همه چیز در مورد سریال Lost

بهترین شخصیت سریال LOST از نظر شما؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    430
یا اون موقع که الکس رو میخاستن بکشن با حرفایی که میزد میخاست جونشو نجات بده ولی با شناختی که از اون مرده داشت باید میدونست که حرفاش الکسو به کشتن میده (پس شاید از عمد میخاست الکس به میره که به قول خودش بابای پنی (وید مور) قوانینو عوض کرده باشه که بن هم به هدف نامعلومش برسه)
این که ديگه اشتباهه
برای این اون حرفارو ميزد که يارو فکر کنه دختره برای بن مهم نيست و با اینکارا بيرون نمياد تا بلکه يارو بيخيال بشه.
بن فکر ميکرد دخترش نميميره. همونجور که ميدونيم تو جزيره يک قوانينی وجود داره که هيچی فعلا ازش نميدونيم جز اینکه کسانی که تحت تاثير این قانون هستن کشته نميشن! مثل دختر بن و خود بن و يا خود ويدمور. بن فکر ميکرد دخترش اصلا نميميره. برای همين موقعی که يارو شليک کرد و ديد که الکس مورد شوکه شد و گفت اون قوانين رو عوض کرده. و يا در جای ديگه ويدمور به بن ميگه که خودت هم ميدونی نميتونم بکشمت!!
 
در مورد غذا هام من احتمال میدم از اونجایی که جزیره انقدر خفن که هرکسی نمیتونه باهاش ارتباط برقرار کنه داراما فقط تو زمان های تعیین شده میان مواد غذایی میندازن بن هم که همه ی راهای ارتباط رو بسته بود
به نظرم کمی سخته این حرفو قبول کنیم. چون اگه سازمان دارما هنوز هم میتونست ارتباط داشته باشه پس چرا زمانی که کل افراد جزیره رو قتل عام کردن کسی نیومد دنبالشون؟

یا با این همه افتضاح کاری که تو جزیره شد هیچ کس برای حتی جمع آوری اطلاعات هم نیومد. نمی دونم منظورمو چطوری برسونم. اینم بگم که به نظر من اصلا دارمایی وجود نداره و هر چی که هست همه توی جزیره است و هیچ گونه عاملی خارجی که با جزیره در ارتباط باشه وجود نداره باشه. این حرفم از اونجایی میگم که اگه یادتون باشه تو نوار آموزشی میگن که بعد از نوشتن گذارشات اونا رو بذارین تو این دریچه و اونموقع مستقیما به دست ما میرسه. اما بعدش دیدین که سر کاری بوده و همه گذارشات ریخته روی چمنا.
 
در عوض تیپ Sawyer خیلی افتضاحه ! هر چند که اینا تو جزیره هستن ...

والپیپر درست و حسابی از سیزن 5 چیزی نیمده ؟

پ.ن : امین بازنده ای ... :d

دیگه حدودا 2 ماه بیشتر به شروع فصل 5 نمونده!!!!
منم تند تند دارم میبینم که عقب نمونم
الان قسمت 12 فصل 2 هستم

از من میشنوی زیاد عجله نکن ! فعلا وقت داری ...
 
مرداد جان منتظر نظراتت هستم. پست های صفحه قبل من رو مثل اینکه کسی نديده. هرکی مياد اینجا فقط دوست داره سره موضوعات سطحی بحث کنن. و يا چيزايی که فرقی به حالشون در فهميدن سريال نميکنه!
 
