اول یه صلوات بفرستید...
برای اولین بار از یه مدیر تونستم که اجازه ساخت یه تایپک رو بگیرم
عجب آدم مهمی هستم
خوب تو این تایپک سناریو بازی رو برای ما هم بنویسید چیزی که یه لحطه از مختون میگزره این جا بنویسید .:cheesygri
(عجب تایپک مزخرفی بشه تایپکی که من درست کردم)
دوستان لطف کنید کاری نکنید که این تایپک به سمت قفل شدن پیش بره
اگه این قفل بشه که دیگه من خودم رو میکشم!!!
اینجا سناریو خودتون رو به صورت کوتاه بنویسید بقیه دوستان هم زحمت میکشن پر . بال میدن به داستان تا یه چیزی از آب در بیاد اولیش رو هم خودم میزارم:
یک گروه یک قایقی تفریحی لوکس رو در زمانیکه در حال حاضر شدن برای یک مسافرت تفریحی هست به سرقت میبرن خدمه قایق(هنوز مسافرین به کشتی وارد نشدن) رو هم به گروگان میگیرن.ما(!) به عنوان گروه ضربت وارد کشتی میشیم این مرحله خیلی مهمه چون فرد باید کاملا احساس کنه که در بازی با گروگانگیری فرو رفته در آخر در زمانی که داریم گروگان ها رو آزاد میکنیم طوفان باعث میشه که همه چی به هم بخوره و همه بعد از چند مدتی در یک جزیره پیدا میشن از اینجا به بعد رو با هم فکر کنیم
(شاید از یوبی سافت دعوت نامه فرستادن برامون که کار کنیم! خدا رو چه دیدی؟)
برای اولین بار از یه مدیر تونستم که اجازه ساخت یه تایپک رو بگیرم
عجب آدم مهمی هستم
خوب تو این تایپک سناریو بازی رو برای ما هم بنویسید چیزی که یه لحطه از مختون میگزره این جا بنویسید .:cheesygri
(عجب تایپک مزخرفی بشه تایپکی که من درست کردم)
دوستان لطف کنید کاری نکنید که این تایپک به سمت قفل شدن پیش بره
اگه این قفل بشه که دیگه من خودم رو میکشم!!!
اینجا سناریو خودتون رو به صورت کوتاه بنویسید بقیه دوستان هم زحمت میکشن پر . بال میدن به داستان تا یه چیزی از آب در بیاد اولیش رو هم خودم میزارم:
یک گروه یک قایقی تفریحی لوکس رو در زمانیکه در حال حاضر شدن برای یک مسافرت تفریحی هست به سرقت میبرن خدمه قایق(هنوز مسافرین به کشتی وارد نشدن) رو هم به گروگان میگیرن.ما(!) به عنوان گروه ضربت وارد کشتی میشیم این مرحله خیلی مهمه چون فرد باید کاملا احساس کنه که در بازی با گروگانگیری فرو رفته در آخر در زمانی که داریم گروگان ها رو آزاد میکنیم طوفان باعث میشه که همه چی به هم بخوره و همه بعد از چند مدتی در یک جزیره پیدا میشن از اینجا به بعد رو با هم فکر کنیم
(شاید از یوبی سافت دعوت نامه فرستادن برامون که کار کنیم! خدا رو چه دیدی؟)




اینجا مشکل ما آدم خوبا هستن که میخوان ما رو بکشن
و گروگانها رو نجات بدن ما هم که آدم بدیم دیگه همشون رو (چه آدم خوبا چه گروگانها) رو میکشیم مثه..... تا یه جای بازی میرسیم که با یه آدم خوب که همون کاراکتری هستش که تو مرحله کشتی کنترلش میکردیم برخورد میکنیم
اینجا یهو یه فلاش بک میشه به اونجایی که کاراکتر خوبه از کشتی نجات پیدا کرده و اینبار وظیفه ما جستجو بدنبال آدم خوبها و گروگانها و مبارزه با آدم بدهاس. که میبینیم همه آدم خوبها و گروگانها که دیگه بهشون احتیاجی نبوده، به طرز فجیعی کشته شدن (ما که نمیدونیم کاره کی بوده
هدف ما میشه پیدا کردن قاتل تا میرسیم به همون صحنه که قبلا گفتم. اینجا هم اختیار رو میدیم به گیمر که کدوم یکی از 2 تا شخصیت رو بیشتر باهاش حال کرده (سلاح ها و توانایی هاشون با هم فرق فوکوله) با اون شخصیت اون یکی رو باید بکشه. تا اینجای داستان نما روز بود. و بعد از کشته شدن یکی از کاراکترها هوا یواش یواش شب میشه و کی میدونه تو جزیره چه اتفاقی میافته این وقته شب:confused:
البته اگه داستان من انتخاب شد وگرنه که ادامه داستان اسی رو مینویسیم