بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
You lie, silent there before me
Your tears, they mean nothing to me
The wind howling at the window
The love you never gave
I give to you
Really don't deserve it
But now, there's nothing you can do
So sleep, in your only memory of me,
My dearest mother

Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
Goodbye
Goodbye
Goodbye

So insignificant, sleeping dormant deep inside of me,
Are you hiding away, lost, under the sewers?
Maybe flying high, in the clouds?
Perhaps you're happy without me
So many seeds have been sown in the field
And who could sprout up so blessedly,
If I had died, I would have never felt sad at all
You will not hear me say 'I'm sorry'
Where is the light, wonder if it's weeping somewhere?

Here's a lullaby to close your eyes,
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes,
Goodbye

Here's a lullaby to close your eyes,
Goodbye
It was always you I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
Goodbye
Goodbye
Goodbye

Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye

Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
Goodbye
Goodbye
Goodbye
پ.ن:داشتم گوش میکردم آهنگو،گذاشتم بلکه شما هم یه خورده متاثر بشید:-" :دی(یکی از بهترین ترک های سری SH,البته IMO:دی)
 
سلام devil girl عزیز
ابتدا شما نیز نظرت را برای بهترین سایلنت هیل بگو؟؟
دوم اینکه یعنی دالیا این اعتقادات رو تو شهر رواج داد ؟؟

از نظرِ من که بهترین سایلنت هیل شماره سوم :دی اونم فکر می کنم به خاطرِ حسِ شدیدِ همزاد پنداری که با هدر داشتم بود :دی یا شاید هم به خاطرِ اینکه اولین سایلنت هیلی که من شروع کردم شماره سوم بود :دی
شاید بزرگانی هم قبل از دالیا بودن، در مورد رواج اعتقادات فرقه به شخصه اطلاعاتی ندارم
ولی احتمالا دالیا و لئونارد وولف سردسته شون بودن، تا جایی که می دونم این دو نفر یتیم خونه ی خانه ی آرزوها رو می چرخوندن
 
سلام
حالا هری چرا اون چیزو به هذر داده بود اصلا؟
خب هری می‌دونست که جنین خدا تو بطن نوزاد وجود داره. یا حداقل احتمال میداد. پس اون قرص رو به هدر داده بود.

In Silent Hill everything IS possible
حتی غذا خوردن با چشم و قورت دادن جنین!:d/:):d
دقیقاً. و این برمی‌گرده به خلق کننده‌ی شهر.
بازیه خوبیه. از نظر ترس که حسابی قبض روح میشی! البته به پای سایلنت هیل نمیرسه.
ها این روح که الان وگفتی ای یعنی چه؟:-s
دوستان میخواستم بدونم اسم رهبر فرقه کیه؟؟؟؟
بهترین راه اینه که مقاله‌ی اساتید، محمد‌مهدی و اشکان رو بخونید. توضیحات کاملی توش هست.
دوم اینکه یعنی دالیا این اعتقادات رو تو شهر رواج داد ؟؟
رواج اعتقادات بر‌میگرده به خیلی قبل تر از دالیا اما میشه گفت اون بود که حلقه‌ رو کامل کرد.

اختیار داری عزیز...ما هنوز در مقابل اشکان, مسعود, نمسیس,علی... هیچی نیستیم
امیرجان اختیار داری. این رو از طرف خودم میگم ولی مطمئنم دوستان دیگه هم با من هم‌عقیده هستند که شما یکی از بهترین اعضای این تاپیک هستی. جزو ارکان اصلی تاپیک. >:d<
You lie, silent there before me
Your tears, they mean nothing to me
The wind howling at the window
The love you never gave
I give to you
Really don't deserve it
But now, there's nothing you can do
So sleep, in your only memory of me,
My dearest mother

Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
Goodbye
Goodbye
Goodbye

So insignificant, sleeping dormant deep inside of me,
Are you hiding away, lost, under the sewers?
Maybe flying high, in the clouds?
Perhaps you're happy without me
So many seeds have been sown in the field
And who could sprout up so blessedly,
If I had died, I would have never felt sad at all
You will not hear me say 'I'm sorry'
Where is the light, wonder if it's weeping somewhere?

Here's a lullaby to close your eyes,
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes,
Goodbye

Here's a lullaby to close your eyes,
Goodbye
It was always you I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
Goodbye
Goodbye
Goodbye

Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye

Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
It was always you that I despised
I don't feel enough for you to cry, oh well,
Here's a lullaby to close your eyes
Goodbye
Goodbye
Goodbye
Goodbye
پ.ن:داشتم گوش میکردم آهنگو،گذاشتم بلکه شما هم یه خورده متاثر بشید:-" :دی(یکی از بهترین ترک های سری SH,البته IMO:دی)
این تراک شناسنامه‌ی شماره 4 محسوب میشه. مگه میشه به سایلنت هیل فکر کرد و یاد این تراک نیفتاد.
 
