بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    63

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
سلام
عملکرد تاپیک آخه چیزی نیست که تو این حال و هوای افسرده ( حداقل برای سایلنت هیل) بخوایم دربارش بحث کنیم :( منظور اگه خبری چیزی بود خب تاپیک فعال میشد ولی با این وضع.... :(
عملکرد کلی تاپیک از روز تولد تا الان. خود این موضوع شاید جرقه‌ی رونق گرفتن دوباره‌ی تاپیک باشه.
این عملکرد حتی می‌تونه شامل اعضای تاپیک هم باشه.
کرکترها و هیولاهای Silent Hill Pachislot

پ.ن: ماریا8-|
پس کو اصل کاری؟!:(
 
شاید سایلنت هیل 4 رو میشه گفت تنها سایلنت هیلی بود که بیشترین دفعات در دوره های مختلف بازیش کردم و همه پایان هاش رو گرفتم. ( سایلنت هیل 3 فقط پایان خوبش رو گرفتم، سایلنت هیل 2 پایان escape فکر می کنم و پایان in water )

یادم میاد اولین پایان سایلنت هیل 4 که بهش رسیدم، پایان مادر بود. که به گمانم هنری تونست از اتاق بیاد بیرون و بره بیمارستان و می بینه که آیلین تسخیر شده و می خواد برگرده اتاق 303

پایان Escape دومین پایانی بود که گرفتم که هنری فرار می کنه و سراغ آیلین که میره آیلین میگه می خواد از اونجا بره

پایان Eileen's death رو خاطرم نمیاد ولی فکر می کنم برای گرفتن این پایان باید بزاریم آیلین در طول بازی زخمی بشه و یادمه که آیلین میون بازی یه سری حرفهای غیر منطقی بهمون میزنه که نشان از تسخیر شدگیش داره.

پایان 21 sacraments به نظرم یکی از کول ترین و باحال ترین پایان های این شماره بود به نظرم که یادمه بعد از دفعه ی ده دوازدهم بهش رسیدم و اصلن یادم نمیاد که چیکار کردم فقط یادمه وقتی وارد اتاق میشدم، اتاق کاملن جن زده شده بود و پشت در هم خودم :دی ( هنری ) ایستاده بود و با چشمای در اومده و صورت خونه نگاهم می کرد :دی آخر این پایان اتاق 302 رو نشون میده و صدای رادیو میاد که میگه جسد یک زن ( آیلین ) و یک مرد ( هنری ) رو تو آپارتمان اشفیلد پیدا کردن و والتر هم گوشه ی اتاق 302 ایستاده :دی فکر کنم همین پایانه که آخرش والتر کوچولو وارد اتاق میشه و روی مبل می خوابه. درست یادم نیست شاید هم اشتباه می کنم ولی این پایانی که هم هنری هم آیلین مردن خیلی خیلی هیجان انگیز بود :دی یعنی تصور کلی من از سری هم همین بود که آخرش هر دو بمیرن یا حداقل هنری بمیره. آیلین تسخیر بشه :دی
 
سلام
یه چند وقتی کجدار و مریض میام. همچین نسیه شکل و کمرنگ :d
=====================================
این تصویری که امیر گذاشت جیمزش یه خورده شبیه لیون اس.کندی RE نیست؟ :-/
 
آخرین ویرایش:
سلام
خب اینم از نظرسنجی بعدی. البته با چند روزی تاخیر
پیرو پست‌های #13489 و #13810 و #14095 حدس زدن تعداد دوستانی که شماره چهارم رو بازی کرده باشند سخت نیست، اما اینکه کی چند بار اونو بازی و چقدر باهاش ارتباط برقرار کرده باشه کمی سخته. تغیرات گسترده که تو بازی و مخصوصاً گیم‌پلی ایجاد شد باعث این مساله‌ست.
شماره چهارم 4 پایان داره. برعکس شماره‌ی 3، داستان تو شماره‌ی 4 خیلی پیچ و تاب داره. شاید بالاترین تو تمام شماره ها. یکی از تغییرات این شماره، تاثیر غیر مستقیم عملکرد بازی‌کننده در طول بازی بر پایان گرفته شده‌ست. در شماره‌های قبلی برای گرفتن پایان خاص حتماً باید در طول بازی کار خاصی رو انجام میدادیم. مثلاً تو شماره‌ی 1 لازم بود تو طول بازی دکتر کافمن رو نجات بدیم یا اینکه با گرفتن اون مایع قرمز که اسمش سخته، سرنوشت سیبل رو رقم بزنیم. اگه مایع همراه‌مون نبود، تموم!
اما اینجا همه چیز حول و حوش نجات آیلین و عملکرد ما تو اتاق 302 می‌چرخه. انگار یه جورایی رسیدن والتر به مادر به رسیدن یا نرسیدن آیلین و هنری به هم مربوطه.
(این والتر آدم رو یاد هاچ؛ زبنور عسل میندازه:d )
باز هم ترتیب قرار دادن پایان‌ها رو مطابق با silenthillmemories در نظر گرفتیم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------

