميسازه از نظر حيث داستان و شخصيت پردازي در صنعت گيم بي نظير هستن چون ميدونه چجوري بايد كات سين بسازه و با استفاده از كارگرداني استادانه و زيركانه كات سين ها, شخصيت كاراكترها رو به بهترين نحو ممكن به نمايش ميزاره.
به نظرم نبود كات سين ها در بازي سايلنت هيل كار اشتباه و احمقانه اي هست چون داريم سايلنت هيل بازي ميكنيم.
نقشه رو از بازی حذف میکنه, چون خودش شخصا از اینکه بین بازی و نقشه سوییچ کنه متنفره ولی خب ممکنه چیزه دیگه اضافه کنه.
نبود نقشه در صورتي به نظرم خوبه كه محيط هاي بازي خطي و بسته باشه مثل بازي آلن ويك كه ماموريت هايه بازي خطي بود ولي اگه قراره محيط هاي بازي وسيع باشه و گشتوگذار در محيط زياد باشه مثل سايلنت هيل 1 و دانپور نبود نقشه كار غيرمنطقي اي هست چون باعث سردرگمي بازيكن در خيابان ها ميشه و به گيم پلي بازي لطمه وارد ميشه.مثلا اگه سايلنت هيل 1 نقشه نداشت گشتوگذار در خيابون ها اعصاب خرد كنو خسته كننده ميشد.
- تعداد هیولاهایی که در بازی باهاشون برخورد میکنیم رو کم میکنه چون متعقده که اگر با تعداد زیادی از این هیولاها در طول بازی برخورد کنیم اون حس ترسناکی خودشون رو از دست میدن و خسته کننده میشن.
- بازی رو از حالت خطی در میاره, میخواد به بازیکن اجازه بده که آزادنه در شهر گردش کنه و به هرجایی که دلش میخواد بره و در نهایت میخواد معماهایی رو که درکشون سخته رو از بازی حذف کنه...
اين دو گزينه رو كاملا موافقم اگرچه در اكثر نسخه هايه سايلنت هيل تعداد هيولا ها كم بوده وبه نظرم اين نكته مثبتي براي بازي به شمار ميره كه بازيكن از محيط هاي بازي به خاطر خلوت بودن و حس تنهايي ترس داشته باشه.
با گشتوگذار در محيط هم كاملا موافقم چون همين ايده در دانپور پياده شد كه از نكات قوت بازي هم به حساب ميومد و مورد استقبال طرفداران هم قرار گرفت.اگرچه اولين بار استاد توياما كيچيرو اين اصل رو در بازي بنياد نهاد.
در مورد معماها هم به نظرم حس شيريني كه از حل معما به بازيكن القا ميشه از همه چي مهمتر هست به نظرم بايد معماها معقولانه و با كيفيت بالا طراحي بشه مثل نسخه هايه كلاسيك بازي مخصوصا نسخه اول و دوم بازي.نسخه سوم رو يه درجه هارد سخت و كمي غيرمنطقي بود.
-
میخواد تعامل بین کرکترهای بازی رو بیشتر کنه, دوست داره بیشتر به جای این که در طول بازی با هیولا مواجه بیشیم با کرکتر های به نوعی غیرعادی مواجه بشیم.
با اين عمل هم موافقم به شرطي كه همينطور كه علي جان گفتن از كيفيت شخصيت پردازي و روايت داستان كاسته نشه اگه ميتونن از عهده شخصيت پردازي به بهترين نحو ممكن بربياند كه اين عمل فوقالعاده هست اگرم نه كه من به همين حضور تعداد كمي از كاراكترها ولي با شخصيت پردازي عالي مثل نسخه سوم راضي هستم.
- تعداد هیولاهای منزجر کننده و غیرعادی رو بیشتر کنه. خودش میگه سایلنت هیل در اوایل تعدادی هیولا با طراحی های خوب داشت و دوست داره هیولاهای بیشتری با طراحی های خوب در بازی جدید اضافه کنه!
به شدت موافقم از هيولاهايه منزجر كننده بسيار لذت ميبرم دوستدارم اينقدر منزجر كننده باشه كه بازيكن بترسه به صورت هيولا ها نگاه كنه مثل نسخه اول كه تنوع و كيفيت طراحي هيولا ها فوقالعاده بود وهمين باعث ميشد بازي به شدت تازه و جذاب به نظر بياد مثلا ما در مدرسه با بچه هاي شيطاني تبديل شده طرف بوديم در بيمارستان با پرستارها سروكار داشتيم در فاضلاب با يه سري موجود ترسناك كه فقط مختص به همين فاضلاب بودند طرف بوديم و مدام در فاضلاب هايه تاريك همچون سايه تعقيبمون ميكردن در خيابون هايه شهر اول با سگ ها و خفاش هاي پرنده و درخيابون هاي شهر دوم با يه سري هيولاهايه جديد و ترسناكتر سروكار داشتيم اين تنوع در طراحي مراحل وهيولاها بسيار عالي هستن كه در نسخه اول ما شاهد اين قضيه بوديم.
به نظرم اگه اين تيم به اصالت بازي پاي بند بمونن توانايي ساخت يك سايلنت هيل قوي رو دارند.
 
سلام
یه پیشنهاد برای نظرسنجی بعدی:
به نظر شما جناب اشکان الان در حال انجام کدام بازی می‌باشند:
1- Angry Birds
2- مارپله
3- FIFA
4- SH:HC
:d
Thomas Grip عضو کلیدی Frictional Games و طراح بازی Amnesia: The Dark Descent , به نظر میاد که عاشقه سایلنت هیله!
امیدوارم شانس زیادی برای ساختن سایلنت هیل جدید بهش ندن.:|
 
یاالله
سلام.من دیروز ایم فیلم جدید سایلنت هیلو دیدم.اقا عجب فیلم دلی بود.این دافیه همون هذر بود دیگه.
راستی این هوم کامینگ همونی نبود که خیلیا خوششون نمیاد.من که هنوز بازی نکردم.اما اگه بخواین کمک کنم خوشحال میشم.
اقا من میدونم که سطح سوادم مثل شماها نیست.ولی دوست دارم تو یه کاری شریک بشم.اگرم دیدین زیاد به درد نمیخورم خیالی نیست حاجی.خودم میدونم.
 
امیدوارم شانس زیادی برای ساختن سایلنت هیل جدید بهش ندن.:|
چرا؟:|:دی
=
پ.ن:منم HC رو شروع کردم.همون اولاش به یه نکته ای پی بردم.
اگر رو به روی اون چاقوی توی آینه وایستین،انگار چاقو توی سینه ی الکس فرو رفته.
Time for interpertion:دی
 
آقا این عروسکهای خرگوش سایلنت هیل و تا حالا کسی جایی ندیده ترجیحا از کرج :دی؟

درضمن به هیچ عنوان به Frictional Games با فکر درست سایلنت هیل بذاره با شدت میپذریم !!! بخاطر این میگم فکر درست هرچیزی یک اصالتی داره نباید خلاقیت بیش از حد و فدای اصالت کنه !!!!
تا شماره 4 و به عنوان سایلنت هیل قبول دارم - شماره پنج باز هم میشد گفت سایلنت هیل ولی نه به اون صورت !!!! - آخرین شماره هم وقت نکردم تمام کنم فعلا نظر خاصی نمیدم !!!!
 
آقا این عروسکهای خرگوش سایلنت هیل و تا حالا کسی جایی ندیده ترجیحا از کرج :دی؟

درضمن به هیچ عنوان به Frictional Games با فکر درست سایلنت هیل بذاره با شدت میپذریم !!! بخاطر این میگم فکر درست هرچیزی یک اصالتی داره نباید خلاقیت بیش از حد و فدای اصالت کنه !!!!
تا شماره 4 و به عنوان سایلنت هیل قبول دارم - شماره پنج باز هم میشد گفت سایلنت هیل ولی نه به اون صورت !!!! - آخرین شماره هم وقت نکردم تمام کنم فعلا نظر خاصی نمیدم !!!!

نه بابا توی خارج هم گیر نمیاد! چه برسه اینجا! اگه بود اولین نفر من خریده بودمش تا حالا...گرچه تمام بوشاک گیمری توی ایران رو جمع کردم!
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or