بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
امیر این روحه که عشق خودمه:d
مشهورترینشون هم سری فیلم های Ju-On و فیلم Ringu هستند. این 2تا فیلم در واقع ورژن اصلی و ژاپنی فیلم های Grudge و The Ring هستند. صد البته ژاپنی ها تبحر خاصی توی استفاده به جا و مناسب از این موجود دارن. هیچی بیشتر از این روح نمیتونه منو بترسونه:d
غربیا که فقط بلدن اسکی برن
 
واقعاََ شرم بر من باد!:|
بعد از این همه مدت, تازه یه آهنگ جدید از سایلنت هیل 3 پیدا کردم که تا حالا گوشش نداده بودم!
اسم آهنگ هست, I Want Love (Studio Mix...
این آهنگ توی خوده بازی نیست ولی توی ویدیوی ساخت سایلنت هیل 3 هست.
به قول آقا مسعود دادن لینک اینجا فکر کنم مجاز نباشه اما ...:d
خیلی به دلم نشسته این آهنگه! :d
پیشنهاد میکنم نظر سنجی بعدی رو بذاریم "بهترین آهنگ خانم Melissa Williamson از نظر شما؟":d
فیلم سایلنت هیل هم بره به جهنم! همون تریلر هاش معلوم بود که چیز آشغالی در میاد. امتیازاتش هم برازندش!
پ.ن:
این عکس ها رو فعلا داشته باشید تا بعداََ اگر فرصت شد بیشتر توضیح بدم در مورد Onryō. فعلا همین رو بدونید(شاید از قبل هم میدونستید:d) که در واقع بیشتر ارواحی که به این شکل در فیلم و بازی های ژاپنی میبینیم, طراحیشون برگرفته از Onryō هست ! روحی که به منظور انتقام, قادر هست به دنیای فیزیکی برگرده.
سلام به همگی
این Onryō با توجه به عکسهایی که گذاشتی فقط مدل مونثه یا مذکر هم داره؟؟؟
یه جک در مورد فیلم سایلنت هیل جدیده:
تو فیلمه وینسنت پسر کلادیاست:d
 
آخرین ویرایش:
امیر این روحه که عشق خودمه:d
مشهورترینشون هم سری فیلم های Ju-On و فیلم Ringu هستند. این 2تا فیلم در واقع ورژن اصلی و ژاپنی فیلم های Grudge و The Ring هستند. صد البته ژاپنی ها تبحر خاصی توی استفاده به جا و مناسب از این موجود دارن. هیچی بیشتر از این روح نمیتونه منو بترسونه:d
غربیا که فقط بلدن اسکی برن
آره خداییش خیلی ترسناکه!:d
مخصوصاََ توی فیلم حلقه (ژاپنی) وقتی که از توی تلویزیون میادش بیرون!:-s
سلام به همگی
این Onryō با توجه به عکسهایی که گذاشتی فقط مدل مونثه یا مذکر هم داره؟؟؟
مذکر هم داره ولی خب مدل مونثش مشهورتره!:d
توی کابوکی (تئاتر سنتی ژاپنی) هم به طور عمده از مدل مونث Onryō رو استفاده میکنند!
 
چیزی پشتِ این Onryo هست ؟ منظورم داستانی ؟ موضوعی برگرفته از واقعیت ؟

پ.ن: اتفاقا من هم یه بار با یوزرِ قبلی همچین عکسی از خودم گرفته بودم، بعضی دوستان دیدن و واقعا هم وحشت کردن >:)
 
مخصوصاََ توی فیلم حلقه (ژاپنی) وقتی که از توی تلویزیون میادش بیرون!:-s
یه چیزی بگم منو نمیزنی :-s سر این صحنه کلی با بقیه حضار خندیدیم:)) خداییش تصورش خیلی ماورای مغز بود که مغز بخواد احساس خطر بکنه و بترسه. چرخه ی فیلمشم منو یاد گولد کوییست می انداخت:d
از کجا بفهمم ورژن ژاپنیه یا آمریکایی؟ بازیگراش چشم بادومی بودن.
 
