Info
Publisher: Activision
Developer: Nihilistic
Genre: Role Playing
Release Date: Jun 7, 2000
ESRB: MATURE
ESRB Descriptors: Animated Violence, Animated Blood
سال 2000 برای RPGـها سال فرمانروایی Diablo II بود البته این به دلیل برتر بودن این بازی نیست Diablo II حتی از نظر ژانر جز دسته ای از RPGـها که کمتر درگیر نقش آفرینی میشوند محسوب میشد
(1) این بیشتر به خاطر ضعف رقبا بود و مهمترین آنها Vampire : Redemptionـه
Warning: Spoilers Ahead !!!
خطر از بین رفتن مزه بازی!
*****************************
يک جنگجوي جنگهاي صليبي (کریستف) که در جنگ زخمي شده و در صومعه بستري ميشود به يکي از راهبه های صومعه که پرستار او بود (آنزکا) دل مي بندد ولي از بخت بد (ويا شايد هم خوب!) به خاطر شجاعتش مورد توجه خوناشام هايي که کمبود نيرو دارند، قرار مي گيرد، بعد ازجاودانه شدنش ( یعنی خونا شام شدن چون Vampireـها عمر ابدي دارند و فقط خون ميخورند ولي هميشه بايد دور از نور آفتاب باشند) براي خداحافظي پيش راهبه مي آيد آنزکا به او اصرار مي کنه که بماند ولي کریستف فرار مي کند و بخاطر خود آنزکا از او میخواد که دنبالش نیاید (خوناشام ها نميتونن چيز.. امم، بيخيال توضيح اصلا
)
Anezka بدون توجه به حرف Christof سراغ او را از خوناشام هاي ديگر مي گیرد در این بین یکی از گروههای رقیب نه تنها او را گروگان میگیرند بلکه از بدن او برای حلول یکی از پلیدترین موجودات گودیک -که چندین هزاره قبل از این دنیا تبعید شده بود- استفاده میکنند... کريستف بعد از شنیدن این خبر نا امیدانه اروپا را برای یافتن آنزکا زیر پا میگذارد تا بالاخره او را در سياهچال يک قلعه قديمي پيدا مي کند...البته آنزکا دیگر راهبه معصوم قبلی نیست -روحش تسخیر شده- و با دیدن کریستف به اون حمله میکند ولی با این حال کریستف ناامیدانه سعی در نجات او دارد و حتی وقتی یکی از ستونها بر سر آنزکا خراب میشود خودش را سپر بلای او میکند...
800 سال بعد (سال 1999) وقتي که گروهی باستان شناس در حال حفاري قلعه بودند، کريستف بيهوش باز در ذهن خود صداي آنزکا را مي شنود که از او کمک ميخواهد بعد از قرنها چشمانش را باز میکند و رو به باستان شناس های متعجب فرياد مي زند: آنزکاي من کجاست!....
****************************
ولی این همه داستان نیست! موتور گرافیکی Redemption یک سر و گردن از Diablo II بالاتر بود بلیزارد همیشه شش ماه و یا بیشتر برای تست یک بازی وقت میگذاره ولی Activision برای ساخت Redemption یک ضرب العجل چند ماهه تا تابستان اعلام کرد نتیجه این شد که اولی با وجود قدیمی بودن -حتی برای سال 2000- باز هم اجرای روان و عالی داشت و دومی با وجود نوع آوری زیاد و طراحی محیط زیبا در زمان خودش Engineـش سرشار از انواع باگ بود! (پروسه های حرکت بیشتر اوقات خنده داره و همینطور کاراکترها در طول بازی بارها بین خود یا اجزای محیط گیر میکنند)
شاید با خواندن داستان بازی آن را یکی از اسطوره ها (حتی در بین هم سبکهای خود) به حساب بیاورید ولی حقیقت اینه که با وجود ایده های اولیه عالی دیالوگها اغلب طولانی و خسته کننده و در بیشتر موارد بیربط هستند و بدتر از آن صدا گذاری ها وحشتناکه (دوبلر آنزکا در نسخه انگلیسی صدایی مثل یک زن 50 ساله دارد به جای یک دختر 20 ساله! ) البته به استثنای موسیقی تاثیرگذار و جاودانه بازی...
این بازی حتی فن های رمانهای خوناشامی را هم راضی نکرد (به قول یکی از برادران حتی یک هفتم ایده های رمان ها در قسمت نیروی های خوناشامی در بازی وجود نداشت ...) یکی از منتقد ها هم میگفت "این بازی آنقدر جاه طلبانه ساخته شد که زیر عظمت خودش فرو ریخت"...
شاید یک روز یک ناشر بازی تصمیم گرفت این بازی رو در حد و اندازه های پتانسیل واقعی اون بازسازی کنه تا اونموقع میتونید با خیال راحت Redemption رو بازی کنید و مطمئن باشید ایده های نیمه پرداخته شده این بازی رو در هیچ جای دیگر نخواهید دید...
(1): در مقدمه نقد Witcher ( که الان توی امضامه
) دو زیر ژانر اصلی RPGـها را معرفی کردم