بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
سلام
این خرگوش‌ها گوشه و کنار شهر پر هستند.
در مورد اون داستان صدای بچه و برگشتن هدر تو سکانس پایانی، بیشتر از 20 بار CS آخر بازی رو نگاه کردم. هدر طوری برمی گرده انگار متوجه چیزی شده باشه اما هیچ صدایی نیست.
شاید هنگام ساخت بازی هدفش‌شون این بوده که آخر بازی رو باز بذارن برای دنباله‌های احتمالی.
 
آخرین ویرایش:
شاید هنگام ساخت بازی هدفش‌شون این بوده که آخر بازی رو باز بذارن برای دنباله‌های احتمالی.
دلیل خوبیه ولی خب ما بعدش هدر رو باز هم میبینیم ، حالا بسته به پایانی که میگیریم ، به نظر نمیاد اتفاق خاصی اونجا رخ داده باشه !
در هر صورت تیم یه هدفی داشته که با قطع همکاریش با کونامی ما موندیم تو خماریش !

ولی اگر در نظر بگیریم همون صدای گریه ی بچه بوده که توجه هدر در رو جلب کرده که حالا به هر دلیلی این صدا شنیده نمیشه میتونه یادآور مرگ آلسا و تولد هدر باشه و کودکی که به هری داده شد ، یعنی چیزی به عنوان مرگ برای اون موجود وجود نداره و با ترک کردن بدن کلادیا حالا میخواد دوباره به زندگی ادامه بده که خیلی دور از منطق بازی نیست !
البته شاید هم تیم به این نتیجه رسیده که این مسئله شاید بازی رو توی دور تکرار بندازه که اون صدا رو قرار نداده!
 
سلام بر اهالی سایلنت هیل
دوستان پس از پیدا شدن اون بالن باید گفت یکی از چیزایی که لذت بازی کردن سایلنت هیلها رو زیاد میکنه این نکات مخفی هست.حالا یه درخواستی که از دوستان دارم اینه که بگردین و ببینین که چه چیزهای مخفی و جالب دیگه ای میشه پیدا کرد و عکسشون رو بذارین...
 
سلام
این خرگوش‌ها گوشه و کنار شهر پر هستند.
در مورد اون داستان صدای بچه و برگشتن هدر تو سکانس پایانی، بیشتر از 20 بار CS آخر بازی رو نگاه کردم. هدر طوری برمی گرده انگار متوجه چیزی شده باشه اما هیچ صدایی نیست.
شاید هنگام ساخت بازی هدفش‌شون این بوده که آخر بازی رو باز بذارن برای دنباله‌های احتمالی.

با اجازتون دو سه روز پیش من برای Masahiro ito توییت کردم که قضیه این صدا چیه که البته از بازی هم برداشته شده ایشون گفتن که :
I'll leave it to your imagination
و ما گفتیم سکوت اختیار کنیم سنگین تره :دی
 
سلام
دلیل خوبیه ولی خب ما بعدش هدر رو باز هم میبینیم ، حالا بسته به پایانی که میگیریم ، به نظر نمیاد اتفاق خاصی اونجا رخ داده باشه !
در هر صورت تیم یه هدفی داشته که با قطع همکاریش با کونامی ما موندیم تو خماریش !

ولی اگر در نظر بگیریم همون صدای گریه ی بچه بوده که توجه هدر در رو جلب کرده که حالا به هر دلیلی این صدا شنیده نمیشه میتونه یادآور مرگ آلسا و تولد هدر باشه و کودکی که به هری داده شد ، یعنی چیزی به عنوان مرگ برای اون موجود وجود نداره و با ترک کردن بدن کلادیا حالا میخواد دوباره به زندگی ادامه بده که خیلی دور از منطق بازی نیست !
البته شاید هم تیم به این نتیجه رسیده که این مسئله شاید بازی رو توی دور تکرار بندازه که اون صدا رو قرار نداده!
شایدم می خواستن روالی شبیه COD پیش بگیرند. نسخه‌های فرد ادامه شماره‌ی 1 بازی و نسخه‌های زوج داستانی مجزا.
نخندین جدی گفتم.:|
با اجازتون دو سه روز پیش من برای Masahiro ito توییت کردم که قضیه این صدا چیه که البته از بازی هم برداشته شده ایشون گفتن که :
I'll leave it to your imagination
و ما گفتیم سکوت اختیار کنیم سنگین تره :دی
بنده خدا حرف بدی نزده. راست گفته دیگه;)
یه سئوال فلسفی !!!!
الان هدر کجاست ؟!!! و سرنوشتش چیه ؟!!!
اگه پایان یوفو شماره سه رو بگیرید یه آواز ژاپنی پخش میشه که تو اون توضیح میده.
 