چیزی پشتِ این Onryo هست ؟ منظورم داستانی ؟ موضوعی برگرفته از واقعیت ؟

پ.ن: اتفاقا من هم یه بار با یوزرِ قبلی همچین عکسی از خودم گرفته بودم، بعضی دوستان دیدن و واقعا هم وحشت کردن >:)
برای اطلاعات بیشتر میتونی به ویکی پدیا مراجعه کنی...شرمنده حس ترجمش نیست!:d
Onryō - Wikipedia, the free encyclopedia
یه چیزی بگم منو نمیزنی :-s سر این صحنه کلی با بقیه حضار خندیدیم:)) خداییش تصورش خیلی ماورای مغز بود که مغز بخواد احساس خطر بکنه و بترسه. چرخه ی فیلمشم منو یاد گولد کوییست می انداخت:d
از کجا بفهمم ورژن ژاپنیه یا آمریکایی؟ بازیگراش چشم بادومی بودن.
خب نشستی با حضار این فیلم رو دیدی دیگه! اگر بدون حضار بود از ترس جیغ میکشدی و نمیخندیدی دیگه.:d
جالبه که بدونید در ژاپن و در یه نظر سنجی برای انتخاب ترسناکترین فیلم, حلقه مقام اول رو به دست اورد و به عنوان ترسناکترین فیلم انتخاب شد.
حتی در مقاله "100 فیلم برتر دنیای سینما" مجله Empire (سال 2010) فیلم حلقه در مقام 69 قرار گرفت.
فیلم بر اساس یه رمان به همین اسم ساخته شده. جو و اتمسفر فیلم به شدت درگیر کننده هست.
در تایپک محمد مهدی یه مطلب در مورد فیلم نوشته شده!
نیروی ذهنی ساداکو یامامورا حتی بعد از مرگ وی نیز به زندگی در چاه ادامه داد و حتی فیلم ویدئویی را نیز تحت تاثیر قرار داد...توجه کنید که اولین فیلم ویدئویی که تحت تاثیر قدرت ذهنی ساداکو قرار گرفته بود درست در کلبه ایی بود که بر روی چاه (محل کشته شدن ساداکو) درست شده بود...
اگه شما پایان 21 Sacrements رو در انتهای بازی بگیرین میبینین که قدرت ذهنی والتر چنان نیرویی پیدا میکنه که تمامی افراد درون ساختمان رو تحت سیطره خودش در میاره و توی خبرها میخونین که : (" تمامی افراد آپارتمان اشفیلد جنوبی به بیمارستان "سن جروم" منتقل شدن...تمامی این افراد از درد شدید سینه شکایت داشتن...")
درد سینه هم به موارد قبلی اضافه کنین...به احتمال زیاد درد سینه همون درد قلب هستش...
اسم فیلم آشنایی به ذهنتون نرسید ؟! فیلم "حلقه" چیزی رو یادتون نمیندازه ؟! تمام افرادی که تحت نیروی ذهنی "ساداکو یامامورا" کشته شده بودن , علت مرگشون حمله قلبی ذکر شده بو
 
سلام
منم موقع دیدن فیلم حلقه و کینه خیلی احساس خاصی پیدا نکردم. نمی دونم، شاید فیلم سینمایی دوبعدی رسانه‌ی خوبی برای انتقال ترس نیست.
البته محیطی که توش مشغول تماشای فیلم هستید، تاثیر بسزایی در انتقال حس ترس داره. محیطی کم‌نور و ساکت با مکان مشابه ولی نورانی و پررفت و آمد، تا مقادیر زیادی میتونه تجربه‌ی شما رو متحول کنه.
اما فیلم‌های ترسناک ژاپنی، صرفنظر از محیط، به راحتی تاثیرشون رو میذارن جوری که تا مغز استخوان حسش میکنی. جنس ترسی که درشون هست، ترس خاص هست. تا به‌حال کسی رو ندیدم که با حلقه و کینه ارتباط برقرار نکنه:-/ شما اولیش هستی!
 
