با تشکر از .Amirone برای کارهای گرافیکی زیبای پست اول
لطفاً هر اطلاعاتی راجع به بازی که باعث لو رفتن محتویات بازی میشه (داستان، گیم پلی و..) رو داخل تگ اسپویل قرار بدید، در غیر اینصورت با کاربر خاطی برخورد خاهد شد.
ببین FF12 خود داستان اصلی و سفر قهرمانهاش برای من خیلی جذاب نبود ولی در عوض دنیاش لور به شدت غنی داشتش. شاید پرملات ترین لور در بین همه FFها برا 12 باشه اونم چون دنیاش با چندتا بازی دیگه از جمله FF Tactics مشترک بود.
در مورد گیم پلی اتفاقا خیلی سرعت بازی زیاد بود که. آره اگه میخواستی گرنید کنی زمان بر بود ولی برا تموم کردن داستان لازم نبود اینکار رو کنی در عوض هانت ها و ساید کوئستها پدر در میاورد در کل FF12 با توجه به آزادی بسیار زیادی که در گیم پلی( کرکتر دولوپمنت و سیستم گمبیت) و جهان بازیش داشت، بنظرم یکی از بهترین FFها بود و اتفاقا نزدیکی خیلی بیشتری به سری کلاسیک مخصوصا FF6 داره از این نظر و واقعا FF عالیی هستش.
فک کنم هنوز خیلی ها به ته داستان نرسیدن نمیدونن چی قرار گیرشون بیاد فعلا زیاد فحش نمیبینیم اینور اونور
بازی به grind زیاد احتیاج داره وگرنه در طول بازی به مشکل برمیخوری
من خودم gambit رو خیلی دوست داشتم ولی همونطور که میدونی وقتی gambit فعال باشه بازی خودش بازی رو انجام میده و شما فقط نظاره گر هستی
خب همونطور که گفتم تو بازی باید خیلی grind کنی و مثلا باید سه ساعت فقط راه بری سمت دشمنان تا کشته بشن و level up بشی و lp بگیری و در طول این مدت شما فقط نظاره گر نمایشگر هستی و واقعا حوصله سر بر هستش
همونطور که گفتم بازی هم خیلی طولانیه (نزدیکای 100 ساعت فقط به خاطر main story)
داستان بازی هم همونطوری که گفتی جذاب نیست و من کاری به لور بازی ندارم واسه من شخصیت پردازی مهمه
In 2003, Final Fantasy changed forever. The core, numbered entries in Square Enix’s beloved RPG series had never seen a direct sequel – but then there was Final Fantasy 10-2. Only the second sequel in the entire franchise history (a FF anime got a direct sequel in 1994), the continuing adventures of Yuna marked a major sea change for the series. It was the first true sequel, in the west it was the first Final Fantasy game to be released by the newly merged Square Enix, and it was the first Final Fantasy to establish a narrative connection between two Final Fantasy universes.
You see, Final Fantasy 7 and Final Fantasy 10 apparently take place in the same universe. In FF7 Remake, it’s all to do with this little photo found in the background of one area of the game
The connection goes back further than that, however. Like we said, it goes way back to 2003.
“So there is this young boy called Shinra who appears in Final Fantasy 10-2 and as you would expect from that name, there are fan theories that he might be connected to the Shinra Company from Final Fantasy 7,” said developer Yoshinori Kitase in a making-of video on the FF10 titles. Kitase can be considered something of an authority on the subject; he directed the original FF7 and acted as producer on FF10, its sequel and FF7 Remake.
“The scenario writer Mr. Nojima has not made any official pronouncements about it. But as a kind of “secret history”, he thought that Shinra from X-2 might grow up and his descendants several generations later possibly go on to found the Shinra company.”
Final Fantasy 10-2 leans into this idea. One scene has Shinra poring over data of the Farplane, the place where the spirits of the dead end up in FF10’s lore. “With a little work, we could probably extract the energy in usable form,” he comments, before noting that doing so would “take generations.” In an on-the-nose reply, heroine Yuna suggests that “One day we could build a city full of light – one that never sleeps! Just imagine!” Hello, Mako Energy and Midgar.
