اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید داخل تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه. برای این کار گزینه "+ نقل قول" رو پایین سمت چپ پست مورد نظرتون بزنید تا پست انتخاب بشه بعد داخل تاپیک Movie Center از ادیتور گزینه
رو بزنید و پست مورد نظرتون رو اونجا نقل قول کنید.
لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.
دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید
خوندی متن رو؟ گفتم بعضی فیلمها در سطح superficial کاملا برای بیننده کار می کنه یعنی همون War is hell که برای شمام خیلی راحت قابل درک بوده.مشکل اینجاست.
پس آموختیم اگه کسی guts نمایش موضوعات تلخ و مریضی رو که جلوی چشم خودت هم هست داشته باشه خودشم مریضه
[جالبه زن های فیلمای کوبریک بیشترین زجر رو می کشن بیشترین فداکاری رو هم دارن.irony که درکش خیلی هم سخت نیست. جملت رو که اول دیدم خیلی تعجب کردم یعنی فکر کردم تا این حد؟... ولی بعدش حنده دار شد.. حالا چندتا زن تو فیلم بود؟
اصلا دقیقا داستان فیلم رو تحلیل می کنی تا بفهمیم چقدر ضعیف بود و چقدر هم شما متوجه شدی. اسکیزوفرنی فقط یکی از نکات مبهم و قابل تامل داستانه که جای سوال داره.
Sting فیلم قشنگی بود؟ اگه اولین فیلم عمرم بود شاید خوشم میومد ازش
you know what bothers me the most......some people have become too pompous and full of themselves with their half-baked opinions without any legitimate justification for doing so:wallbash:
Star Trek (2009 خیلی خوشم نیومد.راستش به نظر من هیچ چیز خیلی جذابی تو فیلم نبود.داستان ،جلوه های ویژه، بازیهاو...معمولی بودن.انتظارم بیشتر بود. 6/10 Pride & Prejudice (2005 لذت بردیم.خیلی وقت بود داشتمش ولی حالم نمیومد ببینمش.نمونه کامل اینکه میشه یه رومانس درجه یک حتی با ریتینگ PG ساخت.طراحی صحنه و لباس معرکه بود.فیلمبرداری و موسیقی رو هم خیلی خوب بودند.مخصوصا فیلمبرداری که شاتهای فوق العاده ای رو در اوورده بود.در ضمن نایتلی هم بهترین بازیش رو تو این فیلم کرده بود. 8.5/10 Psycho (1960 PREFECT !به معنای واقعیه کلمه!واقعا کلمه شاهکار هم برای بهترین فیلم هیچکاک راضی کننده نیست.شاید خیلیا به خاطر قدیمی یا سیاه سفید بودن حال ندارن این فیلم رو ببینن ولی صد در صد اشتباه میکنن.کارگردانی واقعا استادانه،موسیقی شاهکار،تدوین و فیلمبرداری تا اون زمان بی نظیر،داستان و فیلمنامه به شدت مستحکم و بازیهای درجه یک هیچ نکته منفی رو در فیلم نمیذارن نواوری های فیلم مخصوصا در ضمینه هایی مثل تدوین،فیلمبرداری و تاثیر گذاریشون در بقیه فیلمها کاملا مشهوده.سکانس حمام این فیلم و تعقیب و گریز هواپیما و گرانت در شمال از شمال غربی از قویترین سکانس های فیلمای استادن.باختن اسکار به اپارتمان و نبردن هیچ اسکاری از بزرگترین مسخره بازیهای اسکاره به نظر من. به این فکر میکردم فیلمای یه کسایی مثل کوبریک،لین،زینه مان،فورد و خیلیای دیگه هیچ موقع گرمی و دلنشینی و جذابیت فیلمای هیچکاک رو ندارن والبته این ربطی به خوب یا بد بدون فیلماشون نداره. 10/10 Lolita (1997 بسیار بهتر از لولیتای کوبریک!مخصوصا با موسیقی موریکونه و بازی ایرونز. 8/10 ---------------------------
پس آموختیم اگه کسی guts نمایش موضوعات تلخ و مریضی رو که جلوی چشم خودت هم هست داشته باشه خودشم مریضه
منم مال لین رو تازه دیدم ولی هیچکدوم از لولیتاها نتونستن خوب کتاب رو اقتباس کنن. هر دو نسخه رو بعضی از المانهای کتاب تمرکز کردن.لولیتای لین بیشتر به روند کتاب وفاداره. شخصیت پردازی عمیقتری داره. کنایه های نیشدار کتاب درست نشون داده نشده. بازیگر لولیتا خیلی خوب نیست. رو به پایان کم کم احمقانه می شه.
نسخه کوبریک کمتر به کتاب وفاداره.سلرز زیادی لوده اس. طعنه های کتاب درست نشون داده شده. بازیگر لولیتا یکم بزرگ تر می زنه ولی در مجموع بهتره زیاد زیر تیغ سانسور بوده که گفته اگه می دونست وضعیت سانسور اینطوریه نمی ساخت.
Hitchcock was a master...no doubt about that but if you see closely he's a pure entertainter....Kubrick's films aren't meant to be warm they aren't pure entertainment....Having seen all of Kubrick's work and most of Hitchcock's I can safely say that Kubrick was better at creating his own style, or rather a more memorable way of relating to the audience that which he was trying to say.
Zinnemann is not as good. Ford is very conventional though he's a master of western. Lynn is great
این عبارت معناگرا رو توضیح می دی؟خیلی مد شده تو ایران...
خوندی متن رو؟ گفتم بعضی فیلمها در سطح superficial کاملا برای بیننده کار می کنه یعنی همون War is hell که برای شمام خیلی راحت قابل درک بوده.مشکل اینجاست.
