بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    62

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: 25 سپتامبر 2025
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,614
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 181
آخرین ویرایش:
نه به نظرم ارتباطي ندارن اساس داستان سايلنت هيل ريشه در عقايد ومذاهب و فلسفه باستاني ژاپني ها داره و مرجعش همين هست ولي ميتونه ارتباط غيرمستقيمي با اين داستان ها داشته باشه فقط در همين حد به نظرم داستان جيمز و اتللو شباهتي بهم ندارن همچنيين آليس و سايلنت هيل 3 هم به نظرم هيچ شباهتي ندارن.

كاملا مخالفم هري به هيچ وجه پايينتر از جيمز و هدر نيستش وهري حتي در رتبه بالاتري هم قرا ميگيره ...
هري شخصيت پردازي خاص ومنحصر به فرد خودش رو داره وقابل قياس با هيچ كاراكتري تو سري نيست.
پست اولی که نقل قول کردی رو انصافا از کودوم صفحه کش رفتی؟ :d واسه حالا که نیست، فک کنم واسه دوره آرک ازوییک هست:d
و اما در مورد مطلب دومت:
ایول داش رضا، بالاخره یکی پیدا شد که با من فلک زده هم نظر باشه:d:d
 
درود بر همه

خداییش زور داره در مقابل بعضی کاراکترای محبوب به اسم حمایت از SH هم که باشه به هنری رای داد.8-|

بسیار هم زیبا :d اول تصمیم راسخ گرفته بودم که به RyuHayabusa رأی بدم ولی غیرت سایلنت هیلیم اجازه نداد :d

این هنری دلخسته کمی کمیتش لنگه :d فی واقع کج‌ترین گزینه برای نمایندگیه سریه :d به هر حال پرچم باید بیاد بالا، تحت هر شرایطی و به قول لیان مرحوم: loyalty to the end

احتمالاً بعد از Cloud Strife و RyuHayabusa شانسی برای پیروزی داشته باشه.

فکر نمیکردم روزی برسه که بین 4 نسخه ی اول اساسی فرق بذاریم و توهین کنیم!

صد در صد توهین به مقدسات نبود! مزاحی بود با چاشنیه حقیقت. هنری در برابر کرکترهای دیگه سری، شخصیت پردازیه ضعیف تری داره حتی از نظر من ضعیف تر از Eddie Dombrowski هست، قبلاً راجع به هنری نظرم رو گفتم.

چیزی نگم بهتره!

پس خواهشاً چیزی نگید که احساس خوبی داشته باشیم. ممنونم.


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب نتیجه گرفتیم ارتباطی بین اریک و جاسپر وجود نداره! :d

در مورد اشعاری که امیر بهشون اشاره کرد، نمیتونیم بی تفاوت بگذریم، به نظرم این اشعار توصیف کننده شخصیت‌هایی هستند که در اون قسمت می‌بینیم ولی اینکه این شخصیت‌ها چه ارتباطی با داستان دارند وابسته به طرز تفکر مخاطبه.
 
