بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
ctik5zker91lrwages70.jpg


بنابر توییت چند ثانیه پیش ماساهیرو، فیلم Angel Heart از فیلم هایی بود که باعث به وجود اومدن "پس زمینه های Other world" توی SH 1 و 3 شد (یا 1 تا 3؟). بعد گفته یه سری "پنکه ها" و "آسانسور ها" توش میبینین، اینطور نیست؟
 
بابا دم همتون گرم. خوبه ازتون کمک خواستیم. من گفتم دو تا سر هرمی رو تو سایلنت هیل 2 رو هارد رد کردم ولی دوباره بعدش ماریا هست دیگه نمیدونم چی کار کنم. هیچ کس نیومد بگه آقا وقتی 2 تا سرهرمی رو شکست دادی برو همون دری که وارد شدی دوباره سیو کن بازی رو!!!! :|حالا اون هیچی . من 50 تا فشنگ handgun رو ماریا خالی کردم با 20 25 تا rifle میمونه یه چند تا فشنگ شاتگان که شاتگان به نظرم اصلا سلاح خوبی نیست چون باید سریع عمل کرد. حالا من چی کار کنم جدی؟؟؟
 
یا یه چیز وحشتناک‌تر
تصور کن اون مردی که خودش رو با بند ناف حلق‌آویز کرده، همون جنین باشه. بازی با زمان همیشه پای ثابت آثار ژاپنی‌ها بوده.
در اینجا هم، جنین یا نوزاد متولد نشده، بنا به دلایلی قبل از اینکه به دنیا بیاد، تو رحم مادرش خودش رو با بند ناف خفه و خودکشی می کنه و بازتاب‌ش تو دنیای واقعی میشه صحنه‌ی دار زده شدن یه انسان بالغ.
ایده‌ش برای خودمم جذابه

اصلا خود این میتونه یه ایده برای یک قسمت مجزا باشه!
هرچند کمی نزدیک به ایده های شماره چهارم میشه.
ولی تصورش هم مو رو به تن سیخ میکنه!
نوزادی که بدنیا نیومده بصورت نا خوداگاه توسط مادرش به قتل میرسه!
ولی روحش هنوز زندست و مادر و پدرش رو به قتل میرسونه!
بفرما مسعود جان اینم از نبوغ تیم کوجیما که توی یه دمو چه نکاتی رو میشه دید!
کافیه فقط mgs:gz رو بازی کنی تا ببینی حتی برای بازی های کوتاه داستانهای بلند و گیرا مینویسه!
 
سلام
Speaking in a brief Reddit AMA, Reedus took to Reddit to answer fan questions, and while speaking on his rising film career and The Walking Dead, Reedus also revealed a few details about Konami’s upcoming Silent Hills. While obviously Reedus couldn’t say too much given Kojima’s secretive nature, Reedus did mention in comments through the AMA:

“I’m super excited to be a part of [Silent Hills]. Both [Hideo Kojima and Guillermo del Toro] are geniuses at what they do. We haven’t shot the heavy stuff yet.”

Given the already intense horrors that were at hand in P.T., Reedus’ comments show that the best (or worst…) seems yet to come with the full horrors of Silent Hills.
نگرانی بنده 2/32% افزایش (یا کاهش...) یافت.
ctik5zker91lrwages70.jpg