به قول اُواکو, استفن کینگ استاد و یکی از پیشگامان وحشت مدرنه.
متاسفانه آثار خیلی کمی از اون به فارسی ترجمه شده...
نمیدونم تا حالا فیلم مسیر سبز رو دیدید یا نه! این فیلم بر اساس رمانی به نویسندگی کینگ ساخته شده.
فوق العادس این فیلم, داستانی عمیق, تاثیر گذار و فلسفی

استفن کینگ ... مسیر سبز ... امیر چرا با احساسات من بازی می‌کنی؟ :crying1: حساب دفعاتی که این فیلم رو دیدم از دستم در رفته. اولین بار این فیلم رو تو سینما 1 دیدم، عاشقش شدم، دانلودش کردم و شب جمعه‌ای نبود که این فیلم رو یه بار تا آخر نبینم :d

خوب دوستان کاربر مدیر تیمارستان :d (ASYLUM MANAGER) میخواد سایلنت هیل داون پور رو بخره به منم بده بازی کنم :d
میخواسم بدونم پورت PS3 بازی خوب هست ؟

آن همه ناز و تنعم که میلاد می‌فرمود عاقبت به خیر و خوشی آخر شد البته دم و همت ما كرد اثر فرجام کار :d

خوب، با نسخه 360 تفاوتی نداره به همان داغونی، فقط 4 گیگ فضای خالی برای نصب میطلبه :d


مسعودجان forbidden siren بازي شاهكار ديگر استاد توياما كيچيرو كه ترسناكتره جوري كه بعضي از بچه ها از شدت ترس نتونستن اين بازي رو ادامه بدن.:d
فقط حيف اين سوني جهانخوار استعدادهاي اين استاد تكرار نشدني در تاريخ گيم و ژانر وحشت رو به هرز داد رفت.:d

b186_steveballmerfacepalm.jpg


:d

یه موضوعِ مضحکی تو سایلنت هیل بود که من همیشه دوست داشتم مطرحش کنم و اینکه
مگه خدا در رحم هدر رشد پیدا نکرده بود، بعد اونوقت هدر با خوردن اون قرص خدا رو از تو معده ش به بیرون بالا اورد ؟!
واقعا وحشتناکترین فول داستانی بود !!!

قبلاً هم راجع به این موضوع بحث کرده بودیم اگر یادتون باشه و قبلاً هم به این نتیجه رسیدیم که سوای بحث منطق سایلنت هیلی که بچه‌ها در موردش صحبت کردند خیلی موارد رو نمیشه به صورت حقیقیش نشون داد!

شاید با اشکان دعوام بشه.:d
جیمز تو تو شماره 2 برای بنده صرفاً وسیله‌ای بوده و هست تا آنجلا و باهاش ملاقات کنم. شخصیتی که تو کل بازی‌های رایانه‌ای و فیلم‌ها و کلاً سرگرمی‌ها برام جذاب‌ترین بوده و هست.
کمتر از یکسال پیش به علی‌آقای شکسته‌دل (که اون روزها اشک سیاه بود:d) قول دادم دلیل علاقه‌ام رو به این شخصیت بگم.
علی‌جان یادت هست؟ من یادم نرفته‌ها;;)

بنده هم یادم نرفته، بالاخره کی آقا مسعود پرده برمیدار از این سر؟ ما همه منتظرانیم به ره، بگو تا بدانیم:d
 
یعنی میلاد هنوز بازی نکرده؟:-o مثیم‌جان شما دیگه چرا؟/:)

مسعود تو دیگه چرا؟ :d تو که میدونی کمرم زیر هزینه های بازی ارجینال خم شده :(

آن همه ناز و تنعم که میلاد می‌فرمود عاقبت به خیر و خوشی آخر شد البته دم و همت ما كرد اثر فرجام کار :d

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!!!(چه ربطی داشت:d) ولی واقعا اثر کرد همتت علی در فرجام کار :)
 