نتیجه نظرسنجیو دیدم نا امید شدم.یعنی Shattered Memories باید 7% رای داشته باشه؟به نظرم عنوانی بود که علیرغم کوتاهیش و تقریبا حذف قسمت مبارزات-ضعیفترین بخش توی کل سری-روح سایلنت هیل رو داشت و جالب اینجاست که علیرغم اینکه بازسازی بود ولی سازنده اصلا سعی نکرده بود ادای قدیمی ها رو در بیاره-بر عکس اریجینز و HM
و با وجود اینکه Downpour کاملا برام قابل احترام بود اما برای من SM نقطه عطف عناوین غربی سری بود.آهنگ های خیلی قشنگی هم داره انصافا نسبت به بقیه

داشت یادم میرفت سلام به همه دوستان سایلنت هیلی>:d
 
اما فیلم‌های ترسناک ژاپنی، صرفنظر از محیط، به راحتی تاثیرشون رو میذارن جوری که تا مغز استخوان حسش میکنی. جنس ترسی که درشون هست، ترس خاص هست. تا به‌حال کسی رو ندیدم که با حلقه و کینه ارتباط برقرار نکنه:-/ شما اولیش هستی!
منم ارتباط برقرار نکردم:d یکی بگه از کجا می شه فهمید ورژن ژاپنیه یا آمریکایی. ببینم اگه آمریکاییش بوده برم ژاپنیشو ببینم شاید فرجی حاصل شد :) اون کینه ای که دیدم زبونش انگلیسی بود و کاراکتراش هم ژاپنی و هم غربی بودن.
 
سلام
البته محیطی که توش مشغول تماشای فیلم هستید، تاثیر بسزایی در انتقال حس ترس داره. محیطی کم‌نور و ساکت با مکان مشابه ولی نورانی و پررفت و آمد، تا مقادیر زیادی میتونه تجربه‌ی شما رو متحول کنه.
اما فیلم‌های ترسناک ژاپنی، صرفنظر از محیط، به راحتی تاثیرشون رو میذارن جوری که تا مغز استخوان حسش میکنی. جنس ترسی که درشون هست، ترس خاص هست. تا به‌حال کسی رو ندیدم که با حلقه و کینه ارتباط برقرار نکنه:-/ شما اولیش هستی!

نتیجه نظرسنجیو دیدم نا امید شدم.یعنی Shattered Memories باید 7% رای داشته باشه؟به نظرم عنوانی بود که علیرغم کوتاهیش و تقریبا حذف قسمت مبارزات-ضعیفترین بخش توی کل سری-روح سایلنت هیل رو داشت و جالب اینجاست که علیرغم اینکه بازسازی بود ولی سازنده اصلا سعی نکرده بود ادای قدیمی ها رو در بیاره-بر عکس اریجینز و HM
و با وجود اینکه Downpour کاملا برام قابل احترام بود اما برای من SM نقطه عطف عناوین غربی سری بود.آهنگ های خیلی قشنگی هم داره انصافا نسبت به بقیه

داشت یادم میرفت سلام به همه دوستان سایلنت هیلی>:d
ابتدا ورود هر دوی شما رو خوش‌آمد میگم. :welcome:
@آرش‌خان
کلاً ارتباط برقرار کردن با شخصیت‌های فیلم سخته. حداقل برای من چون هیچ تاثیر و تعاملی باهاشون ندارم. پس غریبه هستن برام. البته نترسیدن به معنای ارتباط برقرار نکردن یا عدم علاقه نیست.;)
@احسان‌خان
چون اون بازی رو بازی نکردم نمی تونم نظری بدم اما بعید می‌دونم از اوریجینز سر تر باشه.
منم ارتباط برقرار نکردم:d
بفرما آرش‌خان! اینم دومی>:d<
یکی بگه از کجا می شه فهمید ورژن ژاپنیه یا آمریکایی. ببینم اگه آمریکاییش بوده برم ژاپنیشو ببینم شاید فرجی حاصل شد :) اون کینه ای که دیدم زبونش انگلیسی بود و کاراکتراش هم ژاپنی و هم غربی بودن.
نسخه‌ی ژاپنیش با اسم JU-ON پخش شد اگه اشتباه نکنم.
 
اما فیلم‌های ترسناک ژاپنی، صرفنظر از محیط، به راحتی تاثیرشون رو میذارن جوری که تا مغز استخوان حسش میکنی. جنس ترسی که درشون هست، ترس خاص هست. تا به‌حال کسی رو ندیدم که با حلقه و کینه ارتباط برقرار نکنه:-/ شما اولیش هستی!
میدونید فکر میکنم بزرگترین دلیلی که باعث این قضیست مقایسه ی ترسی که ما توی سری تجربه کردیم با حلقه یا حالا به طور کلی فیلم هست نوع ترسی که بازی به منتقل کرده طوری بوده که دیگه کمتر چیزی میتونه ما رو اونطور تحت تاثیر قرا بده ، متاسفانه البته ! به شخصه خیلی وقت هست دلم برای ترسیدن سر بازی یا فیلم تنگ شده !
نتیجه نظرسنجیو دیدم نا امید شدم.یعنی Shattered Memories باید 7% رای داشته باشه؟به نظرم عنوانی بود که علیرغم کوتاهیش و تقریبا حذف قسمت مبارزات-ضعیفترین بخش توی کل سری-روح سایلنت هیل رو داشت و جالب اینجاست که علیرغم اینکه بازسازی بود ولی سازنده اصلا سعی نکرده بود ادای قدیمی ها رو در بیاره-بر عکس اریجینز و HM
اصل مشکل ما با SH:SHM و دلیل کم رای آوردن اون مشکلات داستانی بازی یا به قولی تحریف های داستانی بازی هست دیگه به قول شما بازسازی هست نباید توی مسائل اصلی بازی تفاوت داشته باشه ، البته تقلید صرف رو هیچ کس نمیپسنده ولی تغییر با تحریف فرق میکنه جوری نباید باشه که من وقتی وقایع داستانی رو میذارم کنار هم دچار تناقض بشم !

در هر صورت بسیار از اینکه دلایلتون رو گفتید ممنونیم !
 
درود

به آرش و احسان عزیز خوش آمد می‌گیم :)

مشهورترینشون هم سری فیلم های Ju-On و فیلم Ringu هستند. این 2تا فیلم در واقع ورژن اصلی و ژاپنی فیلم های Grudge و The Ring هستند. صد البته ژاپنی ها تبحر خاصی توی استفاده به جا و مناسب از این موجود دارن. هیچی بیشتر از این روح نمیتونه منو بترسونه:d
غربیا که فقط بلدن اسکی برن
در واقع هیچ چیز بیشتر از روح نمی‌تونه هیچ کس رو بترسونه!:d اگر دقت کنید می‌بینید که فیلم‌های ترسناک روح محور به مراتب تأثیرگذارتر از فیلم‌های ترسناک مثلاً زامبی محور هستند! این هم به خاطر باور پذیرتر بودنشونه به نظرم.


سلام
منم موقع دیدن فیلم حلقه و کینه خیلی احساس خاصی پیدا نکردم. نمی دونم، شاید فیلم سینمایی دوبعدی رسانه‌ی خوبی برای انتقال ترس نیست.
عرضم به حضورت آقا مسعود اگر شرایط محیا باشه چرا که نه؟:d تو فیلم‌هایی مثل Grudge و Ring نیازی نیست مخاطب در حین دیدن فیلم تحت تأثیر قرار بگیره، در واقع تأثیر اصلی این فیلم‌ها بعد از دیدن:d خواه ناخواه هر فردی بعد از دیدن این فیلم‌ها تو تاریکی با احتیاط بیشتری عمل می‌کنه!