یاالله
سلام دوستان.اقا ما یه چیزی میگیم خداییش نیوفتید دنبالمون:dما دوباره نشستیم پای سایلنت هیل2 :dتف به این بازی.مارو که گرفتار کرده نادخل.فک کنم الان دیگه همه ی حرفاشونم میفهمم بس که بازیش کردم.اقا من یه چیز دیگه بگم.میگم خداییش منم رفتم تو جبههی کسایی که میگفتن جیمز همچینام گناهکار نبوده:dدلیلم دارم واس خودم.خداییش پیرش دراومد این بدبخت.وجدانی معلومه مری هم دوست داره نادخل.
اقا من یه سوال داشتم.یکیتون میشه منت بزاره سر من اینو معنیشو بم بگه
تو باید این زاویه دیدت رو عوض کنی حمید، شک نکن James به تکامل رسید... تنها شخصی که توانایی دیدن Other World ـه دیگران رو داشت James بود. James تونست دنیای Angella که دنیایی گداخته و پیچیده در شعله های آتش بود رو ببینه، James به دنیای Eddie راه پیدا کرد... دنیایی منجمد و یخ زده!!! بی روح و سرد.
این James بود که مسیری رو طی کرد تا به تکامل برسه. مثل Dante... که با راهنمایی Vergil از طبقات 9 گانه دوزخ گذشت... و با نفس گناه آشنا شد... James توی سفرش به اون شهر مه گرفته، گناهش رو شناخت.
این James بود که مثل Dante تاوان گناهانش رو پرداخت... جایی که Dante توی برزخ همراه گناهکاران متحمل زجر شد... یادت نره که James بارها و بارها زجر دید.خودت بهتر میدونی که! توضیحاتی که قبل دادم میتونه کمکت کنه رفیق!
و این James بود که در انتهای سفرش به رستگاری (از دید من البته) رسید. اون هم به واسطه ی معشوقش، Marry... دقیقاً مثل Dante که توی سفرش به بهشت، جایی که منطق و عقل انسانی ناتوان از از به سعادت رسیدنه (نماد Vergil)، فقط و فقط عشق و ایمانه که به کمکش میاد... (نماد Beatris)
پیدا کردن زنجیره ـی ارتباط این بازی با گفته های بالام شاید کمی سخت باشه، اما توضیحش مطمئناً پیچیده تر و کسل کننده تر خواهد بود، اما اگر مشتاق باشی برات توضیح میدم.
دادا اینو اون اوایل یکی از دوستاتون برام فرستاده بود که والا من زیاد حالیم نشسد.اما وقتی تصمیم گرفتم دوباره بازی کن تصمیم گرفتم که دوباره این نوشته هارو بخونم تا بازیو بهتر بفهم.راستیتش این نوشته خیلی طولانی بود گفتم شایذ همشو بذارم نخونید.واس همون این تیکه رو گذاشتم.
الان من سوالم اینه که این دنیای دیگه همون دنیای جهنمیه؟بعدش این دانت کیه؟ورجیل و بیاترس هم کین؟اصلن ربطشون به این بازی چیه؟خودمم اینارو پرسیده بودم از رفیقتون اما دیگه جوابمو نداد.واس همون الان نادخل تو خماریم.
خداییش اومدم بشینم بازم سایلنت هیل 3 بازی کنم گفتم بزار یه بار دیگه یه فاز اساسی از سایلنت هیل 2 بگیرم:dخداییش دمتون گرم.چه بازیه دلیه این بازی.خداییش بهترین بازی عمرم بود.لامصب نادخل رو ما اثر داشته.
اقا یه چیز دیگه.
چرا توی سایلنت هیل سه اصلا کلادیا میخواد دوباره خداشونو بیاره روی زمین؟
 
سلام
همه جور مقایسه دیده بودیم الا مقایسه دانته با جیمز.@-) چند وقت دیگه شاید مقایسه بین سونیک و جیمز رو هم داشته باشیم. :-j
حمیدجان این سه شخصیتی که نام بردی مربوط به بازی Devil May Cry هستند.
 
