اون مرحله آخر که دختره میفته دنبالت و باید فرار کنی خیلی وحشتناک بود، هنوز بعضی وقت ها کابوسش رو می بینم![]()
![]()
من دیگه هیچ وقت نرسیدم مرحله آخر,همون دو تا مونده به آخری ولش کردم!!!
آخه سگام قرضی بود و مجبور شدم پسش بدم!!!

من مرده ی اون سوت کمکیش بودم!!!!:d

:biggrin1:
می نشستم هی از اول می رفتم هر موقع هم می رسیدم به همون مرحله غار یا از خستگی چشمم میپاچید رو تلویزیون، یا تمام جون هامو از دست می دادم و هیچ راه برگشتی هم نبود


جالبه