در این حد که می گه نه ولی من خودم به شخصه هوی رین رو به عنوان یک تجربه متفاوت و داستان قشنگش ( دیگران رو کاری ندرام ، به نظر خوم داستانش خوب بود ) می پسندم و دوسش دارم ! بله هوی رین ممکنه خیلی نواقص گرافیکی یا فنی داشته باشه ولی از لحاظ تفاوت برای من بازی جالب بود ! خب حالا یکی می تونه بگه سوپر ماریو هم می تونه یه تجربه متفاوت باشه ... بله ولی هر کسی سلیقه ای داره و متانسب با اون سلیقه بازی هایی که به سلیقش نزدیک هست رو بازی می کنه ! در مورد گیم پلی هم ، باید دید فرد تعریفش از گیم پلی چیه ؟ شاید یکی گیم پلی این بازی رو خوب بدونه یکی بد و یکی هم بگه اصلا این بازی گیم پلی نداره ! من خودم با اینکه طرفدار بازی هستم ولی این بازی رو اصلا گیم پلی نمی دونم ! یک تجربه ای می دونم که در دنیای مجازی به دست خودت انجام می شه ! گیریم هوی رین اصلا یک فیلم ! خیلی وقت ها شده توی یک فیلمی که ادم می بینه ، دوست فلان شخصیت بمیره یا فلانی زنده بمونه یه کلا یک سری اتفاق های دیگه بی افته ! ولی خب مخاطبی که فیلم رو می بینه نمی تونه دستی توش ببره ! اون ایده کارگردان بود که اومده اجراش کرده و حالا چه خوب چه بد فرد مخاطب می بینه و ازش لذت می بره ! گفتم ممکنه حالا ببینده دوست داشته باشه فیلم جوره دیگه ای باشد ! خب حالا اون فیلم شده هوی رین ! شما می تونه توی هر لحظه تصمیمی رو بگیری که شاید تو دنیای واقعی برات پیش بیاد یا حتی هیچ وقت پیش نیاد ! تو موقعیتی قرار می گیری که واقعا تصمیم گیری برات مشکل می شه ! درست تو دنیای واقعی هم همین اتفاق می تونه بی افته ! خب الان هوی رین نمادی از همین قضیه ست ! گیم پلی رو اومده تلفیقی از یک ایده با یک سری ایده از شما ( تصمیم گیری های بازیباز ) ساخته ! خب من با این بازی مشکلی ندارم ! همیشه تنوع خوبه ! لازم نیست که همیشه گیم پلی رو توی کشتن و اینا بدونیم ! اینم به نوبه خود یه جور گیم پلی هست ! همون طور که توی مثلا بازی می شی یک کماندو و می ری فلان کار ها رو می کنی اینجا هم می تونی جای یه پدر باشی که می ری کار های دیگه ای رو انجام می دی ! وقتی با چنین دنیایی ادم روبرو می شه می تونه خیلی بیشتر روش کار کنه ( منظورم دیوید کیج روی بازی هست ) ولی خب مشکل اینجاست که این هیجان بازی می تونه همیشه بازیباز رو بیشتر تشنه کنه ! اونقت حالا هر چی هم اضافه تر داشته باشه باز هم ایرادات رو می شه گرفت :d از نظر من هوی رین عنوان خوبی هست ! یک ایده یا هر چی که اسمش رو می ذاری ، جلوت هست ... حالا این دیگه خودتی که می تونی جلو ببریش و به پایان برسونیش !
اول بستگی داره تو با چه دیدی به Heavy Rain نکاه کردی ! یه بازی انحصاری PS3 که از تقدس برخورداره و باید تجربه بشه و یا یه بازی که کارگردانش همون کارگردان Fahrenheit ِ ... کدومش ؟ یا اصلا اینکه یه عنوان ِ متفاوت ِ و تبلیغات و خوی زرنگ کیج روی تو هم تاثیر گذاشته، کم نیستند این المان ها که باعث شده تو Heavy Rain رو انجام بدی و در نهایت اسم این تجربه fake رو بازی بزاری و در کنار بازی هایی بزاری که اساسشون بازی ِ نه منافات با چیزی که ما سال هاست داریم تجربش می کنیم.
