Heavy Rain : David Cage دیگری نمیسازم .

وضعیت
گفتگو بسته شده و امکان ارسال پاسخ وجود ندارد.

Kavigne

کاربر سایت
1781.david_2D00_cage_2D00_hero.jpg


درود ... سال 2010 عنوان متفاوت Heavy Rain عرضه شد و مورد ستایش منتقدان قرار گرفت ، و اصلا انتظار چنین فروش خوبی ازآن نمیرفت . بطبع ، خالق این عنوان یعنی آقای David Cage ازین موضوع بسیار خوشحال شد ولی وی برای ساخت نسخه دوم آن وسوسه نشده است . در مصاحبه اخیر با Develop-Online ، دیوید کیج این گونه سخن میگوید :
" اصلا من احمق ، اما دلم نمیخواهد این کار را برای پول انجام دهم ؛ من Heavy Rain را نوشتم ، چون آن را دوست داشتم ، چون دوست داشتم آن چیزی را که در ذهن دارم را به نمایش در بیاورم ؛ بله ، البته من میتوانم براحتی Heavy Rain 2 را هم بسازم ، اما من گفته ها را در مورد "HR" گفته ام ؛ این قدرت Quantic Dream است ، خلق تجربیات جدید برای گیمر ها ... ما ظرفیت این را داریم که با ساحته هایمان ساختار شکنی کنیم . ممکن است این کار ، در این صنعت ساده لوحی باشد ، اما من اینجا هستم و میمانم تا خلاقیت بیافرینم . من یک تیم در کنار خود دارم تا بتوانم ایده های خود را بسازم . "
ما Heavy Rain را دوست داریم ، اما واقعا تصور نمیکنیم این عنوان به ادامه نیاز داشته باشد ، و ازین که میشنویم Cage بر روی عنوانی متفاوت کار میکند خوشحالیم ؛ نظر شما چیست ؟ آیا این ip به ادامه نیاز دارد ؟ و اگر آره ، این ادامه چه شکلی باید باشد ؟
 
مسلما شما خودتم نمی دونی داری چی می گی ! تعامل شخص با گیم از طریق گیم پلی یعنی همین که من گفتم . وقتی کنترل اسنیک رو می گیری تو دستات و داستانشو دنبال می کنی . راحت تر با این hero ارتباط برقرار می کنی تا یک hero که در فیلم می بینی ! گیم پلی HR هم اجازه تعامل شمارو با گیم می داد ! منتهی در وسعت بسیار بالاتر از گیم های معمول ، این برای شما قابل فهم نیست که من باید توضیح مجدد بدم در موردش ؟ به جای اینکه معنی کلمرو متوجه بشی منظور کلی رو بگیر !

تعریف گیم پلی از اول هم در HR تغییر کرده بود . چرخوندن انالوگ و دسته تکون دادن بهانه ای برای همون تاثیر گذاری هست که توضیح دادم در موردش و مسلما شما که موضوعی به این سادگی بالا رو درک نکردی اینم درک نخواهی کرد !
با شما هم مثل همون دوستی که الان کامنتش رو ندیده گرفتم و نقل قول نکردم دیگه بحث نخواهم کرد ! شما درست می گی ! موفق باشی !
الان شما احساس کردی گوش من درازه که این مهمل ها رو به من تحویل میدی!؟ هر آدمی که دو زار اطلاعات در مورد HR داشته باشه،کما اینکه اصلا بازیش هم نکرده باشه با خوندن این قسمت رنگی از جمله:
مهمترین نکته ای که یک گیم رو از فیلم متمایز می کنه حق انتخاب مخاطب و حق دخالت در سرنوشت شخصیت ها است
میفهمه که منظور شما سیستم Choice & Consequence ـه موجود در HR بود!بعد حالا حرفت رو عوض میکنی میگی منظور من همون تعامل شخص با گیمه!!؟ بعد مثال هم میزنی!؟ کجای MGS ما حق دخالت تو سرنوشت اسنیک رو داشتیم!؟
هر تغییری مثبت و مفید نیست.من هم (به قول یکی از دوستان)بیام بازی بسازم شما(شمای نوعی) رو بزارم در نقش باکتری دماغ یک شتر،بعد 2000 تا سناریو بزارم شما هر دکمه ای زدی یکیش واست پخش شه رو نمیگن ساختار شکنی و تغییر مثبت تو گیم!
همونطور که دیشب هم فهمیدم بحث کردن با شما بی نتیجست!الان دیگه مطمئن شدم...
 
  • Like
Reactions: shefer
میفهمه که منظور شما سیستم Choice & Consequence ـه موجود در HR بود!بعد حالا حرفت رو عوض میکنی میگی منظور من همون تعامل شخص با گیمه!!؟ بعد مثال هم میزنی!؟ کجای MGS ما حق دخالت تو سرنوشت اسنیک رو داشتیم!؟
هر تغییری مثبت و مفید نیست.من هم (به قول یکی از دوستان)بیام بازی بسازم شما(شمای نوعی) رو بزارم در نقش باکتری دماغ یک شتر،بعد 2000 تا سناریو بزارم شما هر دکمه ای زدی یکیش واست پخش شه رو نمیگن ساختار شکنی و تغییر مثبت تو گیم!
منظور ایشون از اون جمله :
مهمترین نکته ای که یک گیم رو از فیلم متمایز می کنه حق انتخاب مخاطب و حق دخالت در سرنوشت شخصیت ها است
فکر میکنم این باشه که گیم کلا حق انتخاب و تجربه داستان رو به جای شخصیت اصلی به خود شخص گیمر میده. در واقع گیمر میشه شخصیت اصلی و تاثیر گذار بازی... منظور فقط یه عنوان خاص نیست . (این مثلا یه جور دیدگاهه برای ایشون که گیمرن)
من خودم معتقدم که فیلمها تعامل شخصیت ها و ارتباط با مخاطب رو خیلی بهتر از بازیهای ویدئویی انجام میدن . اصلا قابل مقایسه نیستن!
 
