Rate your last seen movie (قوانین پست اول حتما رعایت شود)

Darkfie1d

Lux Omnia Vincit
Loyal Member
  • اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید داخل تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه. برای این کار گزینه "+ نقل قول" رو پایین سمت چپ پست مورد نظرتون بزنید تا پست انتخاب بشه بعد داخل تاپیک Movie Center از ادیتور گزینه
    1620238607876.png
    رو بزنید و پست مورد نظرتون رو اونجا نقل قول کنید.

  • لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
  • عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.
  • دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
  • نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
  • از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید

امکان ویرایش قوانین وجود داره .
 
چه نیازی هست که اصلا باشه. هیچکدوم از کاراکترهای فیلم حتی کاراکترهای مرد به غیر از هل اهمیت چندانی ندارن چون فیلم اصلا فیلم شخصیت محوری نیست و narrative کاملا با اکثر فیلمها متفاوته حالا چه اهمیتی داره زن باشه یا مرد. من واقعا دلیل حرفت رو متوجه نمی شم.
اگه جملم رو کامل خونده باشی خودمم نوشتم:"لبته نمیگم حالا مهمه بودن یا نبودن ولی چرا نباید یه همچین شخصیتی تو فیلمای کوبریک وجود داشته باشه؟:
تاکیدم بیشتر روی سواله.
بحث فیلم رو همین بررسی درونیات مرد و زنه.حالا کروز به یه فاحشه بر می خوره. یا زن دیگه ای دقیقا در جایگاه کروز همین مشکلات زناشویی رو داره.
به خدا من می دونم کوبریک چی میخواسته بگه و حرفش چی بوده.حرف من روی اینه که چرا تو یک شب به هرزنی که برمی خوره مشکل داره.اول از همه زن خودش،بعد اون زنی که میره خونشون،بعد اون زن بدکاره،بعد دختر لباس فروشه...بعد هم که تو مهمونی....خب به این چی میگن؟زیاده روی ، بدبینی ... نمی دونم.
همین سکانس شخصیتی که کیدمن بتصویر درمیاره نشان از شخصیت بسیار قدرتمندترش نسبت به کروزه.
اخه چرا؟ یعنی چون حالا اون حرفی رو که به کروز می زنه با خندس و بدون هیچ پشیمونی و ناراحتی نشون دهنده ی شخصیت قدرتمنده کیدمنه.یا منظورت چیز دیگه ایه.ولی به نظر من هیچکدوم شخصیت قوی ای نداشتن.
اولا مقایسه ی فیلم با Scream خیلی غیر منصفانه اس و بنظرم اصلا قابل مقایسه نیست