آخرین ویرایش:
پست اولی که نقل قول کردی رو انصافا از کودوم صفحه کش رفتی؟ :d واسه حالا که نیست، فک کنم واسه دوره آرک ازوییک هست:d
و اما در مورد مطلب دومت:
ایول داش رضا، بالاخره یکی پیدا شد که با من فلک زده هم نظر باشه:d:d
مال همين 2 صفحه پيش بود...:d
خوب هري يكي از بهترين شخصيت پردازي هارو تو سري داشت كه مخاطب كاملا ميتونست باهاش ارتباط برقرار كنه و اين شخصيت پردازي اينقدر استادانه بود كه حتي يك نوع حس همزاد پنداري رو در وجود مخاطب ايجاد ميكرد...
شايد خيلي هامون از اون صحنه اي كه هري ليسا رو پس زد و در رو به روي ليسا بست ناراحت شده باشيم و به هري خرده گرفته باشيم اما شده پيش خودمون فكر كنيم كه چرا هري اين كارو انجام داد؟!!!
اين كارش از سرخودخواهي بود كه زنده بمونه؟نه... فقط وفقط براي اينكه بتونه به هدفش برسه اين كارو انجام داد واما هدفش چي بود پيدا كردن دخترش شريل...
پدري كه حاضر شد براي پيدا كردن دخترش از تمامي حوادث مهيب و هولناكي كه در محيط پيرامونش در حال اتفاق افتادن بود عبور كند ,از گشتن اتاق به اتاق مدرسه گرفته تا كليسا و بيمارستان, مسلما تن به همچين تله اي نميداد و آغوش فريبنده و اغوا كننده و مرگ آور ليسا رو قبول نميكرد و به خاطر عشق دروغين ليسا تن به همچين ذلتي نميداد هر چند كه دل هري براي ليسا سوخت وموقعي كه در رو به روش بست با آه سوزناكي گفت ليسا...!!!
هري از اول بازي هدفش اين بود كه تنها كسيرو كه تو زندگيش داشت يعني دخترشرو پيدا كنه ودر اين راه حاضر بود كه صدها بار جونش رو فدا كنه تا به هدفش برسه...
هري فقط وفقط به شريل فكر ميكرد نه خودش, حتي زماني كه پايان بد بازيرو دريافت ميكنيم وشريل ميميره هري از سرجاش تكون نميخوره و زير رگبارهايه آتش ميميره وجون خودشرو نجات نميده چون بدون شريل ديگه زندگي براش معنايي پيدا نميكنه واقعا همچنين شخصيت مصمم و پايدار و فداكاريرو رو ما در سري سايلنت هيل نداشتيم كه تا پاي جان دست از آرمان هاي خودش برنداره و اين شخصت پردازي هري هيچوقت از ذهن بازيكنان پاك نخواهد شد.
 
درود بر همه



بسیار هم زیبا :d اول تصمیم راسخ گرفته بودم که به RyuHayabusa رأی بدم ولی غیرت سایلنت هیلیم اجازه نداد :d

این هنری دلخسته کمی کمیتش لنگه :d فی واقع کج‌ترین گزینه برای نمایندگیه سریه :d به هر حال پرچم باید بیاد بالا، تحت هر شرایطی و به قول لیان مرحوم: loyalty to the end

احتمالاً بعد از Cloud Strife و RyuHayabusa شانسی برای پیروزی داشته باشه.
فکر نمیکردم روزی برسه که بین 4 نسخه ی اول اساسی فرق بذاریم و توهین کنیم!

صد در صد توهین به مقدسات نبود! مزاحی بود با چاشنیه حقیقت. هنری در برابر کرکترهای دیگه سری، شخصیت پردازیه ضعیف تری داره حتی از نظر من ضعیف تر از Eddie Dombrowski هست، قبلاً راجع به هنری نظرم رو گفتم.
چیزی نگم بهتره!
 