In the lore-filled Final Fantasy 10 Ultimania books, FF10 and FF7 writer Kazushige Nojima goes into further detail, suggesting that the events of FF7 are thousands of years later and even on a different planet after Shinra’s descendants develop a way to travel from Spira, their world, to Gaia, FF7’s. The time distance set it up nicely as a non-critical lore detail, with the narrative time distance between the games such that a more detailed connection is unnecessary. It’s a Zelda timeline level connection.
Despite this, the concept would be hinted at further in later Final Fantasy 7 series developments. Sequel movie Final Fantasy 7: Advent Children has beloved airship pilot Cid behind the wheel of a new vehicle, the Shera. Background information shared in Advent Children and 2006’s Dirge of Cerberus suggest the Shera’s engine or even possibly the ship itself wasn’t built, but was found, an ancient relic of a lost civilization powered by technology the people of FF7’s world don’t understand. The Shera, named for Cid’s wife, does indeed look a lot like an airship from the world FF10.
That brings us to Final Fantasy 7 Remake. In a later chapter of the game the characters find themselves in Shinra Headquarters, the monolithic office at the heart of Midgar. As part of your visit you’re forced through a Shinra museum of sorts, paraded past artifacts from throughout the history of the electric power company’s villainous history.
Next to a placard that reads “Shinra Factory” in Japanese there’s an aged, monochrome photo… and, hey, who’s that in the front row? That mask looks familiar…
More than anything this is the developers and writers of FF7, its remake and the FF10 games getting cute and clever. They know this narrative connection between the two games has been debated and dissected by the fans for years, and so here it is – a clear, obvious wink to that story thread that Nojima, who led writing on the remake, is so fond of.
Could it actually be Shinra, somehow having survived all those years? A descendant wearing his Al Bhed mask, passed down through generations? Or perhaps it’s just a coincidence. Who knows? The fact he’s slap bang in the middle of the picture certainly suggests it’s somebody important to the Shinra company’s history. For fans, it’s intriguing fuel on a fire that’s been burning for 17 years already
جفتش قشنگه 7 داستان و شخصیتهای خیلی جذاب و آیکونیک و ماندگاری داره ولی 12 جهان غیر خطی تر و گیم پلی RPGتری داره و در کل گیم پلیش رو خیلی بیشتر دوست دارم.
بازی به grind زیاد احتیاج داره وگرنه در طول بازی به مشکل برمیخوری
من خودم gambit رو خیلی دوست داشتم ولی همونطور که میدونی وقتی gambit فعال باشه بازی خودش بازی رو انجام میده و شما فقط نظاره گر هستی
خب همونطور که گفتم تو بازی باید خیلی grind کنی و مثلا باید سه ساعت فقط راه بری سمت دشمنان تا کشته بشن و level up بشی و lp بگیری و در طول این مدت شما فقط نظاره گر نمایشگر هستی و واقعا حوصله سر بر هستش
همونطور که گفتم بازی هم خیلی طولانیه (نزدیکای 100 ساعت فقط به خاطر main story)
داستان بازی هم همونطوری که گفتی جذاب نیست و من کاری به لور بازی ندارم واسه من شخصیت پردازی مهمه
خب این چیزی که شما میگید برای من اتفاق نیوفتاده بود و من فقط برای هانت ها لول آپ میکردم و خود مین استوری اوکی بودش و مشکلی به اون شکل نخوردم. گمبیت که فقط یه حالت ثابت نداره و شما یه سری جاها لازمه ساختار گمبیت رو عوض کنی و از استراتژیهای دیگه ای بهره ببری. خب توی FFهای قبل 12 هم شما باید کلی جنگ الکی برای لول آپ کرکترها انجام میدادی که ارزش مبارزاتی نداشتن و کلی هم وقت برای ترنزیشن به محیط مبارزه میرفتش. بنظر من سیستم قبلی اتفاقا خسته کننده تر و وقت گیر تر بود و 12 کارها رو سریعتر پیش میبرد.
