Red Dead Redemption 2 >| *** تاپیک اسپویل داستانی *** |<

زیباترین صحنه ها و دیالوگ های بازی در مراحل پایانی از نظر شما کدامیک هستند .

  • سرخوردگی داچ وندرلیند پس از گذشت سالها

  • تعبیر فلسفه زندگی و آزادی در مراحل پایانی ، از دید آرتور مورگان

  • تلاش آرتور مورگان برای تغییر در جان مارستون

  • جان : تو همیشه یه نقشه ای داری . داچ : این یکی خوبه . (داچ تفنگشو میندازه !)

  • تماشای طلوع خورشید در هنگام رها شدن آرتور مورگان

  • شلیک داچ به مایکل

  • آرتور : پس برنامه درستی نداری ، ادلر : چرا یکی دارم بیا تمومش کنیم ! (میره توی دل دشمن !)

  • اوج گرفتن احساسات و ارتباطات بین آرتور مورگان و افراد گروه

  • جان مارستون : آرتور ؛ تو برادر منی

  • تجدید دیدار با افراد گنگ

  • این خیلی صاف نیست ، آرتور : اونها میتونن روی سنگ قبر من ازش استفاده کنن

  • آرتور : من میترسم ؛ راهبه : چیزی برای ترسیدن وجود نداره آقای مورگان


Results are only viewable after voting.

xxxmah

کاربر سایت
Feb 18, 2013
425
نام
محمد
شما پست اول به اون بزرگی رو ندیدی؟؟؟
شما فرض کن هر روز حداقل تو این یک ماهه بنده سر میزدم به تاپیک رد دد ببینم از مراحل فرعی یا حیوانات دوستان چیز جدیدی کشف کزدن یا نه ! بعد امروز اتفاقی باز کزدم اومدم اینجا .

شما خودت تو تصویر پایین به من بگو این کدوم تاپیکه؟؟ اسپولیه یا بدون اسپویله؟ من الان میبایست از کجا بدوم این همون تاپیکه که تو این یک ماهه هی سر میزدم بهش؟ تشابه اسمی اینقدر آخه؟

Untitled.png

حالا کاریه که شده مشکلی هم نیست
 

ROULY

Inside The R★
Gold User
Nov 18, 2010
3,021
نام
Ruhollah
بازی شدیدا نیاز مستعد یه dlc داستانی جدید هست
اون هم مپ دست نخورده که بعد از اتمام بازی قابل گشت و گذار هست با اضافه مکزیک که لو رفت که قابل استفاده هست نشون میده این بازی هنوز کشش داستانی داره
حالا با چه کاراکتری واقعا خدا میدونه
شاید با سیدی ادلر
 

Siavash_MH

FCB
کاربر سایت
Apr 10, 2011
3,484
بازی شدیدا نیاز مستعد یه dlc داستانی جدید هست
اون هم مپ دست نخورده که بعد از اتمام بازی قابل گشت و گذار هست با اضافه مکزیک که لو رفت که قابل استفاده هست نشون میده این بازی هنوز کشش داستانی داره
حالا با چه کاراکتری واقعا خدا میدونه
شاید با سیدی ادلر
اپیلوگ بازی نشون داد سیدی چه شخصیت خفنیه اصلا ازش خوب استفاده نکردن امیدوارم یه dlc مکزیک بدن اینم باشه
---------
بنظرم یکی از بهترین لحظات داستان بازی بخشی که سرخپوستا میان واقعا عالیه اون ماموریتا، این کشمکش داچ و آرتور وسطای بازی خیلی تکراری میشه ولی جمع بندی خوبی داره از موقعی که آرتور مریضیش شدید میشه خط داستانی بازی اوج خفنی میگیره که‌ خیلی خوبه اون لست راید بازی با اون موزیک بینظیرش محشر‌ بود کلا آرتور‌ بهترین کارکتریه که راکستار ساخته
 

