سریال The Last of Us

خوب خوبه کم کم دراپ میکنن سریال رو میایم تاپیک اعصابمون خورد نمیشه :دی
به نظر من از کلیت داستان پارت 2 که خودش مشکلات خیلی زیادی داشت اقتباس خیلی خوبی در مدیوم سینما درآوردن.
داستان پارت 1 خیلی قوی‌تر و منسجم تر از پارت 2 هست، کمیستری کاراکترها هم طبیعی تر هست. تو نمیتونی کاراکتری که تو این دنیای آخرالزمانی بزرگ شده بگی به خاطر مرگ یکی که 5 ساله گاردینش بوده و تازه رابطشون مدت طولانی به مشکل خورده، دیگه شاد نباشه!!! یعنی کل مدت بازی خشم و خشکی و عصبانیت الی به حدی over the top بود که در مدیوم بازی میتونه قانع کننده باشه، همونطور که از اون همه جراحت و چاغو خوردن و تیر خوردن و کتک خوردن و ... نجات پیدا کرد :دی طرف تو تراما خالص بزرگ شده، کاراکترش به شدت زودرنج و سریع عصبانی میشه، اما اینکه بگی دیگه تا ابد باید انتقام گیر باشه و عقده‌ای بشه کاملا غیرطبیعی هست! یعنی بابای واقعیت هم بعد از 19 سال بکشن اینجوری نمیشی که تو بازی الی شد.، بماند ازینکه چیزی از کاراکتر اصلی خود الی باقی نذاشتند براش.
حالا امیدوارم سریال باگ‌های داستانی فراوان پارت دو رو بگیره! مخصوصا تصمیمات الی و ابی در قبال همدیگه :دی فکر کنم چندباری با کشتن همدیگه تعارف داشتند در طی داستان تا الان هم باگ‌های خوبی رو گرفتن، یکیش همین داستان جول و معرفی خودش، یکی دیگش واکنش کامیونیتی Jackson که تو بازی اصلا همه به یک ورشون گرفتن :دی
یکی دیگه هم الان یادم اومد، اینکه از الان دارن برای داستان آیزاک و WLF زمینه سازی میکنن و اینم یکی دیگه از باگ‌‌های بازی بود (کلا مشکل بازی نبود ثبات تو کاراکتر آرک و داستان‌های زیاد جانبی که اونقدر بهشون پرداخته نشده بود)
 
