این قسمت هم عالی بود:dداستان این قسمت با درخواست هایتو شروع می شه که تو ادامه می بینیم که هیکیگایا چپ و راست داره از طرف دوستای(دوست دختر) زمان راهنمایی مسخره میشه مخوص تو اون قسمت که داشتن فیلم می دیدن انگار هیکی بیاماریی چیزی داره که اونطری.... و خنده های از رو ظاهر و زورکی هیکی که نمی خواد جو رو بهم بزنه و....و حاطرات هیکی از زمان راهنمایی که نشون داد که چطور اون زمون فکر می کرده و الا به چی رسیده همه و همه عالی بودن
و از یه طرف هم خوشم اومد که خوب هایاما جواب این هارو داد!!!:dیعنی رسما قفل کردن اون دوتا که داره چه اتفاقی میفته!!
و یه چیزی که هست همه تو این انیمه نگاه خاصی به هیکیگایا دارن و دوست دارن هیکیگایا باهاشون در ارتباط باشه یا یجورای باهاش دوست بشن!!!اون از خواهر یوکینون که فقط با هیکیگایا شوخی و حرف می زنه و همیشه و کلا هیکیگایا رو خاص میدونه نسبت به همه!!اون از هایاما که فقط فقط به هیکیگایا رو انداخت و ازش خواهش کرد که باهاش بیاد که تا حالا همچین حرکتی از هایاما ندیده بود!!!یعنی هایاما با اون تیپ و مشهور بودن که همه می خوان ازش خواهش کنند که باهاش بیان بیرون و.... از هیکی خواهش کنه که......
خلاصه داستان رو روانشناس نوشته و داره جنبه های دیگه از زندگی یه فرد گوشه نشین و... رو نشون میده
و از یه طرف هم خوشم اومد که خوب هایاما جواب این هارو داد!!!:dیعنی رسما قفل کردن اون دوتا که داره چه اتفاقی میفته!!
و یه چیزی که هست همه تو این انیمه نگاه خاصی به هیکیگایا دارن و دوست دارن هیکیگایا باهاشون در ارتباط باشه یا یجورای باهاش دوست بشن!!!اون از خواهر یوکینون که فقط با هیکیگایا شوخی و حرف می زنه و همیشه و کلا هیکیگایا رو خاص میدونه نسبت به همه!!اون از هایاما که فقط فقط به هیکیگایا رو انداخت و ازش خواهش کرد که باهاش بیاد که تا حالا همچین حرکتی از هایاما ندیده بود!!!یعنی هایاما با اون تیپ و مشهور بودن که همه می خوان ازش خواهش کنند که باهاش بیان بیرون و.... از هیکی خواهش کنه که......
خلاصه داستان رو روانشناس نوشته و داره جنبه های دیگه از زندگی یه فرد گوشه نشین و... رو نشون میده
Last edited by a moderator:

) داستان این جام مقدس و اینا رو میگفتن جای حساس دیالوگ ها که میرسه اون کت شلوار قرمزه و با اون کشیشه شروع میکن دور این بنده خدا چرخیدن و تو دیالوگ گفتن هی بین هم شیفت میکنن.یه بیست دوری فکر کن دور این بنده خدا چرخیدن،انصافن نمیتونستم جلو خنده م رو بگیرم
سه تا از دخترهای انیمه ای کشته شدن ولی من سر آخری، بیشتر از اینکه ناراحت بشم داشتم قهقهه میزدم
ولی اون دوتای دیگه هر چقدر فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه؟
این همه کاراکتر! 