داستان 12 شاید به اندازه قبلی ها جذاب نبود ولی اون آزادی عمل و دنیای وسیعی که داشت چیزی بود که ارزشمندش میکرد که حتی در 7 هم اون سطح از آزادی عمل و RPG بودن رو شاهد نبودیم.
واسه من سواله که بازی قراره چند پارت باشه؟؟؟؟ خیلیا میگن سه پارت ولی تایید نشده
نکنه تا 10 سال اینده فقط بخوان ادامه اینو بسازن....
پ.ن از صحبت کردن با دوستان لذت بردم اما بهتره دیگه بحث درمورد ff12 رو تموم کنیم چون داره کمی off topic میشه
ff12 بازی عالی هستش و اینا که گفتم نظر شخصی خودم بود نه فکت
من کماکان معتقدم بهترین بازی JRPG این نسل و حتا دو نسل اخیر، با اختلاف Xenoblade 2 ـه، کسی اگه سوییچ داره حتما این بازی رو تجربه کنه و از بسیاری جهات جواب خوبی برای این سواله که چرا FFVIIR بازی بدیه! اول اینکه ببینید چطور در عین اکشن بودن گیم پلی عمیقی داره، بعد چقدر داستان خفن و پر محتواس و من فکر کنم تو 105 ساعتی که بازی کردم و بدون Grind جدی تونستم خط داستانی اصلی رو تموم کنم فقط! و از نظر تعدد لوکیشن و شخصیت و عمق داستان یه چیز وحشتناکی بود. دقیقا همه خصوصیت های مثبتش به عکس FFVIIR ـه.
واسه من سواله که بازی قراره چند پارت باشه؟؟؟؟ خیلیا میگن سه پارت ولی تایید نشده
نکنه تا 10 سال اینده فقط بخوان ادامه اینو بسازن....
پ.ن از صحبت کردن با دوستان لذت بردم اما بهتره دیگه بحث درمورد ff12 رو تموم کنیم چون داره کمی off topic میشه
ff12 بازی عالی هستش و اینا که گفتم نظر شخصی خودم بود نه فکت
سه تا ولی احتمال چهارتا هم میره
با توجه به نقدای مثبت بازی و اینکه مشکلات اندک بازی رو هم فهمیدن...
بقیه پارت های بازی رو به صورت موازی جلو می برن و بعیده نومورا کارگردان همشون باشه...!و بقیه نسخه ها بعد از پارت دوم به فاصله یک یا دو ساله عرضه میشه...!
سه تا ولی احتمال چهارتا هم میره
با توجه به نقدای مثبت بازی و اینکه مشکلات اندک بازی رو هم فهمیدن...
بقیه پارت های بازی رو به صورت موازی ببرن جلو و بعیده نومورا کارگردان همشون باشه...!و بقیه نسخه ها بعد از پارت دوم به فاصله یک یا دو ساله عرضه بشه...!