cover.png

escape.jpg


آیلین زنده می‌مونه و هنری و آیلین به هم می‌رسن. اما به قیمت ناکام موندن والترکوچولو پشت در اتاقِ «مادر».
خونه‌ی بخت‌شون هم آماده‌ست. می‌تونن از سرنوشت شومی که در انتظارشون بود فرار کنن البته یادشون نره ما کمک‌شون کردیم.
mother.jpg


این پایان با پایان قبلی خیلی فرق نداره. تنها تفاوت‌شون، خونه‌خراب شدن آیلین و هنری با به تسخیر در اومدن اتاق توسط «مادر» بید. حتی نوع بافت دیوارهای اتاق شبیه بافت‌ها اندام داخلی بدن انسانه. با این حال، کماکان والترکوچولو ناکام می‌مونه.
در اینجا این زوج خوشبخت! چوب کاهلی ما در امر پاکسازی اتاق رو می‌خورن.
eileen's_death.jpg


مراسم 21قربانی تکمیل نشده چون شما اجازه ندادید. اما آیلین مرده. بلاخره هر کار تبعات و تاوان‌هاي خودش رو داره که باید پرداخت کنید.
مجبوريد بدون آيلين ادامه بديد. همونطور كه والتركوچولو مجبوره بدون مادرش ادامه بده.
21_sacraments.jpg


شما نميتونيد جلوي تكميل شده مراسم 21قرباني رو بگيريد. همه چيز بر وفق مراد والتر پيش ميره. مهم نيست آرزوي والتر چقدر رنگ واقعيت داره يا توهمي هست. مهم اينه كه به آروزش ميرسه. برعكس حشرات كه با تحمل مصائب پيله، از كالبد كودكي‌شون درميان تا به كمال بلوغ برسن، والتر از كالبد بزرگسالي‌ش درمياد تا به پاكي آرزوهاي كودكي‌ش برسه.
در اين بين، قرباني اخر شما هستيد. بعد از آيلين نوبت شماست چون دريافت‌كننده دانش هستيد كه در پوسته‌ي قرباني شدن براتون سرو ميشه.
error-404-page-not-found.png


:d:d:d:d:d:d:d:d
=====================================================
پ.ن: فهرست نظرسنجی در کلوب هم بروزرسانی شد.
 
آخرین ویرایش:
سلام
خب اینم از نظرسنجی بعدی. البته با چند روزی تاخیر
پیرو پست‌های #13489 و #13810 و #14095 حدس زدن تعداد دوستانی که شماره چهارم رو بازی کرده باشند سخت نیست، اما اینکه کی چند بار اونو بازی و چقدر باهاش ارتباط برقرار کرده باشه کمی سخته. تغیرات گسترده که تو بازی و مخصوصاً گیم‌پلی ایجاد شد باعث این مساله‌ست.
شماره چهارم 4 پایان داره. برعکس شماره‌ی 3، داستان تو شماره‌ی 4 خیلی پیچ و تاب داره. شاید بالاترین تو تمام شماره ها. یکی از تغییرات این شماره، تاثیر غیر مستقیم عملکرد بازی‌کننده در طول بازی بر پایان گرفته شده‌ست. در شماره‌های قبلی برای گرفتن پایان خاص حتماً باید در طول بازی کار خاصی رو انجام میدادیم. مثلاً تو شماره‌ی 1 لازم بود تو طول بازی دکتر کافمن رو نجات بدیم یا اینکه با گرفتن اون مایع قرمز که اسمش سخته، سرنوشت سیبل رو رقم بزنیم. اگه مایع همراه‌مون نبود، تموم!
اما اینجا همه چیز حول و حوش نجات آیلین و عملکرد ما تو اتاق 302 می‌چرخه. انگار یه جورایی رسیدن والتر به مادر به رسیدن یا نرسیدن آیلین و هنری به هم مربوطه.
(این والتر آدم رو یاد هاچ؛ زبنور عسل میندازه:d )
باز هم ترتیب قرار دادن پایان‌ها رو مطابق با silenthillmemories در نظر گرفتیم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------

cover.png

escape.jpg


آیلین زنده می‌مونه و هنری و آیلین به هم می‌رسن. اما به قیمت ناکام موندن والترکوچولو پشت در اتاقِ «مادر».
خونه‌ی بخت‌شون هم آماده‌ست. می‌تونن از سرنوشت شومی که در انتظارشون بود فرار کنن البته یادشون نره ما کمک‌شون کردیم.
mother.jpg