من خود فیلمها رو منظورم نبود.بیشتر شخصیت دووال که منرو یاد دخترهای حال به هم زن و بی عرضه ای که با جیغ هاشون گوش ادم رو کر میکنن و ادم ارزو میکنه هر چی زودتر بمیرن میندازه:biggrin1:.البته تا حدودی.حالا با توضیحاتت یعنی منظورت اینه که این تغییر در داستان رو بدلیل جنبه های دراماتیک انجام داده به نظر من خیلی جالب در نیومده.(من خودم درخشش رو خیلی دوست دارم).
[
چون سابجکتهایی هم که برای فیلماش انتخاب کرده خوشایند نیست
خب مسئله همینجاس.چرا باید تمام سوژه هاش رو اینجوری انتخاب کنه.البته نمیگم بدکاری کرده یا نه ولی حداقل نشوندهنده ی نوع نگاهش که هست.مثلا فکر کن کوبریک بعد از 2001 و پرتقال کوکی میومد SCI-FI مثل ET میساخت بد بود؟ولی این حرف الان خنده دار به نظر میاد.چرا؟بر میگرده به طرز فکر ما در مورد کوبریک با توجه به فیلمایی که ازش دیدیم.ولی همین اسپیلبرگ که ای تی رو میسازه بعدش میاد فیلمی مثل گزارش اقلیت رو میسازه که نگاه تقریبا بد بینانه ای داره.امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.
اتفاقا کوبریک خیلی خوب دیده قضیه رو
یعنی تو به این میگی نگاه خوب!
یعنی از بین رفتن دنیا خوبه!از این بدتر هم مگه میشه:((
اتفاقا به نظر من لحن کمیکی که کوبریک برای فیلم انتخاب کرده فیلم رو خیلی گزنده تر کرده.
پس اونموقع Fail Safe ه لومت چیه
ندیدم متاسفانه.
این اوج بدبینی بود یا اخطار؟
تا حدود زیادی بدبینی نسبت به تکنولوژِی و پیشرفتش.
کاپرا و بسیاری دیگه مخصوصا در هالیوود
اخه چه ربطی داره به کاپرا و بقیه.حرف من سر کوبریک و طرز فکرشه.
میکنم که اگه قضیه سابجکتیوه و تو هیچکاک رو به کوبریک ترجیح می دی و من کوبریک رو به هیچکاک قضیه فرق می کنه
دقیقا!من اصلا قصدم که کدوم بهتره یا بدتره نبود!خودت شروع کردی:biggrin1:.حرف من فقط این بود که که کارای هیچکاک entertaining ترن.
این نوع فیلما که تعدادشون خیلی معدوده چون خیلی accessible نیستن و مشکل هم همینجاست.
باید هم همینجوری باشه.اگه قرار بود تعداد اینجور فیلما زیاد بود که دیگه اون وجه سرگرمی و تفریحی فیلم از بین میرفت.به نظر من همین تعداد فیلمایی که برای نشون دادن معضلات و مشکلات ساخته شدن زیاد هم هستن.چون مردم خودشون اینقدر مشکل دارن که واقعا کسی رغبت نمیکنه حتی همینا رو هم ببینه.
راستی میدونی که سینمای هیچکاک هم خیلی سینمای مرد سالارانه اییه
شوخی میکنی!!والا ما تا اونجایی که دیدیم همیشه در کنار شخصیت اصلی مرد فیلم یه شخصیت زن تاثیر گذار و قوی هست.نمونشم پنجره عقبی و روانی و شمال از شمال غربی کلا اکثر فیلمایی که ازش دیدم.
من فقط درباره ی خودم می گم اونم اینکه از هر نوع فیلمی انتظارات خودش رو دارم با توجه به ژانرش و مسائل دیگه و نه یه انتظار از پیش تعیین شده. بنظرم آدم از هر فیلمی بخاطر اون چیزی که هست باید لذت ببره.
خب منم که همینو گفتم.
ولی من دیدم
به نظرم داری زیادی طرفداری میکنی.اصلا یه چیز مشخصه که تعداد افرادی که این فیلم رو میبینن و بدشون میاد از تعداد کسایی که از فیلم خوششون میاد بسیار بیشتره.چون همه عین ما نیست که برن 20 تا مقاله و نقد و چیزای دیگه بخونن تا از فیلم سردر بیارن.
------------------------------------------------
راستش حرف من در مورد جایگاه زن تو فیلمای کوبریک همون حرفی بود که خودت همون اول گفتی:
این نکته ی درستیه که در فیلمهای کوبریک تقریبا از اولین فیلم تا آخر تعداد محدودی شخصیت زن وجود داره. یعنی که یا تعداد شخصیت زن کمه یا هدف محدودی دارن و یا در مجموع در فیلم برای ارضای مرد گذاشته شدن.
حالا من بیشتر دلیل این رو میخواستم بدونم که بحث به جاهای دیگه رسید.
واقعا دلتون میاد به همچین گوهرهایی این دیدگاه رو داشته باشین؟!
حالا جدا از این که من خودم این فیلم رو شاهکار نمیدونم ولی چند بار قبلا گفتم که این فیلم حرفایی خیلی زیادی برای گفتن داره.با اینکه کوبریک نتونسته همش رو انتقال بده.بحث من سر یکسری نکات جزئیه مثل این:
وقتی مرد از اعتراف زن باخبر میشه یه نوع عدم شناخت در ش ایجاد میشه ولی چون آلیس اراده ی قوی تری نسبت به مرد داره با اعترافش مضحکانش پوزخند به قهرمان داستان میزنه که تاکید بر همین قدرتشه
که چند خط بالاتر سوالم رو در این مورد پرسدم.
خوشحال شدم بالاخره یکی از این کوبریک دفاع کرد....
اردلان جان فکر می کنم یه خورده بد متوجه شدی...که مثلا من الان تو جبهه مقابلمو دارم از کوبریک بد میگم.همون حسی که تو نسبت به هیچکاک داری من نسبت به کوبریک دارم و واقعا جزو کارگردانای محبوبمه.تولدشم مبارک(چه قدر ادم گنده امروز به دنیا اومده).
 