والا یادمه midgar کلش 5 تا 6 ساعت داخل نسخه اصلی بود
اینا اومدن کردنش یه بازی کامل با 30 ساعت گیم پلی
midgar فکر کنم 15 درصد از بازی اصلی بود و اگه اینا بخوان به این روش ادامه بدت باید 7 پارت بشه
البته تو همون سه پارت به نظرم تمومش میکنن
یکی داستانش که متفاوت بود و به نظرم ضعیف و چون مثل شما ff2 رو بازی نکردم به جاش ff7 و ff8 , ff9. ff10 میومد تو ذهنم و شخصیت های فراموش شدنی
دومین مشکل گیم پلی بود که مشکل من باهاش کند بودنش و خیلی طولانی بودنش بود که اکثرا به خاطر grind بود و خسته کننده میشد
ببین داستان رو کامل میتونم بهت حق بدم، اول اینکه مشخصا و بدون شک به نسبت شماره های قبلی داستان ضعیف تره و کلا هرچقدر داریم تو FF ها میاییم جلو و پیشرفت گرافیکی بیشتری میکنن، از داستان، بخصوص شخصیت پردازی و گسترده بودن دنیای بازی کاسته میشه و میزنن. 12 هم از این قاعده مستثنا نیست و این روند نزولی رو طی میکنه. بعد 12 ما 13 رو داریم که داستان به شدت سطحیه، بعد 15 که اصلا ناقصه و حالا هم ریمیک. اما گیم پلی XII با هیچ متر و معیاری کند نیست. من فکر کنم خط اصلی داستان رو تو 42 ساعت تموم کردم، البته آخرین باری که روی PS4 بازی کردم منظورمه وگرنه که خوب زمان PS2 یادم نمیاد اما زیر 50 ساعت تموم کردم، اما در عوض دنیای 12 خیلی بزرگه و پیدا کردن و زدن همه اسپرها و پیدا کردن آیتم ها یه 40 ساعت دیگه زمان لازم داره.
در مورد کامبت هم کلا موافق این گریند کردن نیستم، یعنی کلا این خاصیت کامبت سیستم FF ها بوده و تا الان هم به نوعی حفظش کردن، اتفاقا FF ها جزو معدود JRPG هایی بودن که میشد بدون گریند کردن هم بری، به شرطی که استراتژی خوبی برای هم مبارزه داشته باشی، یعنی با آزمون و خطا یا خوند راهنمای بازی بدونی نقطه قوت و ضعف شخصیت ها چیه و بر اساس اونها اکیوپ کنی شخصیت ها رو و بری تو مبارزه. اینجوری میشه بدون گریند کردن هم از پس باس ها در امد، اما اتفاقا به نظرم اگه دنیا و کامبت سیستمی که یه JRPG ارایه میده خوب باشه و گشتن تو محیط، کشتن دشمنای مختلف و پیدا کردن آیتم ها فان باشه گریند کردن نتنها بد نیست، بلکه اتفاقا خوبه. XII هم از نظر من همینطور بود، من کلا ساعت ها میشد بازی و خط داستانی اصلی رو ول میکردم میرفتم تو محیط میپرخیدم ببینم چه خبره و چی گیرم میاد!
سیستم گمبیت هم من موافقشم کامل، چون نقش یه AI خوب رو داره که میتونی تاکتیک بدی بهش و شخصیت های دیگه رو کنترل کنه و خودت رو یه نفر متمرکز باشی. توی این ورژن PS4 هم که این قابلیت افزایش سرعت بازی رو گذاشتن و دیگه شاهکار شده. با سرعت بالا میری همه رو قیچی میکنی.
یک سال بعد از معرفی ریمیک خبر اومد... نوجیما سناریو ریمیک رو نوشته(پارت یک) پس اینکه واقعا داستان نسخه بعدی نوشته نشده احتمالش هست(ولی احتمالا مثل همین یکسری تغییرات داره)
احتمالش نیست و صفره. داستان بازی قطعا کامل نوشته شده و میدونن میخوان چیکار کنن. مثلا تو یکی از کاتسین های بازی یه شخصیتی که یحتمل باید تو اپیزود سوم بازی بیاد وجود داره! یعنی دقیقا میدونن دارن چیکار میکنن و داستان بسته شده.
و وقتی که گفتن بازی فقط تو میدگاره و قراره حس یک بازی کامل رو انتقال بده(که از نظر خودم یک بازی تو این سبک باید تایمش دو برابر باشه)کاملا میشد انتظار یک سری تغییرات رو داشت...
مساله اینجاست که اینا ربطی به هم ندارن. یعنی میدگار تو بازی اصلی 8 ساعته، اینجا به زور آب بستن و فیلر و ریتم به شدت کند داستان، همینطور راه رفتن و کاتسین های الکی وقت تلف کن بزور شده 30 ساعت، اما چیزی که تغییر دادن تو بخش میدگار نیست، از اپیزودهای بازیه و مهم ترین وقایع داستان و مهم ترین لحظه بازی رو عوض کردن.