داستان که ایرادی نداره بازیگر هم همه خوبن ارمی و داونوفریو عالین.اگه منظورت بازیگر معروفتره یکم اگه بیشتر توجه کنی دلیلش رو متوجه می شی.
پس آموختیم اگه کسی guts نمایش موضوعات تلخ و مریضی رو که جلوی چشم خودت هم هست داشته باشه خودشم مریضه
[جالبه زن های فیلمای کوبریک بیشترین زجر رو می کشن بیشترین فداکاری رو هم دارن.irony که درکش خیلی هم سخت نیست. جملت رو که اول دیدم خیلی تعجب کردم یعنی فکر کردم تا این حد؟... ولی بعدش حنده دار شد.. حالا چندتا زن تو فیلم بود؟
تبریک می گم بعد از اینهمه تفکر با جهتگیریهای مخرب ذهنی فرا گرفتی(چی رو؟)
من خودم FMJ رو کار عالی نمی دونم اما بعضی حرفا واقعا مضحکه.
اصلا دقیقا داستان فیلم رو تحلیل می کنی تا بفهمیم چقدر ضعیف بود و چقدر هم شما متوجه شدی. اسکیزوفرنی فقط یکی از نکات مبهم و قابل تامل داستانه که جای سوال داره.
0؟ حالا چندمین فیلم عمرت بود؟
you know what bothers me the most......some people have become too pompous and full of themselves with their half-baked opinions without any legitimate justification for doing so:wallbash:
1- معناگرا؟ ایران؟ اهوم؟
2- بله تا نصفه. به نظر من کوبریک خدابیامرز فکری نداره که بخواد فیلم اینتنس بسازه پس غصه نخورید. اگه کوبریک ایرانی بود الان فیلمهایی در سطح فیلمهای وزین "دلداده" و سریال "مسافران" میساخت. کوبریک از خودش ایده ای نداره. هیچکار برای سینما نکرده جز وارد کردن صحنه های اکسپلیکت و خوشگل به فیلمها. قبول ندارید؟
3- بازیگر معروف نه بازیگر خوب. چیزی که این فیلم نداشت.
4- بله اشخاصی که در مورد یک خلاء فیلم میسازن خودشون دچار همون خلاء هستن.
5- والا من از فیلمهای کوبریک جز DRSL، CWO، FMJ و Shining چیزی ندیدم. شاینینگ که اصلا به حساب نمیاد اما توی سه تای دیگه، زنها به چشم ~Censored~ دیده شده بودن. توی DRSL یک زن هست که اونهم منتظره تا بره تو کار. باور ندارید؟
6- در مورد دانی دارکو: این فیلم معلوم نیست میخواد غیرطبیعی باشه یا طبیعی. از طرفی شخص رو با بیماری نشون میده از طرفی کارهای خارق العاده توی فیلم انجام میده. اینم شد داستان؟
And majority of nerd-hippy-muslims, and they're all consistent, eagerly think that they are very cool and their opinions and beliefs are absolute and seizure, while actually, they're just a bunch of deppresed, overgrown species.
بله تا نصفه. به نظر من کوبریک خدابیامرز فکری نداره که بخواد فیلم اینتنس بسازه پس غصه نخورید. اگه کوبریک ایرانی بود الان فیلمهایی در سطح فیلمهای وزین "دلداده" و سریال "مسافران" میساخت. کوبریک از خودش ایده ای نداره. هیچکار برای سینما نکرده جز وارد کردن صحنه های اکسپلیکت و خوشگل به فیلمها. قبول ندارید؟
یه چیزی رو که کلا من بهش رسیدم اینه که نباید با افرادی که می خوان صورت مسئله رو به نفع خودشون بدون هیچ دلیل قانع کننده ای تموم کنن بحث کرد. اینجا هم همینطوره...بعد از اینهمه بحث وقتی یکی سخت به ایدئولوژیه احمقانش چسبیده من نمی تونم کاری کنم اونم با توجه به این نکته که ايدئولوژي خودم اينه كه هيچوقت نبايد با شخص بحث كرد بلكه بايد با حرف او بحث كرد.مشکلی که اینجاست.در ضمن, شما تعیین نمی کنید چه کسی برای سینما چیکار کرده یا نکرده بحثی که چند وقت پیش هم در مورد هیچکاک بود.
بازیگر معروف نه بازیگر خوب. چیزی که این فیلم نداشت
جواب رو که دادم تو پست قبلی اگه منظورت نوع بازی گرفتن کوبریک از بازیگره اون یه بحث دیگس. حالا شما فرق بین بازیه خوب رو با بد بگو تا من ببینم اصلا ارزش پاسخ داره...
بله اشخاصی که در مورد یک خلاء فیلم میسازن خودشون دچار همون خلاء هستن.
خلاء؟ آئورلیتو واقعا داری نا امیدم می کنی. حداقل فکر می کردم با یه کسی دارم بحث می کنم که یه ذره می دونه داره چی میگه ولی الان مطمئن شدم. البته شما به هر حال اولین فردی نیستی با این خصوصیات اخلاقی که تو فرومها دیدم...
خب این یعنی چی الان؟؟ یه توضیح دقیق و نقادانه نمی دی تا من حداقل اونقدر رغبت کنم بهت ربط بین نمایش, خشونت و Dehumanizationه زن در فیلمای کوبریک رو توضیح بدم.مشکل منم با شما همینجاست. من که با شما مشکل شخصی ندارم.شما نظر subjectiveتون رو بگید من بهش احترام می ذارم اما وقتی به دلایل به خیال خودتون objective تون سخت چسبیدید, از اونورجنبه ی انتقاد گونه ای هم نداره و بیشتر bashingه یه اثره من نمی تونم کاری کنم یا به نظر فرد احترام بذارم. مخصوصا اگه فرد با جملات پرواکتیو بخواد صورت مسئله رو به نفع خودش تموم کنه.