آخرین ویرایش:
داستان پارت 1 خیلی قوی‌تر و منسجم تر از پارت 2 هست، کمیستری کاراکترها هم طبیعی تر هست. تو نمیتونی کاراکتری که تو این دنیای آخرالزمانی بزرگ شده بگی به خاطر مرگ یکی که 5 ساله گاردینش بوده و تازه رابطشون مدت طولانی به مشکل خورده، دیگه شاد نباشه!!! یعنی کل مدت بازی خشم و خشکی و عصبانیت الی به حدی over the top بود که در مدیوم بازی میتونه قانع کننده باشه، همونطور که از اون همه جراحت و چاغو خوردن و تیر خوردن و کتک خوردن و ... نجات پیدا کرد :دی طرف تو تراما خالص بزرگ شده، کاراکترش به شدت زودرنج و سریع عصبانی میشه، اما اینکه بگی دیگه تا ابد باید انتقام گیر باشه و عقده‌ای بشه کاملا غیرطبیعی هست! یعنی بابای واقعیت هم بعد از 19 سال بکشن اینجوری نمیشی که تو بازی الی شد.، بماند ازینکه چیزی از کاراکتر اصلی خود الی باقی نذاشتند براش.
در مورد بقیه مسائل که انقدر توی این سال‌ها صحبت کردیم که نصف ریزش موهای من به خاطر همین بحث‌های The Last of Us 2 بوده! :دی
ولی این یکی ایراد جدید بود. الی می‌تونه بعد از اون اتفاق هم شاد باشه و قرار نیست تا آخر عمرش غمگین باشه، ولی به هر حال طبیعیه که وقتی پدر معنوی خودش رو به فجیع‌ترین شکل ممکن از دست داده، تا مدتی تحت تأثیر اون ماجرا باشه. داستان TLoU2 هم ۱۵ سال بعد از کشته شدن جول اتفاق نمی‌افته که بگیم بابا دیگه بسه و الی باید برقصه و شادی کنه و با شرکت در کلاس‌های یوگا از ناراحتی خودش بکاهه! :دی (البته با حضور کاراکتر روان‌شناس توی سریال، همچین چیزی هم بعید نیست).
در مورد رابطه جول و الی، ۵ سال اصلاً زمان کمی نیست. همون‌طور که توی نسخه اول هم جول فقط در عرض چند ماه در حدی به الی وابسته شد که به خاطرش یکی از آخرین امیدهای نجات بشریت رو نابود کرد. همون جول که طبق روایت بازی، توی دوران پساآخرالزمانی تبدیل شده بود به یه انسان خشن و نسبتاً عبوس، فقط چند ماه بعد از آشنایی با یه دختر ناشناس در حدی بهش نزدیک می‌شه که جای دختر واقعی خودش رو می‌گیره و مارلین رو که سال‌ها باهاش آشنا بوده می‌کشه و فایرفلای رو به خاک و خون می‌کشه و امکان تهیه واکسن رو از دکترها می‌گیره تا کسی رو نجات بده که تا همین چند وقت پیش کلاً نمی‌شناخته و به خاطر قرار مدار کاری قبول کرده به عنوان یه محموله منتقلش کنه فلان‌جا.
بعد الی که کلاً پدر و مادری توی عمرش نداشته و نتونسته طعم این چیزها رو بچشه و حالا یه پدر معنوی داره، حق نداره به خاطر اون قضیه نابود بشه؟ کسی که عزیزترین آدمِ زندگی الی بوده، جلوی چشمش به شکل فجیعی کشته می‌شه و طبیعیه که این قضیه تأثیر ویرانگری روش بذاره. یعنی مرگ بر اثر کهولت سن نبوده که بگیم باید سریع باهاش کنار بیاد دیگه! :دی
اون صحنه برای الی رسماً ژانر وحشت به حساب می‌اومد و خیلی وضعیت بدی بود که یه عده ریختن سر جول و نابودش کردن و اون هم هیچ کاری برای دفاع از دستش برنمیاد. یه نکته‌ای که توی سریال تغییرش دادن هم این بود که توی بازی چند ساعت قبل از کشته شدن جول، الی با دینا در حال عشق و حال بودن و حتی همین موضوع هم به ناراحتی الی ضریب بیشتری می‌ده، چون پیش خودش فکر می‌کنه وقتی من و دینا داشتیم لذت می‌بردیم، معلوم نیست جول چه مصیبت‌هایی می‌کشیده.
قبلا هم گفتم، انقدر میزان تغییرات فصل اول نسبت به بازی اول زیاد بود که اگه الان تغییرات فصل دوم رو به حساب مشکلات بازی دوم بذاریم، بازی اول هم با این منطق نابود می‌شه. دیگه تغییر بزرگ‌تر از کاراکتر بیل که نداریم و رسما کن‌فیکون شد، ولی به معنی شخصیت‌پردازی ضعیف بیل توی بازی نبوده.
موضوع اینه که خیلی از تغییرات فصل اول جالب بودن و آدم می‌گفت همون داستان با یه سری تفاوت‌های ریز و درشت روایت می‌شه و عیبی نداره. اصلا به چشم یه دنیای موازی بهش نگاه می‌کنیم! ولی اینجا در کنار بعضی تغییرات جالب مثل حمله اینفکتدها به شهرک یا سکانس‌های بیشتر با حضور آیزک، یه سری از تغییرات مثل همین صحنه‌های خنده‌دار اپیزود چهارم بیشتر شبیه پارودی هستن تا یه اثر جدی. توی خود بازی هم الی ۲۴ ساعته در حال گریه کردن نیست و اندک لحظاتی وجود داره که از اون شرایط بد روحی خارج می‌شه، ولی با یه حالت ظریف‌تری اتفاق می‌افته و انقدر گل‌درشت نیست که مثلاً برخلاف واکنش اولیه‌ای که توی بازی نسبت به حامله شدن دینا نشون می‌ده، اینجا ذوق‌زده بشه و بگه «بابا شدم!» :دی
 
آخرین ویرایش:
فقط یک ثانیه تصور کنید عزیز ترین انسان زندگیتون جلوتون به وحشتناک ترین شکل کشته بشه من شخصا بعید میدونم حتی تا آخر عمر دیگه نرمال شم
طبق نظریه دوست عزیزمون بعدش باید جشن مردن گرفت و مهمون دعوت کرد لز کرد و بزن برقص راه بندازی !
 