آخرین ویرایش:
ولی چرا نباید یه همچین شخصیتی تو فیلمای کوبریک وجود داشته باشه؟
جواب منم اینه که چه نیازی هست که بوده باشه...چون تعداد شخصیت زن کمه پس برداشت می کنیم دیدش منفیه؟؟یه موقع هم نیاز بوده مثه لولیتا. سابجکتهای دیگه ای که انتخاب کرده نیازی به شخصیت زن نبوده جدا حالا اگه می خوایم از این دید منفی برداشت کنیم که چون کوبریک تعداد شخصیت زنش محدوده پس دید منفی داره که نمی شه که....مثال 2001 هم جدا بی ربطترین بود:biggrin1:
حرف من روی اینه که چرا تو یک شب به هرزنی که برمی خوره مشکل داره.اول از همه زن خودش،بعد اون زنی که میره خونشون،بعد اون زن بدکاره،بعد دختر لباس فروشه...بعد هم که تو مهمونی....خب به این چی میگن؟زیاده روی ، بدبینی ... نمی دونم.
خب امیر من فکر می کنم که تو اصلا مبنای EWS و بقیه کارای کوبریک رو متوجه نشدی. باید کاملا به این موضوع توجه کنی که کارایی که کوبریک سعی کرده درش به بررسی جامعه ی مدرن بپردازه هیچکدوم realistiic نیستن و همیشه مخلوطی از خواب و رویا و بیداری, سورئال و واقعیتن(مشکلی که تو استرنجلاو و کلاکورک هم داری)
اینجا هم در EWS تفاوت خیلی کمی بین رویا و واقعیت وجود داره و از طریق همین ویژگی کوبریک به بررسی مسائل می پردازه. کوبریک کارگردان رکیه براش مهم نیست که کسی منفی برداشت کنه یا مثبت. جلوه ای از واقعیت(نه واقعیت) رو جلوت می ذاره یا پسش می زنی یا باهاش همراه می شی. شخصا احساس می کنم که تو پس می زنی.
باید توجه داشته باشی که EWS سفر رویاگونه ی فردیه به سمت کشف درونیات جنسی خودش. وقتی آلیس به هارفورد درباره ی خیالاتش برای مرد دیگه ای حرف می زنه. هارفورد براش سوالاتی بوجود میاد و به مسائلی فکر می کنه که یه زمانی براحتی پذیرفته بود اما الان براش جای سوال داره .مثل وفاداری و عشق همسرش یا برخورد کلی زن نسبت به سکس. در حالی که در حال پاسخ به این سوالاته نسبت به شهوت obsession پیدا می کنه و شروع به کشف درونیات خودش می کنه.وقتی که کوبریک می خواد حقایق روانشناختی مسئله ای رو بررسی کنه بندرت نیازی پیدا می کنه به سمت واقعگرایی بره و با یه دید سرسری لایه های فیلم شناخته نمی شه مثه سوالات غیر ضروری که برای تو بوجود اومده.
EWS فقط درباره ی سکس و obsession نیست جوری که مثلا می گی هر زنی بهش می خوره مشکل داره. موضوع اینه که کوبریک اینجا داره پتانسیل مخرب ملالت و خستگی که بعد از 9 سال در رابطه ی زناشویی بوجود اومده رو بررسی می کنه و پیامدش رو. از بی اعتمادی روانشناختی و تاثیرش بر بی اعتمادی فیزیکی شروع می کنه تا به خانواده, تعهد و منوگومی.
با توجه به میزان قابل توجه خواستهای جامعه ی معاصر درباره ی تمایلات جنسی و همچنین قطع نشدن میل جنسی بعد از ازدواج, این نکته که زن هارفورد نسبت به مرد دیگه ای رویا پردازی می کنه نکته ی خاصی نیست مهم نوع بیان تمایل آلیس به این کاره که باعث تکون دادن فرضیات ذهنی هارفورد در باره ی زن می شه.