Origami 2008
عضو تحریریه
این لینک رو قبلا خوندم. لینک مصاحبهی مسیح زاده رو هم شما مطالعه کنید تا متوجه ابهامات بشید...
فقط امیدوارم عدالت به درستی اجرا بشه
دو تا متن را مطالعه کردم و بدین نتیجه رسیدم که به عرض شما می رسانم؛ هر دو روایت متفاوتی را بیان می کنند و با اتکا به دو روایت مذکور (یکی شرح واقعه از دید وکیل فرهادی و دیگری مصاحبه بغض شکننده خانم مسیح زاده)، نه من و نه شما می توانیم حق صریح را اعلام کنیم و عدالت را تشخیص دهیم. مگر این که تشخیص حق از روی مدافع کارهای فرهادی یا مخالف کارهای فرهادی صورت گیرد. به قطع، روایت منتشر یافته خانم مسیح زاده، یک شبه اصغر فرهادی را به خاک نمی مالد و نامزدی نزدیک به اسکار را از وی سلب نمی کند. پیش از بررسی روایت خانم مسیح زاده، ذکر کنم که فردی که از او مصاحبه می کند، پوریا ذولفقاری است، مخالف فرهادی پس از فیلم جدایی. تعریف واحد و مشخصی هم از فیلم های بعد از جدایی و به خصوص قهرمان در لفافه وی دیده نشده است. با حضور ذولفقاری در مقام پرسشگر، کاملا مشخص است که مسیر گفت و گو به کجا ختم می شود. مسیح زاده هم مانند فرهادی تصدیق می کند که ایده های بیان شده سر کلاس فرهادی، برگرفته از روزنامه و گزارشات هفتگی بوده است. از کجا معلوم که ایده خانم مسیح زاده هم از روزنامه نبوده است؟ اگر ایده برگرفته از روزنامه بوده، پس در مسئله ایده یابی، حق مسلم به مسیح زاده نیست. حالا تعریف دوخطی آن ایده در قالب مستند می تواند به شکل دیگر و در قالب یک اثر سینمایی به شکل دیگر در بیاید. آیا مستند خانم مسیح زاده گام به گام کپی شده طرح فرهادی است؟ آیا شخصیتی که رضایت نمی دهد هم در طرح مسیح زاده هم بوده است؟ اگر نبوده، پس به طور مستقیم چنین پرونده «سرقت ادبی» آن قدر بزرگ نیست و در سینمای هالیوود بارها این مورد رخ داده است؛ مثال بسیار سطحی که پیش از زدن مثالی که شما مدنظرتان است، شباهت طرح یا تعریف دو خطی سریال Breaking Bad با Weeds است. هیچ یک بر دیگری اعتراض نکردند و با صلاحدید AMC، شبکه اطمینان کامل به وینس گیلیگان برای تولید سریال بریکینگ بد را صادر کرد.
اما مثالی که شما در ذهن دارید که غلظتش از قهرمان بیشتر است و قضیه مربوط به زمانی است که حتی تلفن هم به زور در تمامی کشورها استفاده می شده است!! در سال 1946، دو انیمیشن کوتاه Cat Concerto و Rhapsody Rabbit که هر دو در مورد تقابل پیانیست با موش خفته در پیانو است، ساخته می شود. موسیقی همان موسیقی است و درگیری ها هم همان و پایان هم به پیروزی موش ختم می شود. هر دو کارتون در همان سال نامزد اسکار می شوند ولی Cat Concerto اسکار را می برد (چون به عقیده داوران جنگ موش و گربه واقعی تر از جنگ خرگوش و موش!). جنگ و جدل جهت استفاده زودهنگام از طرح بین برادران وارنر و MGM شکل می گیرد، جنگی که تا سالیان دراز همچنان وجود داشته است. نمی دانند که این طرح چگونه به دست شرکت سازنده رسیده است. واسطه کی بوده؟ آیا پای جاسوس در میان بوده؟ همچنان مشخص نیست. چنین جنگی را هم سر Bugs Life و Antz هم بوده است.
دکلمه ای از بت سازی را آورده اید؛ قرار نیست از فرهادی کسی بت بسازد. فیلم قهرمانش خوب است و دو فیلمش قبلی است از دید من خسته کننده، پر حفره و بد (فروشنده و همه می دانند). پس سینماتوگرافی فرهادی 100 درصد روزی منبع الهام کارهای من نخواهد شد! داغ دل مخالفان این چند ماه اخیر فرهادی از یک جای دیگر است نه این و این وسیله ای است نزدیک اسکار جهت خراب کردن موقعیت او. مسئله سیاسی است که انتظار داشتند فرهادی در همان لحظه اکران فیلم قهرمان در جشنواره کن، خبر پرالتهاب درون کشور را بشنود، پرده سینما را فورا پایین بکشد و نمایش فیلمش را در حرکتی شبه ژان لوک گدار متوقف کند. فرهادی چنین کاری را نکرد. فرهادی را یک فیلمساز با دغدغه سیاسی می پنداشتند ولی در اشتباه بوده اند، فرهادی هرگز دغدغه سیاسی نداشته است؛ دغدغه سیاسی در درباره الی دیده می شود؟ دغدغه سیاسی در جدایی یا فروشنده؟ هیچ یک. خلق و خویمان اکنون در اکثر جامعه طوری شده است که آدم هایی که قبلا دوستشان داشتیم را اکنون دوست نداریم. همین آدم هایی که از بردن فروشنده در این تاپیک تبریک گفتند (بدون نگاه به سطح کیفی فیلم و مخالفتش با عقدنامه ترامپ)، در صورت بردن دوباره اسکار، چنین کاری را در اینجا و جاهای دیگر نخواهند کرد، بالعکس غوغایی ضد فرهادی ایجاد می کنند.
آخرین ویرایش: