بحث و تبادل نظر در مورد سری Silent Hill (خلاصه داستان در پست اول)

علاقه دارید کدام نسخه از سری بازی سایلنت هیل ریمیک بشود؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    53

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
shf_banner.png

در ژاپن دهه ۱۹۶۰، نوجوانی به نام شیمیزو هیناکو در شهر کوچک و دورافتاده ابیسوگااوکا زندگی می‌کند، شهری که در گذرگاهی کوهستانی پنهان شده است. زندگی او چیزی جز روزمرگی‌های یک نوجوان معمولی نیست و روزهایش بدون اتفاقی ویژه سپری می‌شود.
تا آنکه مهی غلیظ بر ابیسوگااوکا فرومی‌نشیند و همه آنچه هیناکو می‌شناسد، در هم فرو می‌پاشد. خانه‌ای که زمانی برایش آشنا بود، حال به مکانی پر از تهدیدی ناشناخته تبدیل شده، خیابان‌های شهر خالی از سکنه‌اند، و آنچه در دل این مه می‌خزد، چیزی جز وحشتی ناملموس نیست.
اکنون، هیناکو باید از میان مسیرهای پیچ‌درپیچ ابیسوگااوکا عبور کند، معماها را حل کرده و برای زنده ماندن بجنگد. تلاشی برای رسیدن به تصمیمی که گریز از آن ممکن نیست. تلاشی برای پایان دادن به چیزی که باید نابود شود.
آیا او زیبایی و ظرافت را برمی‌گزیند؟ یا مسیرش او را به ورطه جنون و وحشت خواهد کشاند؟
داستانی از تصمیم‌هایی ناممکن، از زیبایی در دل وحشت، و وحشتی که از زیبایی زاده می‌شود.
======
شخصیت ها
Shimizu Hinako (شیمیزو هیناکو)
shimizu_hinako-.png
شخصیت اصلی بازی.
دختری نوجوان که زیر فشار انتظارات دوستان، خانواده و جامعه گرفتار شده است. او در کودکی شاد و پرانرژی بود، اما با گذر زمان به فردی آرام و محتاط‌تر تبدیل شده و اکنون به‌ندرت لبخند می‌زند.
======​
  1. نویسنده این اثر ریوکیشی۰۷ است، نویسنده‌ی نام‌آشنای رمان‌های تصویری ژاپنی که آثارش اغلب بر محور معماهای قتل، وحشت روان‌شناختی و عناصر فراطبیعی می‌چرخند.
  2. Kera طراحی موجودات و شخصیت‌های بازی را بر عهده داشته است.
  3. محل وقوع داستان، شهر خیالی ابیسوگااوکا (Ebisugaoka)، برگرفته از مکانی واقعی به نام کانایاما (Kanayama) در شهر گرو، واقع در استان گیفو (Gifu) است.
  4. دنیای دیگر در این بازی با نام معبد تاریک (Dark Shrine) شناخته می‌شود.
  5. موسیقی متن بازی توسط تیمی متشکل از دو آهنگساز ساخته شده است. موسیقی دنیای مه‌آلود (Fog World) توسط آکیرا یامائوکا، آهنگساز قدیمی این مجموعه، ساخته شده است، در حالی که کنسوکه ایناگه، کهنه‌کار صنعت موسیقی، مسئول موسیقی دنیای دیگر (Otherworld) است. علاوه بر این، آهنگسازان dai و xaki، که در دیگر آثار ریوکیشی۰۷ نیز نقش داشته‌اند، در برخی صحنه‌های خاص همکاری کرده‌اند.
  6. Silent Hill f نخستین بازی در این مجموعه است که در ژاپن رتبه‌بندی CERO:Z (مخصوص افراد ۱۸ سال به بالا) را دریافت کرده است.
=======
Staff Comments
ریوکیشی۰۷ - نویسنده‌ داستان:
«تا به امروز، هنوز احساسی را که هنگام نخستین مواجهه‌ام با جو خفقان‌آور و سرکوبگر سایلنت هیل داشتم، به خاطر می‌آورم. این حس همچنان مرا عمیقاً تسخیر کرده و به‌شدت مجذوبم می‌کند. افتخار بزرگی است که در مجموعه‌ای دخیل باشم که این‌همه خاطره از آن دارم. من تمام تلاش و توانم را در این داستان به کار گرفته‌ام، آن‌قدر که حتی اگر این آخرین چیزی باشد که می‌نویسم، برایم اهمیتی ندارد. برای من، مجموعه‌ی سایلنت هیل تنها یک مجموعه‌ی داستانی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است—راهی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده برای کاوش و تجربه‌ی قلب و ذهن انسان. امیدوارم که بازیکنان نیز بتوانند آن را به همین شکل درک و تحسین کنند. و به تمامی دوستانمان در آن سوی مرزها، امیدوارم از تجربه‌ی سایلنت هیل در فضایی متفاوت، جایی همچون ژاپن، لذت ببرید.»