خیلی برات توضیح نمیدم چون همین یک مقدار هم کافیه ... در درجه اول سبک این چیز ( ترجیح میدم به جای کلمه مقدس بازی از واژه چیز استفاده کنم ) Interactive Drama هست که خوب از اسمش معلوم ِ چیه، مشخصه این سبک داستان ـشه و در درجه بعدی کارگردانی و به تصویر کشیدن این داستان ِ، صداگذاری و گیم پلی و گرافیک بماند ...
داستان Heavy Rain موضوع کلیشه ای اوایل هزاره سوم میلادی بود، گره خوردن چند زندگی با هم با مضمون تکراری و کلیشه ای گم شدن یک بچخه و کشته شدنش توسط یک قاتل سریالی ... چه پرداختی داشت ؟ چه موضوع خاصی داشت و با توجه به سبکش چه نگاه فلسفی و احساساتی داشت ؟ نکنه عوض کردن پپوشک یه بچه یا لخت شدن جلوی یه مرد چاقالو فلسفست ؟ یا پیام داره برای مخاطب ؟ فلسفه ارائه یک تجربه متفاوت و بر خلاف جهت آب شنا کردن اینه که ما پیامی رو داشته باشیم بدیم که مخاطب تکون بخوره نه اینکه فقط بهانه روشنفکری و مصاحبه های متفاوت رو داشته باشیم در نهایت اصلی ترین مشخصه بازی ما یعنی داستانمون پر از ایراد و باگ و نقاط تاریک باشه ...
درجه دوم کارگردانی بازیه، شما Need For Speed یا Neverhood نمیسازی که، داری یه Interactive Drama می سازی، سبکی که نیازمند یک کارگردانی قوی و شات های تاثیر گذار ِ ... واقعا ما کجای Heavy Rain یک همچین چیزی دیدیم ؟ بهتره بدون تعصب جواب بدیم، درسته دیوید کیج که کارگردان عنوان های هالیوودی نیست قبول، خوب وقتی نیست چرا باید بیاد دست رو همچین موضوعی بزاره، نمی تونست یکم عنوانش رو به المان های امروزی گیمینگ نزدیک تر کنه ؟ از شات ها هم که بهتره بگذریم، فوق العاده افتضاح به معنای واقعی که در ُ و دیوار بیانگر احساساتت میشن نه چیزی که در حال اتفاق افتادن ِ ...
مسئله بعدی گیم پلی و مکانیسم اون ِ ... هممون میدونیم QTE یعنی چی ... یعنی Quick Time Event که با فشردن سریع یک سری دکمه که روی ضفحه ظاهر میشه انجام میشه ... باور ندارید که QTE های God of War از این عنوان بهتر بود، عنوانی که کل گیم پلی درخشانش به زدن چهار تا کمه ختم می شد که روی صفحه ظاهر و محو می شد و در نهایت یه حرکت کاراکتر با استفاده از چهار جهت اصلی با هزار تا ایراد و مشکل و تاخیر و دوربین افتضاح ...
گرافیک ... ؟! میشه خواهشا از این چیزی نگیم. نسل Uncharted 2 ها Gears of War ها و Crysis هاست ! بله، بعد عنوان این آقا نه حرکت داره، نه Draw Distance داره، نه Object داره، نه فریم داره، هیچی نداره بعد دو قطه بارون از آسمون میومد، با اینکه اسم بازی باران سنگین بود فریم روی 20 ققل میشد ! حالا تعصب رو کنار بزارید برید Uncharted 3 هم نه Uncharted 2 رو بازی کنید.
به خدا فلسفه است، به خدا احساس، بیانگر روح به اصطلاح کارگردان و هنرمند ِ این سبک و اون وقت یه نگاهی به گرافیک هنری این عنوان بندازید. واقعا چه نکته برجسته ای میبینید ؟
اینا همش Fact ِ و اگذ عینک تعصب شما نمیزاره حقیقیت رو ببینید، عینکتون رو در بیارید. من نه از ماکروسافت حقوق می گیرم نه از دشمنان دیوید کیج، من مطالعه کردم و ساعت ها چشمام رو به صفحه TV دوختم تا یه نکته ای از Heavy Rain ببینم که من رو قانع کنه که بله، این خلاف حهت شنا کردن پیام ها و سودهایی رو هم برای مخطاب داشته ولی ندیدم.