یاالله
سلام دوستان.اقا ما یه چیزی میگیم خداییش نیوفتید دنبالمون:dما دوباره نشستیم پای سایلنت هیل2 :dتف به این بازی.مارو که گرفتار کرده نادخل.فک کنم الان دیگه همه ی حرفاشونم میفهمم بس که بازیش کردم.اقا من یه چیز دیگه بگم.میگم خداییش منم رفتم تو جبههی کسایی که میگفتن جیمز همچینام گناهکار نبوده:dدلیلم دارم واس خودم.خداییش پیرش دراومد این بدبخت.وجدانی معلومه مری هم دوست داره نادخل.
اقا من یه سوال داشتم.یکیتون میشه منت بزاره سر من اینو معنیشو بم بگه

دادا اینو اون اوایل یکی از دوستاتون برام فرستاده بود که والا من زیاد حالیم نشسد.اما وقتی تصمیم گرفتم دوباره بازی کن تصمیم گرفتم که دوباره این نوشته هارو بخونم تا بازیو بهتر بفهم.راستیتش این نوشته خیلی طولانی بود گفتم شایذ همشو بذارم نخونید.واس همون این تیکه رو گذاشتم.
الان من سوالم اینه که این دنیای دیگه همون دنیای جهنمیه؟بعدش این دانت کیه؟ورجیل و بیاترس هم کین؟اصلن ربطشون به این بازی چیه؟خودمم اینارو پرسیده بودم از رفیقتون اما دیگه جوابمو نداد.واس همون الان نادخل تو خماریم.
خداییش اومدم بشینم بازم سایلنت هیل 3 بازی کنم گفتم بزار یه بار دیگه یه فاز اساسی از سایلنت هیل 2 بگیرم:dخداییش دمتون گرم.چه بازیه دلیه این بازی.خداییش بهترین بازی عمرم بود.لامصب نادخل رو ما اثر داشته.
اقا یه چیز دیگه.
چرا توی سایلنت هیل سه اصلا کلادیا میخواد دوباره خداشونو بیاره روی زمین؟

فکر کنم فهمیده باشم کی این نامه رو برات فرستاده :دی البته اگر اشتباه نکنم :دی
داستان دانته و ورجیل و بئاتریس مربوط به کمدی الهی دانته میشه :دی
احتمالا این دوستمون حسابی طرفِ جیمز بود که اینطوری شخصیت جیمز رو تفسیر کرده پس من به شما پیشنهاد می کنم علاوه بر اینکه این نوشته ها رو می خونی، آخرِ سر با تصورات و افکارِ خودت بسنج و بعد نتیجه گیری کن، جوری که این نظرات بهت تحمیل کننده نباشه :دی
الان مفهوم این نظرات اینه که جیمز تو مسیرش به رستگاری رسید، که به شخصه با اینکه با عدم گناهکاری جیمز موافقم ولی با اینا موافق نیستم، چون جیمز به رستگاری نرسید، دیدنِ زجر و بدبختی مردم نشونش به رستگاری رسیدن نیست! دلیلِ ادغام other world ادی و جیمز و ادی و آنجلا هم به شخصه فکر نمی کنم به تکامل رسیدن اون باشه !!!
----------------------------------

در مورد سوال دومت: برای اینکه کلودیا معتقدِ الان آدما روی زمین دارن زجر می کشن و همه به دنبال یه بهشتی هستند که بتونن با آسایش توش زندگی کنن، کلودیا فکر می کنه اگر خداشون متولد بشه صلح و آرامش به زمین برمیگرده البته به قیمت قربانی کردن خیلی از آدما

همه جور مقایسه دیده بودیم الا مقایسه دانته با جیمز.@-) چند وقت دیگه شاید مقایسه بین سونیک و جیمز رو هم داشته باشیم. :-j
حمیدجان این سه شخصیتی که نام بردی مربوط به بازی Devil May Cry هستند.