You didn't criticize , your'e just trolling...
خب بگو پس از اول. اصلا داستان رو نفهمیدی.... نمی دونم چرا بعضی افراد فکر می کنن با دیدن فیلم کل جنبه های فیلم رو درک کردن پس حتما باید مشکل با فیلم باشه و نمی تونن با نمی خوان قبول کنن که شاید مشکل از خودشونه چون حتما بنظرشون همچین چیزی امکان نداره.
البته در مورد شما که نمی دونم.
----------------------------------------------
And majority of nerd-hippy-muslims, and they're all consistent, eagerly think that they are very cool and their opinions and beliefs are absolute and seizure, while actually, they're just a bunch of deppresed, overgrown species
......این چیزی که اینجا مثلا به عنوان پاسخ یا هر چیز دیگه ای گفتی مخصوصا با عباراتی مثه overgrown و
cool , nerd-hippy-muslims
خیلی منو به خنده انداخت... چند وقت قبل هم تو فروم واچمن یکی از کاربران محترم IMDB یه پستی داد یکی دیگم بهش جواب داد که به اونم خیلی خندم گرفت. الان دقیقا یاد اون افتادم.
STATEMENT: "'Graphic novel' is a term pretentious people use so they don't
have to say 'comic book'."
RESPONSE: "'Pretentious' is a term ignorant people use so they don't have to admit they are retarded."
می تونم بگم اين يکی از خنده دار ترين جملاتی بود که امسال شنيده بودم !!
من به 8/10 می دم
فيلم های ديگه
twelve angry men 9.5/10
يه فيلم قديمی که علی رغم اين که کل فيلم تو يه اتاق اتفاق می افته اما واقعاً شاهکاره حتماً ببينيد
arizona dream 7/10
يه فيلم خيلی جالب با بازی johny depp و Jerry Lewis
ساند ترک فوق العاده اين فيلم به زيبا يی هاش می افزايه
city of god 9/10
يک دراما فوق العاده البته به زبان برزيلی
توصيه می شه حتماً ببينيد
یه چیزی رو که کلا من بهش رسیدم اینه که نباید با افرادی که می خوان صورت مسئله رو به نفع خودشون بدون هیچ دلیل قانع کننده ای تموم کنن بحث کرد. اینجا هم همینطوره...بعد از اینهمه بحث وقتی یکی سخت به ایدئولوژیه احمقانش چسبیده من نمی تونم کاری کنم اونم با توجه به این نکته که ايدئولوژي خودم اينه كه هيچوقت نبايد با شخص بحث كرد بلكه بايد با حرف او بحث كرد.مشکلی که اینجاست.
من درین بحث صورت مسئله ای نمیبینم. بیا تا اینجا که اومدیم ارگانایز کنیم. شما میگید که کوبریک در گذاشتن صحنه های پـورن به خود صحنه توجه نداره بلکه به کنه عمل توجه داره. این حرفیه که من از شما دریافتم. ولی من میگم این شخص مشکل روحی داشته که این عمل رو انجام میداده. اگر بگیم که اون زمان کم کم سینما داشته از حالت خشکه مقدسش درمیومده اشتباه میکنیم. چرا؟ چون اون زمان هیچکس تا این حد پیش نمیرفته که به زن کاملا به چشم پـورنوگرافی نگاه کنه. الان شاید این دیدگاه در سطح جهان مطرح باشه اما اون زمان خیلیها سعی داشتن این دیدگاه رو از بین ببرن که کاملا موفق نشدن.
جواب رو که دادم تو پست قبلی اگه منظورت نوع بازی گرفتن کوبریک از بازیگره اون یه بحث دیگس. حالا شما فرق بین بازیه خوب رو با بد بگو تا من ببینم اصلا ارزش پاسخ داره...
شما توی بازی مالدین توی همین FMJ نکته ی مثبتی دیدید؟ بخش اولش خوب بود اما از بخش دوم به بعد گند زد.
خلاء؟ آئورلیتو واقعا داری نا امیدم می کنی. حداقل فکر می کردم با یه کسی دارم بحث می کنم که یه ذره می دونه داره چی میگه ولی الان مطمئن شدم. البته شما به هر حال اولین فردی نیستی با این خصوصیات اخلاقی که تو فرومها دیدم...
خب بگو پس از اول. اصلا داستان رو نفهمیدی.... نمی دونم چرا بعضی افراد فکر می کنن با دیدن فیلم کل جنبه های فیلم رو درک کردن پس حتما باید مشکل با فیلم باشه و نمی تونن با نمی خوان قبول کنن که شاید مشکل از خودشونه چون حتما بنظرشون همچین چیزی امکان نداره.
البته در مورد شما که نمی دونم.
چرا فهمیدم:"یک نوجوون در حال بلوغ اسکیزوفرنی داره و فکر میکنه با یک شخص که لباس خرگوشی میپوشه رفیقه. این شخص مثلا جون نوجون رو نجات داده. همینطور که پیش میریم میفهمیم که همه چیز دلیل مادی داشته و لباس خرگوشی یک لباس معمول هالووینه و اون شخص هم فی الواقع یکی از بچه های مدرسست. اما یکدفعه بنگ، یک چیز کاملا غیر طبیعی پیش میاد و داستان تموم میشه." برای همینه که میپرسم شما به این میگید داستان.