فکر کن برای کوبوندن یکی از بهترین روایتهای داستانی در همه مدیومهای سرگرمی بیای به اقتباس دری وریش چنگ بندازی و اینو بالا ببری که به خیال خودت اونو زیر سوال برده باشی!
قشنگ مشخصه کلیت داستان پارت دوم رو درک نکردی و صرفا با سیس حق به جانب و فراستی طور اومدی که یه چیزی گفته باشی! کاری ندارم که فصل دوم سریال یه آشغال به تمام معناس که ارزش تماشا دیگه نداره ولی لااقل برو بشین یبار دیگه پارت ۲ رو بازی کن تا بفهمی داستان چی بوده که اینطوری خودتو حرفاتو زیر سوال نبری! :D
(بابای واقعیت هم بعد از 19 سال بکشن اینجوری نمیشی که تو بازی الی شد) لول :))
 
خوب خوبه کم کم دراپ میکنن سریال رو میایم تاپیک اعصابمون خورد نمیشه :دی
به نظر من از کلیت داستان پارت 2 که خودش مشکلات خیلی زیادی داشت اقتباس خیلی خوبی در مدیوم سینما درآوردن.
داستان پارت 1 خیلی قوی‌تر و منسجم تر از پارت 2 هست، کمیستری کاراکترها هم طبیعی تر هست. تو نمیتونی کاراکتری که تو این دنیای آخرالزمانی بزرگ شده بگی به خاطر مرگ یکی که 5 ساله گاردینش بوده و تازه رابطشون مدت طولانی به مشکل خورده، دیگه شاد نباشه!!! یعنی کل مدت بازی خشم و خشکی و عصبانیت الی به حدی over the top بود که در مدیوم بازی میتونه قانع کننده باشه، همونطور که از اون همه جراحت و چاغو خوردن و تیر خوردن و کتک خوردن و ... نجات پیدا کرد :دی طرف تو تراما خالص بزرگ شده، کاراکترش به شدت زودرنج و سریع عصبانی میشه، اما اینکه بگی دیگه تا ابد باید انتقام گیر باشه و عقده‌ای بشه کاملا غیرطبیعی هست! یعنی بابای واقعیت هم بعد از 19 سال بکشن اینجوری نمیشی که تو بازی الی شد.، بماند ازینکه چیزی از کاراکتر اصلی خود الی باقی نذاشتند براش.
تا ابد نیاز نیس تو تروما بمونه همونطور که تو بازی هم الی اخر بازی ول کرد همه چیز و تروماشم اوکی شد.
بحث اینه که چند روز بعد کشته شدن عزیزترین فرد زندگیت شاد و خوشحال نباشی - اونم تو دنیای اخرالزمانی که پیدا کردن یه خانواده سخت ترین چیز ممکنه.

عزیز هر کسی هم تو واقعیت بمیره حداقل یکی دو هفته آدم غمگین میشه نه اینکه دو سه روز بعدش نیشش تا بناگوش باز باشه و به هر پدیده ای بخنده مثه بلارمزی :D