Kera - طراح موجودات و شخصیت‌ها:
«من عاشق مجموعه سایلنت هیل هستم و این سری تأثیر بزرگی بر من داشته است. به‌ویژه، همیشه سایلنت هیل ۲ را به خاطر می‌آورم—پیام‌های روی دیوارها، موسیقی، و طراحی هیولاها. بنابراین، وقتی نوبت به سایلنت هیل f رسید و قرار شد فضای بازی را به ژاپن منتقل کنیم، باید چیزی خلق می‌کردیم که اندکی متفاوت به نظر برسد، و من واقعاً باید درباره‌ی چگونگی انتقال آن احساس فکر می‌کردم. طراحی هیولاها سخت‌ترین بخش کار بود. من باید همه‌ی آنچه پیش‌تر در سایلنت هیل آمده بود را در نظر می‌گرفتم و راهی می‌یافتم تا این بازی را به مسیری متفاوت ببرم، بدون اینکه جوهره‌ی سایلنت هیل را از دست بدهد. شاید این بار با همان مناظر خون‌آلود و زنگ‌زده روبه‌رو نباشید، اما صمیمانه امیدوارم از دیدگاه ما و جهانی که خلق کرده‌ایم، لذت ببرید.»

=======​
توسعه‌دهنده: NeoBards Entertainment
ناشر: Konami Digital Entertainment
کارگردان: Al Yang
تهیه‌کننده: Motoi Okamoto
نویسنده: Ryukishi07
طراح: kera
تاریخ انتشار: TBA (مشخص نیست)
پلتفرم‌ها: PC. PS5. Xbox Series X/S
سیستم مورد نیاز:
system.jpg

wire.png

نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)
مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
Silent Hill: Homecoming Plot
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
داستان (Silent Hill: Orphan)
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور
سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
 

Attachments

  • sh1.png
    sh1.png
    56.3 KB · مشاهده: 3,612
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 173
آخرین ویرایش:
واقعا جالبه. همه ادعای فرهنگ و ادب دارن.
بدم میاد از این دعواهای الکی. خود کونامی با این گندی که به سایلنت هیل زده نشون داده تعصبی به این بازی نداره بعد بچه های ما اینطوری.
بابا واللا بللا ما اینجا با کسی دعوا نداریم ولی وقتی کسی خودش طوری رفتار میکنه که انگاری شمشیر رو از رو بسته و برای دعوا اومده چاره ی دیگه ای نیست ! بشمارید ببینید چند بار از این اتفاقات افتاده تو این صد و خرده ای صفحه ! مطمئنا کمتر از انگشت های یه دست !
در مورد کونامی هم که گفتی ما چیکار به کونامی داریم ، این بازی دیگه الان جزئی از زندگی منه ، ربطی هم به این که کونامی چیکار کرد نداره ! وقتی 90% خاطرات گیمری من این بازی هست میشه مگه روش حساس نباشم !

یه نظریه یوفویی: شاید پدر آلسا خود هری باشه. هر چند سال به چند سال یه سر میاد شهر بچه قدیمی رو با یه دونه نو عوض می‌کنه میره. (مثل خدمات گارانتی)
:))=)):))=)) یعنی ترکیدم از خنده !
منظورت این عکسه ؟
خودشه شهام جان !
 