فرضیاتی که آلیس رو در برخورد با حقیقت قوی تر نشون می ده. در نظر هارفورد میل زنش به سمت مرد دیگه ای خیانت محسوب می شه چون با توجه به عقیده کلی زنان باید شهوت خودشون رو در محدوده ی committed relationship تجربه کنن اما در مورد مردان خیلی این موضوع صادق نیست و انگار رابطه خارج از محدوده زناشویی موردی ناچیز و بخشیدنییه یا حداقل مردها اینطوری فکر می کنن. همونطور که برات این سوال(حداقل در محدوده ای که فیلم داره بررسی می کنه) بوجود اومده که چرا هر زنی که هارفورد بهش بر می خوره نسبت بهش علاقه جنسی نشون می ده این موضوع دقیقا خودش فشاریه بر قابل قبول بودن یا نبودن و کلا اعتبار داستان یا realistic بودن یا نبودن. اما کوبریک از روی قصد کروز رو انتخاب می کنه چون جذب شدن زنان نسبت بهش مورد کاملا قابل باوریه. همچنین واکنش زنان نسبت به هارفورد بویژه در شبی که فیلم می گذره خیلی چیز غیر عادی نیست .هارفورد برای اولین بار داره با چشم باز واکنش زنان نسبت بهش رو متوجه می شه و برای اولین بار رفتار زنان رو حداقل از دیدی متفاوتی می بینه جوری که حتی متوجه می شه یکی از زنان دقیقه در جایگاه همسرشه. زنی که در جایگاه یک رابطه ی متعهد قرار داره در عین حال بی اهمیت نسبت به فدا کردن رابطش برای رسیدن به میل. تناقضی که در طول سفرش بهش می رسه اینه که جالبه زنان متعهد معمولی از محدوده ی میلیشون چقدر منحرف شدن و از اونور فاحشه ها چقدر انسانی تر برخورد می کنن.
از طرف دیگه کوبریک به دید جامعه نسبت به objectify ه زن نگاه می کنه و این دید در هارفورد از همون ابتدا در مهمونی زیگلر بوجود میاد. فاحشه ای که اوردوز کرده در حالی که در خطر مرگ قرار داره و هارفورد در تلاش برای نجاتشه برای زیگلر چیزی نیست جز یه زن با nice tits:biggrin1: که حتی مرگش براش از لحاظ انسانی اهمیتی نداره یا کلا به هنوان یک فرد براش اهمیتی نداره یا نمی خواد اهمیتی داشته باشه و در واقع زن رو objectify می کنه. بعدا اعترافات زنش و ماریون که باعث بوحود اومدن اغتشاشات ذهنیش می شه به سمت سفری می ره از زنان objectify شده در جامعه. از دومینو تا دختر لباس فروش تا زن بدون چهره ای که ازش برای لذت مردان بدون چهره استفاده می شه.
بعدها هارفورد به مراسم ارجی راه پیدا می کنه. چیزی که ممکنه افراد به عنوان مکانی برای تحقق بخشیدن به عقاید sexism برداشت کنن. اما نکته دقیقا همینه. سکانس دقیقا استعاره اییه از حکم فرماییه مردسالارانه بر تمایلات جنسی و بیس ناخودآگاه ذهنی مرد نسبت به زن. مردانی با استفاده از قدرت و پول در جامعه مکانی رو برای به حقیقت پیوستن رویاهای مردانه بوجود اوردن. مکانی که زنان تقلیل پیدا کردن به آلت جنسی. سکانس ارجی فکر نمی کنم حداقل میانگین رویای مردان باشه اما اکستنشنیه از دورنمای سنتی زن برای مرد و تمایلات جنسی. کوبریک هم این سکانس رو برای تحریک بیننده نذاشته بلکه برای یادآوری و اشاره. EWS فیلم اروتیکی نیست. به غیر از ابتدای فیلم نمایش فیلم از مسائل جنسی بسیار تیز و نقادانه اس. زنان در فیلم خیلی خواستنی و پسندیده نیستن. طرد شدن و حتی براحتی و بدون هیچ اهمیتی کشته می شن اما در عین حال نسبت به مردان خیلی انسانی ترن. زنان و حتی فاحشه ها احساسات و تمایلاتشون در دنیای سرد و حکمفرمای مرد خفه شده. کوبریک هم اینجا به حقیقت خشنی که در خفا و زیر اون چیزی که می دونیم یا حداقل فکر می کنیم می دونیم اشاره می کنه.