.​
 
خوب خوبه کم کم دراپ میکنن سریال رو میایم تاپیک اعصابمون خورد نمیشه :دی
به نظر من از کلیت داستان پارت 2 که خودش مشکلات خیلی زیادی داشت اقتباس خیلی خوبی در مدیوم سینما درآوردن.
داستان پارت 1 خیلی قوی‌تر و منسجم تر از پارت 2 هست، کمیستری کاراکترها هم طبیعی تر هست. تو نمیتونی کاراکتری که تو این دنیای آخرالزمانی بزرگ شده بگی به خاطر مرگ یکی که 5 ساله گاردینش بوده و تازه رابطشون مدت طولانی به مشکل خورده، دیگه شاد نباشه!!! یعنی کل مدت بازی خشم و خشکی و عصبانیت الی به حدی over the top بود که در مدیوم بازی میتونه قانع کننده باشه، همونطور که از اون همه جراحت و چاغو خوردن و تیر خوردن و کتک خوردن و ... نجات پیدا کرد :دی طرف تو تراما خالص بزرگ شده، کاراکترش به شدت زودرنج و سریع عصبانی میشه، اما اینکه بگی دیگه تا ابد باید انتقام گیر باشه و عقده‌ای بشه کاملا غیرطبیعی هست! یعنی بابای واقعیت هم بعد از 19 سال بکشن اینجوری نمیشی که تو بازی الی شد.، بماند ازینکه چیزی از کاراکتر اصلی خود الی باقی نذاشتند براش.
حالا امیدوارم سریال باگ‌های داستانی فراوان پارت دو رو بگیره! مخصوصا تصمیمات الی و ابی در قبال همدیگه :دی فکر کنم چندباری با کشتن همدیگه تعارف داشتند در طی داستان تا الان هم باگ‌های خوبی رو گرفتن، یکیش همین داستان جول و معرفی خودش، یکی دیگش واکنش کامیونیتی Jackson که تو بازی اصلا همه به یک ورشون گرفتن :دی
یکی دیگه هم الان یادم اومد، اینکه از الان دارن برای داستان آیزاک و WLF زمینه سازی میکنن و اینم یکی دیگه از باگ‌‌های بازی بود (کلا مشکل بازی نبود ثبات تو کاراکتر آرک و داستان‌های زیاد جانبی که اونقدر بهشون پرداخته نشده بود)

اها پس شما کلا مایکرو فن هستی و بازی رو از یوتیوب دنبال کردی
میخواستی تمام این مدت با این حرفا بد بودن بازی رو زیر سوال ببری و بگی ناقص بود

بابا حلالت
 
اها پس شما کلا مایکرو فن هستی و بازی رو از یوتیوب دنبال کردی
میخواستی تمام این مدت با این حرفا بد بودن بازی رو زیر سوال ببری و بگی ناقص بود

بابا حلالت

اگه احیانا خبر ندارید مایکرو داره رو پلی استیشن gears و forza میده فک نکنم کسی دیگه به عنوان رقیب پلی استیشن فنش باشه شاید ایشون فن یکی دیگه از دشمنای پلی استیشن باشه مثلا اون آقاهه همسایه ی دراکمن که چون دراکمن آشغالارو سر موقع نمیذاره بیرون صب که میخواد بره سر کار ساختمونو بو گند برداشته بخاطر همین از دراکمن کینه کرده
 