این پایان با پایان قبلی خیلی فرق نداره. تنها تفاوت‌شون، خونه‌خراب شدن آیلین و هنری با به تسخیر در اومدن اتاق توسط «مادر» بید. حتی نوع بافت دیوارهای اتاق شبیه بافت‌ها اندام داخلی بدن انسانه. با این حال، کماکان والترکوچولو ناکام می‌مونه.
در اینجا این زوج خوشبخت! چوب کاهلی ما در امر پاکسازی اتاق رو می‌خورن.
eileen's_death.jpg


مراسم 21قربانی تکمیل نشده چون شما اجازه ندادید. اما آیلین مرده. بلاخره هر کار تبعات و تاوان‌هاي خودش رو داره که باید پرداخت کنید.
مجبوريد بدون آيلين ادامه بديد. همونطور كه والتركوچولو مجبوره بدون مادرش ادامه بده.
21_sacraments.jpg


شما نميتونيد جلوي تكميل شده مراسم 21قرباني رو بگيريد. همه چيز بر وفق مراد والتر پيش ميره. مهم نيست آرزوي والتر چقدر رنگ واقعيت داره يا توهمي هست. مهم اينه كه به آروزش ميرسه. برعكس حشرات كه با تحمل مصائب پيله، از كالبد كودكي‌شون درميان تا به كمال بلوغ برسن، والتر از كالبد بزرگسالي‌ش درمياد تا به پاكي آرزوهاي كودكي‌ش برسه.
در اين بين، قرباني اخر شما هستيد. بعد از آيلين نوبت شماست چون دريافت‌كننده دانش هستيد كه در پوسته‌ي قرباني شدن براتون سرو ميشه.
error-404-page-not-found.png


:d:d:d:d:d:d:d:d
=====================================================
پ.ن: فهرست نظرسنجی در کلوب هم بروزرسانی شد.

انتخاب من پایان 21 قربانی:dبه طرز عجیبی از هنری بدم میومد کلا خیلی عجیبه که از کاراکتر اصلی بازی بدت بیاد ولی تو شماره چهارم برای من این اتفاق افتاد دقیقا برعکس بقیه شخصیت های اصلی دیگر شماره ها که شخصیت هاشون عالی کار شده بود هنری شخصیت خیلی ضعیفی بود البته شخصیت های والتر و ایلین عالی کار شده بودند ولی اصلا و ابدا از هنری خوشم نیومد
پایان Escape هم اصلا دوست نداشتم کلا زیاد از پایان های خیلی خوب خوشم نمیاد:d
 
سلام
سلام
امیرخان (Silent Dream) ادامه مطالب تحلیل سایلنت هیل تو اون یکی فروم رو پیگیری میکنین؟
بعضی ها زیرپوستی مشتاق مطالعه ادامه اون مطالب هستند :)
اول ورودتون رو به تاپیک خوش‌آمد میگم.:welcome:
ماها نیز به صورت روپوستی مشتاق هستیم. :bighug:
البته یکی دو جا دیدم که مطلب رو کپی کردن. امیدوارم حداقل منبع رو ذکر بکنن چون حداقل حقی هست که دست‌اندرکاران اون تاپیک به گردن ما دارن.
انتخاب من پایان 21 قربانی:dبه طرز عجیبی از هنری بدم میومد کلا خیلی عجیبه که از کاراکتر اصلی بازی بدت بیاد ولی تو شماره چهارم برای من این اتفاق افتاد دقیقا برعکس بقیه شخصیت های اصلی دیگر شماره ها که شخصیت هاشون عالی کار شده بود هنری شخصیت خیلی ضعیفی بود البته شخصیت های والتر و ایلین عالی کار شده بودند ولی اصلا و ابدا از هنری خوشم نیومد
پایان Escape هم اصلا دوست نداشتم کلا زیاد از پایان های خیلی خوب خوشم نمیاد:d
برعکس باقی شماره‌ها، SH4 تنها عنوانی هست که به نظرم میشه یکی از پایان‌هاش رو واقعاً خوب قلمداد کرد اونم همون Escape هست.
شخصیت هنری هم مشخصاً درست طراحی شده بود. اصلاً باید اینجوری می‌بود. کاری به بد یا خوب بودنش ندارم اما Original بود یه جورایی.
=============
با این نظرسنجی، پرونده‌ی نظرسنجی‌های پایان‌های عنوان‌های کلاسیک سری بسته میشه.
پیشنهاد می‌کنم از الان با نگاهی به آینده یه فکری براش بکنید.
 
