سلام بر همگی ...

نمیشه از اینجا دل کند !!!
مهسا جان از زحمتی که برای تصاویر کشیدی بی نهایت ممنون.
یه راه دیگه هم داره که من درست سر در نمیارم ولی به نظریه آشوب مربوطه.
من که هرچی فکر میکنم ربطی بین نظریه آشوب و تناقضات منطقی حرکت در بعد زمان نمیبینم ... دوست عزیز اگه لطف کنید و کمی توضیح بدید ممنونم میشم ... فکر میکنم نظریه آشوب بیشتر یه نظریه هیستوریسماتیک یا جامعه شناختی باشه اما ممنون میشم اگه لطف بفرمایید و کمی در این مورد توضیح بدید ... برای شخص بنده جالبه . ممنون .
راستی این سریاله (Grey's Anatomy) که شبیه سریال پرستارانه که شبکه یک یا دوی خودمون بخش میکنه ... !!! راستی بینندهاش در سطح جهان چنتان ؟؟؟ !!!
مگر تونلی که بن ازش عبور کرد تا به اون احرم برسه و جزیره رو در بعد مکان جابجا کنه !
البته من فکر ميکنم جزيره رو فقط در بعد زمان جابجا کرده. يعنی جزيره غيب ميشه برای حدود 4 سال و بعد در همون جای قبلی ظاهر ميشه. برای همين بن گفت اونا دوباره ميتونن پيداش کنن و تو این فرصت 4 ساله ما فرصت داريم که اونارو متوقف و يا از مسيرشون منحرف کنيم ( منظور ويدمور هست )
يکی از این تونل ها هم ميتونه اونی باشه که بن رفت و اون دود سياه رو احضار کرد.

جابجایی در بعد زمان چه ربطی به غیب شدن داره ؟!؟!؟ حداقل ربط مستقیمی نداره . شما العان پیش خودت فکر کن ... اگه ایران رو در بعد زمان به آینده یا گذشته ببری ( البته قیاس مع الفارقه اما دیگه چاره ای نیست ) غیب میشه ؟!؟!؟!؟!؟ خوب نه !!! فقط در دید شما که به گذشته منتقل شدی ایران مثلاً 4 سال پیش رو میبینی و از دید دوستتون که در زمان سفر نکرده و در همون زمان مونده همه چیز حالت عادی داره .
تنها دلیل غیب شدن جزیره اونم به اون شکل کارتونی و شدیداً خیالی و با توجه به صحبت های اون یارو دکتر چشم بادومیه که تو آخرین فیلم دارما دیدیمش که گفت : " انتقال در بعد زمان - مکان " میتونه انتقال در بعد مکان باشه ... البته این موضوع مانع این نیست که این انتقال هم زمان در بعد زمان هم اتفاق نیافتاده باشه که البته لازم به نظر نمیرسه ... خلاصه لازمه غیب شدن این جزیره در ارتباط با انتقال در ابعاد فضا-زمانی ، انتقال در بعد فضا یا مکانه ... مگرنه انتقال در بعد زمان باعث ناپیدید شدن یه جزیره به طور مستقیم نمیشه ! مگر اینکه جزیره به زمانی منتقل بشه که وجود نداشته که همه میدونم غیر ممکنه چون با قانون علیت و منطق عقلی نمیخونه ... و یه جورایی پارادوکسه.
شاید بشه گفت اصلاً انتقالی در سیر زمانی یا سطح مکانی ( فضایی ) صورت نگرفته ، بلکه جزیره از بعدی به بعد دیگری منتقل شده که اگه اینطور باشه باید در Season 5 ویژگی های خاصی رو از این بعد ببینیم ... مثلاً فرض کنید شما تو حیات خونتون دارین توپ بازی میکنید که یه دفه توپتون میفته تو خونه همسایه ... یعنی توپتون از بعد حیات شما به بعد حیات همسایه منتقل شده ... البته این دوتا حیاط میتونه کاملاً شبیه هم باشه و نیازی به طراحی و ایجاد بیرون از این حیات وجود نداشته باشه چون توپه که نمیتونه از اون بیرون بره .
یا اصلاً هیچ کدوم از اینا نیست و ما فقط با یه گاف عظیم از طرف نویسنده های عزیز روبه رو هستیم !!!
من که پست دادم مهرداد جان انگار ندیدی
نه ... آخه میدونی چطور شده ؟! موقعی که من داشتم اون پستمو تایپ میکردم شما هنوز پستتون رو Send نکرده بودید ... به همین دلیلم ندیدمش ... یعنی موقعی که شما پستتون رو Send کردید من تازه داشتیم اون پست آخری رو مینوشتم ، این شد که اونجوری شد .
ولی مهسا جان شخصاً فکر میکنم نمیشه گفت اون مسئله بخاطر سرنوشت بوده ... چون دزموند با دانش و آگاهی از حوادث زمان حال به گذشته منتقل شده و بعضی چیزهارو در گذشته تغییر داده که باعث بعضی تغییرات در زمان حال شده . یعنی اگر دزموند اون آگاهی رو از زمان حال نداشت هیچ وقت نمیتونست اون تغییرات رو در گذشته ایجاد کنه و این آگاهی علت اون تغییرات در گذشتس ... و همین موضوع که دزموند با آگاهی از زمان حال در گذشته تغییراتی ایجاد کنه که باعث همین آگاهی ها بشه ، محل بحث و مسئله اصلیه ... یعنی این آگاهی های خودشون دلیل خودشون بودن ... و این بر خلاف قانون علت و معلولیه ... این بر خلاف اتفاق افتادن رویدادها در یک خط سیر مشخص و به صورت پشت سر هم بر اساس روابط علت و معلولیه که هر علتی ، معلولی در پی داشته باشه و خود این معلول ، علت معلول دیگه بشه و ...