ROULY

Inside The R★
Gold User
Nov 18, 2010
3,021
نام
Ruhollah
اپیلوگ بازی نشون داد سیدی چه شخصیت خفنیه اصلا ازش خوب استفاده نکردن امیدوارم یه dlc مکزیک بدن اینم باشه
---------
بنظرم یکی از بهترین لحظات داستان بازی بخشی که سرخپوستا میان واقعا عالیه اون ماموریتا، این کشمکش داچ و آرتور وسطای بازی خیلی تکراری میشه ولی جمع بندی خوبی داره از موقعی که آرتور مریضیش شدید میشه خط داستانی بازی اوج خفنی میگیره که‌ خیلی خوبه اون لست راید بازی با اون موزیک بینظیرش محشر‌ بود کلا آرتور‌ بهترین کارکتریه که راکستار ساخته
واقعا موافقم
اگر دقت کرده باشی جان و سیدی و چارلز مرحله اخر که میخوان برن سراغ میکا تو مکالماتشون میگن که هرکدوم بعد کشتن میکا دوست دارن کجا برن که چارلز میگه برم کانادا و اونجا زن بگیرم و سیدی میگه که شاید برم جنوب آمریکا

بهترین کاراکتر تاریخ راکستار جان مارستون بود که آرتور از اونم بیشتر به دلم نشست و نمیدونم راکستار چه علاقه ای داره کرکترهای محبوبی که ساخته رو اینطور میکشه
امیدوارم تو dlc یا rdr بعدی بازم به نحوی آرتور رو ببینیم

راستی کسایی که بازی رو تموم کردن حتما برید و بقیه اعضای گنگ رو پیدا کنید مثل مری و تیلی د آشپز پیرسون و rain falls و بقیه
یه سر هم سرقبر آرتور برید و براش یه فاتحه بخونید
قبرش همونجایی هست که کشته شد
 
آخرین ویرایش:

Syamak8808

کاربر سایت
Sep 6, 2018
361
واقعا موافقم
اگر دقت کرده باشی جان و سیدی و چارلز مرحله اخر که میخوان برن سراغ میکا تو مکالماتشون میگن که هرکدوم بعد کشتن میکا دوست دارن کجا برن که چارلز میگه برم کانادا و اونجا زن بگیرم و سیدی میگه که شاید برم جنوب آمریکا

بهترین کاراکتر تاریخ راکستار جان مارستون بود که آرتور از اونم بیشتر به دلم نشست و نمیدونم راکستار چه علاقه ای داره کرکترهای محبوبی که ساخته رو اینطور میکشه
امیدوارم تو dlc یا rdr بعدی بازم به نحوی آرتور رو ببینیم

راستی کسایی که بازی رو تموم کردن حتما برید و بقیه اعضای گنگ رو پیدا کنید مثل مری و تیلی د آشپز پیرسون و rain falls و بقیه
یه سر هم سرقبر آرتور برید و براش یه فاتحه بخونید
قبرش همونجایی هست که کشته شد
راستی سیدی شوهرش کیه؟

Sent from my BND-L21 using Tapatalk
 

SHAYAN1999

کاربر سایت
Sep 19, 2014
1,071
دوستان چهار تا پایان بازی چطوریه اگه میشه نحوه رسیدن به هر کدوم رو توضیح بدید؟
 

vayne solidor

کاربر سایت
Jan 12, 2007
1,658
نام
حسین
دوستان چهار تا پایان بازی چطوریه اگه میشه نحوه رسیدن به هر کدوم رو توضیح بدید؟
چهارتا پایان نداره در واقع بهتره بگیم ۴ تا روایت مختلف برای مرگ ارتور هستش .تو مرحله اخر چپتر ۶ اونجا که بهت حق انتخاب میده که کمک مارستون کنی یا بری دنبال پول ها اگه بری کمک مارستون از کوه میری بالا بعد از مارستون جدا میشی میکا میاد باهاش میجنگی داچ هم میاد اگه آنرت پایین باشه میکا با یه گلوله تو سرت میکشتت اگه آنرت بالا باشه ولت میکنن میرن تو هم از بیماری سل که داری با لبخندی به لب میمیری.اگه بری دنبال پول میری تو غار بازم میکا و داچ میان اگه آنرت کم باشه با چاقو کشته میشی اگه آنرت بالا باشه در اثر بیماریت میمیری.
 

Kiami

کاربر سایت
Dec 10, 2010
1,923
چه حالي ازم گرفت راك استار پنجشنبه شبي:D من نمي دونم چه سيستميه تو اين سري بازي كه كاراكتر هاي به اين پرفكتي رو يكي يكي مي كشن برادران هاوسر ! نكنيد اقا ما با اين كاراكترا كلي ارتباط برقرار مي كنيم و اخر سر همش بالا سر قبر طرفيم :|اصلا فكرشم نمي كردم ارتور بميره و تو كل بازي با اينكه همش منتظر يه فرصت بودم كه يه ماموريت با جان مارستن كبير برم ولي از لحظه مرگ ارتور و به دست گرفتن كنترل جان حالم گرفته شد ! چقدر خوب بود شخصيت پردازي ارتور و چه حيف كه مرد . كلي باهاش كار داشتم تو مپ ولي چند تا ماموريت اخر خيلي ضربتي بود و بعدم مرگ ! امون بديد بابا :| يادمه يكي از منتقد هاي بازي راجع به داستان نوشته بود جسارت نسخه اول رو نداره !! فاز طرف چي بوده نمي دونم ولي جسارت بيشتر از اين من نديدم واقعا ! هند بود سينما رو به اتيش مي كشيدن :D تنها ايراد داستان واسه من صحنه اخر بازي و حركت داچ بود ! خيلي جالب و منطقي نبود شليك به مايكل توسط داچ ! يهو طرف منقلب ميشه بعد اينهمه سال اونم يه رئيس دار و دسته دزدا ! كلام اخر اينكه ممنونيم از راك استار و منتظريم واسه نسخه سوم !!

p.s : مكزيك كه نميشه بري تو بازي ؟ قسمت هايي كه تو نقشه نسخه قبلي بود مقداريش تو اين نسخه هست ولي هيچ ماموريتي توش نداد . خودمم رفتم يه ذره اون ورا گشتم خبري نبود !
 

ROULY

Inside The R★
Gold User
Nov 18, 2010
3,021
نام
Ruhollah
چه حالي ازم گرفت راك استار پنجشنبه شبي:D من نمي دونم چه سيستميه تو اين سري بازي كه كاراكتر هاي به اين پرفكتي رو يكي يكي مي كشن برادران هاوسر ! نكنيد اقا ما با اين كاراكترا كلي ارتباط برقرار مي كنيم و اخر سر همش بالا سر قبر طرفيم :|اصلا فكرشم نمي كردم ارتور بميره و تو كل بازي با اينكه همش منتظر يه فرصت بودم كه يه ماموريت با جان مارستن كبير برم ولي از لحظه مرگ ارتور و به دست گرفتن كنترل جان حالم گرفته شد ! چقدر خوب بود شخصيت پردازي ارتور و چه حيف كه مرد . كلي باهاش كار داشتم تو مپ ولي چند تا ماموريت اخر خيلي ضربتي بود و بعدم مرگ ! امون بديد بابا :| يادمه يكي از منتقد هاي بازي راجع به داستان نوشته بود جسارت نسخه اول رو نداره !! فاز طرف چي بوده نمي دونم ولي جسارت بيشتر از اين من نديدم واقعا ! هند بود سينما رو به اتيش مي كشيدن :D تنها ايراد داستان واسه من صحنه اخر بازي و حركت داچ بود ! خيلي جالب و منطقي نبود شليك به مايكل توسط داچ ! يهو طرف منقلب ميشه بعد اينهمه سال اونم يه رئيس دار و دسته دزدا ! كلام اخر اينكه ممنونيم از راك استار و منتظريم واسه نسخه سوم !!