بنابر توییت چند ثانیه پیش ماساهیرو، فیلم Angel Heart از فیلم هایی بود که باعث به وجود اومدن "پس زمینه های Other world" توی SH 1 و 3 شد (یا 1 تا 3؟). بعد گفته یه سری "پنکه ها" و "آسانسور ها" توش میبینین، اینطور نیست؟
من ندیدمش. دوستانی که دیدن لطفاً اطلاع‌رسانی بنمایند.
بابا دم همتون گرم. خوبه ازتون کمک خواستیم. من گفتم دو تا سر هرمی رو تو سایلنت هیل 2 رو هارد رد کردم ولی دوباره بعدش ماریا هست دیگه نمیدونم چی کار کنم. هیچ کس نیومد بگه آقا وقتی 2 تا سرهرمی رو شکست دادی برو همون دری که وارد شدی دوباره سیو کن بازی رو!!!! :|حالا اون هیچی . من 50 تا فشنگ handgun رو ماریا خالی کردم با 20 25 تا rifle میمونه یه چند تا فشنگ شاتگان که شاتگان به نظرم اصلا سلاح خوبی نیست چون باید سریع عمل کرد. حالا من چی کار کنم جدی؟؟؟
کشتن سرهرمی‌ها آسون‌ترین مبارزه تو حالت Hard بود برای من. از فاصله‌ی مناسب، کافیه فقط با Great Knife بهشون ضربه زد. خوبیش اینه که هر ضربه به هردوشون می‌خوره.
کشتن مری کمی دردسر داشت. مخصوصاً وقتی گیر اون پرنده های لعنتی بیافتی. راه فرار نیست و مری به راحتی میاد خرخره‌‌مون رو می‌گیره.



روش من این بود. اول فاصلمو با اون زیاد می‌کردم. بعد وقتیبهم نزدیک میشدم، بهشون اسپری می‌زدم تا دور بشن و بعد از سلاح استفاده می‌کردم. سخته اما جواب میده.
سرعت عمل تو فرار و تعویض به موقع سلاح‌ها رمز موفقیته.
اصلا خود این میتونه یه ایده برای یک قسمت مجزا باشه!
هرچند کمی نزدیک به ایده های شماره چهارم میشه.
ولی تصورش هم مو رو به تن سیخ میکنه!
نوزادی که بدنیا نیومده بصورت نا خوداگاه توسط مادرش به قتل میرسه!
ولی روحش هنوز زندست و مادر و پدرش رو به قتل میرسونه!
بفرما مسعود جان اینم از نبوغ تیم کوجیما که توی یه دمو چه نکاتی رو میشه دید!
کافیه فقط mgs:gz رو بازی کنی تا ببینی حتی برای بازی های کوتاه داستانهای بلند و گیرا مینویسه!
باورت میشه از همون موقع دارم بهش فکر می‌کنم، ایده‌ی خوبی شاید باشه اما نمی‌تونه تو بستر سایلنت هیل شکل بگیره.
یه فکرایی براش دارم. ;)
البته نوزاد توسط پدر و مادر کشته نمیشه. خودش تصمیم می‌گیره بیاد یا نه.
ایده‌ی ظالمانه‌ایه. تضاد شدیدی با ماهیت ادیان الهی داره. حتی خودم هم الان که بهش فکر می‌کنم وحشتزده میشم.
=======
پ.ن: ببینیم می‌تونیم رو دست کوجیما و کونامی بلند شیم یا نه! :d
 
سلام.
باورت میشه از همون موقع دارم بهش فکر می‌کنم، ایده‌ی خوبی شاید باشه اما نمی‌تونه تو بستر سایلنت هیل شکل بگیره.
یه فکرایی براش دارم.
البته نوزاد توسط پدر و مادر کشته نمیشه. خودش تصمیم می‌گیره بیاد یا نه.
ایده‌ی ظالمانه‌ایه. تضاد شدیدی با ماهیت ادیان الهی داره. حتی خودم هم الان که بهش فکر می‌کنم وحشتزده میشم.
=======
پ.ن: ببینیم می‌تونیم رو دست کوجیما و کونامی بلند شیم یا نه
مسعود جان متاسفانه در راه ایده دو تا مشکل اساسی گریبانگیر ماست!
1_توی اینجا ایده ها اهمیتی نداره،کسی ساپورتت نمیکنه! کسی باورت نمیکنه!
نمیگم بقیه اینجورین و من فلان بسانم!
من یک زمانی هری پاتری دو آتیشه بودم و با بچه ها میتینگهای حضوری میزاشتیم.
سرتو درد نیارم یکی از دوستای ما بنام میلاد که اتفاقا در نشر زهره هم فعالیت میکرد،به من و دوستم گفت ایده یک کتاب رو داره و در حال نوشتنه.
اما وقتی گفت رمان تخیلی من و دوستم بعدا مسخرش میکردیم!!!در حالی که دلیل گردهمایی ما حول محور یک کتاب تخیلی بودش!پارادوکسو میبینی!
یا خودم بارها ایده های تبلیغی خیلی شاخ داشتم(چند وقتی توی کار تبلیغات بودم!)اما کسی تحویل نمیگیره!
لااقل تو ایران!
2_ساخت و ساز یک ایده و به اجرا در آوردن صحیح اونچه در ذهن میگذره کاری که خیلی وحشتناک سخته.
همه بازیسازها ایده های نابی برای بازیشون تو ذهن دارن اما اجرا کردنش خیلی سخته
مثل شماره چهارم که ایده های خیلی خوب بود اما در اجرا به مشکل خورد!
همه مایی که الان میگیم باید تیم سایلنت برگرده سر شماره چهار چه ها که به کونامی نگفتیم!
اما امیدورام تو دو تا مشکلو حل کنی و سناریو نویس بعدی تیم باشی!
اصلانم شوخی نمیکنم.
 