در مورد بقیه مسائل که انقدر توی این سال‌ها صحبت کردیم که نصف ریزش موهای من به خاطر همین بحث‌های The Last of Us 2 بوده! :دی
ولی این یکی ایراد جدید بود. الی می‌تونه بعد از اون اتفاق هم شاد باشه و قرار نیست تا آخر عمرش غمگین باشه، ولی به هر حال طبیعیه که وقتی پدر معنوی خودش رو به فجیع‌ترین شکل ممکن از دست داده، تا مدتی تحت تأثیر اون ماجرا باشه. داستان TLoU2 هم ۱۵ سال بعد از کشته شدن جول اتفاق نمی‌افته که بگیم بابا دیگه بسه و الی باید برقصه و شادی کنه و با شرکت در کلاس‌های یوگا از ناراحتی خودش بکاهه! :دی (البته با حضور کاراکتر روان‌شناس توی سریال، همچین چیزی هم بعید نیست).
در مورد رابطه جول و الی، ۵ سال اصلاً زمان کمی نیست. همون‌طور که توی نسخه اول هم جول فقط در عرض چند ماه در حدی به الی وابسته شد که به خاطرش یکی از آخرین امیدهای نجات بشریت رو نابود کرد. همون جول که طبق روایت بازی، توی دوران پساآخرالزمانی تبدیل شده بود به یه انسان خشن و نسبتاً عبوس، فقط چند ماه بعد از آشنایی با یه دختر ناشناس در حدی بهش نزدیک می‌شه که جای دختر واقعی خودش رو می‌گیره و مارلین رو که سال‌ها باهاش آشنا بوده می‌کشه و فایرفلای رو به خاک و خون می‌کشه و امکان تهیه واکسن رو از دکترها می‌گیره تا کسی رو نجات بده که تا همین چند وقت پیش کلاً نمی‌شناخته و به خاطر قرار مدار کاری قبول کرده به عنوان یه محموله منتقلش کنه فلان‌جا.
بعد الی که کلاً پدر و مادری توی عمرش نداشته و نتونسته طعم این چیزها رو بچشه و حالا یه پدر معنوی داره، حق نداره به خاطر اون قضیه نابود بشه؟ کسی که عزیزترین آدمِ زندگی الی بوده، جلوی چشمش به شکل فجیعی کشته می‌شه و طبیعیه که این قضیه تأثیر ویرانگری روش بذاره. یعنی مرگ بر اثر کهولت سن نبوده که بگیم باید سریع باهاش کنار بیاد دیگه! :دی
اون صحنه برای الی رسماً ژانر وحشت به حساب می‌اومد و خیلی وضعیت بدی بود که یه عده ریختن سر جول و نابودش کردن و اون هم هیچ کاری برای دفاع از دستش برنمیاد. یه نکته‌ای که توی سریال تغییرش دادن هم این بود که توی بازی چند ساعت قبل از کشته شدن جول، الی با دینا در حال عشق و حال بودن و حتی همین موضوع هم به ناراحتی الی ضریب بیشتری می‌ده، چون پیش خودش فکر می‌کنه وقتی من و دینا داشتیم لذت می‌بردیم، معلوم نیست جول چه مصیبت‌هایی می‌کشیده.
قبلا هم گفتم، انقدر میزان تغییرات فصل اول نسبت به بازی اول زیاد بود که اگه الان تغییرات فصل دوم رو به حساب مشکلات بازی دوم بذاریم، بازی اول هم با این منطق نابود می‌شه. دیگه تغییر بزرگ‌تر از کاراکتر بیل که نداریم و رسما کن‌فیکون شد، ولی به معنی شخصیت‌پردازی ضعیف بیل توی بازی نبوده.
موضوع اینه که خیلی از تغییرات فصل اول جالب بودن و آدم می‌گفت همون داستان با یه سری تفاوت‌های ریز و درشت روایت می‌شه و عیبی نداره. اصلا به چشم یه دنیای موازی بهش نگاه می‌کنیم! ولی اینجا در کنار بعضی تغییرات جالب مثل حمله اینفکتدها به شهرک یا سکانس‌های بیشتر با حضور آیزک، یه سری از تغییرات مثل همین صحنه‌های خنده‌دار اپیزود چهارم بیشتر شبیه پارودی هستن تا یه اثر جدی. توی خود بازی هم الی ۲۴ ساعته در حال گریه کردن نیست و اندک لحظاتی وجود داره که از اون شرایط بد روحی خارج می‌شه، ولی با یه حالت ظریف‌تری اتفاق می‌افته و انقدر گل‌درشت نیست که مثلاً برخلاف واکنش اولیه‌ای که توی بازی نسبت به حامله شدن دینا نشون می‌ده، اینجا ذوق‌زده بشه و بگه «بابا شدم!» :دی
همه تراماها در سن‌های مختلف واکنش‌های مختلفی داره. مثلا روایت خوب نسخه اول نشون داد جول جای خالی دخترش رو با الی عوض میکنه، درواقع یکجورایی فقدان از دست دادن دخترش رو به نجات دادن الی میزاره. بعد ازون هم مدت زیادی (دقیقا یادم نیست بازی رو ۴ سال پیش بازی کردم) باهم دیگه سر همین موضوع هم به مشکل خورده بودن.
من دارم سعی میکنم دیدگاه سازنده سریال که با نیل دراکمن هم یکی بوده در جهت بهبود داستان ببینم، و به نظرم خیلی انسانی‌تر با قضیه برخورد کرده. واقعا باید اینو در نظر بگیری که با الی ۱۴ ساله تا ۱۹ ساله طرفیم و کاراکتر کاملا تینیجری هست (مخصوصا که بچگی هم نکرده) و اینکه دیالوگ‌ها با وجود کرینج بودنشون درعین حال جزو طبیعتشون هست. اما چیزی که سریال نشون داد بعد از مرگ جول الی شاد و خندان نرفت مراسم بگیره :دی ۳ ماه گذشته!! روز هم نه، سه ماه! تو این سه ماه فلش بک میزنه سریال به تراماها و مدت زیادی که براساس شوک مردن جول تو بیمارستان بوده الی (همون موقعی که یک سری‌ها مثل الان داشتن دلقک بازی میکردن سر اکتینگ بلا رمزی) و کلی با روانشناس مشاوره رفته. حالا دیدگاه سریال چیه؟ اینکه الی حالش خوب نشده، ولی تو این سه ماه تونسته اون ماسک دختری که از تراما خوب شده رو پیدا کنه، و الان با اون ماسک داره ادامه میده. در مورد پایان اپیزود ۴ به نظرم باید هنوز قسمت‌های دیگه رو ببینیم شاید قرار نیست اونجوری که تو بازی اتفاق افتاده اینجا هم کلمه به کلمه پیش بره! شاید مثلا یکروز بعدش الی با دینا دعواش بشه بگه تو برام burden هستی! ما هنوز ندیدیم ولی گیمرهای متعصب جمال نمیدن😅
پارت دو مشکل روایی بسیار داشت و من تو سریال بشدت بهبود میبینم!
تا ابد نیاز نیس تو تروما بمونه همونطور که تو بازی هم الی اخر بازی ول کرد همه چیز و تروماشم اوکی شد.
بحث اینه که چند روز بعد کشته شدن عزیزترین فرد زندگیت شاد و خوشحال نباشی - اونم تو دنیای اخرالزمانی که پیدا کردن یه خانواده سخت ترین چیز ممکنه.