Persona 5 شماره دوم لیست منه، و من Persona رو خیلی JRPG نمیدونم، بیشتر تلفیق RPG با Social Simulator ـه. اما Xenoblade 2 برای شخص من که خوب تمام زندگیم رو JRPG زدم یه چیز ناب و عجیب غریبی بود. من شخصا هیچ ایرادی توی این بازی نمیبینم و بنا به دلایل شخصی خیلی باهاش حال کردم، البته Persona هم شاهکار بود و گفتم رتبه دوم لیست منه و بعد Dragon Quest XI. این DQ هم باز با اینکه به نظرم گیم پلیش عمق زیادی نداره، یعنی خیلی لایه های RPG ـیش کمه و کندم هست، اما باز یه دنیای بسیار بزرگ و کلاسیکی داره و من فقط 70 ساعت درگیر داستان اصلی بودم. بدون هیچ ساید کوعستی. هیچی نرفتم واقعا.
ولی درکل این روزها که JRPG ها هر روز دارن بیشتر از قبل آب میرن و تبدیل به بازی های ساده، راحت و خیلی کم عمق و سطحی میشن این سه تا بازی جواهرن. من مطمعنم از Xenoblade 2 خوشت نمیاد چون به شدت کلاسیک و تابع اصول بازی های JRPG ـه و باب طبع همه واقع نمیشه، وگرنه پیشنهاد میدادم حتما بازی کنیش.
=====
آقا یه چیزی هم بگم، این تغییر داستان صرفا تصمیم نومورا نیست، داستان رو خود نوجیما نوشته و اسکریپت پلنر هم توریاماست. تهیه کننده هم کیتاسه. دسته جمعی ری...دن.
ببین داستان رو کامل میتونم بهت حق بدم، اول اینکه مشخصا و بدون شک به نسبت شماره های قبلی داستان ضعیف تره و کلا هرچقدر داریم تو FF ها میاییم جلو و پیشرفت گرافیکی بیشتری میکنن، از داستان، بخصوص شخصیت پردازی و گسترده بودن دنیای بازی کاسته میشه و میزنن. 12 هم از این قاعده مستثنا نیست و این روند نزولی رو طی میکنه. بعد 12 ما 13 رو داریم که داستان به شدت سطحیه، بعد 15 که اصلا ناقصه و حالا هم ریمیک. اما گیم پلی XII با هیچ متر و معیاری کند نیست. من فکر کنم خط اصلی داستان رو تو 42 ساعت تموم کردم، البته آخرین باری که روی PS4 بازی کردم منظورمه وگرنه که خوب زمان PS2 یادم نمیاد اما زیر 50 ساعت تموم کردم، اما در عوض دنیای 12 خیلی بزرگه و پیدا کردن و زدن همه اسپرها و پیدا کردن آیتم ها یه 40 ساعت دیگه زمان لازم داره.
در مورد کامبت هم کلا موافق این گریند کردن نیستم، یعنی کلا این خاصیت کامبت سیستم FF ها بوده و تا الان هم به نوعی حفظش کردن، اتفاقا FF ها جزو معدود JRPG هایی بودن که میشد بدون گریند کردن هم بری، به شرطی که استراتژی خوبی برای هم مبارزه داشته باشی، یعنی با آزمون و خطا یا خوند راهنمای بازی بدونی نقطه قوت و ضعف شخصیت ها چیه و بر اساس اونها اکیوپ کنی شخصیت ها رو و بری تو مبارزه. اینجوری میشه بدون گریند کردن هم از پس باس ها در امد، اما اتفاقا به نظرم اگه دنیا و کامبت سیستمی که یه JRPG ارایه میده خوب باشه و گشتن تو محیط، کشتن دشمنای مختلف و پیدا کردن آیتم ها فان باشه گریند کردن نتنها بد نیست، بلکه اتفاقا خوبه. XII هم از نظر من همینطور بود، من کلا ساعت ها میشد بازی و خط داستانی اصلی رو ول میکردم میرفتم تو محیط میپرخیدم ببینم چه خبره و چی گیرم میاد!