مرداد جان منتظر نظراتت هستم. پست های صفحه قبل من رو مثل اینکه کسی نديده. هرکی مياد اینجا فقط دوست داره سره موضوعات سطحی بحث کنن. و يا چيزايی که فرقی به حالشون در فهميدن سريال نميکنه!
من که به شخصه انقدر درس دارم که هنوز فرصت نکردم نوشته هاتون رو بخونم مهرداد هم که کم نمینویسه ماشالا
حالا الان این حرفو زدی رگم گرفت میخونم میام نظراتمو میدم:دی
---------------
شرط میبندم کیت میره با سایر:دی
 
درباره سفر زمان بحث میکردید پس...
این جمله رو توی فیلم یادتون میاد؟ نمیدونم کی گفت فکر کنم بن بود...حالا جمله مهمتره:
you cant change futear
بچه ها سفر زمان به قول مهرداد توی لاست منطق نمیخواد.از این جمله "نمیتونی آینده رو تغییر بدی" میشه خیلی استفاده ها کرد... ببینید اول باید یه سری قوانین برای این ماشین زمان وجود داشته باشه.که توی یه تئوری هم خونده بودیم : سفر با ماشین زمان به زمان قبل از اختراع این ماشین غیر ممکن هست. و دوم اینکه شما نمیتونی با سفر زمان آینده رو تغییر بدی . دلیل هم میارم.دزموند رو یادتونه با اون خانومه؟! هر کاری کرد زن طلا فروشه بهش گفت سرنوشت تو تعیین شده و هرکاری کنی آخرش با پنی بهم میخوره رابطت.
ماشین زمان به عنوان یه دستگاه شاهد عمل میکنه. ریچارد یادتونه؟ با ماشین زمان سفر میکرد اما کاری نمیکرد.یعنی نمیگذاشت اتفاق خاصی بیوفته. ریچارد و بن دوست نداشتن که جان لیدر others بشه اینو از دو جا میشه فهمید(شلیک بن به لاک بالای گودال اجساد افراد دارما) و ناراحت شدن ریچارد بعد از اینکه طی سفر زمان متوجه شد که لاک در آینده یه لیدر خواهد شد(توی بچگی رفت و یه تست از لاک گرفت) اگه اونا میتونستن با ماشین زمان تغییری در سرنوشت بدن پس چرا لاک رو همون بچگی به راحتی سر به نیست نکردن؟!
میشه روی این مسئله خیلی تئوری ها داد....
میشه خیلی روش کار کرد... یه جا دنیل فارادی به دزموند میگه که ما احتمالا یادمون رفته که توی گذشته هم دیدیم...
درباره آینه بازی بن هم که یه جا صحبت کردم و گفتم که بعضی ها میگن ممکنه بن با خودش آینه بازی کرده باشه من هم تا حدودی موافق هستم اما برای این حرفم یه دلیل هم دارم.لبخند بن خیلی مشکوک بود و اون حرفش که در جواب لاک گفت: who do you think?
در واقع منظور من این بود که بن از خودش در آینده پرسیده جناب بن خان که الان در آینده ای الان من بیام ارکید مشکلی نیست؟ در آینده مشکلی پیش نمیاد برام؟ و بن توی آینده هم گفته بهش : نه جیگرم بیا.وگرنه چی باعث میشه بن با اون اطمینان و اعتماد به نفس بیاد و یهو بره خودش رو تسلیم کیمی و افرادش کنه.
شایدم این قضیه یکم خیال پردازی باشه و اون افراد ریچارد و اینا بودن که به بن گفتن ما واسه نجاتت یه نقشه ای داریم بیا.
نمیدونم والا.اینا هم زیاد مهم نیست.بعدا معلوم میشه
اما در کل نمیشه با منطق صد در صد روی لاست کار کرد.تخیلش بالا زده.
 
اما در کل نمیشه با منطق صد در صد روی لاست کار کرد.تخیلش بالا زده.

با این آخری به شدت موافقم. به نظرم خیلی تخیل داره. نباید زیاد هم با جنبه منطقیش پیش رفت چون خیلی جاها منطق شکسته شده.
 
Mahsa :
در مورد سفر به عقب و ريچارد و بن نتونستن تغييری بدن تو گذشته ، و اینکه دزموند کاری نتونست بکنه برای تغيير سرونشت.
دزموند موقعی که رفت به گذشته همونطور که مهرداد بهش اشاره کرد تونست با پن قرار بزاره که در فلان تاريخ بهت زنگ ميزنم گوشيتو بردار. پس تغيير ایجاد کرده. چون به محض اینکه برگشت به زمان حال و زنگ زد ديد اون قرار گزاشته شده و تونسته در گزشته تغييری ایجاد کنه .! این از پارادوکس هايی هست که خود مهرداد جان اشاره کرده بودن اگر پستشون رو کامل بخونی متوجه ميشی.
پست صفحه قبل من هم در مورد زمان و سفر زمان نبود.
من در مورد ماهيت دارما و food drop protocol و اون نقشه ای که مهرداد گزاشته بود صحبت کردم. و البته تصاوير و عکس های دارما
 
http://i38.tinypic.com/m80apy.jpg

سلام ... :love:

خوشبختانه مثل اینکه این تاپیک دوباره داره رونق میگیره ... و بدبختانه کلی درس ریخته سرم که واقعاً دارم خفه میشیم و فکر نکنم تا یه هفته بتونم به اینجا سر بزنم :(( .

مهرداد جان یه چیزی بگم. یه کلمه از حرفات رو نفهمیدم. رسما شدم تیمارستانی.

من شرمندم ... ببخشید ! :love: :biggrin1: فکر کنم اگه دوباره با دقت بخونی نتیجه بگیری !!! شخصاً منتظرم ببینیم مهسا جان نظرش چیه ، چون فکر کنم بقیه دوستان از حجم زیاد مطلب وحشت کردن و ... ! در کل باید به مسئله سفر در زمان که یکی از مهمترین محورهای داستانی LOSTـه و اکثر حوادث و اتفاقات و گره های داستانی با این حربه پیش رفته و روایت شده بیشتر توجه بشه ... مخصوصاً اینکه نوع روایت این مسئله خیلی سطحی و آمیانست و شاید هم هدفمند ! ;)


ميگم تو ميخونی کامپيوتر برات تايپ ميکنه ؟ ديوانه نميشی اینقدر مينويسی؟!!!!!!
خوب راستش اولاش که احساسی بهم دست نداد اما بعدا که روش فکر کردم برام جالب شد
هر ایستگاهی در وسط اون 6 ضلعی يک علامت مخصوص داره که فکر ميکنم ماهيت اصلی ایستگاه رو نشون ميده. يعنی چيزی بيشتر از اون چيزی که سريال به ما معرفی ميکنه . چيزی پنهان .
در تمام علامت ها يک 6 ضلعی وجود داره که تو بعضی ها رديفی 3 خط داره و يا بعضی جاها کمتر. يعنی تو علامت اصلی يک 6 ضلعی هست که هر ضلع 3 خط کامل داره. اما اگر توجه کرده باشين يک علامت هايی هم بودن که تو بعضی رديف ها يکی از خط ها نبود يعنی 2 تا بود و يا اینکه خط سومی به دوقسمت تقسيم شده بود! اینا ميتونه خيلی بحث برانگيز باشه.
من فکر ميکنم این خط های بسته يک جور گير کردن در يک محيط و يا يک زمان رو نشون ميده. چيزی که راه فراری ازش نيست . مثلا سرنوشت يا .... مثل يک چيزی که بقيرو تو خودش اسير کرده . جالبه نه؟

خوشحالم که شمام به این موارد دقت کردین ! البته من منظورم بیشتر حس نوستالژیکیه که این علائم و نشانه ها از دیدگاه زیبایی شناختی به آدم منتقل میکنن ... اما دقت شما هم واقعاً جالبه ... من شخصاً به اون خطوطی که فرمودید توجه نکرده بودم و اصلاً فکر نمیکردم با هم فرق داشته باشن . درسته ، ممکنه این خطوط یه عددی رو برمیگردونن یا چیز دیگه مثلاً حروف ... بالاخره باید مفهومی داشته باشن که ضرورت داشته با هم فرق داشته باشن ، مگرنه اصلاً نباید فرقی بینشون میبود !
و در مورد تصاویر وسط اون هشت ظلعی هم ، بله حق با شماست ... چون واقعاً من نمیفهمم قو چه ربطی به کاربرد اون ایستگاه داشت و سایر ایستگاه ها و علائمشون هم به همین صورت ...