HR یک تجربه نو بود که از نظر پردازش به داستان و روایت داستانی بهترین در نوع خودش بوده.{دنیای گیم}
لذتی که از این بازی بردم در هیچ بازی دیگری تکرار نشد ,موسیقی فوق العاده و گرافیک زیبایی که یکی از زیباترین ها رو بوجود آورد.
دلیل نداره این بازی رو با فیلم مقایسه کرد حالا چون HR یک بازی داستان محور هست,از این بگذریم که 80% فیلم های امروزی از نظر داستانی ضعیف تر از همینHR هستند.
بیخودی بخاطر یک بازی بجون هم نیوفتید ,اونقدر بازی با گیم پلی مختلف بعد از HR منتشر شده که فکر نکنم اثر کیج جای کسی رو تنگ کرده باشه.
شهاب:|
داستان؟ فقط شاید 7 8 تا فیلم با همین داستان توی این چند ساله اومده باشه. مثلا Saw. کجا این داستان زیبا بود؟ جدا من میمونم بعضی ها اسم این رو داستان میذارن چون چیزیه که هممون دیدم. HR توهین به شعور بازیباز بود که بیاد مفهوم گیم پلی رو بذار توی دکمه زنی، بعد بیاد با یه سری صحنه مغز گیمر رو بکشه به سمت خودش بدون اینکه بخواد داستان و گیم پلی مضخرفش رو در نظر بگیره. مشکل بعضی ها ( نه تو میلاد :دی ) اینه که فرق بازی از فیلم رو تشخیص نمیدن. چون فکر میکنن یه بازی اگه بیاد فراتر از یه بازی ( اونم اشتباه! ) باشه اسمش رو میذارن نو آوری و هنر و فلان و این صحبتا! فرضا توی سینما برید، سره یه صحنه فیلم وایسه، یه دستگاه دیجیتالی بدن بگن انتخاب کنید، بعد از رای اکثریت اون چیزی که قبلا گرفته شده اما به طبق رای نشون بدن. اسم این bullsh!t ِ ولی همین توی گیم اتفاق افتاد ملت هم اسمش رو میذارن هنر و فراتر از فلان و پیشرفت و اینا! بازی بازیه. نیازی به اینا نداره. همونطور که اگر توی پکمن روح ها میخوردتون نمیومد حق انتخاب بده که مثلا بری با زبون کوچیکش بازی کنی یا مخزش رو بزنی تا نخوره. اینکه یه بازی متفاوت باشه خوبه خیلی هم خوبه مخصوصا توی این دوره کلیشه سازی. ولی بجای خودش و وفادار به تعریف گیم.
 
فکر میکنم این باشه که گیم کلا حق انتخاب و تجربه داستان رو به جای شخصیت اصلی به خود شخص گیمر میده. در واقع گیمر میشه شخصیت اصلی و تاثیر گذار بازی... منظور فقط یه عنوان خاص نیست .
دقیقا منظور من همین موضوع بود و هر عقل سلیمی اینو تشخیص می ده ! حالا اگه کسی دوست داره گوش های خودشو دراز فرض کنه اون دیگه به خودش مربوطه ! این مهمترین بخش حرف من بود :
وقتی کنترل اسنیک رو می گیری تو دستات و داستانشو دنبال می کنی . راحت تر با این hero ارتباط برقرار می کنی تا یک hero که در فیلم می بینی ! گیم پلی HR هم اجازه تعامل شمارو با گیم می داد ! منتهی در وسعت بسیار بالاتر از گیم های معمول
من نگفتم ما در سرنوشت اسنیک تاثیر داریم . گفتم ما وقتی کنترلش می کنیم به عنوان یک hero بهتر باهاش ارتباط برقرار می کنیم ، تا hero که در فیلم می بینیم ! وقتی کاور گیری بد من باعث مرگ اسنیک می شه این یعنی این که استرس من و حساسیت من روی این hero بالاتر از یه hero که در فیلم وجود داره هست ! حالا HR این قضیه رو بسیار بیشتر باز کرده و به ما حق انتخاب در سرنوشت شخصیت های بازی رو در وسعت بسیار بالاتر می ده ! پس تجربه داستان HR در غالب کسی که خودش می تونه سناریو نویسی کنه و سرنوشت بازیکن ها رو انتخاب کنه هیچوقت قابل قیاس با تجربه همین داستان که در فیلم به عنوان فقط یک بیننده به دست میاد قابل قیاس نیست . این یعنی هنر و کسی که درکش نکنه فقط باید به حالش تاسف خورد !