منظورت این عکسه ؟
008e.jpg
سلام. اونایی که سایلنت هیل شاترد مموریز رو بازی کردن میدونن که در این سایلنت هیل گفته شده شوهر دالیا هری میسون هستش; در آخرای بازی هم توی قایق وقتی هری با دالیا (دالیای جوان) رابطه برقرار میکنه، وقتی از خواب بیدار میشه دالیا رو میبینه که پیر شده و به دالیای سایلنت هیل 1 تبدیل شده. دوستان عکس بزرگتر از این قسمت از بازی رو ندارید تا بتونیم بهتر چک کنیم؟
 
برای نوشتن یک سناریو وهم انگیز مثل سایلنت هیل ، گروه نویسنده فقط با ارجاعات قبلی در داستان تازه سعی مینکنه یک رابطه منطقی برقرار و مخاطب رو به این مهم هدایت کنه که ( همه این ماجراها به هم مربوطن)
برای رزیدنت هم همینطوره و کلاک تاور و فیتال فریم.
این مجموعه ها از قبل برنامه ریزی نمیشن ،بلکه از المانهای شاخص داستان مرجع ، الگوی رابط برداشت میشه تا داستان زنجیره وار به نظر برسه.
 
برای نوشتن یک سناریو وهم انگیز مثل سایلنت هیل ، گروه نویسنده فقط با ارجاعات قبلی در داستان تازه سعی مینکنه یک رابطه منطقی برقرار و مخاطب رو به این مهم هدایت کنه که ( همه این ماجراها به هم مربوطن)
برای رزیدنت هم همینطوره و کلاک تاور و فیتال فریم.
این مجموعه ها از قبل برنامه ریزی نمیشن ،بلکه از المانهای شاخص داستان مرجع ، الگوی رابط برداشت میشه تا داستان زنجیره وار به نظر برسه.
حالا یعنی شما میخوای بگی از قبل هیچ برنامه ریزی برای این موضوع نداشتن ؟ یا شاید هم یه برنامه ای داشتن و با عوض شدن تیم سازنده، برای اینکه گندش در نیاد یه جوری ربطش دادن و میخواستن این داستان هری میسون به طور کامل تموم بشه. آخه توانایی ادامه دادنش رو نداشتن. واسه همین تمام سایلنت هیل ها رو گذاشتن کنار و میخوان با این سایلنت هیل جدید (Silent Hill Downpour) که فکر میکنم از هوم کامینگ و شاترد مموریز افتضاحتر بشه، یه داستان کاملا جدید رو با یه گیم پلی تمام اکشن و افتضاح بدن بیرون و مسیر و داستان سایلنت هیل رو به طور کامل عوض کنن (که البته فکر نمیکنم دیگه کسی طرفدار سایلنت هیل بمونه). راستی کسی خبر نداره آهنگساز، تولید کننده، کارگردان و ... این بازی سایلنت هیل Downpour کیه ؟
 
آخرین ویرایش:
حالا یعنی شما میخوای بگی از قبل هیچ برنامه ریزی برای این موضوع نداشتن ؟ یا شاید هم یه برنامه ای داشتن و با عوض شدن تیم سازنده، برای اینکه گندش در نیاد یه جوری ربطش دادن و میخواستن این داستان هری میسون به طور کامل تموم بشه. آخه توانایی ادامه دادنش رو نداشتن. واسه همین تمام سایلنت هیل ها رو گذاشتن کنار و میخوان با این سایلنت هیل جدید (Silent Hill Downpour) که فکر میکنم از هوم کامینگ و شاترد مموریز افتضاحتر بشه، یه داستان کاملا جدید رو با یه گیم پلی تمام اکشن و افتضاح بدن بیرون و مسیر و داستان سایلنت هیل رو به طور کامل عوض کنن (که البته فکر نمیکنم دیگه کسی طرفدار سایلنت هیل بمونه). راستی کسی خبر نداره آهنگساز، تولید کننده، کارگردان و ... این بازی سایلنت هیل Downpour کیه ؟
فکر کنم اسمش گروه سازنده اش vatra باشه.اهنگ هاشم از اون یک تریلری که دیدم خیلی سرتر از hc است و یک چیزی در حد Sh4 هست.حالا امیدوارم داستانش خوب باشه ولی بعید میدونم.
 
فکر کنم اسمش گروه سازنده اش vatra باشه.اهنگ هاشم از اون یک تریلری که دیدم خیلی سرتر از hc است و یک چیزی در حد Sh4 هست.حالا امیدوارم داستانش خوب باشه ولی بعید میدونم.
ممنون از جوابتون. همین چند دقیقه پیش تریلرش رو گرفتم. بازی که خیلی جالب به نظر میرسه. اسپین آف کونامی هم همونطور که گفتید Vatra هستش که یه شرکت ایتالیایی هست. آهنگساز بازی هم عزیز دلم Akira Yamaoka هستش:d. همونطور که گفتن سبک و گیم پلی بازی و ... مثل سایلنت هیل 1 و 2 و 3 و4 هست. فکر میکنم این بازی بتونه گندی که تو هوم کامینگ و شاترد مموریز زدن رو جبران کنه. (البته هوم کامینگ اونقدرها هم بد نبود ولی شاترد مموریز فاجعه بود):-s
 