p.s : مكزيك كه نميشه بري تو بازي ؟ قسمت هايي كه تو نقشه نسخه قبلي بود مقداريش تو اين نسخه هست ولي هيچ ماموريتي توش نداد . خودمم رفتم يه ذره اون ورا گشتم خبري نبود !
داچ آدم تماما سیاهی نبود
میشه گفت خاکستری بود
واقعا اهدافش بود که به این راه کشونده بودش..
وقتی جان تو مرحله اخر تمامی اعضای مایکا رو قتل عام میکنه، داچ بهترین فرصت رو استفاده میکنه که از شر مایکا راحت بشه بخصوص که معلوم بود هنوزم بخاطر آرتور با خودش صاف نبود
یکجور عذاب وجدان
یکجور حس پدری که باعث مرگ فرزندش شده
دیدید که حتی پولها و طلاها هم براش دیگه مهم نبود..
خلاصه بگم داچ برای اهدافش آدم میکشت همونطور که جان مارستون هم برای خانوادش آدم میکشت.
من داچ و جان رو تو یه سطح میبینم از نظر همون تم شخصیتی که بالا گفتم
همگی میدونیم که جان مارستن تو نسخه اول بخاطر خانوادش چه کارها که نکرد
ولی در مورد داچ:
داچ دو قطبی بود
یه قطب سرکش و بیرحم و یه قطب رئوف و سخاوتمند
داچ عملا از وقتی بهم ریخت که هوسیا رو از دست داد
هوسیا قطب سرکش داچ رو تو این سالها با منطقی که داشت کنترل میکرد اما وقتی هوسیا کشته شد دیگه داچ دیوونه شد
اما در مورد آرتور
من آرتور رو فداکارترین کرکتر میبینم
خانواده ای نداشت که براش خودشو فدا کنه اما همه اعضای گنگ براش خانوادش بودند
هدف آرتور چی بود؟
شاید همگی فکر کنید آرتور در مورد وفاداری به داچ دچار تزلزل شد تا جایی که حتی در پاسخ به سوال جان در مورد وفاداری دیدید که چطور پاسخش رو دار اما من میگم آرتور تا آخرین لحظه وفادار بود .وقتی برگشت به کمپ که مایکا رو رسوا کنه با اینکه خیانت داچ رو دوبار در مورد خودش و جان دیده بود بازهم داچ اونقدر براش مهم بود که بازم خطابش به داچ بود.
آرتور دیگه نمی خواست وفادار به آرمانهای گنگ باشه و نه داچ..
آرتور واقعا منو تحت تاثیر قرار داد. سنگ صبور همه اعضا بود و این بود که آرتور رو بزرگ میکرد حتی خیلی بزرگتر از جان..
آرتور وقتی از بلایی که سر خانواده داونز آورد آگاه شد دیگه به یه پوچی رسید حتی قبل از اینکه متوجه مریضیش بشه
دیدید که چطور هوای همسر و فرزند اون بدبخت رو داشت
آرتور انقدر بزرگ بود که وقتی نامزدش بهش گفت بیا تا باهم فرار کنیم و یه زندگی جدید تشکیل بدیم بخاطر اینکه یه قانون گریز بود حاضر نشد نامزدش رو تو خطر بندازه ولی جان اینکارو کرد و نتیجه اشم توی نسخه اول دیدیم
 
آخرین ویرایش:

Kiami

کاربر سایت
Dec 10, 2010
1,923
داچ آدم تماما سیاهی نبود
میشه گفت خاکستری بود
واقعا اهدافش بود که به این راه کشونده بودش..
وقتی جان تو مرحله اخر تمامی اعضای مایکا رو قتل عام میکنه، داچ بهترین فرصت رو استفاده میکنه که از شر مایکا راحت بشه بخصوص که معلوم بود هنوزم بخاطر آرتور با خودش صاف نبود
یکجور عذاب وجدان
یکجور حس پدری که باعث مرگ فرزندش شده
دیدید که حتی پولها و طلاها هم براش دیگه مهم نبود..
خلاصه بگم داچ برای اهدافش آدم میکشت همونطور که جان مارستون هم برای خانوادش آدم میکشت.
من داچ و جان رو تو یه سطح میبینم از نظر همون تم شخصیتی که بالا گفتم
همگی میدونیم که جان مارستن تو نسخه اول بخاطر خانوادش چه کارها که نکرد
ولی در مورد داچ:
داچ دو قطبی بود
یه قطب سرکش و بیرحم و یه قطب رئوف و سخاوتمند
داچ عملا از وقتی بهم ریخت که هوسیا رو از دست داد
هوسیا قطب سرکش داچ رو تو این سالها با منطقی که داشت کنترل میکرد اما وقتی هوسیا کشته شد دیگه داچ دیوونه شد
اما در مورد آرتور
من آرتور رو فداکارترین کرکتر میبینم
خانواده ای نداشت که براش خودشو فدا کنه اما همه اعضای گنگ براش خانوادش بودند
هدف آرتور چی بود؟
شاید همگی فکر کنید آرتور در مورد وفاداری به داچ دچار تزلزل شد تا جایی که حتی در پاسخ به سوال جان در مورد وفاداری دیدید که چطور پاسخش رو دار اما من میگم آرتور تا آخرین لحظه وفادار بود .وقتی برگشت به کمپ که مایکا رو رسوا کنه با اینکه خیانت داچ رو دوبار در مورد خودش و جان دیده بود بازهم داچ اونقدر براش مهم بود که بازم خطابش به داچ بود.
آرتور دیگه نمی خواست وفادار به آرمانهای گنگ باشه و نه داچ..
آرتور واقعا منو تحت تاثیر قرار داد. سنگ صبور همه اعضا بود و این بود که آرتور رو بزرگ میکرد حتی خیلی بزرگتر از جان..
آرتور وقتی از بلایی که سر خانواده داونر آورد آگاه شد دیگه یه یه پوچی رسید حتی قبل از اینکه متوجه مریضیش بشه
دیدید که چطور هوای همسر و فرزند اون بدبخت رو داشت
آرتور انقدر بزرگ بود که وقتی نامزدش بهش گفت بیا تا باهم فرار کنیم و یه زندگی جدید تشکیل بدیم بخاطر اینکه یه قانون گریز بود حاضر نشد نامزدش رو تو خطر بندازه ولی جان اینکارو کرد و نتیجه اشم توی نسخه اول دیدیم
با اين اوصاف و با حركتي كه جان مارستن تو نسخه اول رو داچ زد خيلي كار نامردي كرده جان مارستن ! داچ جونشو نجات داد و به مايكل شليك كرد ولي جان بعد ها به خاطر تهديد كلانترها و حفظ خونوادش مي ره داچي رو مي كشه كه اينجا نجاتش داد !
 