......این چیزی که اینجا مثلا به عنوان پاسخ یا هر چیز دیگه ای گفتی مخصوصا با عباراتی مثه overgrown و
cool , nerd-hippy-muslims
سلام
من که مدتیه فیلم نگاه نمیکنم .
تو بحثها هم شرکت نمیکنم .
از قضا به شدت با نظرات محمد هم مشکل دارم .
ولی دلیل نمیشه بیام اینجا و مسخرش کنم .
اردلان و امیر خیلی راحت میتونین بیبان بگین با این نظر مخالفین . ولی مسخرا کردن نباید توش باشه .
چرا فهمیدم:"یک نوجوون در حال بلوغ اسکیزوفرنی داره و فکر میکنه با یک شخص که لباس خرگوشی میپوشه رفیقه. این شخص مثلا جون نوجون رو نجات داده. همینطور که پیش میریم میفهمیم که همه چیز دلیل مادی داشته و لباس خرگوشی یک لباس معمول هالووینه و اون شخص هم فی الواقع یکی از بچه های مدرسست. اما یکدفعه بنگ، یک چیز کاملا غیر طبیعی پیش میاد و داستان تموم میشه." برای همینه که میپرسم شما به این میگید داستان.
من می گم جدا باید چندتا سافت پو*ن بهت پیشنهاد کنم تا یکم بصورت واقعی آشنا شید.
کسی که هنوز داره رو این مسئله تاکید می کنه باید صورت مسئله ای نبینه. در واقع اصلا براش صورت مسئله ای وجود نداره. به حرف مقابل اهمیتی نمی ده. حرف
حرف خودشه غلط یا درست.عبارات pompus و full of themselves رو با هدف مسخره کردن یا جواب بی خودی ننوشتم مثه شما... چیزیه که دارم می بینم.
ولی من میگم این شخص مشکل روحی داشته که این عمل رو انجام میداده. اگر بگیم که اون زمان کم کم سینما داشته از حالت خشکه مقدسش درمیومده اشتباه میکنیم. چرا؟ چون اون زمان هیچکس تا این حد پیش نمیرفته که به زن کاملا به چشم پـورنوگرافی نگاه کنه. الان شاید این دیدگاه در سطح جهان مطرح باشه اما اون زمان خیلیها سعی داشتن این دیدگاه رو از بین ببرن که
همه قرار نیست مثه من فکر کنن.هر کسی هر جوری که خواست آزاده فکر کنه مثه همین الان شما. مشکل شما اینه که من نمی خوام تفکرات مخربتون رو تغییر بدم قبلا هم گفتم که سعی می کنم با حرف شخص بحث کنم نه خود شخص. شما یه سری حرف زدید(نه انتقاد) من بهتون پاسخ دادم. براتون دلیل قانع کننده اوردم. علاقه نشون نداید یا نمی خواید نشون بدید. کامل که نخوندید هیچ اگرم می خوندید فکر نمی کنم تغییری ایجاد می شد. کاریش هم نمی تونم بکنم.
نگید..اون سکانس حمام چی بود؟؟ شما دیگه تا شخصیت زن استرنجلاو هم رفتی اینکه قابل مقایسه نیست.
چرا فهمیدم:"یک نوجوون در حال بلوغ اسکیزوفرنی داره و فکر میکنه با یک شخص که لباس خرگوشی میپوشه رفیقه. این شخص مثلا جون نوجون رو نجات داده. همینطور که پیش میریم میفهمیم که همه چیز دلیل مادی داشته و لباس خرگوشی یک لباس معمول هالووینه و اون شخص هم فی الواقع یکی از بچه های مدرسست. اما یکدفعه بنگ، یک چیز کاملا غیر طبیعی پیش میاد و داستان تموم میشه." برای همینه که میپرسم شما به این میگید داستان.
آفرین در همون حد superficial کاملا فرا می گیرید. کلا کار سختی هم نیست....دوستان حالا لینک گذاشتن می تونید اونا رو بخونید آنالیزهای دیگه ای هم هست. البته کلا بعید می دونم بخواد تغییری ایجاد شه در تفکراتتون....الانم دیگه رغبتی به پاسخ ندارم خصوصا با کسی مثه شما. چه فایده ای داره من اینهمه بنویسم شما دوباره بیاید از اول شروع کنید....همون بهتر تو تفکرات گرامیتون کله ملق بزنید...ما رو هم با پو*نهامون فراموش کنید....اصلا ارزش وقت ارزشمندتون رو داره سر یه مشت پو*ن؟
خوشبختانه من قبلا با افرادی مثه شما که علاقه ای به بحث ندارن و صورت مسئله هم براشون پاک شدس برخوردم. الانم سعی می کنم اشتباهات قبلی رو انجام ندم. اگه امیر خواست خصوصی بحث می کنیم. شما راحت در تفکراتتون بخوابید.
مارکز نویسنده ی بیمصرفیه. من اون زمان تنها از اسم خوشم اومد وگرنه به نظرم کتاباش یک مشت چرت و پرت بیسر و تهن.
وقتی از دوتا عبارت استفاده می کنم ناراحت نشین...
یاد ماجرای یه سری از داستانهای کوتاه و تپه هایی چون فیل های سفید همینگوی افتادم و ویراستارهایی که باهاشون درگیر بود...اگه اطلاع داشته باشی... نکته ناراحت کنندش اینه که اینجا شما در نقش همون ویراستارهایی منتها فرقش اینه 80 سال بعد از اون ماجرا داری این نوع حرفها رو می زنی...