بعد از تموم کردن SH2 یه شبهه خیلی مهمی برام باقی مونده، در مورد شهر سایلنت هیل گفته شده بود که یه شهر توریستی بوده و بعد از رویدادهای وحشتناکی تبدیل به یه شهر متروکه شده، اگه SH متروکس پس هیچ کسی توش رفت و آمد نداره، در نتیجه این شهر خالی از سکنس، وقتی جیمز به شهر میاد با هیولاهایی مواجه میشه، این هیولاها در واقع صورتی از گناهان این شخصن(جیمز)، در حالی که گفته شده که این هیولاها در واقع انسان هایی عادین(حالا کاری به این ندارم که اعضای فرقن یا مردم معمولی) که جیمز اونا رو به این شکل میبینه!!!!! حالا سوال من اینجاست=> اگه شهر سایلنت هیل متروکس پس چطور ممکنه که این هیولاهایی که جیمز میبینه انسانهایی معمولی باشن!؟ شهر متروکه یعنی شهری کاملا خالی از سکنه در حالی که هیولاهایی که جیمز میبینه و باهاشون مبارزه میکنه هم تعدادشون زیاده و هم همه جای بازی هستن!؟ پس در واقع سایلنت هیل شهر متروکه ای نیست که هیچ کلی آدم هم توش زندگی میکنن!!!!!


آنچه که در بالا گفتم در واقع شامل 3 نظریه میشه که بشدت در تناقض با همدیگه هستن:

1. هیولاهایی که جیمز میبینه صورتی از گناهانش هستن که هیچکس به جز خود جیمز قادر به دیدنشون نیست و وجود خارجی ندارن، شهر سایلنت هیل وجود خارجی داره ولی آنچه که به سر جیمز میاد یه کابوسه و وجود فیزیکی ندارد

2. هیولاهایی که جیمز میبینه در واقع انسان هایی عادین که جیمز اونا رو به شکل هیولا میبینه(که این نظریه بشدت در تناقض با متروکه بودن سایلنت هیله)، سایلنت هیل شهری واقعی است و تمام حوادثی که درش روی میده هم واقعین(یعنی در سرنوشت کرکتر داستان نقش دارن)

3. هیولاهایی که جیمز میبینه صورتی از گناهانش هستن و ساخته و پرداخته ذهن جیمزن و اصلا وجود خارجی ندارن، سایلنت هیل یه کابوسه و نه خود شهر سایلنت هیل و نه هیچکدوم از وقایعی که به سر جیمز میان حقیقت ندارن و تنها یک رویا هستن(انگار که جیمز به کما فرو رفته)=> بر اساس یکی از پایان های بد SH1 این نظریه کاملا درسته ، تو اون پایان اینطوری نشون داده میشه که کل داستان و حوادث SH1(حتی خود شهر سایلنت هیل) یه رویا بیش نیست(منظورم اون پایانیه که هری رو همونطور که در اول بازی در حالی تصادف کرده و در حال خونریزیه و به کما فرو رفته رو مجددا نشون میده)


خودم شخصا با نظریه سوم موافقم و معتقدم که کلا این سری بازی یه کابوسه و پایان های مختلف هم بیانگر نتایج مختلف این کابوسه که فقط درون این کابوس قابل روئیته................
 