نرود میخ آهنین بر سنگ !!
 
یه زمانی بود که وارد کردن یه هنر به هنر دیگه رو می گفتن نواوری یا تنوع یا مثلا برمیداشتن سوریال و یا عجیب غریبش می کرن می گفتن نواوری....... .حالا واسه بازی هم داره همین اتفاقا می افته
من کاری با hr ندارم ولی بازی برای اینکه به هنر نزدیک بشه میتونه در قالب همین چیزایی که هست و وجود گیم پلی و حفظ هسته اصلی به هنر نزدیک بشه نه اینکه مثلا گیم رو بردارن شبیه فیلم بسازن بگن شد هنر.... .
.
.
 
داستان؟ فقط شاید 7 8 تا فیلم با همین داستان توی این چند ساله اومده باشه. مثلا Saw. کجا این داستان زیبا بود؟ جدا من میمونم بعضی ها اسم این رو داستان میذارن چون چیزیه که هممون دیدم. HR توهین به شعور بازیباز بود که بیاد مفهوم گیم پلی رو بذار توی دکمه زنی، بعد بیاد با یه سری صحنه مغز گیمر رو بکشه به سمت خودش بدون اینکه بخواد داستان و گیم پلی مضخرفش رو در نظر بگیره. مشکل بعضی ها ( نه تو میلاد :دی ) اینه که فرق بازی از فیلم رو تشخیص نمیدن. چون فکر میکنن یه بازی اگه بیاد فراتر از یه بازی ( اونم اشتباه! ) باشه اسمش رو میذارن نو آوری و هنر و فلان و این صحبتا! فرضا توی سینما برید، سره یه صحنه فیلم وایسه، یه دستگاه دیجیتالی بدن بگن انتخاب کنید، بعد از رای اکثریت اون چیزی که قبلا گرفته شده اما به طبق رای نشون بدن. اسم این bullsh!t ِ ولی همین توی گیم اتفاق افتاد ملت هم اسمش رو میذارن هنر و فراتر از فلان و پیشرفت و اینا! بازی بازیه. نیازی به اینا نداره. همونطور که اگر توی پکمن روح ها میخوردتون نمیومد حق انتخاب بده که مثلا بری با زبون کوچیکش بازی کنی یا مخزش رو بزنی تا نخوره. اینکه یه بازی متفاوت باشه خوبه خیلی هم خوبه مخصوصا توی این دوره کلیشه سازی. ولی بجای خودش و وفادار به تعریف گیم.
ببین هر کسی یکجور تعریف از بازی داره.یکی مثل من بازی باید براش سرگرم کننده باشه تا بتونه باهاش وقتش رو بگذرونه و لذت ببره ولی در طرف دیگه یکی مثل شهاب تعریفش از بازی اینه که داخلش از گیم پلی معقول بازی های روز استفاده شده باشه.هر دو حقیقت رو میگند ولی شهاب احساس میکنه نظر خودش نظر جمع رو هم تشکیل میده:dیعنی بازی که گیم پلی متداول روز رو نداشته باشه یعنی توهین به خریدار!

در مورد داستان هم که همه چیز روشنه!این بازی به هیچ وجه داستان تازه و نویی رو نداره ولی روایت داستانیش در غالب کنترل شخصیت های مختلف باعث میشه مخاطب هم جای jigsaw نقش بازی کنه و هم به عنوان قربانی در نقش دکتر گوردن و ادام داستان رو ادامه بده!و دقیقا در آخر داستان همونقدر سورپرایز بشه که در زمان دیدن شماره یک saw شده.
همین حالا بهترین بازی های اخیر این نسل همه داستانهای کلیشه ای داشتند از RD گرفته تا U2 و DS.من میتونم همین حالا 20 تا فیلم اسم ببرم که از نظر داستانی در سبک خودشون از این بازی ها بمراتب بهتر هستند.
یک داستان نو و جدید به همین سادگی ها دیگه گیر نمیاد,سالهاست رمانها ,فیلم ها,مانگا و کمیک ها داستانهای بسیار زیادی رو در جنرهای مختلف مثل وسترن ,جنایی,ترس و....بوجود آوردند و حالا فقط میشه با عنوان الهام از این داستان ها چیز جدیدی عرضه کرد و شخصا فکر میکنم فقط سری MGS و TEAM ICO هستند که میتونند بدور از هرگونه کلیشه داستانی ناب رو بوجود بیارند.

اینجا دو گروه اشتباه دارند کار میکنند,یک گروه این بازی رو شاهکار میدونند و گروهی دیگه این بازی رو ضربه ای به صنعت گیم!این وسط یه عده هستند بدنبال رفع سو ء تفاهم ها که هر چقدر سعی میکنند موفق نمیشند.

من خودم دو ساعت بیشتر نتونستم پای LA.N دووم بیارم و بنظرم یه trash بود ولی هیچ موقع سعی نکردم نظر شخصیمو در غالب فکت به بقیه بفهمونم!!:d
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: Robin Hood
مسلما شما خودتم نمی دونی داری چی می گی ! تعامل شخص با گیم از طریق گیم پلی یعنی همین که من گفتم . وقتی کنترل اسنیک رو می گیری تو دستات و داستانشو دنبال می کنی . راحت تر با این hero ارتباط برقرار می کنی تا یک hero که در فیلم می بینی ! گیم پلی HR هم اجازه تعامل شمارو با گیم می داد ! منتهی در وسعت بسیار بالاتر از گیم های معمول ، این برای شما قابل فهم نیست که من باید توضیح مجدد بدم در موردش ؟ به جای اینکه معنی کلمرو متوجه بشی منظور کلی رو بگیر !