آخرین ویرایش:
نه به نظرم ارتباطي ندارن اساس داستان سايلنت هيل ريشه در عقايد و مذاهب و فلسفه باستاني ژاپني ها داره و مرجعش همين هست ولي ميتونه ارتباط غيرمستقيمي با اين داستان ها داشته باشه فقط در همين حد...
بعدش هدر قبل از اينكه از آسانسور به پايين بره با اين موجودات و هيولاها روبه رو ميشه كه ساخته ذهن خودش هم هست خودت كه بهتر از من ميدوني اينارو..:d
به نظرم داستان جيمز و اتللو شباهتي بهم ندارن همچنيين آليس و سايلنت هيل 3 هم به نظرم هيچ شباهتي ندارن.
رضا خب این حرف یعنی چه اصلاََ؟!!!/:)
مگه من گفتم هدر موجوداتی رو میبینه که ساخته ذهن آلیس هستند؟:d
خوده سازنده ها اومدن گفتن ما از این کتاب ها الهام گرفتیم برای نوشتن داستان بعد شما اومدی میگی اساس داستان سایلنت هیل ریشه در عقايد و مذاهب و فلسفه باستاني ژاپني ها داره؟!!
نکنه این که جیمز زنش رو میکشه ریشه در مذهب ژاپنی ها داره؟ یا اینکه کارکترها توی دنیایی دیگر گم میشند ریشه در مذهب ژاپنی ها داره؟
همین که اتلو میاد زنش رو میکشه و بعدش پشیمون میشه کافی هست که بگیم داستان SH2 هم مقداری از داستان اتللو الهام گرفته!
توی سایلنت هیل 1, 2, 3 پر از آیتم هایی هست که به این کتاب ها و این جور داستان ها اشاره داره!!!
از این کتاب ها برای نوشتن داستان بازی الهام گرفته شده و توی بازی کلی آیتم وجود داره که به این موضوع اشاره میکنه!
خواهشاََ رضا جون همین جوری نگو هیچ شباهتی ندارند!!!8-|
در ضمن من یادم نمیاد گفته باشم اساس داستان سایلنت هیل بر پایه این کتاب ها نوشته شده!!!
گفتم یه جورایی به هم شبیه هستند!! شاید نویسنده نیم نگاهی به این داستان ها هم داشته!
==================================================
این اطلاعاتی که اینجا میذارم توی کتاب LM نوشته شده, کتاب LM رو هم خود سازنده ها منتشر کردند پس مو لای درزش نمیره!!!:d
سری بازی سایلنت هیل مرجعی از نوشته های ادبی بسیار در قالب شکل کلی راه حل معماها می باشد.
هرچند این مراجع محدود به اشاره به راه حل معماها در بازی نمی باشند. موضوع و دیدی که در داستان این کتاب ها نسبت
به دنیا وجود دارد دارای مفهموم بسیاری است و در ساخت بازی نیز از آنها الهام گرفته شده است. نگاهی دوباره به این
موضوعات اصلی، تاییدی است بر پر معنایی مشتمل در سری بازی سایلنت هیل.
داستان کتاب های آلیس و جادوگر شهر اُز در مورد دخترانی می باشند که هر کدام از آنها در “دنیایی دیگر” گم میشوند که محتوای مشابهی با داستان بازی که در آن شرل و هری در “دنیایی دیگر” گم میشوند دارد.
در ضمن توی کتاب LM جدولی گذاشته شده که لیست کتابهایی که سایلنت هیل از روی اونها الهام گرفته نوشته شده!!
توی این لیست نام کتاب های شکسپر, آلیس در سرزمین عجایب, جادوگر شهر اُز, سیندرلا, مامان غازه و....نوشته شده.
میبنی خودشون هم گفتن که برای ساخت بازی از این جور کتاب ها الهام گرفتند!!!
در ضمن سایلنت هیل هیچ وقت اساس داستانش عقايد و مذاهب و فلسفه باستاني ژاپني ها نبوده!
همین مذهب رایج در شهر سایلنت هیل:
بازیسازان و نویسنده ی داستان منبع اصلی این مذهب رو از مذهب از بین رفته ی موجود در آمریکای لاتین قرض گرفته اند.
فکر کنم همین مذهب شهر سایلنت هیل یکی از اصلی ترین قسمت های داستان بازی باشه!
حرف من اینه که داستان سایلنت هیل فقط از ژاپن الهام نگرفته و هیچ وقت هم نمیشه گفت اساس داستان بر پایه رسوم و عقاید ژاپنی هاست!;;)
======================================================================
در مورد اشعاری که امیر بهشون اشاره کرد، نمیتونیم بی تفاوت بگذریم، به نظرم این اشعار توصیف کننده شخصیت‌هایی هستند که در اون قسمت می‌بینیم ولی اینکه این شخصیت‌ها چه ارتباطی با داستان دارند وابسته به طرز تفکر مخاطبه.
حالا علی یه نکته دیگه!
وقتی که بری کنار جسد شماره 7 (استنلی) صدای استنلی (یا شخص دیگه ای؟) رو میشنوی که آروم اسم هدر رو صدا میزنه ولی خب استنلی که مُرده, پس چجوریه که صداش میاد؟
همونجور که خودت میدونی توی سایلنت هیل افکار افراد (اونهایی که مُردند یا در حال حاضر توی اون مکان نیستند) به صورت یادداشت در میاد, ممکنه که این افکار به صورت صدا هم در بیاد؟!!
 