سلام
اگه شهر سایلنت هیل متروکس پس چطور ممکنه که این هیولاهایی که جیمز میبینه انسانهایی معمولی باشن!؟
خب به تناقض خوبی اشاره کردی. اما همونطور که دوستان قبلاً اشاره کردند،نکته اینجاست که اصولاً‌ مرز بین واقعیت و غیر توی شهر معلوم نیست. ضمناً همه هیولاً‌ هم الزاماً‌ مربوط به خود شخصیت اصلی نمی‌شن. توی شماره اول اکثر هیولاها نمادهایی از عذاب‌های آلسا بودند. سگ‌ها،‌ حشره‌ها، کوتوله‌ها و غیره. من معتقدم همه هیولا ها کریه و وحشتناک نیستن.اونها برای شخصیت اصلی توی شهر هستن تا اون رو در قبال تخصصشون به چالش بکشند. از دید من ماریا و لورا هم برای جیمز هیولا محسوب میشن.
هیچ انسان عادی نیست که بتونه ادعا کنه از هیچ چیزی ترس نداره. خود من به شدت از تنهایی و گیر افتادن توی محلی ناشناخته می‌ترسم. شاید دلیل اصلی این که به شدت با سایلنت هیل ارتباط برقرار کردم همین ترس باشه. خیلی مسائل دیگه باعث ترس من میشه که شبی نیست که کابوسش رو نبینم. همین ترس‌ها ممکنه توی شهر (که مثل آینه می‌مونه) جلوی چشم افراد مجسم بشن.ترس افراد مختلف با هم فرق داره پس دنیای درون اونها هم با هم فرق داره. بیماران اوتیست و نظریه دنیای موازی رو میشه علت و معلول همین تفاوت دنیا دونست.
ولی باز هم هدف توی سایلنت هین این نیست که واقیعت‌ها رو از غیر اون جدا کنیم. هدف چیز دیگه‌ای هستش.
دوستان یه پیشنهاد؛
بدون هیچ ترسی، ترس‌ها تون رو بگید و خودتون بگید به نظر خودتون تجسم ترستون چه شکلیه؟
 
بعد از تموم کردن SH2 یه شبهه خیلی مهمی برام باقی مونده، در مورد شهر سایلنت هیل گفته شده بود که یه شهر توریستی بوده و بعد از رویدادهای وحشتناکی تبدیل به یه شهر متروکه شده، اگه SH متروکس پس هیچ کسی توش رفت و آمد نداره، در نتیجه این شهر خالی از سکنس، وقتی جیمز به شهر میاد با هیولاهایی مواجه میشه، این هیولاها در واقع صورتی از گناهان این شخصن(جیمز)، در حالی که گفته شده که این هیولاها در واقع انسان هایی عادین(حالا کاری به این ندارم که اعضای فرقن یا مردم معمولی) که جیمز اونا رو به این شکل میبینه!!!!! حالا سوال من اینجاست=> اگه شهر سایلنت هیل متروکس پس چطور ممکنه که این هیولاهایی که جیمز میبینه انسانهایی معمولی باشن!؟ شهر متروکه یعنی شهری کاملا خالی از سکنه در حالی که هیولاهایی که جیمز میبینه و باهاشون مبارزه میکنه هم تعدادشون زیاده و هم همه جای بازی هستن!؟ پس در واقع سایلنت هیل شهر متروکه ای نیست که هیچ کلی آدم هم توش زندگی میکنن!!!!!


آنچه که در بالا گفتم در واقع شامل 3 نظریه میشه که بشدت در تناقض با همدیگه هستن:

1. هیولاهایی که جیمز میبینه صورتی از گناهانش هستن که هیچکس به جز خود جیمز قادر به دیدنشون نیست و وجود خارجی ندارن، شهر سایلنت هیل وجود خارجی داره ولی آنچه که به سر جیمز میاد یه کابوسه و وجود فیزیکی ندارد

2. هیولاهایی که جیمز میبینه در واقع انسان هایی عادین که جیمز اونا رو به شکل هیولا میبینه(که این نظریه بشدت در تناقض با متروکه بودن سایلنت هیله)، سایلنت هیل شهری واقعی است و تمام حوادثی که درش روی میده هم واقعین(یعنی در سرنوشت کرکتر داستان نقش دارن)

3. هیولاهایی که جیمز میبینه صورتی از گناهانش هستن و ساخته و پرداخته ذهن جیمزن و اصلا وجود خارجی ندارن، سایلنت هیل یه کابوسه و نه خود شهر سایلنت هیل و نه هیچکدوم از وقایعی که به سر جیمز میان حقیقت ندارن و تنها یک رویا هستن(انگار که جیمز به کما فرو رفته)=> بر اساس یکی از پایان های بد SH1 این نظریه کاملا درسته ، تو اون پایان اینطوری نشون داده میشه که کل داستان و حوادث SH1(حتی خود شهر سایلنت هیل) یه رویا بیش نیست(منظورم اون پایانیه که هری رو همونطور که در اول بازی در حالی تصادف کرده و در حال خونریزیه و به کما فرو رفته رو مجددا نشون میده)