متاسفانه آثار خیلی کمی از اون به فارسی ترجمه شده...
من جمله ی امیر رو یکم تصحیح کنم ، متاسفانه ترجمه های فارسی کتاب های کینگ به خوبی انجام نگرفته و گرنه اکثر کتاب هاش ترجمه شده !
دوستان میخواستم بدونم اسم رهبر فرقه کیه؟؟؟؟
بری پاسخ به ای سوال باید ببینیم که از کی این به اصطلاح فرقه ماهیتی که توی شماره ی یک و بعد از اون داره رو پیدا کرده ، توضیحات کامل و مبسوط این قضیه توی همون تاپیکی که مسعود معرفی کرد و اختصاصا توی مبحث 6 از بخش دوم موجوده ولی اگر بخوام خلاصه براتون بگم میتونیم اولین رهبر فرقه رو جنیفر کارول بنامیم کسی که یکی از پایه گذارهای فرقه بود و مجسمش رو توی پارک رزواتر میتونید ببینید . توی شروع فرقه به خاطر اختلافات بین فرقه و مسیحیت این فرد زنده زنده سوزونده شد . عکسی از اون توی فیلم اول موجوده که ازش به "نخستین سوزاندن " یاد میشه :
4776.jpg

بعد از اون و با تفکیک شدن فرقه به احزاب هر حزب رهبر خودش رو داشت مثل توبی آرچبولت توی حزب زرد یا جیمی استون توی والتیل ولی خب به خاطر گسستگی بیش از حد احزاب هیچ کدوم به رشد فرقه کمکی نکردند این میون نام آشنای سری یعنی دالیا بود که با حضورش توی حزب زرد و نزدیکی سیاستمدارانه ای که با لئونارد توی حزب قرمز داشت پایه هائی رو بنا کرد تا هنگام حضور کلادیا فرقه دوباره به شکوفائی برسه و بتونه کلیسای اونچنانی داشته باشه !
در کل طی ادوار من میتونم برای سه تا رهبر تاثیرگذار در فرقه از جنیفر کارول به عنوان رهبر کلی فرقه ، دالیا رهبر حزب زرد و کلادیا باز هم به نوعی رهبر کل فرقه یاد کنم !
ابتدا شما نیز نظرت را برای بهترین سایلنت هیل بگو؟؟
این موضوع رزرو شده برای نظرسنجی سال نو !
قبلاً هم راجع به این موضوع بحث کرده بودیم اگر یادتون باشه و قبلاً هم به این نتیجه رسیدیم که سوای بحث منطق سایلنت هیلی که بچه‌ها در موردش صحبت کردند خیلی موارد رو نمیشه به صورت حقیقیش نشون داد!
فکر میکنم بهترین جواب برای سوال آتوسا همین حرف علی باشه ، جلوگیری از دردسر ساز شدن !
کمتر از یکسال پیش به علی‌آقای شکسته‌دل (که اون روزها اشک سیاه بود:d) قول دادم دلیل علاقه‌ام رو به این شخصیت بگم.
بنده هم یادم نرفته، بالاخره کی آقا مسعود پرده برمیدار از این سر؟ ما همه منتظرانیم به ره، بگو تا بدانیم:d
بله بله ، بفرمائید مسعود جان چشم انتظاریم
3a0b96bdee008ee9c1e4aee93c020d09.gif


پاینده باشید !
 
سلام
قبلاً هم راجع به این موضوع بحث کرده بودیم اگر یادتون باشه و قبلاً هم به این نتیجه رسیدیم که سوای بحث منطق سایلنت هیلی که بچه‌ها در موردش صحبت کردند خیلی موارد رو نمیشه به صورت حقیقیش نشون داد!
به عبارت دیگر،‌اینا سازندگان بازی بودند، مشاور خانواده که نبودند.
بنده هم یادم نرفته، بالاخره کی آقا مسعود پرده برمیدار از این سر؟ ما همه منتظرانیم به ره، بگو تا بدانیم:d
بله علی‌جان! جونم واست بگه که ...
بله بله ، بفرمائید مسعود جان چشم انتظاریم
3a0b96bdee008ee9c1e4aee93c020d09.gif
:-ss
جونم بی‌خود کرد اصلاً.
چرا منو تو این موقعیت قرار میدید:-s
مسعود تو دیگه چرا؟ :d تو که میدونی کمرم زیر هزینه های بازی ارجینال خم شده :(
مگه سرزمین‌های مرزی رو اورجینال گرفتی؟:d
میلاد
خیلی زبلی! پس واسه همین می‌خوای بری پیش میثم‌خان;)


---------- نوشته در 02:35 AM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 02:29 AM ارسال شده بود ----------

دوستان، مقاله/پست ای میشناسین که این سری رو از دیدگاه روانشناسی بررسی کرده باشه؟

ممنونم.
راستش حدود 1 سال پیش دکتر بهنام (PS1FOREVER) یه سری مطالب در این باره نوشتند که تو همین تاپیک اگه جستجو کنید پیدا میشه. ولی مقاله‌ی کامل و جامعی نداریم.
ایده‌ی خوبیه برای نوشتن یه مقاله مختص اهل فن. البته جسته گریخته مطلبی گوشه‌کنار تاپیک نوشته شده. باز اگه مورد خاصی مد نظرتون هست بفرمایید تا پاسخ داده بشه
 
سلام

به عبارت دیگر،‌اینا سازندگان بازی بودند، مشاور خانواده که نبودند.