منم ارتباط برقرار نکردم:d یکی بگه از کجا می شه فهمید ورژن ژاپنیه یا آمریکایی. ببینم اگه آمریکاییش بوده برم ژاپنیشو ببینم شاید فرجی حاصل شد :) اون کینه ای که دیدم زبونش انگلیسی بود و کاراکتراش هم ژاپنی و هم غربی بودن.

ورژن ژاپنیه حلقه Ringu و ورژن ژاپنی کینه Ju-on نام دارند، هر دو هم فیلم‌های قشنگی هستند و دیدنشون پیشنهاد میشه. بعد از دیدنشون با نسخه‌های آمریکایی مقایسشون کنید و بعد قضاوت با خودتون!
 
البته یه چیز که بین همه بچه ها فکر کنم مشترک باشه اینه که همه فیلم Ringu رو در اون روز کذایی و از شبکه 4 دیدن:d
یادمه یکی گریه میکرد:d یکی داد میزد:d یکی از خونه زده بود بیرون:d همه از تجارب اون لحظه شون میگفتن:d
 
چون بحث فیلم کینه پیش اومد یه خاطره ای براتون می گم خدائیش واقعیت داره !!!!!
نخندین ها ... اینو می گم فقط چون بحثش پیش اومد ...
تو شهری که درس می خوندم یه کلاسی داشتم تو یکی از آموزشگاه های فنی و حرفه ای و تدریس می کردم . چند تا شاگرد داشتم که باهاشون هم رفیق شده بودم ...
بعضی شب ها جمع می شدیم تو پارک شهر و شام می خوردیم و بحث می کردیم و از این حرفا ... ( حدود سال 85 ) خلاصه یه روز فیلم کینه ارو ـ نسخه ژاپنی ـ رو ریخته بودم رو لب تاپ که ببرم به چند تا از این بچه ها نشون بدم بهشون بگم چه فازی می ده ترس ژاپنی اون موقع ها خیلی تو فاز سایلنت هیل بودم ... برده بودم و شب نشسته بودیم شام می خوردیم و فیلم رو گذاشته بودم تو پارک . تاریک هم بود و چند تا چراغ روشن بود خلاصه فیلم به جاهای حساسش رسیده بود و معلوم بود بچه ها ترسیدن یه خورده ای !!!! اما از شانس گند ما همون موقع ای که دختره یه صدای عجیبی می کنه مثل این ع ع ع ع ع ع ع ع ع!!!! باطری لب تاپ تموم شد و وسط فیلم یهو رفت تو حالت استند بای .... بچه ها که مشخص بود ترسیده بودن راحت شدن از دیدن فیلم . لب تاپ رو گذاشتم یه کناری و شروع کردیم به صحبت کردن و از این حرفا .... 5 دقیقه نگذشته بود که یهو نمودنم خدائیش چی شد لب تاپه از حالت استند بای در اومده ادامه صدای دختره پخش شد با صدای بلند ع ع ع ع ع ع ع ع ع ع ... آقا بچه هارو می گی یهو شروع کردن به در رفتن !!!! دوتاشون چنان ترسیده بودن که واقعا تا 100 متر دویدن و رفتن تو یکی از کوچه های پر نور !!!! باورکنین ترسی که تو اون لحظه تو چشم بچه ها دیدم رو نمی تونم توضیح بدم اما چنان ترسی گرفته بودشون که انگار واقعا دختره از تو لب تاپ داره میاد بیرون !!!!! این یه نمونه ترس واقعی ژاپنیه !!!! از اون روز به بعد به جی هورور احترام زیادی گذاشتم ....
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or