بعد از این موضوع هارفورد به جای لذت , ذهنش بیشتر درگیر می شه و درواقع احساس ناراحتی بیشنری می کنه. به خونه ی دومینو می ره تا بتونه میل خفه شده ی درونش رو از اعترافات زنش و مراسمی که دیده تخلیه کنه ولی متوجه می شه دومینو HIV داره. نمونه ی دیگری از الت ملعبه سازی زن و نمونه ی دیگری از اینکه چیزی که چشم می بینه لزوما در سازش با حقیقت زیرین نیست. دومینو می تونه کاملترین شریک جنسی باشه اما آیا در لایه های زیرین هم همینطوره؟
گرایش خود هارفورد هم نسبت به زن, خودش رو قربانی کرده, قربانی همسر بی وفا, قربانی HIV و قربانی سرنوشتی نامشخص(سکانس ارجی) در آخر خودش هم توسط جامعه objectify شده. خود این مسئله هارفورد رو به درک جدیدی میرسونه.
وقتی به خونه می ره بدلیل ریسکی که فقط برای میل شهوانی کرده همه مسائل رو به همسرش توضیح می ده اونم بعد از تعریف خواب خود همسرش درباره ی رویای موازی که درباره ی هارفورد دیده. فرق بزرگی که الان با قبل داره اینه که ادامه ی زندگی زناشوییشون دیگه با ماسک نیست و تبدیل به eyes wide open شده. درک جدیدی که هر دو و مخصوصا هارفورد بهش رسیده ممکنه خوشایند نباشه ولی با تکید بر حرف خوشبینانه ی آخر فیلم رابطشون رو قوی تر می کنه و به درجه ای از درک بالاتر می بره.
----------------------------------------------------------
کلا تعجب می کنم امیر که انقدر سطحی می بینی داستان و جای عمیق شدن در فیلم برات سوالاتی مثه چیزی که پرسیدی بوجود میاد. شاید هم دقیقا این نکتشه. کوبریک دقیقا در مارکتینگ فیلم با معرفی فیلم به عنوان یک seductive thriller و همچنین تریلر فیلم می دونسته که چه چیزی مردم رو بیشتر به فیلم جذب می کنه. همون چیزی که هارفورد رو به بررسی درونیات جنسی خودش جذب کرد. اما مسلما بیننده ها به جای تحریک شدن احتمالا عصبانی و گیج شده سینما رو ترک کردن. فکر می کنم راه قدرتمندی باشه برای اشاره ی مستقیم به نکته. مردم فیلم رو پس می زنن دوست ندارن با یه سری مسائل برخورد کنن.دوست دارن تو دنیای خیالی و ایده آلی که وجود نداره زندگی کنن...
کلا بنظرم EWS یه کار نزدیک به شاهکاره که بدلیل همین جمله ای که قبل گفتم بسیار باعث underrate شدنش شده. بحث فرم شناسی EWS و برداشتهای متفاوت دیگه از فیلم خیلی طولانیه و گرنه اونا رو هم می نوشتم
شخصیت دووال که منرو یاد دخترهای حال به هم زن و بی عرضه ای که با جیغ هاشون گوش ادم رو کر میکنن و ادم ارزو میکنه هر چی زودتر بمیرن میندازه حالا با توضیحاتت یعنی منظورت اینه که این تغییر در داستان رو بدلیل جنبه های دراماتیک انجام داده به نظر من خیلی جالب در نیومده.
نکته همینجاست...بنظرم اتفاقا دووال در اکسپرس احساساتش خیلی خوب عمل کرده دقیقا اون چیزیه که باید باشه.دقیقا اون زنیه که عکس العمل هر مردی و حتی خود جک نسبت بهش یاید همین باشه. زن بی عرضه ای که با جیغهاشون گوش آدم زو کر می کنن واکنش احساسی تو و احتمالا اکثر مرداییه که فیلم رو می بینن.برای جک هم چندان تفاوتی نداره. هدف کوبریک دقیقا تو همینیه که می گی.