بله علی‌جان! جونم واست بگه که ...

:-ss
جونم بی‌خود کرد اصلاً.
چرا منو تو این موقعیت قرار میدید:-s

مگه سرزمین‌های مرزی رو اورجینال گرفتی؟:d
میلاد
خیلی زبلی! پس واسه همین می‌خوای بری پیش میثم‌خان;)


---------- نوشته در 02:35 AM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 02:29 AM ارسال شده بود ----------


راستش حدود 1 سال پیش دکتر بهنام (PS1FOREVER) یه سری مطالب در این باره نوشتند که تو همین تاپیک اگه جستجو کنید پیدا میشه. ولی مقاله‌ی کامل و جامعی نداریم.
ایده‌ی خوبیه برای نوشتن یه مقاله مختص اهل فن. البته جسته گریخته مطلبی گوشه‌کنار تاپیک نوشته شده. باز اگه مورد خاصی مد نظرتون هست بفرمایید تا پاسخ داده بشه

ممنون. ماشالله تاپیک زیر صد صفحه نیست بشه همش رو خوند، یادمه منم قدیما توش پست میزدم!

باز اگه پست های خاصی مدنظرتون باشه بگید بخونم ممنون میشم. از دیدگاه روانشانسی میخوام چند سری بازی رو بررسی کنم برای یه کلاسی که یکیش و احتمالا بهترینش همین Silent Hill هستش و گفتم بهترین جا همین تاپیکه برای این سوال.

خیلی هم نمیخوام اطلاعاتش به detail باشه، میخوام در حد 3.5 ساعت حرف، مطلب درست کنم. باز اگه بیشتر شد هم ایرادی نداره. ولی لب مطلب این سری فک کنم تو همون 3 ساعت جا بشه.

ممنون.
 
سلام
ممنون. ماشالله تاپیک زیر صد صفحه نیست بشه همش رو خوند، یادمه منم قدیما توش پست میزدم!
بله میدونم. آخرین پست‌تون هم نزدیک یک سال پیش بوده.
#3657
باز اگه پست های خاصی مدنظرتون باشه بگید بخونم ممنون میشم. از دیدگاه روانشانسی میخوام چند سری بازی رو بررسی کنم برای یه کلاسی که یکیش و احتمالا بهترینش همین Silent Hill هستش و گفتم بهترین جا همین تاپیکه برای این سوال.

خیلی هم نمیخوام اطلاعاتش به detail باشه، میخوام در حد 3.5 ساعت حرف، مطلب درست کنم. باز اگه بیشتر شد هم ایرادی نداره. ولی لب مطلب این سری فک کنم تو همون 3 ساعت جا بشه.

ممنون.
فردا می‌گردم اگه تونستم لینک‌هاش رو برات همین‌جا قرار میدم.
بنده تو زمینه روانشناسی هیچ اطلاعات آکادمیک ندارم ولی اگه چیزی پیدا نشد می‌تونی سوالاتی طرح کنی که با جواب‌شون بشه کمک کنیم.
 
آخرین ویرایش:
دوستان، مقاله/پست ای میشناسین که این سری رو از دیدگاه روانشناسی بررسی کرده باشه؟
ارادتمندیم آیدین خان !
عرضم به حضورت اوایل تاپیک محمد مهدی رو اگر نگاه بندازی یه سری مطلب در مورد بحث روانشناسی بازی مثل ضمیر ناخودآگاه و تراکم و قدرت ذهن موجوده ولی نمیدونم منظورت همین باشه یا نه حجم مطالب هم اونقدر که شما میخوای نیست ، غیر اینصورت مثل مسعود من هم نظرم این هست که جنبه هائی که مد نظرت هست رو مطرح کنی تا بتونیم کمک کنیم بهت !
بطور جداگانه بعید میدونم مقاله ای از این باب بازی رو بررسی کرده باشه !
پاینده باشی !
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or