چون بازی نکردی نمیتونم بهت توضیح بدم مشکلم چیه

FFVIIR به عنوان یه Action RPG بازی خوبیه. JRPG که اصلا نیست، المان های RPG درش بسیار سطحیه و تعمدانه بازی به سمت راحت شدن رفته، محتوا هم برای یه بازی اکشن خوبه، نه برای یه نقش آفرینی. خیلی کوتاهه، محیط بازی بسیار کوچیکه، اولش گفتن میدگار کامل قابل دسترسیه و میشه به همه جاش سرک کشید که یه دروغ بزرگه. اصلا میدگار رو کامل نساختن. شما فقط میتونی به یه سری از سکتورها و اسلام ها بری که اونا هم کامل متشکل از یه سری راهرورهای باریک و درازن و انقدر همه چیز خطی و کوچیکه، عملا چیزی به اسم اکسپلور تو بازی وجود نداره. حتا برای یه بازی Action RPG هم این لول دیزاین منسوخه. ماموریت های جانبی هم به معنای واقعی کلمه وقت تلف کردنن و فقط به شکل احمقانه از این سر مپ پستت میکنن اون سر مپ که یعنی باید همون مسیرهای خطی راهرو شکل رو بری و بیای.
یعنی به صورت کلی در قیاس با FF های دیگه یا حتا ضعیف ترین JRPG های این نسل، مثل Star Ocean Integrity and Faithlessness هم کوتاه، کوچیک و بسیار بی محتواست. نه یه لوکیشن بزرگی که توش بچرخی، نه محیط هایی که توش بتونی فارم کنی، یعنی فقط شاید توی این مسیرهای خطی و باریک یکی دوتا جونور تکراری ظاهر بشن، در غیر این موارد اصلا جایی که یه محیط معمولی ببینی با دشمن ها و اکسپلور وجود نداره. و در نتیجه دشمن های خاص، مبارزات سخت و جالب، آیتم های کم یاب، اسلحه های درست حسابی همشون سرش گرده. تو همه بازی های JRPG و بخصوص خود FF ها اول اینکه محیط ها بزرگن، میشه توش چرخید، مبارزه کرد، آیتم و اسلحه خوب گیر آورد، دشمن های جدید رو زد و بعد از پایان داستان میشه گفت بازی تازه شروع میشه و حالا باید بری فارم کنی لولت رو ببری بالا که بتونی خیلی از دشمن های بازی رو بزنی که تو FFVIIR خبری از هیچ کدوم نیست. روی هم رفته بازی به شکل یه Action محض به شدت خطی طراحی شده، بدون هیچ آزادی عملی یا عمق نقش آفرینی. این بخش اوله کاره که فاتحه بازی رو به عنوان یه FF یا JRPG میخونه.
اما مشکل بزرگ بعدیش ریبوت کردن داستانه و از همین اول کار میاد بهت میگه داستان دیگه قرار نیست مثل بازی اورجینال بره جلو و یکی از این تغییرات بزرگ رو هم نشون میده. این تغییرات انقدر بدن که اساس داستان و شخصیت پردازی رو میبرن زیر سوال. من به جرات میتونم بگم از این به بعد دیگه شخصیت پردازی و رابطه بین شخصیت ها معنا سابق رو نخواهند داشت و میشه یه چیز آبکی. حالا باز بازی کن خودت بیشتر متوجه میشی چی میگم. من تا قبل رسیدن به انتهای بازی انقدر نظرم منفی نبود. بیشتر شاکی بودم چرا انقدر بازی رو خطی و محدود ساختن و یه چیز مسخره و کوتاهه که به زور آب بستن وفیلر از توش 30 ساعت گیم پلی در آوردن، اما بعد دیدن پایان مشکلم باهاش ریشه ای شده. در این حد که قطعا دیگه اپیزودهای بعدی رو بازی نمیکنم. تصمیم گرفتم اینم فراموش کنم، ولش کردم حتی پلتش نمیکنم، و میخوام فرض کنم اصلا وجود نداره. به قول خود کیتاسه یه سری از خاطرات بهتره همون خاطره باقی بمونن. منم ترجیح میدم FFVII برام همون چیزی باقی بمونه که تو ذهنمه و این ریمیک کذایی به خاطراتم تجاوز نکنه.