ROULY

Inside The R★
Gold User
Nov 18, 2010
3,021
نام
Ruhollah
با اين اوصاف و با حركتي كه جان مارستن تو نسخه اول رو داچ زد خيلي كار نامردي كرده جان مارستن ! داچ جونشو نجات داد و به مايكل شليك كرد ولي جان بعد ها به خاطر تهديد كلانترها و حفظ خونوادش مي ره داچي رو مي كشه كه اينجا نجاتش داد !
البته داچ دیگه تو اواخر نسخه اول آدم تباهی شده بود یکجورایی حقش بود
جان ازش کینه داشت
یکبار رهاش کرده بود
ممکن بود جان اینو هم ببخشه اما بخاطر خانوداش هرکاری که لازم بود رو میکرد

میدونی تو پست قبلم گفتم که آرتور چطور نامزدش رو رها کرد که خطری تهدیدش نکنه
یکجور فداکاری محض
جان مارستون تو سکانس پایانی نسخه قبل به این باور میرسه که دیگه بودنش چیزی جز دردسر نداره برا خانوادش
خودشو فدا کرد تا اونا دیگه امن باشن
اینجا بود که جان رستگار میشه
شاید اگر جان کشته نمیشد انقدر کرکتر تحسین برانگیزی نمیشد
دقیقا در مورد آرتور هم همین قضیه صدق میکنه
داستان رستگاری یک و دو
 

Syamak8808

کاربر سایت
Sep 6, 2018
361
البته داچ دیگه تو اواخر نسخه اول آدم تباهی شده بود یکجورایی حقش بود
جان ازش کینه داشت
یکبار رهاش کرده بود
ممکن بود جان اینو هم ببخشه اما بخاطر خانوداش هرکاری که لازم بود رو میکرد

میدونی تو پست قبلم گفتم که آرتور چطور نامزدش رو رها کرد که خطری تهدیدش نکنه
یکجور فداکاری محض
جان مارستون تو سکانس پایانی نسخه قبل به این باور میرسه که دیگه بودنش چیزی جز دردسر نداره برا خانوادش
خودشو فدا کرد تا اونا دیگه امن باشن
اینجا بود که جان رستگار میشه
شاید اگر جان کشته نمیشد انقدر کرکتر تحسین برانگیزی نمیشد
دقیقا در مورد آرتور هم همین قضیه صدق میکنه
داستان رستگاری یک و دو
استاد این سیدی اولش یه خانم ترسو بود بعدا چجوری شد این پهلون؟ سوال دوم نمیشه باهاش ازدواج کرد بدجوری رفته تو دلم

Sent from my BND-L21 using Tapatalk
 

Kiami

کاربر سایت
Dec 10, 2010
1,923
امروز رفتم مرز مكزيك و امريكا ! يه سري لاشخور مكزيكي سر راهم سبز شدن و با خنده ازم ويسكي امريكايي مي خواستن !! منم به راهم ادامه دادم ديدم ول كن نيستن ! ويسكي با شاتگان دادم بزنن حال كنن :D چقد توجه به جزئيات اخه !همينجوري تو بازي بچرخي واسه خودت كلي داستان درست مي شه . اقا كسي جوابي نداد تو اين مرز مكزيك ماموريتي چيزي نيست ؟ سكرت اندينگ اينا كه نداره ؟
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