آخرین ویرایش:
ببخشید من دیر به جلسه رسیدم:
چرا هری؟ از نظر شخصیت پردازی جیمز و هدر در رتبه ی بالاتری نسبت به هری قرار گرفتن
اینجا مهم نیست کی شخصیت پردازی داره! مهم اینه کی میتونه جلوی اینا دووم بیاره! اون جیمز که کلا از نظر ذهنی و روانی و فکری داغونه و اصلا نمیشه روش حساب کرد
از اونور هری هم تا بخواد با اون پای لنگش بدوه که دوری گروه 1000 شده.
میمونه هنری که نه میترسه و نه بد میدوه و نه فکرش داغونه و نه ...........! کلا مشکلی نداره تو زندگیش!:>

---------- نوشته در 11:24 AM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 11:08 AM ارسال شده بود ----------

یه چیزی بگم حالتون جا بیاد:
پچی که قبلا برای SH HD Collection روی PS3 اومده بود، برای Xbox 360 کنسل شده:lol:

Silent Hill HD Collection Xbox 360 patch canned | VG247
 
میمونه هنری که نه میترسه و نه بد میدوه و نه فکرش داغونه و نه ...........! کلا مشکلی نداره تو زندگیش!:>
هنری مشکلی نداره؟!!!! خدایا توبَه!!!
اگه هنری مشکل نداره حتما من مشکل دارم :دی هنری از تو یه سوراخ تو دستشویش هی میره این دنیا اون دنیا ! بعد تو خونه روحها و اجنه باهاش حرف می زنن ! روحه جوزف از دیوار خونه می زنه بیرون، هنری ککش نمیگزه اون وقت میگی مشکل نداره ! :ِ ماشااللاه ":دی
 
هنری مشکلی نداره؟!!!! خدایا توبَه!!!
اگه هنری مشکل نداره حتما من مشکل دارم :دی هنری از تو یه سوراخ تو دستشویش هی میره این دنیا اون دنیا ! بعد تو خونه روحها و اجنه باهاش حرف می زنن ! روحه جوزف از دیوار خونه می زنه بیرون، هنری ککش نمیگزه اون وقت میگی مشکل نداره ! :ِ ماشااللاه ":دی
خب همینه دیگه. یه نفر باشه که اصلا به این چیزا اهمیت نده و بتونه با بقیه افراد توی گروه رقابابت کنه. اگر جیمز باشه که همون دست اول تحت تاثیر ذهن معیوب و احساس گناهش نفله میشه
 
خب همینه دیگه. یه نفر باشه که اصلا به این چیزا اهمیت نده و بتونه با بقیه افراد توی گروه رقابابت کنه. اگر جیمز باشه که همون دست اول تحت تاثیر ذهن معیوب و احساس گناهش نفله میشه
حالا جیمز به کنار، من به فرض شما را مثال می زنم
هر چند این بحث قبلا هم انجام شده اما ، به فرض شما از خواب پاشی و متوجه شدی که یه سوارخ تو دیوار دستشوییت هست و تو خونه یه صداهایی میاد و در هم قفل و زنجیر شده می دونی 80 درصد آدما در این مواقع چیکار میکنن، محکم به در و دیوار می کوبن و می خوان یه راه منطقی برای خروج پیدا کنن ، وحشت زده میشن و مدام به اطرافشون نگاه می کنن
20 درصد آدما یه گوشه می شینن ، گریه می کنن یا داد و فریاد می زنن و منتظر اینن که یکی بیاد نجاتشون بده
10 درصد شوکه میشن !
هنری جز کدوم دسته بود ؟!
 
آخرین ویرایش:
حالا جیمز به کنار، من به فرض شما را مثال می زنم
هر چند این بحث قبلا هم انجام شده اما ، به فرض شما از خواب پاشی و متوجه شدی که یه سوارخ تو دیوار دستشوییت هست و تو خونه یه صداهایی میاد و در هم قفل و زنجیر شده می دونی 80 درصد آدما در این مواقع چیکار میکنن، محکم به در و دیوار می کوبن و می خوان یه راه منطقی برای خروج پیدا کنن ، وحشت زده میشن و مدام به اطرافشون نگاه می کنن
20 درصد آدما یه گوشه می شینن ، گریه می کنن یا داد و فریاد می زنن و منتظر اینن که یکی بیاد نجاتشون بده
20 درصد شوکه میشن !
هنری جز کدوم دسته بود ؟!
اولا اینا شدن 120 درصد!;;)
دوما منو مثال میزنی بعدش میگی هنری جز کدوم دسته شون بود؟/:)
خب بذار بگم:
اینایی که گفتی همشون جز اون 80 درصد حساب میشن.
اون 20 درصد که هنری هم جزوشون هست، به ماورا طبیعیه اعتقادی ندارن (نمونش خودت:|) و سعی میکنن تنها راه ممکن رو برن یعنی همون سوراخ رو. خودم رو بخوای هم شاید شوکه شدن یه چیز غریزی باشه اما از دل و جون میرم توی اون حفره توی دیوار تا ببینم به کجا میرسم.