تعریف گیم پلی از اول هم در HR تغییر کرده بود . چرخوندن انالوگ و دسته تکون دادن بهانه ای برای همون تاثیر گذاری هست که توضیح دادم در موردش و مسلما شما که موضوعی به این سادگی بالا رو درک نکردی اینم درک نخواهی کرد !
با شما هم مثل همون دوستی که الان کامنتش رو ندیده گرفتم و نقل قول نکردم دیگه بحث نخواهم کرد ! شما درست می گی ! موفق باشی !
aab9ehnb1l3398la5j5.jpg
 
چرا بحث میکنید؟:dباید توی این تاپیک آمار گرفت..کسایی که با امتیاز بازی مورد علاقشون چقدر تو سر بازی های رقیب زدند.طرف خوراکش گذاشتن متا و نقل از سایت های منتقده.بعد اینجا ژست منطقی میگیرن و با منطق "من عالم و آدم رو قبول ندارم" پیش میرن.خوب یعنی چی؟مثلا الان کسی جرات داره بگه فلان بازی اخه؟U3 رو با امتیاز 96 ترکوندن HR که سهله
واقعا این بازی که نه گیم پلی داره و نه داستان درست حسابی و نه گرافیک بالا چطوری امتیاز گرفته؟
 
اسنپ بای استپ میریم جلو میلاد :دی.
ببین هر کسی یکجور تعریف از بازی داره.یکی مثل من بازی باید براش سرگرم کننده باشه تا بتونه باهاش وقتش رو بگذرونه و لذت ببره ولی در طرف دیگه یکی مثل شهاب تعریفش از بازی اینه که داخلش از گیم پلی معقول بازی های روز استفاده شده باشه.هر دو حقیقت رو میگند ولی شهاب احساس میکنه نظر خودش نظر جمع رو هم تشکیل میده:dیعنی بازی که گیم پلی متداول روز رو نداشته باشه یعنی توهین به خریدار!
ببین اینی که میگی از نظر من اشتباهه. گیم یه سرگرمیه. این یه واقعیت و fact ـه. اینی تعریفش چی باشه، بیشتر میشه گفت که چه جایی توی سرگرمیش یا بهتر بگم، چه توقعاتی از یه بازی میتونه داشته باشه. من میگم گیم پلی، چون وقتی میشینم پای یه بازی میخوام بازی کنم. نه داستان بخونم. صنعت بازی بخاطر بازی بودنش شد دسته مهمی از سرگرمی نه بخاطر داستان. اینی که میگم توهین، اینه که کلا کیج یه سری ها کم شعور فرض کرده. چون با یه گیم پلی کلا بی ریشه، خواسته با قرار دادن گیمر توی یه سری از صحنه های نوع، بگه آره اثر من فلانه ولی در اصل هیچ ارزشی از نظر بازی بودن نداره.
در مورد داستان هم که همه چیز روشنه!این بازی به هیچ وجه داستان تازه و نویی رو نداره ولی روایت داستانیش در غالب کنترل شخصیت های مختلف باعث میشه مخاطب هم جای jigsaw نقش بازی کنه و هم به عنوان قربانی در نقش دکتر گوردن و ادام داستان رو ادامه بده!و دقیقا در آخر داستان همونقدر سورپرایز بشه که در زمان دیدن شماره یک saw شده.
همین حالا بهترین بازی های اخیر این نسل همه داستانهای کلیشه ای داشتند از RD گرفته تا U2 و DS.من میتونم همین حالا 20 تا فیلم اسم ببرم که از نظر داستانی در سبک خودشون از این بازی ها بمراتب بهتر هستند.
یک داستان نو و جدید به همین سادگی ها دیگه گیر نمیاد,سالهاست رمانها ,فیلم ها,مانگا و کمیک ها داستانهای بسیار زیادی رو در جنرهای مختلف مثل وسترن ,جنایی,ترس و....بوجود آوردند و حالا فقط میشه با عنوان الهام از این داستان ها چیز جدیدی عرضه کرد و شخصا فکر میکنم فقط سری MGS و TEAM ICO هستند که میتونند بدور از هرگونه کلیشه داستانی ناب رو بوجود بیارند.
حرف درستی بود. RD ( منظورت RDR ـه دیگه :دی؟ ) و Uncharted و باقی AAA های این نسل مثل GOW بخاطر چی محبوب و قابل تحسینن؟ بخاطر اینکه بازی ان. میشینی پاشون بازی میکنی نه یه التهاب و جو روانی به خودت وارد کنی و برچست هنری و نوآور و فلان و اینارو بزنی بهش. چرا COD انقدر شاخ و محبوبه؟ چون گیم پلی داره. نکته اینه که HR شاید یه سری تکنیک های جالب داستانی خصوصا توی روایت و صحنه سازی داشته باشه، اما بازی خوبی نیست چون اصل بازیسازی رو رعایت نکرده. ما ایرادی که به HR میگیرم کلیشه ای بودن داستان نیست. بلکه اینه که این بازی اصولا بازی نیست. اونایی که این اثر رو دوست دارن فقط بخاطر اینه که 2 سال پیش نشستن، یه التهاب شدید بهشون وارد شده و ازش لذت بردن و براشون خاطره شده.
اینجا دو گروه اشتباه دارند کار میکنند,یک گروه این بازی رو شاهکار میدونند و گروهی دیگه این بازی رو ضربه ای به صنعت گیم!این وسط یه عده هستند بدنبال رفع سو ء تفاهم ها که هر چقدر سعی میکنند موفق نمیشند.