شخصیتای زن تو فیلمای کوبریک بیش از حد ضعیفن و در حاشیه قرار دارن.نمونه هاشم زیادن.تو فیلمی مثل EWS اکثر زن هایی که تو فیلم می بینیم مشکل دارن.از خود کیدمن با اون حرفی که به کروز میزنه در مورد اینکه اگه میتونست خیانت میکرد یا اون زنی که به عنوان دکتر میره خونشون یا اون دختره که تو خیایبون کروز رو میبینه و میره خونش و خیلی چیزای دیگه.یعنی تو این فیلم من یه زن درست حسابی یادم نمیاد:biggrin1:.یا بدکارن یا تو خیانتکار.یا پرتغال کوکی که به نظر من زن ها به شدت تو این فیلم ضعیف و جنبه وسیله ای دارن.که اون دوتا دختری که الکس تو کتابفروشی میبینه نمونه بارزشن.کلا تو این فیلم هم اکثرا بیچاره ها یا بهشون تجاوز میشه یا این که خودشون مشکل دارن.به نظرت این ضعیف نشون دادن زن نیست؟
یا حتی درخشش که شخصیت زن اصلی فیلم به جز جیغ زدن و ترسیدن و فرار کردن هیچ کاری بلد نیست!یا مثلا تنها شخصیت زن استرنجلاو برای چی باید با Bikiniحضور داشته باشه!من که هیچ دلیلی نمیبینم.FMJ رو هم که گفتن.کلا الان که فکر میکنم تو فیلمای کوبریک یه شخصیت زن اصلی و درست حسابی که واقعا بهش پرداخته شده باشه یادم نمیاد به جز تا حدودی همون اسنایپر FMJ ه.
Kubrick's films aren't meant to be warm they aren't pure entertainment
نمیدونم این مشکل خیلی entertainment نبودن فیلمای کوبریک به نظرت مشکل بزرگی حساب میشه یا کوچک ولی صد در صد مشکل بزرگیه(البته نه همه فیلماش).خودت رو نگاه نکن ارتباط برقرار کردن با فیلمایی مثل 2001 ،پرتغال کوکی ، EWS ،بری لیندون برای خیلی ها واقعا مشکله.البته من هیچ شکی در بزرگ بودن کوبریک و فیلماش ندارم ولی سینما برای من بیشتر یه مدیوم سرگرمیه.برای همین هم استیل کسایی مثل هیچکاک،وایلدریا اسپیلبرگ رو بیشتر میپسندم.همین که هیچکاک خیلی دربند این نیست که حتما یه مشکل خیلی مهم جامعه رو تو فیلماش نشون بده یا یه نکته اخلاقی تو فیلماش جا بده و سعی میکرده با یه داستان پلیسی -جنایی-تریلر درجه یک در بالاترین کیفیتش سرگرممون کنه به من یکی که فوق العاده حال میده.(هرچند حتما باید اون نوع سینما هم وجود داشته باشه وگرنه یه کسایی مثل کیشلوفسکی و برگمان نبودن.)
حرفهایی که زدی اشتباه نیست اما نکتش تو همین بد برداشت کردن نوع نمایش زن در فیلمهاشه.
دلایلی که برای بعضی فیلمها اوردی تاکید بی مورده. مخصوصا برای فیلمهایی مثه 2001 راهای افتخار چشمان باز بسته و درخشش و بویژه FMJ که تعجب می کنم با توجه به کانتنت و موضوعی که فیلم روش تمرکز کرده این حرفو می زنی.
این نکته ی درستیه که در فیلمهای کوبریک تقریبا از اولین فیلم تا آخر تعداد محدودی شخصیت زن وجود داره. یعنی که یا تعداد شخصیت زن کمه یا هدف محدودی دارن و یا در مجموع در فیلم برای ارضای مرد گذاشته شدن.
در لولیتا مثلا هدف لولیتا بیشتر ارضای مرد داستانه یا در استرنجلاو دوست دختر ترجیدسون هم منشیه و هم مدل.
اما در مورد مثالهایی که زدی در 2001 که اصلا شخصیت زنی وجود نداره و نیازی هم نیست پس بحث رو این مورد بی هدفه.
در راه های افتخار و EWS بر خلاف چیزی که گفتی زنان نمادی برای قدرته و اگرچه در فیلمی مثه POG هیچ نیازی به شخصیت زن نیست و در سکانس آخر با اینکه در ابتدا ممکنه زن به عنوان نمادی از ضعف برداشت شه با تموم شدن سکانس زن در واقع نمادی از قدرت زنانگی نشون داده می شه و حتی یه جورایی می شه گفت مرثیه ای برای صلحه:biggrin1:
در EWS دقیقا شخصیت کیدمن بسیار از شخصیت کروز قوی تره و قدرت زنانگی کیدمن بسیار بیشتر از کروزه. بیل هارفورد تو فیلم شخصیتی بسیار ضعیف و شکننده و بی احساسه در حالی که شخصیت کیدمن بسیار قوی و با اراده اس. پس در واقع شخصیت زن اصلی فیلم نه تها ضعیف نیست بلکه در محدوده ی رابطه ی زناشوییه ضعیف شده ای که در فیلم بررسی می شه بسیار قدرتمنده اگرچه در سکانس های بعدی مثلا کروز رو می بینیم که با فاحشه بیرون می ره اما نه تنها دلیلی بر ضعیف نشون دادن زن نیست بلکه نشون دهنده ی درون ضعیف خود بیل هارفورده که با حالت انتقام گونه ای اینکار رو انجام می ده. سکانس orgy در فیلم و همچنین شخصیت زن در استرنجلاو رو با مثال پرتقال کوکی که بعدا توضیح می دم مرتبطه.