سیستم گمبیت هم من موافقشم کامل، چون نقش یه AI خوب رو داره که میتونی تاکتیک بدی بهش و شخصیت های دیگه رو کنترل کنه و خودت رو یه نفر متمرکز باشی. توی این ورژن PS4 هم که این قابلیت افزایش سرعت بازی رو گذاشتن و دیگه شاهکار شده. با سرعت بالا میری همه رو قیچی میکنی.
احتمالش نیست و صفره. داستان بازی قطعا کامل نوشته شده و میدونن میخوان چیکار کنن. مثلا تو یکی از کاتسین های بازی یه شخصیتی که یحتمل باید تو اپیزود سوم بازی بیاد وجود داره! یعنی دقیقا میدونن دارن چیکار میکنن و داستان بسته شده.
مساله اینجاست که اینا ربطی به هم ندارن. یعنی میدگار تو بازی اصلی 8 ساعته، اینجا به زور آب بستن و فیلر و ریتم به شدت کند داستان، همینطور راه رفتن و کاتسین های الکی وقت تلف کن بزور شده 30 ساعت، اما چیزی که تغییر دادن تو بخش میدگار نیست، از اپیزودهای بازیه و مهم ترین وقایع داستان و مهم ترین لحظه بازی رو عوض کردن.
الان بیشتر فکر میکنم میبینم عدم علاقه من به داستان و شخصیت های بازی لطمه زیادی زده به تجربه من از گیم پلی بازی و کلیت بازی
مثلاتو ffx من پنجاه ساعت هم گریند کنم خسته نمیشم چون عاشقانه بازی رو دوست دارم پس فکر کنم واسه من داستان و شخصیت پردازی تو فاینال فانتزی بیشترین اهمیت رو داره و ضعف این مورد تاثیر میزاره رو کل بازی واسه من
در مورد گریند هم حق با شماست
خوب همونطور که خودت گفتی بازی برای تو 42 ساعت طول کشید ولی حدس میزنم اکثر بازی رو روی 2x یا 4x بودی پس این تایم تموم کردن بازی رو باید ضربدر 2 کنی که باز هم خیلی طولانی میشه
ولی گفتی بازی رو توی ps2 زیر پنجاه ساعت تموم کردی که چون شما حرفه ای هستی تو فاینال فانتزی واسه شما عادیه
من تنها بازی فاینال فانتزی که توش حرفه ای بودم ffx بود که دیگه واقعا بازی رو قورت دادم و کلا هم تو ps2 کامل 100% کردمش هم تو ps3 پلاتش کردم
@Cloud Strife
حالا من بازیو باید بگیرم بازی کنم...
ولی اون چیزایی که خونده بودم اینه که پایانش جوری هست که فرضیه ریمیک بودن نسخه های بعدی سرجاش بمونه...و همچنین ریبوت شدن داستان...(همون بحث تئوری ساختن فن ها...)