کوبریک بعد از 2001 و پرتقال کوکی میومد SCI-FI مثل ET میساخت بد بود؟ولی این حرف الان خنده دار به نظر میاد.چرا؟بر میگرده به طرز فکر ما در مورد کوبریک با توجه به فیلمایی که ازش دیدیم.ولی همین اسپیلبرگ که ای تی رو میسازه بعدش میاد فیلمی مثل گزارش اقلیت رو میسازه که نگاه تقریبا بد بینانه ای داره.امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.
اولا نکته اینجاست که نگاهش خوشبینانه نیست اما دور از واقعیت هم نیست. در واقع همون واقعیت ناخوشایندیه که بعضیها تحمل روبرو شدن باهاش رو دارن. کوبریک داشته ولی ظاهرا خیلیها ندارن و به پس زدن موضوع علاقه مندن. در ضمن مشکلی که تو متنت می بینم اینه که 2001 با وجود اخطار درباره ی تکنولوژی فیلمی خوشبینانه اس. اخطار درباره ی استفاده و آینده ی تکنولوژی یکی از موضوعاتیه که تو 2001 بحث می شه چیز هم جدیدی نیست و بارها و بارها بصورتهای متفاوت و درفیلمها و نوشته های افراد مختلف بررسی شده.حتی فکر نمی کنم یجور بدبینی باشه بیشتر یه جور هشداره. اگه اینطوری ببینیم اکثر کارهای فیکشن نسبت به آینده ی تکنولوژی دید مثبتی ندارن.
در مورد ET و مثال اسپیلبرگ. خب اسپیلبرگ کلا کارگردان خوشبینیه(چیزیکه دوست داری:biggrin1:) حتی در کاری مثه شیندلرز لیست و هولوکاست هم خوشبینی زیادی مخصوصا در پایان فیلم وجود داره(اینو دیگه یادته چقدر بحث کردم) در فیلمای دیگه اش هم همینطوره. کوبریک وقتی AI رو می ده به اسپیلبرگ با وجود بدبینانه بودن رو بعضی مسائل بخاطر المانهای خوش بینانه ای که در داستان وجود داره کار رو به اسپیلبرگ می ده چون المانهای خوشبینانه کار اسپیلبرگه (چیزی که معمولا بیشترین انتقادیه که ازش شده مخصوصا در فیلمهای جدیش)
در مورد گزارش اقلیت من فکر می کنم اون بدبینی که تو می گی و اخطاری که من می گم درباره آینده ی تکنولوژی 1/10 ه واقعگراییه 2001 ه که با این حساب 2001 خیلی هم فیلم بدبینی نیست.
در مجموع من فکر می کنم خیلی تاکید زیاد رو بدبینی کوبریک می کنی همون تاکیدات زیادی که رو بعضی مسائل دیگش شده. چیزیکه منم قبول دارم اینه که کوبریک کارگردان خوشبینی حداقل تو بعضی فیلماش نیست اما بدبینی بصورت افراطی که تو می گی تو هیچکدوم از فیلماش وجود نداره و اگه یکم بازتر نگاه کنی سابجکتهایی که بررسی می کنه همین دور و بر نمونه ی واقعیش هست. حالا چه خوب که یکی این مسائل رو یادآوری می کنه. اگه اسپیلبرگ gutsه نشون دادن این مسائل رو داشت و یا کوبریک راه اسپیلبرگ رو پیش می گرفت مطمئن باش در محبوبیتشون تغییر زیادی ایجاد می شد.
یعنی از بین رفتن دنیا خوبه!از این بدتر هم مگه میشه
از بین رفتن دنیا اونم با ترانه ی ورا لین؟؟:cheesygri قبلا هم گفتم استرنجلاو یه جوک بزرگه کوبریک هم داره بهش می خنده حالا نمی دونم چرا تو جدیش گرفتی(اگرچه اتفاقی که در فیلم میفته خیلی هم چیز دور از ذهنی نیست. احتمال جنگهای اتمی مگه تخیلیه؟)
اتفاقا به نظر من لحن کمیکی که کوبریک برای فیلم انتخاب کرده فیلم رو خیلی گزنده تر کرده.