یعنی اگه یه جاده رو به عنوان سیر اتفاق افتادن این رویدادها فرض کنیم ؛ در حالت عادی رویداد های پشت سر هم و دقیقاً یکی بعد از دیگری باعث به وجود اومدن هم میشن ، مثال : رویداد Ax باعث ایجاد رویداد Bx میشه و رویداد Bx باعث ایجاد رویداد Cx میشه و رویداد Cx باعث ایجاد رویداد Ex میشه و ...
البته در این بین هر رویداد علت میتونه باعث به وجود اومدن هر نوع رویداد معلولی که دلش میخواد بشه ، مثلاً رویداد Cx میتونه باعث به وجود اومدن رویداد Ey یا Ez و ... بشه و نمیشه چگونگی و چیستی یک رویدادی رو که هنوز اتفاق نیافتاده مشخص کرد .
اما اگه غیر از این فرض کنیم و فرض کنیم که این ماجرا مربوط به سرنوشته ، باید اینم قبول کنیم که رویدادی در آینده که هنوز ایجاد نشده و باید کلی رویداد پشت سر هم قرار بگیرن و شاید و شاید در آینده اونو به وجود بیارن ، بیتونه باعث ایجاد یه رویداد در گذشته بشه ؛ رویدادی که خودش باید یکی از علت های به وجود اومدن اون رویدادی که در آینده شاید قراره اتفاق بیافته باشه .
یعنی در جاده یا اتوبان رویدادها که باید هر اتفاقی دقیقاً بعد از اتفاق قبلی رخ بده و خودش دلیل رخ دادن رویداد یا اتفاق بعدی باشه ، یه رویداد از آینده که هنوز وجود نداره و اصلاً هم از به وجود اومدنش مطمعن نیستیم و شایدم اصلاً به وجود نیاد ، بتونه علت رخ دادن رویدادی در زمان حال بشه ، در حالی که خودش هنوز وجود نداره.
مثلاً رویداد E که اتفاق افتادنش احتمالیه و به هیچ وجه قطعی نیست بدون اینکه قبلش رویدادی اتفاق افتاده باشه که علت رخ دادنش باشه ، رویداد به وجود آورندش رو خودش به وجود بیاره ( D ) ... به بیان دیگه معلول ، علت خودش رو به وجود بیاره که مشخصاً کاملاً غیر قابل تصور و محاله .
Ax -> Bx -> Cx -> ... -> Ex
که بعد میشه :
Ax -> Bx - > Cx ->
Dx -> Ex
در حالی که ممکنه اصلاً Dx منجر به وجود Ex نشه و مثلاً Ez رو به وجود بیاره ... پس چطوری معلولی که وجودش نیازمند علت هست و بدون وجود علت هنوز نیست و جود و هستی نداره ، میتونه علت خودش رو به وجود بیاره در حالی که حتی ممکنه اون علت ، معلولی غیر از اون معلول در پی داشته باشه . خلاصه چطور معلول علت خودش رو میسازه ؟
ببخشید بازم پر تایپی کردم !
مهسا چه آواتاره بامزه ای (اسپم دادم نه ؟)
100% چی ؟؟؟
100% بامزس یا
100% اسپمه ؟
من میگم دوتاش ؛ اما اینجوریم
50% این جمله هم اسپمه !
رکورد دار بلندترین پست زن دنیا در گینس ثبت شد. مهرداد.
من که دیگه گریم میگیره . اما حال میده خوندشون.
لطف داری ... ممنون .
فردین جان ... نمیدونم اون اوایل تاسیس BaziCenter به اینجا سر میزدی یا نه ... اما اون زمان اساتیدی بودن که حقیقتاً برای هر پست 2 تا 3 ساعت ( تازه این چیزیه که من اطلاع دارم ) وقت میزاشتن تا به آرمانشون احترام بزارن ، پست هایی که تمام بازی سنتری های قدیمی هیچ وقت از یادشون نمیره ... کامل کامل ، واقعاً آموزنده و چند بعدی و تاثیر گذار چه از نظر اخلاقی و چه از نظر علمی ... یادش بخیر ! اون موقع ها من فقط ناظر بودم .
نتیجتاً این پستهای من هیچی نیست در مقابل اون پست های شبه دانشگاه قدیم . تمام امیدم اینه که بتونیم با هم ذره ای چالش ذهنی و آگاهی منطقی ایجاد کنیم و به بهانه اون سعی کنیم بیشتر با هم فکر کنیم . چیزهایی که شاید بشه گفت در سطوح و ابعاد ماورایی ذهن ما معنا پیدا میکنه و چه زیباست که بشه دیگران رو هم در اون سهیم کرد و در اون سهیم شد اونم به بهانه بهانه کوچیکی مثل سریال عظیم LOST . به قول یکی از بزرگان :
ما همیشه به موضوعی با هم فکر میکنیم اما هیچ وقت با هم فکر کردن رو موضوع نمیکنیم .