سلام
مسعود جان متاسفانه در راه ایده دو تا مشکل اساسی گریبانگیر ماست!
مشکل اساسی من چیز دیگه‌ست. 8-|
اما
نمی‌دونم تو جریان هستی یا نه؟ حدود 4-3 سال پیش یه طرحی با دوستان اینجا ریختیم برای نوشتن ایده‌های داستان سایلنت هیلی. اولش خیلی خوب استقبال شد.
حتی براش یه تاپیک جداگانه هم زدند که هنوز موجوده.
خودم هم چندین بار با کونامی مکاتبه کردم برای مطرح کردن ایده‌ها ولی اونوری‌ها هم خیلی تحویل نمی‌گیرند. همین فیلم شماره یک رو کونامی چند بار رد کرد تا آخرش با نشون دادن یه فیلم کوتاه، کارگردانش تونست نظر موافق‌شون رو جلب کنه. حتی چند تلاش هم داشتیم با دوستان بیرون از اینجا که بازی‌هایی برای پلت‌فرم‌های موبایل بسازیم اما متاسفانه امکانات اینور خیلی خیلی کم هست.
اونوری‌ها هم بیشتر هلو، برو تو گلو! می‌خوان.
در هر ذهنی ایده‌های خوب هست اما واقعیت تلخ اینه که بیشتر این ایده‌ها یا همراه با صاحب ذهن دفن میشن یا لابلای چرخه‌ی پوچ و مزخرف زندگی، تو چاه فراموشی میافتن.
اما امیدورام تو دو تا مشکلو حل کنی و سناریو نویس بعدی تیم باشی!
اصلانم شوخی نمیکنم.

اینی که گفتی از فانتزیای منه.
:(
شاهدش

:arrowd::arrowd::arrowd::arrowd::arrowd::arrowd::arrowd::arrowd:

فانتزی 1
شب داخلی:
نمایشگاه E3 سال 2015
سالن ساکت و حضار در انتظار سورپرایز.
آکیرا روی سن میره و از فردی دعوت می کنه به صحنه بیاد. من روی صحنه میرم. بعد از دست دادن با اکیرا، ازم می‌خواد خودم درباره‌ی تریلری که قراره پخش بشه صحبت کنم.
من می‌گم:
«در خواب‌های آشفته‌ام
من آن شهر را میدیدم.
سایلنت هیل
کونامی قول داده بود باز هم ما رو به سایلنت هیل ببره اما جایی که رفتیم شباهت زیادی به سایلنت هیل نداشت. برای همین ما سایلنت هیل رو دوباره ساختیم.
حالا ما اونجا هستیم. در محل مخصوص‌مون
منتظر شما»
 
آخرین ویرایش:
من ندیدمش. دوستانی که دیدن لطفاً اطلاع‌رسانی بنمایند.

فیلم رو من بارها دیدم نکات خیلی جالبی درش وجود دارد که بعدا چه در فیلم ها چه در بازیهای بسیاری دیده ام.یکی از همین بازیها هم سایلنت هیل هست,اتفاقا قبلا میخواستم اشاره کنم:d

البته توصیه نمیکنم که فیلم رو ببینید چون برای همه مناسب نیست

تو طول فیلم از اشیاها و مکان های فلزی و ... خیلی استفاده شده مخصوصا از آسانسور های کلاسیک و پنکه های گوناگون که معنا های گوناگونی رو میدند.