دایی جان دقت بفرمایید :دی
منظورِ این دوستمون از دانته، دانته ی بازی Devil May Cry نبود منظورش Dante Alighrie نویسنده ی ایتالیاییِ کتاب کمدی الهی بوده :دی
 
سلام
همه جور مقایسه دیده بودیم الا مقایسه دانته با جیمز.@-) چند وقت دیگه شاید مقایسه بین سونیک و جیمز رو هم داشته باشیم. :-j
حمیدجان این سه شخصیتی که نام بردی مربوط به بازی Devil May Cry هستند.
به داش گلمون چطوره؟اقا خیلی سایت سنگینه به خدا:d
دادا واقعیت این دویل می کرای رو من میدونم چیه.اما این ادما مثل اینکه واس کتابین به اسم کمدی الهی.حتی مثالهایی از یه چندتا کتاب متاب دیگه هم بود.بعدشم دادا مسعود فکر کنم این مقایسه یه جورایی مربوط به مسیرهایی بوده که این دو نفر رفته بودن.فکر نکنم مقایسه مربوط به خود شونو شخصیتشون باشه.اخه میگم.توضیحات خیلی زیاد بود.شمام حق داری اشتباه متوجه بشی.والاه من خودمم این چیزایی که گفتم تو همون نوشته فهمیدم:d
 
البته دانته و ورجیل و ....و یه جورایی خود DMC از کتاب معروف کمدی الهی برداشت شدن.
Divine Comedy - Wikipedia, the free encyclopedia
کمدی الهی - ویکی‌پدیا

کلا ژاپنیها دزدای(یا محترمانه تر بگم اقتباس گر) هنرمند و ماهریند. :d

اون از SH2 که با فیلم Lost highway یکی بود یه جورایی اینم از این.
 
فکر کنم فهمیده باشم کی این نامه رو برات فرستاده :دی البته اگر اشتباه نکنم :دی
داستان دانته و ورجیل و بئاتریس مربوط به کمدی الهی دانته میشه :دی
احتمالا این دوستمون حسابی طرفِ جیمز بود که اینطوری شخصیت جیمز رو تفسیر کرده پس من به شما پیشنهاد می کنم علاوه بر اینکه این نوشته ها رو می خونی، آخرِ سر با تصورات و افکارِ خودت بسنج و بعد نتیجه گیری کن، جوری که این نظرات بهت تحمیل کننده نباشه :دی
الان مفهوم این نظرات اینه که جیمز تو مسیرش به رستگاری رسید، که به شخصه با اینکه با عدم گناهکاری جیمز موافقم ولی با اینا موافق نیستم، چون جیمز به رستگاری نرسید، دیدنِ زجر و بدبختی مردم نشونش به رستگاری رسیدن نیست! دلیلِ ادغام other world ادی و جیمز و ادی و آنجلا هم به شخصه فکر نمی کنم به تکامل رسیدن اون باشه !!!
----------------------------------

در مورد سوال دومت: برای اینکه کلودیا معتقدِ الان آدما روی زمین دارن زجر می کشن و همه به دنبال یه بهشتی هستند که بتونن با آسایش توش زندگی کنن، کلودیا فکر می کنه اگر خداشون متولد بشه صلح و آرامش به زمین برمیگرده البته به قیمت قربانی کردن خیلی از آدما



دایی جان دقت بفرمایید :دی
منظورِ این دوستمون از دانته، دانته ی بازی Devil May Cry نبود منظورش Dante Alighrie نویسنده ی ایتالیاییِ کتاب کمدی الهی بوده :دی
سلام ابجی.
یا حسین.بابا به خدا من خودم در حدی نیستم که بتونم بحث کنم.من فقط چون خیلی با این بازی حال کردم همه جوره دنبالش بودم که بفهمم چی به چیه.فقطم به این ساینت نمیام که.جاهای دیگم میرم.ولی بیشتر میخوام یاد بگیرم.واقعیتشم والا کسی نخواست تحمیل کنه تحمیل چیه ابجیه من.اصلا لحن این دوستتون اینجوری نبود.اتفاقا برعکس خیلی هم خوب بود.من چون کل متنشو نزاشتم شاید سوتفاهم شده.
خداییش حیف که اطلاعاتم قد نمیده وگرنه خیلی دلم میخواست حداقل از طرف این دوستتون یه دفاعی میکردم.اینجوری فک کنم حقش ضایع میشه.
 