من خودم دو ساعت بیشتر نتونستم پای LA.N دووم بیارم و بنظرم یه trash بود ولی هیچ موقع سعی نکردم نظر شخصیمو در غالب فکت به بقیه بفهمونم!!:d
ببین من ضربه نمیدونم این اثر رو. چرا؟ چون توی فروش و اینا خوشبختانه! موفق نبود. وگرنه خدا میدونست چقدر میتونست این بازی تاثیر بد و تخریب کننده روی بازیسازی بذاره و از فردا میخواستی FPS بازی کنی باید اسحله ات رو تمیز میکردی، عرقت رو پاک میکردی و مثلا مدال هم سنگرت رو میکندی! HR فقط یه اثر نصف و نیمه بودش چون مهم ترین اصل رو رعایت نکرده. حالا دلیل اینکه چرا منفوره چیه؟ چون خیلی ها این اثر رو بزرگ میکنند و اسمش رو میذارن بازی فلان و شاهکار و نوآور و اینا.
 
Trunks @

صفحات قبل رو هم بخون همینجوری یه دفعه نمیان بپرن سر خونه اول که!:دی
بعد شما انتظار داشتی یه بازی ادونچر یا به قول کیج Interactive Drama چه جوری باشه؟
 
آخرین ویرایش:
منظور ایشون از اون جمله :

فکر میکنم این باشه که گیم کلا حق انتخاب و تجربه داستان رو به جای شخصیت اصلی به خود شخص گیمر میده. در واقع گیمر میشه شخصیت اصلی و تاثیر گذار بازی... منظور فقط یه عنوان خاص نیست . (این مثلا یه جور دیدگاهه برای ایشون که گیمرن)
من خودم معتقدم که فیلمها تعامل شخصیت ها و ارتباط با مخاطب رو خیلی بهتر از بازیهای ویدئویی انجام میدن . اصلا قابل مقایسه نیستن!
من نمیدونم شما چرا داری سره حرف ایشون سر پوش میزاری!؟:دی
مرده حسابی،خو همه ی بازی ها یه همچین چیزی توش صادقه!:دیایشون حرف از متفاوت بودن این عمل تو HR میزنه!اگه منظورش اینه که خُب همه ی بازی ها توش صادقه.خودت یه بار دیگه بخون:
شما هم متوجه نشدی که چرا یه سری از افراد صنعت گیم رو شونه به شونه صنعت سینما می دونن و اعتقاد دارن در اینده ای نزدیک این صنعت رو کنار می زنه . مهمترین نکته ای که یک گیم رو از فیلم متمایز می کنه حق انتخاب مخاطب و حق دخالت در سرنوشت شخصیت ها است . این ویژگی کمی نیست . یک پتانسیل بالا برای جذب مخاطب هست . پتانسیلی که صنعت سینما از وجودش بی بهره است . کاری که دیوید کیج با HR انجام داد در راستای پیشبرد همین هدف بود . داستانی فوق العاده جذاب و گیرا و پر از هیجان که سرنوشت شخصیت های اون و پایان بازی به دست مخاطب سپرده می شد . و خود نحوه چگونگی این حق انتخاب در بازی با توجه به داستان درگیر کننده بازی جای تقدیر فوق العاده زیادی داره . توی صفحه قبل هم گفتم ، به عنوان یک پدری که می خواد پسرشو نجات بده چه کارهایی انجام می دین ؟ یه پدر دیگرو حاضرید بکشید ؟ حاضرید انگشتتونو قطع کنید ؟ حاضرید اتوبان رو بر عکس برید ؟ و چندین مسئله درگیر کننده دیگه که همه و همه با انتخاب شما انجام می شه . خیلی از دوستانی که سطحی فکر می کنن عنوان می کنن این در فیلم های زیادی هم دیده می شه . اما ایا در فیلم مخاطب حق انتخاب داره ؟ یا فقط بیننده است ؟
چند بار از حق انتخاب صحبت کرده و اون رو وجه تمایز یک فیلم از بازی دونسته!؟ بعد حالا شما میگی منظورش حق انتخاب و دخالت تو شخصیت کرکترا نیست!حداقل این چیزی که نوشته شده این رو میرسونه!
 
Trunks @

صفحات قبل رو هم بخون همینجوری یه دفعه نمیان بپرن سر خونه اول که!:دی
بعد شما انتظار داشتی یه بازی ادونچر یا به قول کیج Interactive Drama چه جوری باشه؟

ببخشید مهندس اما تو اون تاپیکم گفتی جواب ندادم.
این بازی به هیچ عنوان Advanture نیست من اگه خواستی با 1000 تا دلیل و تعریف Advanture میام تعریف میکنم.
 
