McAfeex
کاربر سایت
یا اون موقع که الکس رو میخاستن بکشن با حرفایی که میزد میخاست جونشو نجات بده ولی با شناختی که از اون مرده داشت باید میدونست که حرفاش الکسو به کشتن میده (پس شاید از عمد میخاست الکس به میره که به قول خودش بابای پنی (وید مور) قوانینو عوض کرده باشه که بن هم به هدف نامعلومش برسه)
این که ديگه اشتباهه
برای این اون حرفارو ميزد که يارو فکر کنه دختره برای بن مهم نيست و با اینکارا بيرون نمياد تا بلکه يارو بيخيال بشه.
بن فکر ميکرد دخترش نميميره. همونجور که ميدونيم تو جزيره يک قوانينی وجود داره که هيچی فعلا ازش نميدونيم جز اینکه کسانی که تحت تاثير این قانون هستن کشته نميشن! مثل دختر بن و خود بن و يا خود ويدمور. بن فکر ميکرد دخترش اصلا نميميره. برای همين موقعی که يارو شليک کرد و ديد که الکس مورد شوکه شد و گفت اون قوانين رو عوض کرده. و يا در جای ديگه ويدمور به بن ميگه که خودت هم ميدونی نميتونم بکشمت!!
برای این اون حرفارو ميزد که يارو فکر کنه دختره برای بن مهم نيست و با اینکارا بيرون نمياد تا بلکه يارو بيخيال بشه.
بن فکر ميکرد دخترش نميميره. همونجور که ميدونيم تو جزيره يک قوانينی وجود داره که هيچی فعلا ازش نميدونيم جز اینکه کسانی که تحت تاثير این قانون هستن کشته نميشن! مثل دختر بن و خود بن و يا خود ويدمور. بن فکر ميکرد دخترش اصلا نميميره. برای همين موقعی که يارو شليک کرد و ديد که الکس مورد شوکه شد و گفت اون قوانين رو عوض کرده. و يا در جای ديگه ويدمور به بن ميگه که خودت هم ميدونی نميتونم بکشمت!!


.