منم همه خاطرات خوبم با PS3 و با همین Kz2 شروع شد.یادش بخیر قبل از عرضه بازی با دیدن اولین ویدیو ازش جو بازی بدجوری دلمو برد واسه همین یک ماه قبل از عرضه بازی Ps3 خریدم تا بتونم Kz2 بازی کنم.بعد از خرید بازی به حدی معتاد مولتیش شدم که اگه یک روز بازیش نمیکردم بدنم درد میگرفت.اون تورنمنت که داری میگی منم یادمه اتفاقا قرار بود کلن ما هم که همشون به غیر از من ایتالیایی بودن توش شرکت کنه ولی معلوم نشد آخرش چی شد.در کل خاطره خوش من با Ps3 و با جناب Kz2 بدجور گره کوره خورده:dیکی از عجیب ترین خاطرات بازیبازی من : سال 2009 داشتیم KILLZONE 2 بازی میکردیم که تورنومنت کلن های دنیا بود . تیم اول 60 هزار دلار برنده میشد . خب خلاصه ما رو به یه کلن معرفی کردن تا روزی که شانس داشتیم رفتیم فینال بهم پیام میدادن برنده PSN کارت از سونی بعنوان جایزه ! حدود 1000 تای میشد !! رفتیم فینال با خرهای KZ رو برو شدیم . لا مصب بازیشون خدایی خوب بود . 7-0 باختیمولی درعوض 1000 دلار جایزه گرفتیم
![]()
ده چرا ؟؟ مگه میشه همچین چیزی چی جوری شده بود مگه ؟خاطره ؟
بیخیال !!!
من تنها چیزی که از PS3 به یادم مونده اینه که هنوز ۵ تا بازی نرفته سوخت![]()
عجب حالي بهتون داد:dمنم يه مدت پلي 3 رو فروختم بجاش ايكس باكس گرفتم رفتم بازي براش بخرم(تو شهرستان ما فقط يه مغازه بازي ايكس باكس مياره)يارو گفت هر حلقه 12 تومن!!منم ناچار شدم هيلو 4 رو گرفتم بعدش دو تا بازي ديگه گرفتم كه كلا به ازاي 3 ديسك 36ت هزينه پرداخت كردم!ديگه احساس كردم يارو مارو با گوشهاي دراز و پوست مخلي ميبينه:dرفتم ايكس باكس رو فروختم بجاش بازم پلي 3 گرفتم كه واسه هرديسك 1500ت هزينه ميكنم:dالان احساس خوشبختي بهم دست ميده وقتي كه با پلي 3 بازي ميكنم:dیادش به خیر همین امروز ورژن 4.40 را روی ps3 نصب کردم کپی خورش پریدحالا اگه راهی پیدا نشه مجبورم با بازی های اورجینال فقط 120000 تومانی حال کنم---------- نوشته در 10:29 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 10:22 PM ارسال شده بود ----------رفتم بازی کپی بگیرم هر بازی 7000 تومان برام آب خوردرفتم یه جای دیگه همونا رو گفت هر کدوم 3000 تومانتازه دو تا از بازی ها هم خراب بود یعنی 30000 تومان ضرر که معادل 10 تا بازی می شه که خیلی بهم حال داد.
گفتن باو بازی چی داری حالا منم فقط gow3 داشتم
اقا خلاصه سیو رو لود کردن و بعد منم تا انجاش رفته بودم که باس بری نزدیک اون یارو دیگ خودتون بدونین دیگه :d منم تا دیدم
) خلاصه دیگه نمی دونستم چی کنم رفتم به 1 بهانهه ای بیرون امدم پیش خودم گفتم خیلی خیته دیگه ~



منم
دیدم پسر عموم 31 سالشه گفت مهدی عجب بازیی فیلمش هم هست ؟ :d منم گفتم نه ولی فیلم دارم همچین
:blushing:
....
نميدونستم چيكار كنم كلي عرق كرده بودم دستو پام ميلزديد اون زنه(Aphrodite) فكر كنم هم داشت مث ... رو تخت اينورو اونور ميشد كه يدفعه Yes و No اومد !
منم به طرز خيلي تابلويي(اخه خودم حس كردم كه خيلي تابلو بودم) گفتم اين چي هست؟ دقيقا همينو گفتم با صداي لرزون و No رو زدم و اصلا هم داداشمو نگاه نكردم كه بهم چيزي بگه و به بازيم ادامه دادم :d
جلو دوتا از داداشام
و اينطور شد كه مجبور شدم بازيشو عوض كنم
فرداي اون روز وقتي همه خواب بودن خودم تنهايي اونجارو رفتم 
خاطره ؟
بیخیال !!!
من تنها چیزی که از PS3 به یادم مونده اینه که هنوز ۵ تا بازی نرفته سوخت![]()