ببخشید مهندس اما تو اون تاپیکم گفتی جواب ندادم. این بازی به هیچ عنوان Advanture نیست من اگه خواستی با 1000 تا دلیل و تعریف Advanture میام تعریف میکنم.
توی اون تاپیکم گفتم دلیل هم آوردم . HR هم به خاطر اینکه المانهای این سبک رو داره زیر شاخش قرار میگیره . به قول یکی از منتقدها ادونچر مدرنه در واقع . دلایلتو تو پی ام یا هر جا دوست داشتی بگو منتظرم .
 
@ هفتصدوهفتادونه : دوست عزیز اتفاقا بازی دقیقا ادونچر هست ... ! ما چری و پرتی به اسم "اینتراکتیو دراما" نداریم در ژانرها و این زائیده ذهن داوود هست ؛ من باب گیم بخوام بهت بگم این بازی دقیقا ادونچر هست ... حالا اگر شما میگی نیست ، دلایلت رو شاد میشم بشنوم .
 
من نمیدونم شما چرا داری سره حرف ایشون سر پوش میزاری!؟:دی
مرده حسابی،خو همه ی بازی ها یه همچین چیزی توش صادقه!:دیایشون حرف از متفاوت بودن این عمل تو HR میزنه!اگه منظورش اینه که خُب همه ی بازی ها توش صادقه.خودت یه بار دیگه بخون:

چند بار از حق انتخاب صحبت کرده و اون رو وجه تمایز یک فیلم از بازی دونسته!؟ بعد حالا شما میگی منظورش حق انتخاب و دخالت تو شخصیت کرکترا نیست!حداقل این چیزی که نوشته شده این رو میرسونه!


درود.

شايد عجيب باشد كه تعداد مصاحبه هايي كه در مورد Heavy Rain شده خيلي زياد است. اما بايد گفت كه واقعا براي شناخت درست و درك صحيح اين بازي بايد مصاحبه هاي بيشتري را خواند و مشاهده كرد كه Cage چه چيزي در سر دارد. عنوان Heavy Rain يك بازي معمولي نيست و اگر فيلم هم بود يك فيلم معمولي نبود. اين بازي فراتر از مكانيزم پيچيده ي ساختار كلي خود ، بيشتر در زمينه سمبوليك و معنا شناسي پيچيده است. اين بازي بخش مهمي از خود را به تعريف يك داستان فلسفي و كاملا سنگين مي پردازد.

سايت Nowgamer مصاحبه اي بسيار جالب با David Cage داشته كه واقعا با خواندن اين جور مصاحبه ها به ذهن خلاق و ايدوئولوژي هاي Cage پي ميبريم.

390_9708_ETHAN_MARS_CHARACTER_HEAD.jpg


اين روزها Heavy Rain خيلي سر و صدا كرده. آيا فكر نمي كنيد بازار كوچكي براي عنواني لطيف همانند Heavy Rain وجود دارد ؟

سوال سختيه .بازار داراي افرادي با سن هاي مختلف است كه ما بايد براي تمامي اين سنين بازي بسازيم. بازيهاي زيادي براي نوجوانان است. آنها فقط تفريح و تيراندازي مي خواهند. ولي در اين جا بازاري هم براي افراد بزرگ سال است كه بيشتر به داستان ، احساسات و ديگر چيزها اهميت مي دهند. ناشران زيادي هستند كه به دنبال بازيهاي FPS اند و بازار اين جور بازيها را مي خواهد. آيا واقعا بازار بايد اين جور بازي ها را بخواهد يا فقط به خاطر اين است كه بازي ديگري نيست ؟. حالا كه بازيها فقط شوتر شده اند و مردم آنها را ميخرند ، ما مي توانيم يك بازي متفاوت و كاملا جديد به آنها بدهيم؟ آيا آنها اين بازي را مي خرند ؟. آيا ما چيزي را به مردم مي دهيم كه انتظار دارند يا چيزي را مي دهيم كه انتظارش را ندارند ؟ و اين طور است كه در اينجا يك قمار برد باخت ايجاد مي شود.

بگذاريد مثالي بزنيم. Modern Warfar... مردم مي دانند چه چيزي را از اين بازي انتظار دارند ولي بازي مانند Heavy Rain نياز به توضيح بيشتري دارد. شما چطور موفق شديد اين بازي را توضيح دهيد كه مردم متوجه آن شوند ؟

توضيح دادن آن خيلي سخت است. من دوسال با Fahrenheit كار كردم. دو سال به مردم بازي را توضيح ميدادم ولي در آخر هم آنها نفهميدند ؛ ولي وقتي بازي عرضه شد همه گفتند: " اوه پس اين چيزي بود كه منظورت بود؟" و من شانه بالا مي اندازم و مي گويم: " آره... مگه توضيح نداده بودم؟". به عنوان يك بازي ساز شما دو راه پيش رو داريد: سراغ يك سبك معمولي مثل FPS برويد. هيچ سورپرايزي در آن نيست ، مردم آن را مي شناسند و شما فقط بايد طوري عمل كنيد كه در رقابت باشيد و سعي كنيد بازي بهتر از بقيه در اين سبك بسيازيد.