من حس میکنم این اسکوئر اون اسکوئر چند ساله اخیر نیست...یعنی خیلی امیددارم با FF16 یک حرکتای نابی بتونن بزنند...اما خوب همونطور که RE3remake رو منتقدا از روش رد شدن...از اینم رد میشدن اگه خلاف حرف اسکوئر پیش میومد...وقتی تو تریلر معرفی بازی اسم نوجیما اومد با زبون بی زبونی گفتن اسمشو نیاوردیم که بگیم تو سناریوسلام رو کرده درود! (کیتاسه نوجیما و نومورا سه نفری که نامشون رو دیدیم)
بارها هم گفتن دنبال جذب هر دو قشر فن های جدید و فن های قدیمی هستیم...(کار ندارم تو این زمینه موفق عمل نکرده یا تونسته یا هرچیزی)ولی خوب من احساس اینکه اسکوئر سرم کلاه گذاشته رو ندارم اصلا(سر قیمت بازی که شدید ناراحتم میتونست کمتر باشه)چون برای هرچیزی اماده بودم... اولین کسی هم که اینجا مطمئن بود بازی نوبتی نیست من بودم حتی گفتم ناراحتی نومورا سر جدایی 15 ممکنه تاثیر بزاره رو کار...نومورا یک اخلاق بدی که داره دوست داره اثر رو برای خودش بکنه یعنی دستشو باز گذاشتن تو داستان...(برای ریبوت نسخه 5-6اماده باش) این که وضع نومورا هست هیچی... کیتاسه هم خیلی وقته به نظرم تموم شده نکته منفی کار اینه توریاما دستیار نومورا هست برای ریمیک... یعنی ممکنه پارت بعدی رو داره الان توریاما کارگردانی میکنه(تمام شخصیت های مذکر رو حذف میکنه)
حالا با اینکه تجربه نکردم بازیو اما میگم برای قضاوت زوده...!
@Cloud Strife
حالا من بازیو باید بگیرم بازی کنم...
ولی اون چیزایی که خونده بودم اینه که پایانش جوری هست که فرضیه ریمیک بودن نسخه های بعدی سرجاش بمونه...و همچنین ریبوت شدن داستان...(همون بحث تئوری ساختن فن ها...)
من حس میکنم این اسکوئر اون اسکوئر چند ساله اخیر نیست...یعنی خیلی امیددارم با FF16 یک حرکتای نابی بتونن بزنند...اما خوب همونطور که RE3remake رو منتقدا از روش رد شدن...از اینم رد میشدن اگه خلاف حرف اسکوئر پیش میومد...وقتی تو تریلر معرفی بازی اسم نوجیما اومد با زبون بی زبونی گفتن اسمشو نیاوردیم که بگیم تو سناریوسلام رو کرده درود! (کیتاسه نوجیما و نومورا سه نفری که نامشون رو دیدیم)
بارها هم گفتن دنبال جذب هر دو قشر فن های جدید و فن های قدیمی هستیم...(کار ندارم تو این زمینه موفق عمل نکرده یا تونسته یا هرچیزی)ولی خوب من احساس اینکه اسکوئر سرم کلاه گذاشته رو ندارم اصلا(سر قیمت بازی که شدید ناراحتم میتونست کمتر باشه)چون برای هرچیزی اماده بودم... اولین کسی هم که اینجا مطمئن بود بازی نوبتی نیست من بودم حتی گفتم ناراحتی نومورا سر جدایی 15 ممکنه تاثیر بزاره رو کار...نومورا یک اخلاق بدی که داره دوست داره اثر رو برای خودش بکنه یعنی دستشو باز گذاشتن تو داستان...(برای ریبوت نسخه 5-6اماده باش) این که وضع نومورا هست هیچی... کیتاسه هم خیلی وقته به نظرم تموم شده نکته منفی کار اینه توریاما دستیار نومورا هست برای ریمیک... یعنی ممکنه پارت بعدی رو داره الان توریاما کارگردانی میکنه(تمام شخصیت های مذکر رو حذف میکنه)
حالا با اینکه تجربه نکردم بازیو اما میگم برای قضاوت زوده...!
چون بازی نکردی نمیتونم بهت توضیح بدم مشکلم چیه FFVIIR به عنوان یه Action RPG بازی خوبیه. JRPG که اصلا نیست، المان های RPG درش بسیار سطحیه و تعمدانه بازی به سمت راحت شدن رفته، محتوا هم برای یه بازی اکشن خوبه، نه برای یه نقش آفرینی. خیلی کوتاهه، محیط بازی بسیار کوچیکه، اولش گفتن میدگار کامل قابل دسترسیه و میشه به همه جاش سرک کشید که یه دروغ بزرگه. اصلا میدگار رو کامل نساختن. شما فقط میتونی به یه سری از سکتورها و اسلام ها بری که اونا هم کامل متشکل از یه سری راهرورهای باریک و درازن و انقدر همه چیز خطی و کوچیکه، عملا چیزی به اسم اکسپلور تو بازی وجود نداره. حتا برای یه بازی Action RPG هم این لول دیزاین منسوخه. ماموریت های جانبی هم به معنای واقعی کلمه وقت تلف کردنن و فقط به شکل احمقانه از این سر مپ پستت میکنن اون سر مپ که یعنی باید همون مسیرهای خطی راهرو شکل رو بری و بیای.