خودم شخصا با نظریه سوم موافقم و معتقدم که کلا این سری بازی یه کابوسه و پایان های مختلف هم بیانگر نتایج مختلف این کابوسه که فقط درون این کابوس قابل روئیته................
به نکته ی خوبی اشاره کردی و در سایلنت هیل 4 هم به نکته ای اشاره کرده که جواب شماست. در سایلنت هیل 4 وقتی به ساعت نگاه میکنی میبینی که ساعت ایستاده. بزار اینطوری بگم : در شهر های دیگه و کشور های دیگه مردم به انجام کارهای روزمره خودشون مشغولن و هیچ چیز غیر عادی نیست، ولی در شهر سایلنت هیل ساعت ایستاده یعنی هر چی داره اتفاق میفته انگار نمیفته (در یک لحظه) و فقط برای کسی اتفاق میفته که سایلنت هیل اونو فراخونده تا به خاطر گناهاش عذاب ببینه یا به دلایل دیگه ای شهر اونو فرا خونده. و وقتی از شهر میاد بیرون به زندگیش ادامه میده. مطمین نیستم نظریه م درست باشه، اگه اشتباهه لطفا بگید
 
به به میبینم که این دم دمای آخری خوب جون گرفته تاپیک!
سلام. اونایی که سایلنت هیل شاترد مموریز رو بازی کردن میدونن که در این سایلنت هیل گفته شده شوهر دالیا هری میسون هستش; در آخرای بازی هم توی قایق وقتی هری با دالیا (دالیای جوان) رابطه برقرار میکنه، وقتی از خواب بیدار میشه دالیا رو میبینه که پیر شده و به دالیای سایلنت هیل 1 تبدیل شده
سلام دوست من !
شمایی که از یوزرت بر میاد اهل سری باشی باید بدونی که واقعا داستان هایی که تو این شماره از بازی بیان میشه به هیچ عنوان قابل استناد نیستند ! ما نمیتونیم چون حالا کونامی دلش خواسته گند بزنه به سری چشممون رو روی تمام چیزهایی که خوندیم و دیدیم ببندیم و بگیم اِِِِِ چه جالب خب قضیه هری هم حل شد !
اشکان نخند قضیه داره جدی میشه!:-o
خیلی معذرت میخوام مسعود جان ولی چیزی که تو shattered بیان شده نه تنها برای من ارزش سندیت نداره بلکه به اندازه piece of shiit هم بهش اعتنا نمیکنم و مانع خنده ام نمیشه !
برای نوشتن یک سناریو وهم انگیز مثل سایلنت هیل ، گروه نویسنده فقط با ارجاعات قبلی در داستان تازه سعی مینکنه یک رابطه منطقی برقرار و مخاطب رو به این مهم هدایت کنه که ( همه این ماجراها به هم مربوطن)
برای رزیدنت هم همینطوره و کلاک تاور و فیتال فریم.
این مجموعه ها از قبل برنامه ریزی نمیشن ،بلکه از المانهای شاخص داستان مرجع ، الگوی رابط برداشت میشه تا داستان زنجیره وار به نظر برسه.
ببینید این موضوع به طور کلی درسته ! ولی داستان شماره ی دوم سری میشه گفت به طور کلی هیچ ربطی به شماره ی اول نداشت ! ولی با همه ی ین بی ربطی میشه گفت انسجام داشت با شماره ی اول !
از شماره ی سوم چیزی که شما گفتید میتونه صادق باشه اما وقتی باز هم این انسجام حفظ میشه فکر نمیکنم واقعا برای کسی اهمیت داشته باشه که این فکر از کی به ذهن TS افتاده !گو اینکه وجود چیزی مثل LM حتی صخت چیزی رو که گفتید زیر سوال میبره ولی باز هم میگم تا زمانی که این فکرهای از قبل شکل نگرفته ایجاد تضاد نکنه فکر نمیکنم خیلی بهش ایرادی وارد باشه!
یا شاید هم یه برنامه ای داشتن و با عوض شدن تیم سازنده، برای اینکه گندش در نیاد یه جوری ربطش دادن و میخواستن این داستان هری میسون به طور کامل تموم بشه. آخه توانایی ادامه دادنش رو نداشتن
به طور قطع این احتمال بیشتر برای نسخه ی خاطرات شکسته وجود داره ! به قول شما تیم سازنده ی جدید خواسته رفع تکلیف کنه !