اما راه ديگر اين است كه شما مي گويد:" ميدوني من مي خوام سعي كنم سبك خاص خودم رو بسازم." . هنوز هم بازار براي اين بازي است و من هيچ رقيبي ندارم چون دارم يك بازي به سبك خودم ميسازم. اين تصميمي بود كه ما گرفتيم و اين تصميم را اصلا با فكر بازار و پول نگرفتيم . ما مي خواستيم ديدگاه منحصر به فرد خود را داشته باشيم. من بايد يك بازي فوق العاده ميساختم تا در ساخت آن اين حس را داشته باشم.

ولي هميشه احتمال شكست وجود دارد. درسته ؟ ممكن است HR واقعا در احساسات مخاطبان قرار بگيرد يا شكست بخورد. چه چيز باعث مي شود كه شما فكر كنيد اين بازي موفق خواهد شد ؟

ما ديدگاه متفاوتي داريم و فكر مي كنيم اولين نفري باشيم كه اين طور به داستان نزديك شده. مردم داستانها را دوست دارند و هر لحظه منتظر آن هستند ، در سينما، تلوزيون،كتابها.مردم داستانها را در هر كشور و در هر زمان دوست دارند. پس چه چيزي در مقابل اين عمل قرار ميگيرد. تكنولوژي روز به روز پيشرفت مي كند و شما مكي توانيد با آن كارهاي فوق العاده انجام دهيد ولي باز هم بازي ها هماني هستند كه بودند. چه مقدار هيولا مي توانيد بكشيد ؟ به چه تعداد زامبي مي توانيد شليك كنيد ؟

390_9702_heavy_rain_e3_10.jpg


هفته پيش شمارشون از دستمون در رفته.

(خنده). خب پس اينجا يك نكته اي است كه مي گويد كه من اين بازي را قبلا انجام داده ام. من 40 سالم است و با بازيهاي ويديويي بزرگ شدم و تمام آنها يك چيز بودند و بعضي وقتها حس مي كنيد كه داريد وقت خود را تلف مي كنيد. اين استفاده درست از زمان آزاد نيست. مي توان به جاي آن به ديدن فيلم رفت ، به اينترنت رفت و يا به موسيقي گوش كرد ، ولي در مورد بازيها ، من دارم علاقه خود را نسبت به آنها از دست مي دهم و صادقانه بگويم اين به خاطر اين است كه خلاقيت و نو آوري بسيار كم شده. ولي من مي گويم مردم داستانها را دوست دارند. پس بگذار براي آنها داستان بگويم و در اينجا است كه بزرگ سالان از آن خوششان مي آيد و اين چيزي نيست كه همش تيراندازي و رانندگي باشد. آنها چيزي را حس مي كنند و احساسات را باور مي كنند.

خيلي سخت است. شما Online بازي مي كنيد و به طرف سر يك نفر شليك مي كنيد و بعد به خود مي گوييد . اين چه فرقي با اون سال پيش داشت كه من يك تير تويه سر يه نفر ديگه زدم ؟

بله. دقيقا. ببيينيد گرافيك و بازي كردن بازيها بسيار سرگرم كننده است. مي گويد خب محيط خيلي خوب ساخته شده. شايد ساعت اول خيلي جالب باشد ولي بعد از 1 يا 2 ساعت مي پرسيد ، من اين كار را دو ساعت پيش هم انجام داده بودم. من به مرحله بعدي ميرم تا بيشتر تيراندازي كنم و آدم بشكم، و در آخر هم پايان بازي را ببينم؟

آيا فكر مي كنيد بازيها داستان زيادي را نميگويند ؟ و اين انگيزه را به ما نمي دهند تا قسمت بعدي ، مرحله بعد و پايان بازي را ببينيم؟

فكر مي كنم بعضي بازيها فقط براي بالا بردن آدرنالين ساخته مي شوند. اين خيلي شبيه وضعيت پسر من است. او نه سال سن دارد و واقعا از اين جور بازيها خوشش ميايد. ولي او فقط نه سالش است و به داستان و كركترها اهميتي نمي دهد. اين براي سن نه سال خوب است ولي وقتي شما بزرگتر مي شويد چيزي بيشتر از سرگرمي خود مي خواهيد. اين ممكن است روي شما اثر بگذارد و چيزي را به شما ياد دهد و وقتي كنسول را خاموش مي كنيد هنوز هم حسي از بازي در شما است. من وقتي Slumdog Millionaire يا Gran Torino را در سينما ديدم ، تا چند ساعت بعد هنوز در فيلم بودم و راجع به چيزي كه ديده بودم مدام فكر مي كردم. ولي در بازيها شما كنسول را خاموش مي كنيد و سراغ يك كار ديگر مي رويد و هيچ اثري از بازي در خود نميبينيد.

390_9703_heavy-rain_may22_11.jpg


آيا فكر مي كنيد اين قضيه به علت نبود استعداد در سازندگان آنها است و يا فكر مي كنيد كه اين مشكلي است تا بتوان داستان و گيم پلي را با هم جفت و جور كرد؟

اين كمي از هر كدام است. بازيها سالهاي پيش براي نوجوانان ساخته ميشدند ولي حالا كه سالها گذشته به نظر تكراري مي رسند. من 40 سال سن دارم و فكر مي كنم Fumito Ueda (سازنده Ico, Shadow Of The Collossus, The Last Guardian) تقريبا 45 سال سن داشته باشد ، ما هم پيرتر شده ايم و من نمي خواهم Shooter بسازم يا بازي كنم ، من نميفهمم واقعا متوجه نميشوم چرا هنوز اين بازي ها لذت بخش هستند ؟ . من نمي توانم همچين بازيهايي بسازم ، من مي خوام بازي بسازم كه مردم آن را حس كنند و معني داشته باشد.