یعنی به صورت کلی در قیاس با FF های دیگه یا حتا ضعیف ترین JRPG های این نسل، مثل Star Ocean Integrity and Faithlessness هم کوتاه، کوچیک و بسیار بی محتواست. نه یه لوکیشن بزرگی که توش بچرخی، نه محیط هایی که توش بتونی فارم کنی، یعنی فقط شاید توی این مسیرهای خطی و باریک یکی دوتا جونور تکراری ظاهر بشن، در غیر این موارد اصلا جایی که یه محیط معمولی ببینی با دشمن ها و اکسپلور وجود نداره. و در نتیجه دشمن های خاص، مبارزات سخت و جالب، آیتم های کم یاب، اسلحه های درست حسابی همشون سرش گرده. تو همه بازی های JRPG و بخصوص خود FF ها اول اینکه محیط ها بزرگن، میشه توش چرخید، مبارزه کرد، آیتم و اسلحه خوب گیر آورد، دشمن های جدید رو زد و بعد از پایان داستان میشه گفت بازی تازه شروع میشه و حالا باید بری فارم کنی لولت رو ببری بالا که بتونی خیلی از دشمن های بازی رو بزنی که تو FFVIIR خبری از هیچ کدوم نیست. روی هم رفته بازی به شکل یه Action محض به شدت خطی طراحی شده، بدون هیچ آزادی عملی یا عمق نقش آفرینی. این بخش اوله کاره که فاتحه بازی رو به عنوان یه FF یا JRPG میخونه.
اما مشکل بزرگ بعدیش ریبوت کردن داستانه و از همین اول کار میاد بهت میگه داستان دیگه قرار نیست مثل بازی اورجینال بره جلو و یکی از این تغییرات بزرگ رو هم نشون میده. این تغییرات انقدر بدن که اساس داستان و شخصیت پردازی رو میبرن زیر سوال. من به جرات میتونم بگم از این به بعد دیگه شخصیت پردازی و رابطه بین شخصیت ها معنا سابق رو نخواهند داشت و میشه یه چیز آبکی. حالا باز بازی کن خودت بیشتر متوجه میشی چی میگم. من تا قبل رسیدن به انتهای بازی انقدر نظرم منفی نبود. بیشتر شاکی بودم چرا انقدر بازی رو خطی و محدود ساختن و یه چیز مسخره و کوتاهه که به زور آب بستن وفیلر از توش 30 ساعت گیم پلی در آوردن، اما بعد دیدن پایان مشکلم باهاش ریشه ای شده. در این حد که قطعا دیگه اپیزودهای بعدی رو بازی نمیکنم. تصمیم گرفتم اینم فراموش کنم، ولش کردم حتی پلتش نمیکنم، و میخوام فرض کنم اصلا وجود نداره. به قول خود کیتاسه یه سری از خاطرات بهتره همون خاطره باقی بمونن. منم ترجیح میدم FFVII برام همون چیزی باقی بمونه که تو ذهنمه و این ریمیک کذایی به خاطراتم تجاوز نکنه.
يه جا خوندم گفته بودن بازي end-game content داره. درسته؟ و اند گيم كانتنتش ارزش داره؟ من بازيو تموم نكردم كه هيچ هنوز اصن نخريدم پس اسپويل نكنيد لطفا!:دي فقط بگيد اند گيم كانتنت داره و اگه آره ارزش داره؟ تشكر