در شاینینگ شخصیت زن ضعیفه و این دقیقا هدف روانشناسانه کوبریک بوده نه نگاه منفی به زن. در رمان کینگ زن داستان شخصیتی زیبا و قدرتمنده اما کوبریک با اهداف روانشناسانه ای که داشته شخصیتی ضعیف و تقریبا نازیبا انتخاب می کنه برای اهداف بعدی مخصوصا پردازش شخصیت جک در ارتباط با این زن و کارهایی که بعدا می کنه. باز دلایلی که میاری قانع کننده نیست برای اینکه مثلا در این فیلم چون شخصیت زن فیلم ضعیفه پس کوبریک دیدگاه منفی نسبت به زن داره و در واقع تاکیدی بی مورد و پرت نسبت به این موضوعه.
تنها فیلم کوبریک که شاید دیدگاهی کاملا مستقیم نسبت به زن داشته باشه پرتقال کوکیه و مثال های دیگه ای که می زنی جدا تاکید بیش از حد بر یه موضوع خاصه. برای همین من سعی می کنم با همین پرتقال کوکی که شاید بیشترین برداشت اشتباه رو ازش داشت با جزئیات توضیح بدم و در واقع بررسی های متفاوت از زن که درسکانسها قرار داده شده رو بررسی کنم و چون کلا به همون بحث با حرف شخص معتقدم همینجا جواب می دم.اون مثال دو تا دختری هم که الکس می بینه جالبه برحلاف چیزی که می گی دقیقا برعکسه تمام مثالهایی که می گم و تنها قسمت استثناست در فیلم. کسی که فیلم رو ندیده پیشنهاد می دم نخونه. با آئورلیتو هم هیچ بحثی نمی کنم:biggrin1:
تقریبا در فیلم اکثر زنها ابزاری برای نمایش جنسی هستن اما کوبریک زن رو به عنوان وسیله ای برای نمایش به ایده ی دیگه ای ارتباط می ده:خشونت.
نتیجه تا حد قابل توجهی dehumanization زن در فیلمه.در نهایت نمایش و خشونت به dehumanization زن می انجامه.
از ابتدای فیلم در کوروا میلک بار زن چیزی نیست جز وسیله ای برای نگاه. دکور بار با مدلهایی از زنهای برهنه که به دیوار متصل شدن اشاره می کنه به این موضوع که مقدار مشخصی خشونت به سمت زن پذیرفتنی است و حتی نگاه کردن به این خشونت هم تا حدی پذیرفتنی است. همچنین زنها بصورت بسیار آسیب پذیری قرار داده شدن و این نکته که در واقع میز هستن, وسیله ای برای قرار دادن اشیاء, ربط مستقیم پیدا می کنه به dehumanization.
ترکنیگ شات به سمت عقب با فوکوس عمیق بیننده رو مجبور میکنه با میزانسن خودمونی و نزدیک باشه. تکرار مدل ها در طول ترکنیگ شات تاثیر مشابهی داره چون بیننده رو مجبور می کنه بصورت ثابت به منظره نگاه کنه. در نهایت مدلها به نمایشی برای خشونت تبدیل می شن. نمایش, بدلیل برهنه بودن, موردی است بسیار خودنما و شوکه کننده برای بیننده که کاری هم نمی تونه بکنه جز نگاه. خشونت بخاطر نوع قرار دادن زن هم متصل به دیوار و هم بصورت میز خودش نشون دهنده ی اینه که خشونت بسوی زنان در اینجا خودش نوعی نمایشه.
بتصویر در اوردن dehumanization حتی برای زنان واقعی در فیلم شدیدتره. اولین نمونه این سکانس تجاوز گروه به زنه. موسیقی در این سکانس در تناقض با چیزی که داره اتفاق میفته و البته از روی قصد بسیار شاد و سبکه و باعث تقویت سکانس نمی شه. گروه و زن در واقع بر روی یک صحنه نمایش قرار دارن و به حالتی ملودرام گونه حرکت می کنن.ترکیب موسیقی, صحنه نمایش و ملودرام جدی گرفتن سکانس رو دور می کنه و بر روی نمایش زن تاکید بیشتری می کنه انگار که بیننده داره نمایشی رو می بینه و اینها هم بازیگراشن نه یه گروه وحشی. روشی که کوبریک از سکانس فیلم می گیره بصورت لانگ شات و کلوز آپ, بیشتر بر روی موضوع نمایش تاکید می کنه. اینکه بیننده از زوایا و نماهای متفاوت سکانس رو می بینه این احساس رو ایجاد می کنه که بیننده در مکانهای متفاوتی از سالن تئاتر از مورد dehumanization زن دور می شه و به عنوان موضوعی مضحک بر روی این خشونت تاکید می کنه. چیزیکه جالبه اینه که گروه بعد از مدتی نمایش رو ها می کنن و در خشونت شریک می شن.حتی بنظرم طعنه آمیز تر از این موضوع اینه که کنار گذاشتن خیلی سریع و راحت زن بیشتر بر dehumanization زن تاکید می کنه. در واقع بنظرم کار زیرکانه ای بوده که کوبریک اول رو نمایش زن تاکید می کنه و بعد به خشونت میان مردان.
چیزی که کوبریک اشاره می کنه اینه که اگر به خشونت به عنوان یک نمایش نگاه کنیم بخاطر کاهش شدت جنایت, قربانی رو dehumanize می کنه. و این نکته در سکانس تجاوز گروه بنظر درست میاد چون مشکله که خشونتی رو که علیه زن بکار گرفته شده جدی گرفت چون مشخصه که در واقع نمایشه. گذشته از این خشونتی که بعد از نمایش زن بین گروهها اتفاق میفته این نکته رو بیشتر نمایان می کنه که در فیلم کوبریک به ارتباطی مستقیم بین نمایش و خشونتی تکیه داده شده بر dehumanization زن تاکید داره انگار که اون زن مثل مدلهای سکانس ابتدایی فیلم به پیکری dehumanize شده از نمایش و خشونت تبدیل شده.
اما برهم زننده ترین سکانس فیلم تجاوز به زن نویسنده اس. دوباره نوع موسیقی متناقضی که در سکانس به کار گرفته شده علاوه بر بر هم ریختن انتظارات ذهن بیننده به نمایش بودن سکانس تاکید می کنه. الکس در حالی که آواز زیر باران رو می خونه با نویسنده با خشونت رفتار می کنه. نوع میزانسن و تکرار انعکاسی آواز توسط یکی دیگه از افراد گروه بیشتر رو این نکته تاکید می کنه که این یک اجراست. استفاده از شات زاویه پایین این حس رو برای بیننده بوجود میاره که انگار بیننده به جای نویسنده بصورت ناتوانی صحنه رو می بینه و حس ترس برای بیننده بوجود میاد. ولی کوبریک هنوز سکانس رو به عنوان ایده ای برای نمایش حفظ می کنه که در واقع این تکنیک استایلایز کردن سکانس تماشای خشونت رو راحت تر می کنه ولی ایندفعه بیننده در تئاتر قرار نداره به همین دلیل کوبریک خیلی با احتیاط از دوربین استفاده می کنه و بصورت ثابت از شاتهای زاویه پایین و در واقع نشون دادن عکس العمل نویسنده استفاده می کنه و در واقع تاکید بیشتری می کنه بر خشونت به عنوان نمایش.
در مقایسه با سکانس گروه این سکانس خیلی نزدیکتر و خودمونی تره و آمیختن نمایش و خشونت بیش از قبل باعث dehumanize شدن می شه و بر خلاف قبل خشونت بر روی هدف نمایش(زن) بکار گرفته می شه و به dehumanization واضحتری از طریق نمایش و خشونت تاکید می کنه.
قسمت آخر فیلم متفاوت اما در عین حال باز با همون المان هاست. الکس برای اینکه افراد مهم جامعه نوع واکنشش رو بینن به نمایش می ذارن. دوباره اینجا هم صحنه نمایش وجود داره با این تفاوت که بر خلاف سکانسهای قبلی بیننده نمایشی رو می بینه اما بدون خشونت اما به هر حال مورد نمایش کنار گذاشته نمی شه. زن برای نشون دادن دورنیات جدید الکس یاد آور مدلهای سکانس ابتدایی فیلمه. برهنه اس و بر روی صحنه ای قرار گرفته با هدف نمایش و دیده شدن. زن همچنین به عنوان هدف جنسی نمایش داده می شه با این نکته که طرف مقابل اراده ای نداره... جای سوالی نداره که دوباره زن ابزاری برای نمایشه با این تفاوت که نه تنها قربانی خشونت نیست بلکه لذت و احساس قدرت می کنه به عنوان نمایش و برعکس شات زاویه پایین در سکانس نویسنده شات زاویه پایین باعث می شه زن قدرتمند بنظر بیاد و این احساس رو ایجاد می کنه که زن قربانی نیست بلکه فرد پیروزه در این سکانس. همچنین بر خلاف سکانسهای قبلی تم اصلی پرتقال کوکی بیننده رو دور نمی کنه و بیشتر بر سکانس و حس قدرت زن تاکید می کنه. چیزی که بنظرم مهمه اینه که زن در آخر که می خواد از صحنه خارج شه احساس رضایتمندی می کنه و از کاری که کرده خوشحاله .در واقع این نمایش متفاوتی از جنسیت زنانه است که کوبریک نشون می ده.
چیزی که مهمه اینه که خشونتی وجود نداره اما نکته ی دیگه ای هم که به همین اندازه مهمه اینه که حتی بدون خشونت استفاده از زن به عنوان نمایش(چه ازش لذت ببره چه نه) یک جور dehumanizationه جنس زنه.
اما عجیبترین مورد شاید سکانس آخر که رویاگونه است باشه. نکته ای که هست که شاید بعضی افراد به اشباه برداشت کنن اینه که الکس داره بخاطر خشونت جنسی تشویق می شه اما در واقع اینطور نیست. زن در سکانس در حال خندیدنه و در واقع لذت می بره. حالا باز این سوال مطرح می شه که آیا باز هم این سکانس تاکیدی بر dehumanizationه... که جواب مثبته. زن هنوز هم یک جور نمایشه نه فقط برای الکس بلکه برای افراد دیگه رویا. مثل سکانسهای قبل زن نمادی برای قدرت/ضعف با حالت نمایش گونه برداشت می شه که مسلما تاکیدی دوباره بر dehumanizeه زنه.
dehumanization زن در فیلم برای ثابت نگه داشتن ایده ی نمایش مهمه. چیزی که بر هم زننده اس اینه که خشونت لزوما ضروری نیست برای dehumanize کردن زن. مشخصه که نمایش و خشونت به هم مرتبطن اما در پایان فیلم به این موضوع تاکید می شه که حتی با کنار گذاشتن خشونت جنبه ی نمایش همچنان برقراره. وقتی بحث زن به عنوان نمایش مطرح می شه, معمولا اولین چیزی که به ذهن فرد می رسه سکسه که معمولا با توجه به نکته نمایش زن, به خشونت و مخصوصا به dehumanization می انجامه اما در نهایت همین dehumanization ه که خشونت و نمایش رو به هم ربط می ده.
سکانس کشته شدن زن هم توسط مجسمه ی آلت جنسی مرد دوباره تاکیدی بر تمام حرفهاییه که گفتم. همین کشته شدن با آلت جنسی خودش بحث دیگه ای داره.
در واقع کوبریک هویت زن رو طوری بررسی می کنه به گونه ای که زن بدلیل تهدید نمایش و خشونت باید بصورت ثابت با dehumanization در جامعه ی مدرن بجنگه.
کوبریک دید ضد زن نداره و بلکه دیدی بسیار تیز و انتقادی و درواقع در طرف زن در جامعه ی مدرن داره چیزی که شاید بخاطر مسائل متفاوت بد برداشت شه. نکته ای که می شه به راحتی با گستاخی توسط فرد پو*ن خونده شه.
این فقط یه قسمت از فیلمه و جنبه های روانشناسانه ی فیلم و ارتباطش با بی اف اسکینر و رفتارگرایی بحث دیگه اییه.در ضمن تمام چیزهایی که گفتم با توجه به این نکته اس که زمانی که در داستان می گذره مشخص نیست.شاید تصویری از جامعه ی مدرن باشه شاید تصویری از آینده.
نمیدونم این مشکل خیلی entertainment نبودن فیلمای کوبریک به نظرت مشکل بزرگی حساب میشه یا کوچک ولی صد در صد مشکل بزرگیه(البته نه همه فیلماش)
بد برداشت کردی امیر...فیلمای کوبریک اتفاقا بسیار entertaining ان و حتی فیلمی مثه 2001 هم اگر در شرایط درستی دیده شه هم کاملا entertainingه جدای از مسائل سابجکتیو. نکته ای که هست رو همون کلمه ی pure ه.
خودت رو نگاه نکن ارتباط برقرار کردن با فیلمایی مثل 2001 ،پرتغال کوکی ، EWS ،بری لیندون برای خیلی ها واقعا مشکله.البته من هیچ شکی در بزرگ بودن کوبریک و فیلماش ندارم ولی سینما برای من بیشتر یه مدیوم سرگرمیه.
مدیوم سرگرمی که بهش اشاره کردی همون چیزیه که من بهش می گم سینما mass art ه نه high art. مسلما بک گراند تماشای فیلم همیشه سرگرمیه و اگر این جنبه وجود نداشته باشه مسلما یه جای کار می لنگه. حالا اینکه جدای از مسائل سابجکتیو چقدر فرد علاقه داشته باشه عمیق تر به فیلم نگاه کنه مسئله ی دیگه ایه. یه زمانی من برام خیلی از فیلمها سرگرم کننده نبود ولی بعدها همون فیلمها با تغییر دیدم سرگرم کننده شدن. اصلا مورد سرگرم کننده بودن اگه در فیلمی وجود نداشته باشه مسلما ضعفه. نکته بنظرم بیشتر دید فرده. اما قبلا هم گفتم ارتباط با تصویر خیلی راحتتر از ارتباط با نوشته اس. اکثر افراد فیلم می بینن ولی شاید کتاب نخونن. چرا... چون احتمالا کتاب خوندن به اندازه ی فیلم دیدن entertaining نیست. شناخته شدن سینما هم به عنوان هنر همین جا بنظرم در حال حاضر زیر سوال می ره. بنظرم مشکل اینجاست. الان مشکل کوبریک هم اینه که خیلی معروف شده. 2001 و پرتقال کوکی خیلی معروف شدن. اینهمه کارگردان که اصلا کاراشون فراموش شدن چی؟ سینما فقط این چند نفر معروف هیچکاک وایلدر کوبریک و مخصوصا اسپیلبرگ که نیست.
در مورد کوبریک هم چون احساس می کنم کارگردان misunderstood شده ایه و ارتباط برقرار کردن با کارهاش نه از لحاظ سرگرم کننده بودن نسبت به کارگردانهایی که مثال می زنی سختتره حساسیت نشون می دم. مسلما کوبریک تنها کارگردان با این خصوصیات نیست. بسیاری دیگه تقریبا فراموش شدن یا کاراشون کمتر دیده می شه و گرنه در مورد اون افراد هم باز باید همین بحث صورت بگیره.
همین که هیچکاک خیلی دربند این نیست که حتما یه مشکل خیلی مهم جامعه رو تو فیلماش نشون بده یا یه نکته اخلاقی تو فیلماش جا بده و سعی میکرده با یه داستان پلیسی -جنایی-تریلر درجه یک در بالاترین کیفیتش سرگرممون کنه به من یکی که فوق العاده حال میده.(هرچند حتما باید اون نوع سینما هم وجود داشته باشه وگرنه یه کسایی مثل کیشلوفسکی و برگمان نبودن.)
اون نوع سینما و این نوع سینما نداریم جدا. نوع دید هنرمندان متفاوته و اهدافی که دارن. سینما در مجموع چیزی نیست جز وسیله ای برای قرار دادن بیننده در موقعیتی احساسی. اینکه بگیم برگمان چون مثلا اون نوع سینماست دلیل بر این نیست که هنرمند برتری ایه نسبت به هیچکاک. اگه در مورد کوبریک می گی خب ببین خودش چه حرفی زده چون کاملا متفاوت از چیزیه که داری می گی.
I don't think that writers or painters or filmmakers function because they have something they particularly want to say. They have something that they feel. And they like the art form; they like words, or the smell of paint, or celluloid and photographic images and working with actors. I don't think that any genuine artist has ever been oriented by some didactic point of view, even if he thought he was.
---------------------------------------------------------------------------
:wacko:
-----------------------------------------------------------------------
ویرایش: POG و 2001 رو حذف کردی از متنت؟