پ.ن: هر چی دلتون میخواد در موردم فکر کنین! خل و چل و دیوونه و روانی و ..............
:d
 
من ماوراطبیعی رو ممکنه فعلا اعتقاد نداشته باشم اما همیشه به خودت هم گفتم اگه با چشم خودم ببینم بی شک ایمان می آرم :دی
اگه از دیوار اتاق من روح می زد بیرون واینمیسم با خودم به به چه جالب یه روح داره میاد بیرون، هر جور شده، در میرم، جیغ می زنم، عرق می ریزم :دی
فکر کنم این طبیعی باشه دیگه !! به هر حال طبیعی که نیست خودت میگی ماورای طبیعی :دی
 
من ماوراطبیعی رو ممکنه فعلا اعتقاد نداشته باشم اما همیشه به خودت هم گفتم اگه با چشم خودم ببینم بی شک ایمان می آرم :دی
اگه از دیوار اتاق من روح می زد بیرون واینمیسم با خودم به به چه جالب یه روح داره میاد بیرون، هر جور شده، در میرم، جیغ می زنم، عرق می ریزم :دی
فکر کنم این طبیعی باشه دیگه !! به هر حال طبیعی که نیست خودت میگی ماورای طبیعی :دی
خب پس تو جزو همون 80 درصدی. من که عاشق ماوراطبیعیه! اگر ببینم خودم میرم به پیشوازشون!>:d<
از کجا معلوم شاید با والتر شعبه دوم SH 4 رو زدیم!>:d<
 
در این مورد تا موقعیتش برای آدم پیش نیاد آدم نمیدونه چه تصمیمی میگیره ، شاید الان فکر کنی که صد در صد خواهی رفت به دل خطر ولی موقش که برسه انواع و اقسام ذهنیات رو آدم تاثیر میگذاره برعکسش هم هست شاید الان فکرش رو هم نکنی ولی موقش اون واقعه یک جوری مجذوبت کنه که دست و پات دیگه از اختیار خودش خارج بشه و ناخودآگاه بخوای تا ته داستان رو بری !
 
ببخشید مگه هنری چیش از اونا کمتره؟! چلاقه؟ که نیست!:d اما درکل اگه هنری رو نمیذاشتن باید هری رو میذاشتن؛ نه هدر، نه جیمز و نه والتر!

واای امروز وقتی هنری رو توی نظرسنجی دیدم واقعا از خود بی خود شدم!! واای باورم نمیشد...بهترین شخصیت من...همه چیز من!!:d هنری یه شخصیت بیچیده داره(دقیقا مثل خود بازی) که کمتر کسی میتونه درکش کنه و باهاش ارتباط برقرار کنه
 
این جور که از نظرات تاپیک مسابقه معلومه هیشکی برا هنری شانسی قایل نیست و حتی بهش فکرم نمی کنن.
چه حالی میده یهو بیاد بالا و شوکه بشن:)

و تو خونه یه صداهایی میاد و در هم قفل و زنجیر شده می دونی 80 درصد آدما در این مواقع چیکار میکنن، محکم به در و دیوار می کوبن و می خوان یه راه منطقی برای خروج پیدا کنن ، وحشت زده میشن و مدام به اطرافشون نگاه می کنن
20 درصد آدما یه گوشه می شینن ، گریه می کنن یا داد و فریاد می زنن و منتظر اینن که یکی بیاد نجاتشون بده
10 درصد شوکه میشن !
هنری جز کدوم دسته بود ؟!

یه حالت خیلی کمیابم وجود داره که توش شخص کلا مشکل روانی داره و دایم تو زندگی عادیشم سر و صداهایی که وجود خارجی ندارن میشنوه و توهمم می زنه.تو اون حالته که خیلی تحت تاثیر قرار نمی گیره.:d
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or