عزیز هر کسی هم تو واقعیت بمیره حداقل یکی دو هفته آدم غمگین میشه نه اینکه دو سه روز بعدش نیشش تا بناگوش باز باشه و به هر پدیده ای بخنده مثه بلارمزی :D

.​
بحث بازی که داستانش جداست و من هیچجوری اون تعارف کردنشاون تو کتم نمیره :دی ولی اینجا هم دو سه روز نبود.

یک مسئله دیگه هم که هست تو بازی قشنگ از دینا به عنوان plot device استفاده شده بود اما تو سریال قراره نقش پارتنر الی رو داشته باشه.
بقیه پست‌ها هم ترول هستند ارزش جواب دادنشون رو نمیبینم.
اها پس شما کلا مایکرو فن هستی و بازی رو از یوتیوب دنبال کردی
میخواستی تمام این مدت با این حرفا بد بودن بازی رو زیر سوال ببری و بگی ناقص بود

بابا حلالت
خیلی واقعا سخت بود مچمو بگیری ولی اینقدر زرنگ بودی آخر گرفتی :دی ای ناقلا
 
  • Like
Reactions: Dinosaur
با اینکه فن دوآتیشه سری ام ولی این فصل فعلاً با این 2 تا اپیزود آخر روند خیلی بدی داره! هم چنان به نظرم نبودن تامی پیش جول و نرفتنش قبل الی خیلی انتخاب اشتباهی بود که حتی تو این قسمت هم نمود داشت، بعد شخصیت جردن هم که حذف کردن اصلاً حمله ای نشد به الی و دینا و تو مترو هم که shambler ای نبود! این همه اتفاق و قسمت های جذاب داشته پارت 2 چرا باید اتفاقاتی که داخل گیم بود رو نذارن؟؟ که همه رو بذارن قسمت های آخر؟ ببینیم قسمت های بعدی جواب منطقی ای پیدا می کنیم برای این سؤالات....
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or