نه دیگه احسان نشد!
خوب اولش تو کوه بود، بعدش هم باید میفتاد توی Underworld اما دیگه لازم نبود ان زنجیر رو بیارن وسط و هی بالا پاینش کنن!
میتونستن یه چیز ردیف کنن که مثلا کریتوس برای اینکه بره دوباره بالای کوه باید فلانکس رو توی فلان جا پیدا کنه و ... . کلا تویهمچین داستانی میشه هر کاری که دوست داشتی بکنی!
ببین الان من یه مشکل دیگم با GoW3 کشتن خدایان هست! توی GoW طوری داستان پرداخت میشه که اصلا کشتن یک خدا امکان پذیر نیست و فقط در صورتی میشه این کار رو کرد که بری پندورا باکس رو پیدا کنی که پیدا کردن ان هم کار حضرت فیل هست و .... یعنی من وقتی GoW رو بازی میکردم واقعا این احساس رو داشتم که دارم یک کار ناممکن رو ممکن میکنم و این نکته هم کریتوس رو قدرتمند و مصمم تر نشون میداد اما توی GoW3 مثل بزغاله خداهارو میکشی!
بازی خودش چیزی رو که توی بازی اصلی گفته رو نقض میکنه و مثل آبخوردن همه خداها رو سلاخی میکنی! الان مثلا هرا چجوری با یک گلو فشار دادن مرد؟ مگه خدا میمیره؟ یا هرمس؟
شاید پایان GoW2 باعث شده بود که آغاز GoW3 حتما یه چیز مشخص باشه اما ادامه ان به هیچ وجه کلاسه بندی نشده بود! مثلا اگه من نویسنده داستان GoW3 بودم میومدم کریتوس و زیوس رو باهم درگیر میکردم و بعد میگفتم مثلا کریتوس اشتباه میکرده و باید یکار دیگه بکنه و کلا داستان رو به یک سمت دیگه میبردم تا دستم برای ایحاد نوآوری و گریز زدن باز باشه! البته منظورم از اینی که گفتم این بود که میومدم افق های جدید رو توی داستان باز میکردم. هیچ لزومی نداشت داستان حتما با نسل کشی خدایان تموم بشه و برای اینکه این داستان درهم و آشفته رو جمعش کنی بیای دوباره آتینا رو با ظاهری جدید برگردونی که اصلا قابل توجیح نیست و ...
حالا باز این ها ایرادات بخش داستانی هست که فکر میکنم حتی کیوان هم بهش معترف هست. اما مشکلی که من میگم GoW3 داره اینه که سه شماره هست داریم یه چیز رو بازی میکنیم! فقط و فقط مراحل عوض شدن وگرنه تجربه همه ما از GoW یک چیز ثابت بوده! برای همین هم بهش میگم GoW1.3!