سلام
تمام این مسایل بر‌میگرده به «نظریه‌ی رنج»
.
7.2 توضیحی درباره ی نقص در مفهوم کلی "بهشت" در فرقه*
یک سوال اساسی : ذات و وجود بهشت چیست ؟ چهارمین تابلو از تابلوهای افسانه ی فرقه این جواب رو برای ما به همراه داره: " جایی که مردم فقط به واسطه ی بودن در اون شاد باشند" ، پس بنابراین ، بهشت باید به تمام خواسته های مردم عمل کنه و آرزوهاشون رو تحقق ببخشه... اما این ها چگونه با قدرت دهن میتونه محقق بشه؟ حتی اگر با کمک مراسم و آیین ها فرقه موفق به ساخت این دنیای درون که قادر به جذب همه ی مردم هست ( بهشت ) بشود باز هم این برای اینکه قادر به شاد کردن "همه" باشه کافی هست ؟ این دنیایی که گفته شد از طریق انسان های معمولی به وجود آمده آیا میتونه پاسخگوی نظریات نسبیت و فردیت باشه ؟ دوستان همینطور که شما هم میدونید در بین مردم در نوع درک از خیر و شر ، زیبایی و زشتی و... تفاوت های زیادی وجود داره.
یک نفر میتونه دنیای ایده آل خودش رو دنیایی بدون جنگ ، بدون سن و بدون مرگ به حساب بیاره ، دیگری میتونه خوشی رو توی کابوس و رویا تجربه بکنه ، سومی میتونه آرزوی مرگ ، مکاشفه ونابودی رو داشته باشه و چهارمین نفر ممکنه اصلا علاقه ای به بهشت نداشته باشه و زندگی در همین دنیای عادی رو ترجیح بده.... هیچ چیزی وجود نداره که بتونه همه ی مردم رو باهم شاد کنه ، چون آمال و ارزشهای بشر میتونه متنوع باشه. و اگر هم دنیای ایده آل کسی به صورت بهشت به وجود بیا و آنچنان هم قدرتمند باشه که بتونه روی همه تاثیر داشته باشه باز این مفهوم رو نداره که بتونه آرزوها و آمال همه ی مردم روبرآورده کنه....
تنها راه منطقی برای این موضوع این هستش که این "بهشت " از هزاران دنیای درونی تشکیل بشه که با هم متفاوت هستند ، در این صورت هر کس میتونه در جایی باشه که نمودی از احتیاجات و آرزوهاش هست ، همونطوری که دنیای ایده آلش رو تصویر کرده بود... اما ، اول اینکه بهشت های متفاوت هیچ گاه به دست نمیاد ( چون دنیاها باید دارای انسجام و پیوستگی باشند که اونطور که گفته شد توی این بهشتها ی متفاوت انسجامی وجود نداره) و دوم اینکه ، هنوز معلوم نیست که این دنیاها باعث شادی همه ی افراد میشه یا نه برای مثال این بهشت ها برای ارنست بالدوین** که دنیایی پر از غم و تنهایی رو در خودش داره خوشی رو به همراه نخواهد داشت. با همه ی مواردی که ذکر شد به نظر شما ممکنه که کسی همچنین بهشتی رو نیاز داشته باشه؟
*دوستان توجه داشته باشید که اگر در مورد نقص بهشت صحبت میکنیم ، در مورد بهشتی است که گفته شد توسط انسان خلق شده نه خدا ، و این منکر توانایی خدایی که خیلی ها به اون اعتقاد دارند ، در ساخت بهشت نیست.
**ارنست بالدوین رو در قسمت تحلیل شخصیت ها به طور کامل بررسی خواهیم کرد فقط برای آشنایی شما عرض کنم که بالدوین همون فردی است که در زیر بازی ماریا درsh2 حضور داره ، فردی که از زمانی که دخترش امی بالدوین توی 7 سالگی از پنجره به پایین پرت شد دچار افسردگی شد و قصد داشت تا با آیین هایی که توی فرقه وجود داشت دختر خودش رو زنده کند و هیچ چیز به جز این ، ارنست رو شاد نمیکرد.
.

.
7.3 تفکری در درد کشیدن و شهید دادن
مطابق فرقه ،" خدا " هنگامی نزول خواهد کرد که درد و رنج مردم رو احساس کنه و نیرویی که کسب میکنه در حقیقت نیرویی است که از همین رنج کشیدن مردم به وجود آمده. ( همونطور که قبل هم ذکر شد ، انرژی ذهن از تفکرات و به طور اخص از احساسات منفی به وجود میاد و رشد میکنه) و به این طریق مشخص میشه که بدون درد و رنج بهشتی نمیتونه خلق بشه. این ویژگی مذهب حاکم باعث به وجود آمدن احترام همیشگی برای رنج در فرقه شده و همین تفکر هست که باعث خلق آیین ها و مراسم وحشتناک موجود در sh شده.اصولا افکاری مثل شهادت طلبی ، رنج کشی و رفتار سادیسمی مثل بریدن سر یا بیرون کشیدن قلب از سینه دارای جایگاه و منزلت بخصوصی در مذهب sh هستند و این موضوع میتونه نتیجه ای رو همراه داشته باشه ، اون هم اینکه افراد فرقه به این باور برسند که خدا در حقیقت تجسمی است از درد و رنج ، اما همونطور که ما میدونیم خدا موجودی است که آرزوها و احساسات مردم رو حقیقت میبخشه. بدیهی است که به دو علت برای رنج بردن در فرقه جایگاه به خصوصی وجود دارد ، اول اینکه خدا میتونه در حقیقت زاده ی این احساس باشه چیزی که در طول سری از اون به mother of god تعبیر میشه و دیگری اینکه رنج کشیدن به میزان زیادی به مراسم و آیین های هندوهایی که در سالیان دور در sh ساکن بودند مربوط میشه.
اما با مردمی که نه خود تمایلی به درد کشیدن دارند و نه مایلند که باعث درد کشیدن مردم دیگه بشوند چه باید کرد ؟ اونها از نیروی خداوندی چیزی رو ندارند و هیچ قدمی برای وارد شدن به بهشت بر نمیدارند این مردم چه جوری میتونند لایق رهایی و نجات باشند ؟ در مورد این سوال هم افراد فرقه نظر غالب و یکپارچه ای ندارند بعضی از اونها معتقدند که رهایی برای همه ی موجودات باید اتفاق بیفته ولی بقیه ی افراد این تصور رو دارند که راحتترین راه این هستش که از شر انسان هایی که به وجودشون نیازی نیست و لیاقت رسیدن به بهشت رو ندارند خلاص شد. در فرقه اصطلاحی برای این افراد وجود داره که برای طرفداران بازی آشناست به این افراد در فرقه unnecessary people گفته میشه و به تناوب ما میتونیم این جمله رو از زبان روسای فرقه بشنویم.
با این طرز فکر فرقه شروع به استفاده از درد و رنج ، برای پایان دادن به پروسه ی ساخت بهشت کرد. و از همین زمان بود که کتاب مقدس فرقه مسایل جدیدی رو در خود گنجوند از جمله ی این اضافات میشه به : بیرون کشیدن ده قلب برای نشان دادن بندگی خود نسبت به خدا ، کشتن 21 نفر برای آمدن مادر مقدس و ... اشاره کرد.
فرقه از افرادی مثل آلیسا گیلسپی یا والتر سالیوان برای مجازات افراد مرتد و همچنین ایجاد درد و رنج در دنیا استفاده میکرد. برای استفاده از این گونه افراد فرقه فقط کافی بود که اونها رو به خدا و درد و رنج معتقد میکرد و به وسیله ی اعمال این افراد ، رنج بشر قدرت میگرفت و زمان متولد شدن خدا نزدیک میشد. ( صحبت هایی که قبلا در مورد تاثیر احساسات و ایده های منفی زندانیان بر قدرت شهر شد رو به خاطر بیارید.
.
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or