پس Fail Safe رو ببین. مطمئن باش جنبه ی satire فیلم نه تنها فیلم رو از حالتی جدی دور کرده بلکه بیشتر موضوع رو مضحک کرده.
دقیقا!من اصلا قصدم که کدوم بهتره یا بدتره نبود!خودت شروع کردی:biggrin1:.حرف من فقط این بود که که کارای هیچکاک entertaining ترن.
که منم گفتم کارای هیچکاک و کوبریک در pure entertaining بودنشون فرق دارن نه لزوما entertaining بودن.
اخه چه ربطی داره به کاپرا و بقیه.حرف من سر کوبریک و طرز فکرشه.
طرز فکر چیره بر هالیوود کاملا مشخصه. طرز فکر کوبریک و نوع فیلمسازیش بسیار idiosyncratic و دور از هالیووده. تو می گی چرا کوبریک انقدر بدبینه من می گم خب اگه تحمل روبرو شدن با مسائل رو ندارین و پسش می زنین خب کاپرا و بقیه هستن خیلی هم بیشتر از کوبریک هان:cheesygri
به نظر من همین تعداد فیلمایی که برای نشون دادن معضلات و مشکلات ساخته شدن زیاد هم هستن.چون مردم خودشون اینقدر مشکل دارن که واقعا کسی رغبت نمیکنه حتی همینا رو هم ببینه.
...غرق شدن در دنیای خیالی سینما کاریه که فیلمای خوب می کنن و فیلمای کوبریک هم مستثنی نیست.
فیلمای کوبریک جلوه ای از واقعیت نیستن که مردم دوباره مشکلات روزمرشون رو دقیقا بهمون صورت توش ببینن بلکه جلوه ای از جلوه ی واقعیتن.
.اگه قرار بود تعداد اینجور فیلما زیاد بود که دیگه اون وجه سرگرمی و تفریحی فیلم از بین میرفت.
نکته اینه که اون نوع سینما(؟) هم سرگرم کنندس. این نوع سینما(؟) فقط هدفش سرگرمیه.
شوخی میکنی!!والا ما تا اونجایی که دیدیم همیشه در کنار شخصیت اصلی مرد فیلم یه شخصیت زن تاثیر گذار و قوی هست.نمونشم پنجره عقبی و روانی و شمال از شمال غربی کلا اکثر فیلمایی که ازش دیدم.
ابژه شدن زن تو سینمای هیچکاک نظر شخصی من نیست...مقالات لورا مالوی و لكان-هيچكاک ژیژک رو بخون.
به نظرم داری زیادی طرفداری میکنی.اصلا یه چیز مشخصه که تعداد افرادی که این فیلم رو میبینن و بدشون میاد از تعداد کسایی که از فیلم خوششون میاد بسیار بیشتره.چون همه عین ما نیست که برن 20 تا مقاله و نقد و چیزای دیگه بخونن تا از فیلم سردر بیارن.
البته حرفت بیشتر حالت نظر شخصی داره بنظرم و بر پایه ی مجکمی تکیه نداره ولی قاعدتا هم تعداد افرادی که از فیلم خوششون میاد نباید به اندازه ی تعداد افرادی باشه که از ایندیانا جونز خوششون میاد. انتظار دیگه ای هم نباید داشت. اگر این فیلم یا فیلمهای مشابه می خواست به اندازه Star Wars محبوب باشه که شکل و شمایل کلی سینما الان یه چیز دیگه بود.
در ضمن کلا فکر نمی کنم این فیلم نیازی به مطالعه ی نقد و تحلیلهای فراوان برای درک داشته باشه. همه چیز در خود فیلم واضحه. اگر افراد با narrative فیلم ارتباط برقرار کنن در سطح superficial خیلی هم فیلم پیچیده ای نیست. برداشتهای متفاوت از لایه های اثره که فیلم رو پیچیده کرده.
همون حسی که تو نسبت به هیچکاک داری من نسبت به کوبریک دارم
فرقش اینه که من هیچ حس منفی نسبت به هیچکاک ندارم اما تو حس منفی نسبت به کوبریک داری و مسلما از کاراش کاملا لذت نمی بری. منم شاید نتونم کاریش کنم شاید به تفاوت دید بر می گرده.
 