واقعا جالبه ، بسيار ميشه از روش نظريات داد. خيلی جالبه . اول از دوستان ميخوام به اون تونل های زيرزمينی کمی توجه کنن شايد چيزی دريابيدن .! من که چيزی نفهميدم اما فکر ميکنم يک چيزی داشته باشه . در مورد جمله ها و حروفی هم که نوشته چند تا از جالب ها و مهم هاشو ميزارم اینجا تا ببينم نظر دوستان چيه . من که فعلا نظری ندارم :

ESTIMATED TRAVEL TIME INCOMPATIBLE WITH 108 DONOT ATEMPT TO JOURNEY
---------------------------------------------------------------------
ACTIVITY UNSUITABLE FOR D.I.H.G
---------------------------------------------------------------------
LARGE NUMBER OF UNDERGROUND SPRINGS HEAVY WATER TABLE
---------------------------------------------------------------------
NO SAFE LOCATION FOR DHARMATEL SERVERS/HUB/CABLING OR INFRASTRUCTURE
---------------------------------------------------------------------
POSSIBLE RECREATION FOR D.I.H.G TEAMS
---------------------------------------------------------------------
MULTIPLE ES CAPE CONDUITS BLOCKED AFTER INCIDENT
---------------------------------------------------------------------
SYSTEMWIDE FAILURE OF DHARMATEL INTRANET 4.08.00, 8.15.01 01.06.03
---------------------------------------------------------------------
P.RD,:EVERY 6-8 MONTHS
---------------------------------------------------------------------
FATALITIAS : 5
---------------------------------------------------------------------
COMPLETE SHUTDOWN IN EFFECT
---------------------------------------------------------------------
THE SWAN : 3 OF 6 (4,8,15,16,23,42)
---------------------------------------------------------------------
SITE OF H.G . DELEG ATION INSPECTION 12.07.81
---------------------------------------------------------------------
NO CONNECTION TO ISLAN DWIDE E.E.P.NETWORK
---------------------------------------------------------------------
WHY SO MANY DHARMATEL RELAYS IN SUCH AN UNTENABLE LOC ATION

این نوشته ها هم نوشته هایی که اون فردی که قبل دزموند تو ایستگاه قو فعالیت میکرد نوشته. همون فرمانده ای که تو جنگ خلیج فارس سعید رو راضی کرد که از فرماندش با شکنجه حرف بکشه. جالب اینجاست که اگه اشتباه نکنم یه نوشته های دیگه ای هم به سه زبان دیگه روی این نقشه نوشته شدن که شاید بخاطر این باشن که قبل از اون یارو هم افراد دیگه ای تو این ایستگاه فعالیت میکردن ... البته تا اونجا که یادم میاد اون یارو گفت قبل از اونم افرادی اینجا بودن .

در ضمن تو اون نقشه مشخصه که تمام راهای اصلی به مرکز که مثل اینکه تا حالا ناشناخته هم هست یه طوری منهدم و بسته شده . فکر کنم مرکز همون جایی باشه که تو اون فیلم آموزشی ایستگاه گلخانه دارما گفت : یعنی " جایی که به وسیله نیروی بیگانه ای با انرژی منفی بسیار پرقدرتی شارج شده " . و فکر کنم منشاء تمام عجایب این جزیره باشه !