عکس هارو درون اسپویلر گذاشتم.

dkh5B.jpg

xUIf8.jpg

HsEqJ.jpg

pRSgs.png

1760_2.jpg
 
سلام
بالاخره سایلنت هیل 2 رو روی درجه Hard Hard تموم کردم. :| دهنمو صاف کرد. فقط نمیدونم چرا درجه سختی ای که برای Extra Riddle باز میشه رو باز نکرد. :|
خب باقی دوستان رو هم تو تجربه‌ی مبارزه‌‌ت شریک کن.
برای باز کردن Extra Riddle باید بازی رو رو تمام درجه‌های سختی معماها (Easy-Normal-Hard) تموم کنی. فقط با یکبار تموم کردن روی درجه‌ی Hard Riddle، باز نمیشه.
البته توصیه نمیکنم که فیلم رو ببینید چون برای همه مناسب نیست
لطفاً رده‌بندی سِنی فیلم رو بفرمایید ببینیم می‌تونیم ببینیمش یا نه. :-s

ابتدا ورودتون رو به تاپیک خوش‌آمد میگم.:welcome:
در ادامه
بله دوست عزیز، این بازی ابتدا قرار بوده با اون نام عرضه بشه. حتی تا جاییکه خوندم و یادم میاد، خط داستانی بازی قرار نبود اینی که هست باشه.
 
لطفاً رده‌بندی سِنی فیلم رو بفرمایید ببینیم می‌تونیم ببینیمش یا نه. :-s

فیلم زیاد ترسناک نیست یا بهتره بگم ترسناک نیست جز فیلم های خاصه ولی مثبت هیجده زیاد داره دیگه... :d

من که خیلی با هنرپیشه اولش حال میکنم خیلی دوست داشتم SH1 رو فیلمشو بسازند این آقا جای هری بازی کنه.:d:x
 
سلام
سومین قسمت از کمیک سایلنت هیل دانپور (Anne Story) هم منتشر شد. قسمت چهارم که آخرین قسمت هم هست قراره 17 دسامبر منتشر بشه.
IDW Publishing, Bloody Disgusting
در تکمیل فرمایشات امیرجان، چهارمین قسمت از کمیک سایلنت هیل دانپور (Anne Story) هم منتشر شد.

242_annes_story_4.jpg


IDW Publishing, Bloody Disgusting
===================================
نمیدونم تا چـه حد در جریان ساخت مد سایلنت هیل الشمیلا برای half life 2 هستید ، ولی اینطوری کـه SHM زده بود بعد از مدتها خبرهای جدیدی در مورد این مد اومده کـه گویا بازی هشت ساعت گیم پلی داره و به خاطر نبود متخصص بازی معما محور بوده و هیولایی داخل بازی وجود نداره ... هیچ خبر درست و درمونی از تاریخ انتشار بازی منتشر نشده ولی به طور تقریبی اواخر 2014 یا اوایل 2015 رو به عنوان تاریخ احتمالی بازی مطرح کردن ...
تیزر :
این هم متنی هست کـه سازندگان مد برای معرفی خودشون نوشتن ؛ دلشون خیلی پره :
A group of people who like to develop sourse mod with original atmosphere of Silent Hill that is seriosly opposing the official publisher style who turned the masterpiece franchise into totally shi~ Yes we can embody original Silent Hill atmosphere
Alchemilla Mod هم که قرار بود برای Half-Life 2 ساخته بشه، 19 ژانویه (تقریباً کمتر از 2 روز دیگه از زمان این پست) منتشر میشه.
در واقع تمام شات‌هایی که سایت منبع گذاشته بود. :d
تیزرش رو هم می‌تونید تو پست‌ نقل‌قول شده ببینید که اشکان زحمتش رو کشیده.
==================
منبع هر دو
silenthillmemories.net
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or