آخرین ویرایش:
Street Fighter : The Legend of Chun-Li
-2 از 10

بله .. یعنی مزخرف بودن این فیلم حد و مرز نداره.
من نمیدونم چرا هرچقدر که بازی Street Fighter خوب ـه .. انقدر فیلم هاش درپیت و صد من یک غاز ـه .

یعنی یک فیلم Street Fighter بود که ژان کلود ون دم در نقش Guile بازی میکرد و Kylie Minogue در نقش Cammy و بسیار مزخرف بود، جلوی این فیلم شاهکار بود.

خلاصه بجز Chun-Li ..
Gen و Bison و Balrog و Vega داشت. (که خوب اسم سه تای آخر توی ورژن ژاپنی عوض میشه. این هم از قشنگی های Street Fighter ـه ).

پ.ن : خلاصه هزار و یک رحمت به Cult Movie و Rip-Off های ترکی.
 
The Wizard of Oz-نسخه ی 1939
6/10

هیچکس دقیق نمیدونه اولین فیلم رنگی چی بوده اما این فیلم و GWTW اولین فیلمهای موفقی هستن که با استفاده از تکنیک سه نگاتیوه ی تکنی کالر فیلم برداری شدن و به جشنواره ی اسکار راه یافتن.
من کتابای اوز رو هیچوقت نخوندم گرچه دیدم و خواستم بخرم اما چون زیاد بودن گیج شدم کدوم اولیشه و نخریدم. هرچی بود این فیلم رو اگر 5-6 سال یش میدیدم به چشمام میکشیدم اما الان یکم Outdated هست برام.
 
The Pink Panther

The Pink Panther 2006

0/10
کی میاد استیو مارتین رو میزاره جای پیتر سلرز ؟ خاک بر سر موسیو رنو که تو حاضر شد تو این فیلم کست بشه... از اون بدتر هنرنمایی LAME شان لوی بعنوان کارگردان بود که واقعا اثر بلیک ادواردز رو زیر سوال می‌برد
 
ممد آئورليتو تو داري به كسي كه آي دي پرتقال كوكي داره ، راجع به استنلي كوبريك بحث ميكني :biggrin1: ؟


لطفا نظراتتون رو به ديگران تحميل نكنيد ، فكر ميكنم اولين چيزي كه آدم براي فعاليت توي يك فروم بايد ياد بگيره همين باشه . چيزي كه هست نظرات متفاوته و از همه مهمتر سليقه افراد .


يادمه يه بار برنامه سينما ماوراء فكر كنم قسمت اولشم بود ، فيلم Constantine رو پخش كرد و دو تا هم كارشناس اورده بودن براي نقد فيلم ، آخر برنامه اين دو تا كارشانس سر يه موضوع كوچولو داشتن با هم دعوا ميكردن ، ميدونيد اون چي بود ؟؟

اين كه Constanatine يه فيلم با محوريت خدا هست يا نه :biggrin1:
 
اردلان اینایی که گفتی تا حد زیادی قانع کنندس و بیشترشم به همون تفاوت دیدی که گفتی برمی گرده.به عیر از یکی دوتا نکته که تو پروفایلت بهت می گم.
---------------------------------
پسر تهرانی
خدایا توبه:biggrin1:! مارو به زور بردن سینما بعد فیلم هم هرچی فحش بلد بودم به رفیقام دادم.بدترین تدوینی که تو چندسال اخیر دیدم!
1/10
یکی دو جا تو فیلم خندیدم.
 
آخرین ویرایش:
چيزي كه هست نظرات متفاوته و از همه مهمتر سليقه افراد .
البته حرفهایی که آئورلیتو می گفت اصلا سابجکتیو نبود و بصورت آبجکتیو گونه ای بیان می کرد اما در عین حال علاقه ای هم به بحث نداشت وگرنه من خودم همیشه به نظر سابجکتیو احترام می ذارم.
من کاملا موافقم که فیلم دیدن بیشتر سابجکتیوه اما دلیل بر این نیست که چون معتقدم اوبژه تحت تاثیر سوبژه اس پس اوبژه رو اصلا کنار بذارم.
با هم دعوا ميكردن ، ميدونيد اون چي بود
طبیعیه:biggrin1: اینا همیشه با هم دعوا دارن...مخصوصا جیرانی و یکی دیگه که نمی شناسم ندیدم تو برنامه ای با هم درگیر نشن.
 
آقایون اینجا تاپیک Rating هست ، میخواهید بحث کنید لطف کنید برید Movie Center از دیروز هی میخوام ببینم کاربرا چی Rate کردن ، جدال مستر آورلیتو رو میبینیم :دی thx
 
درباره ی الی
6.5/10
بعد از مارمولک این دومین فیلم ایرانی بود که از اینکه سینما رفتم به خودم و زمین و زمان فحش ندادم که چرا پول و وقتم رو هدر دادم . کارگردانی خوب بازی خوب فیلمبرداری خوب و داستانی که بدک نبود ( همین که به عنوان یه فیلم ایرانی داستان داشت خودش کلی امتیاز محسوب میشه) در جمع آدم رو برای یک بار دیدن راضی میکرد.
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

  • رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
    اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
    or