بازی که خیلی جالب به نظر میرسه. اسپین آف کونامی هم همونطور که گفتید Vatra هستش که یه شرکت ایتالیایی هست. آهنگساز بازی هم عزیز دلم Akira Yamaoka هستش:d
واقعا اون تریلری که ابتدا از بازی منتشر شد دلچسب بود ! ولی هر چی جلوتر میریم و عکس های تازه بازی رو میبینیم به این نتیجه میرسیم که امید sh در شان نام سری با گروه های جدید خیلی پایینه !
در ضمن آهنگساز بازی هم آکیرا نیست و یه نفر دیگه که یادم نیست نامش رو ولی با آکیرا همکاری داشته آهنگسازی بازی رو بر عهده داره که انصافا تو تریلر پارسال آهنگش بسیار بسیار خوب و در خور بازی بود !
میخوان با این سایلنت هیل جدید (Silent Hill Downpour) که فکر میکنم از هوم کامینگ و شاترد مموریز افتضاحتر بشه،
همونطور که گفتن سبک و گیم پلی بازی و ... مثل سایلنت هیل 1 و 2 و 3 و4 هست. فکر میکنم این بازی بتونه گندی که تو هوم کامینگ و شاترد مموریز زدن رو جبران کنه.
:-?:-/:-":d
بعد از تموم کردن SH2 یه شبهه خیلی مهمی برام باقی مونده، در مورد شهر سایلنت هیل گفته شده بود که یه شهر توریستی بوده و بعد از رویدادهای وحشتناکی تبدیل به یه شهر متروکه شده، اگه SH متروکس پس هیچ کسی توش رفت و آمد نداره، در نتیجه این شهر خالی از سکنس، وقتی جیمز به شهر میاد با هیولاهایی مواجه میشه، این هیولاها در واقع صورتی از گناهان این شخصن(جیمز)، در حالی که گفته شده که این هیولاها در واقع انسان هایی عادین(حالا کاری به این ندارم که اعضای فرقن یا مردم معمولی) که جیمز اونا رو به این شکل میبینه!!!!! حالا سوال من اینجاست=> اگه شهر سایلنت هیل متروکس پس چطور ممکنه که این هیولاهایی که جیمز میبینه انسانهایی معمولی باشن!؟ شهر متروکه یعنی شهری کاملا خالی از سکنه در حالی که هیولاهایی که جیمز میبینه و باهاشون مبارزه میکنه هم تعدادشون زیاده و هم همه جای بازی هستن!؟ پس در واقع سایلنت هیل شهر متروکه ای نیست که هیچ کلی آدم هم توش زندگی میکنن!!!!!
شما به یه نکته ی خیلی مهم توجه نمیکنه دوست من ! شما فیلم بازی رو اگر دیده باشی واقعا شهر به نظرت متروکه میاد ولی خالی از سکنه نیست !
این چیزی که شما در مورد شهر میشنوی یک قیاس هست با زمانی که شهر برای خودش بر و بیایی داشته بالاخره ما میدونیم که دالیا و پیروان فرقه تو شهر زندگی میکنند و گرنه وجود کلیسا در زمان کلادیا و یا پولهایی که وینسنت از پیروان گرفته با خالی از سکنه بودن شهر جور در نمیاد ! این شهر درسته متروکه شده و دیگه اون شهر توریستی قبل از فرقه نیست ولی اینطور هم نیست که پرنده توش پر نزنه !

بدون هیچ ترسی، ترس‌ها تون رو بگید و خودتون بگید به نظر خودتون تجسم ترستون چه شکلیه؟
اوه اوه اوه! اصلا حرفش رو نزن ! یعنی داغون داغونم از این لحاظ موندم شهر بخواد برای من هیولا بسازه یه چی میشه تاریخی ! ولی خب شرمنده به زبان نمیاد یا بهتر یگم ترجیح میدم به زبانش نیارم !:d

پ.ن: میگما جالب نیست که عضوای جدید فرم تازگیا اول یه سر میان اینجا ؟
پاینده باشید !
 
خوب طی کنفرانس کونامی اعلام شد که Downpour یه 2-3 ماهی تاخیر خورده و همچنین Sh Collection به صورت HD تایید شد! این کالکشن شامل نسخه دوم و سوم بازی هست. همچنین پلتفرم هاش هم مشخص نشده و اینکه چه ویژگی های جدیدی خواهد داشت!

در پناه حق
 


پاسخ خود را بنویسید ...

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or