سلام
دقیقاً، خصوصاً در قیاس با شماره یک و پایان + good .
:-":-"
:d
هر چقدر هم سوت بزني، همين كه يه بار باهام مخالفت نكردي سورپرايزم مي‌كنه.:d
تاپیک http://forum.bazicenter.com/thread3192/page7/ آپدیت شد!:d
===========
:d
دمت گرم.:bighug:
============
سايلنت هيل تروله؟! :d
 
یادواره‌ی سایلنت هیل

سلام
به یاد آیلین ...
eileen.jpg


---------------------------------------------------------------
eillen_galvin_by_crackedsubhuman.jpg
eileen_galvin_by_lsk1977-d48sgiw.png
eileen_galvin_silent_hill_by_sonero07-d4ipl3a.png
eileen_by_sit_by_me_and_sea-d5hbgqu.png
come_on_eileen_by_reachfarhigh-d39bomd.png
eileen_galvin_by_rubinfreddy-d5ll2w7.jpg
eileen_galvin_from_silent_hill_by_halloweengirl.jpg
current_desktop___boa.jpg
ten_shades_of_eileen_by_natladahmer-d8xt9i1.jpg
gta_iv_eileen_dress_by_michaelvr4-d5ow7h4.jpg
eileen_galvin_by_monochrome_frame-d6a2eij.png
eileen_galvin_finished_.png
nightmare_by_siela_chan.jpg
eileen_imprisoned_by_silentchelsea-d6h7z5n.png
eileen_galvin.jpg
cheryl_mason_by_al3x_mty-d5haf33.jpg
eileen_galvin__progression_by_lys2313-d2y7gmj.jpg
eileen_by_thegirlinthebigbox.jpg
eileen_and_robbie_by_undeadmiko-d6loa30.jpg
eileen_galvin_by_dachbodenluke.jpg
eileen_galvin_by_alexsvartengel-d55ha44.jpg
------------------------------------------------------------------
به یاد آیلین ... ؟؟؟:confused::blink1:
are_you_maria__no__im_eileen_by_punkprincess898-d4ssso1.jpg
eileen_in_silent_hill_3_by_punkprincess898-d59wlud.jpg
eileen_galvin_by_punkprincess898-d4umc30.jpg
------------------------------------------------------------------
با تقدیر از خالق این اثر به خاطر نگاه جالبش
eileen__4__by_mistressnasty-d6cyzkr.jpg

و با قدردانی از خالق این اثر به دلیل نگاه فان و در عین حال با معنی‌ش
hk___eileen_galvin_by_gorillu.jpg
------------------------------------------------------------------
اثر برگزیده‌ی خودم بدون هیچ حرف اضافه‌ای
20121_mother_reborn_by_fersinaratia.jpg
 
Silent Hill Downpour
چرا انقدر در حق این نسخه جفا شد ؟ من واقعا از این نسخه لذت بردم و اساسا بازی خوبی بود. به‌نظرم.
کسی بازی رو دوست داشته آیا ؟!

Sent from my Nexus 7 using Tapatalk
 
Silent Hill Downpour
چرا انقدر در حق این نسخه جفا شد ؟ من واقعا از این نسخه لذت بردم و اساسا بازی خوبی بود. به‌نظرم.
کسی بازی رو دوست داشته آیا ؟!

Sent from my Nexus 7 using Tapatalk
من هنوز تمومش نکردم ولی به نظرم بازیه خوبیه! البته من شترد مموریزو هم خیلی دوست دارم ولی ظاهرا تو این مورد تنهام...:d
 
Silent Hill Downpour
چرا انقدر در حق این نسخه جفا شد ؟ من واقعا از این نسخه لذت بردم و اساسا بازی خوبی بود. به‌نظرم.
کسی بازی رو دوست داشته آیا ؟!

Sent from my Nexus 7 using Tapatalk
من ازش راضی بودم. ایراد هایی داشت مثل تکراری بودن دشمن ها و یا ضعف موزیک بازی نسبت به شماره های قبل و اونقدر مچ نبودن با محیط بازی ویا
شاید ترسناک نبود ولی از بازی کردنش لذت بردم روایت بازی خیلی خوب و بجا بود داستانش هم ضعیف نشون نداد محیط خود شهر سایلنت هیل و محیط های دیگه که بازی توش رخ داد بنظرم به اندازه کافی هنوز جو و سکوت و تاریکی خودش رو حفظ کرده بود.
کلا تجربه خوبی بود:d
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or