در مورد اون تونل ها هم که فکر نکنم تا حالا در فیلم اشاره ای شده باشه ... مگر تونلی که بن ازش عبور کرد تا به اون احرم برسه و جزیره رو در بعد مکان جابجا کنه ! که البته بعید میدونم این تونلا بوده باشه ... راستی جالبه که نقشه تقریباً هشت ظلعیه و تو هر گوشش یه ایستگاه هست که البته فکر کنم اونایی که به صورت نقطه چین مشخص شدن توسط طراح این نقشه هنوز کشف نشده بودن و یارو حدس میزده که اینجاها هم باید ایستگاه باشه ... راستی ایستگاه Arrow که تا حالا تو فیلم بهش اشاره نشده ؟ شده ؟؟؟

در مورد این جمله هایی هم که زحمت کشیدید و نوشتید ... باید بگم از دید من تا حالا فقط بعضی هاش معنا داره و بعضی هاشو نمیفهمم ... مخصوصاً اونهایی که عبارات مخفف هستن . و عبارت های لاتین هم بیشتر کنایه آمیز و مبهم هستن تا روشن کننده موضوع

اوه ! دست دردنکنه خیلی با حوصله نوشتی فعلا صبر کنیم ببنیم تو سیزن 5 چه بلایی سر دز میارند!
راستی جدا اسم چارلی یادت رفته بود؟؟!!(غیر قابل بخشش)(شوخی)

در مورد غذا هام من احتمال میدم از اونجایی که جزیره انقدر خفن که هرکسی نمیتونه باهاش ارتباط برقرار کنه داراما فقط تو زمان های تعیین شده میان مواد غذایی میندازن بن هم که همه ی راهای ارتباط رو بسته بود


به نظر من اگه مخاین بحث کنید در مورد حرکات و کارای بن بحث کنید
به نظر من بن واقعا شطرنچ باز ماهریه! چون اگه دقت کرده باشید تمام حرکاتش با نقشه اس
خیلی از کاراش ! حتی حرکات دیگران رو هم پیشبینی میکنه !
مثلا بعضی وقتا کارایی میکنه که در ظاهر به ضررشه ولی شاید بعدا به نفش بشه

از نقشه هاش مثلا این بود که وید من (اسمش یادم نیست m جولیت) رو فرستاد به کام مرگ با توجه به اینکه میدونست ه پلیس بین اون گروه و حتما نفوذی پیدا میشه
یا اون موقع که الکس رو میخاستن بکشن با حرفایی که میزد میخاست جونشو نجات بده ولی با شناختی که از اون مرده داشت باید میدونست که حرفاش الکسو به کشتن میده (پس شاید از عمد میخاست الکس به میره که به قول خودش بابای پنی (وید مور) قوانینو عوض کرده باشه که بن هم به هدف نامعلومش برسه)

آخه اسم چارلی نمیدونم چرا این چند وقته خیلی شنیدم ... تو درسا و فیلم و ... یه کمی گیج شدم ! :biggrin1:

درسته ... این بن بدجوری منو به خودش جذب کرده ... تمام حقه بازیشم همونه که به اصطلاح دخترش الکس گفت ... کاری میکنه که هر طوری میخواد فکر کنی اما فکر میکنی خودت تصمیم گرفتی و داری ضدش کار میکنی ... خیلی آدم خطرناکیه ... راستی باید مشخص بشه اون همه ثروت و تشکیلات رو از کجا بدست آوورده ... اما واقعاً بازیگر خیلی عالی ایه و کارش رو به بهترین نحو انجام داده و خیلی خوب حس تعلیق رو منتقل میکنه ... با اون چشمای باد کردش !
در کل جای بحث و نقدش خیلی زیاده ...

من که به شخصه انقدر درس دارم که هنوز فرصت نکردم نوشته هاتون رو بخونم مهرداد هم که کم نمینویسه ماشالا
حالا الان این حرفو زدی رگم گرفت میخونم میام نظراتمو میدم

مهسا جان ضمن عرض ارادت ... نمیشه خلاصه کرد !!! ببخشید !
راستی تصویر خیلی جالبی بود ... واقعاً ممنون ... خیلی جالب محیط و آدمای جزیره و خارج ازش رو نشون داده ... شاید بشه یه جور بحث جامعه شناختی روش راه انداخت اما کسی حوصلش رو نداره ! :biggrin1:
منتظر نظرات ارزشمندت هستم . :biggrin1:
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or