آيا بازيها بزرگ سالانه تر نشده اند ؟ ما اخيرا Dragon Age را بازي كرديم و واقعا حس كرديم مارا در يك مسير بزرگ سالانه قرار داده است و خيلي لذت بخش بود. با گذاشتن خواصيت مردن شخصيت ها آيا فكر نمي كنيد ممكن است خيلي ها تمام داستان شما را نبينند ؟

نه اصلا. ببينيد شما با ديگران صحبت مي كنيد و ميبينيد كه آنها اين بازي را طور ديگري تعريف مي كنند. ممكن است آنها دزد مغازه را كشته باشند يا گذاشته باشند كه مغازه دار بميرد. و شما مي گويد : " واوو من همچين چيزي را نديدم ولي عوضش براي من طور ديگري اتفاق افتاد.".

ما Mass Effect را بازي كرديم و مي توانستيم شخصيت اصلي را بد يا خوب كنيم. آيا در HR اين امكان است كه ما بين اين دو باشيم؟ يعني خاكستري؟ ويا فقط بايد كارهاي بد را براي بد شدن و كارهاي خوب را براي يك شخصيت خوب شدن انجام داد.

هرگز.هرگز. اين كار فوق العاده اي است كه Mass Effect و بقيه بازيها انجام داده اند ولي در HR اين طور نيست. در اين بازي نه كسي سياه است و نه كسي سفيد. مردم خاكستري هستن و در موقيعت هايي قرار مي گيريند كه هيچ توضيحي براي آن ندارند. و هرگز نمي گويند: " او اگر من اين كار را انجام دهم ، چنين اتفاقي براي من مي افتد." اين يك جور حقه است... نميدونم بايد راجع بهش فكر كنم و الان جواب درستي در مورد آن به ذهنم نمي رسد. ولي اين سوال بين مردم است كه مي خواهند خوب باشند يا بد ولي هيچ يك از آنها جواب درستي براي آن ندارند.

390_9700_HR_TRIALFLY_HD.jpg


اين ايده خوبي براي فيلمها و كتابها است ولي در مورد بازيها مردم جواب آشكار را مي دانند. آيا فكر مي كنيد همين موضوع است كه تفاوت بين بازي ها و سينما را نشان مي دهد؟ آيا Heavy Rain چيزي است كه از اين موضوع پرهيز مي كند ؟

مخالفم. چون در اين صنعت ما بازيها را براي بچه ها و نوجوانان مي سازيم و اين موضوع بايد خيلي آشكار و روشن براي آنها باشد. آدم بدها بايد خيلي بد باشند و قهرمانان بايد زيبا و قوي باشند و زنها بايد سينه هاي بزرگ داشته باشند و خيلي س...ك...س...ي باشند ، چون اين بازي براي نوجوانان است. ولي ما مي گوييم: " ببين تو ميتوني خيلي آدم بدي باشي ولي اين چيزي نيست كه تو چهرت معلوم باشه."

قسمت دوم

درود.

نزديك به 6 ماه ديگر تا عرضه Heavy Rain مانده و بايد ديد آيا دنيا آماده پذيرش چنين بازي است ؟. آيا Quantic Dream آماده است ؟.

قسمت اول

اين هم قسمت دوم مصاحبه بزرگ Nowgamer با David Cage رئيس Quantic Dream.

390_9813_heavy_rain_e3_12.jpg


آيا فرصت كار كردن با كنترلر جديد سوني را داشته ايد ؟

ما خيلي از اين كنترلر شگفت زده شديم و نمونه ي اوليه آن را ديده ايم و بازي هم كرده ايم. ما در Heavy Rain خيلي از اين حركت ها كرده ايم ، مثلا با Stick ها مي توانيد قفسه و درها را باز كنيد و اين كار طوري طراحي شده كه واقعا حس انجام دادن آن را داشته باشيد. اين روش خيلي طبيعي است و تغييري در بازي ايجاد نمي كند. شما مي توانيد يك بطري را برداشته و با SixAxis آن را تكان دهيد و اين كار با كنترلر جديد سوني خيلي راحت تر هم مي شود. پس ما از اين لحاظ خيلي نزديك به اين موشن كنترلر هستيم و كي ميداند شايد در آينده ما يك نسخه موشن كنترلر اين بازي را هم عرضه كرديم.

خيلي جالب است مخصوصا براي صحنه هاي س..ك..س در بازي. شما اين صحنه هاي س..ك..س و خشونت را چطور با ديگر فرهنگ ها در ساير كشورها تطابق داديد و چه سانسورهايي انجام داديد ؟

اين خيلي سخته چون بازي رو در يك راه و هدف ميسازي و بايد به دليلي كه خودتم نميدوني آن را تغير دهي. ولي ما اين را براي درجه بندي سني كردهيم و اين چيزي نيست كه ما و يا سوني آن را انجام دهد. در بعضي كشورها محدوديت هايي براي اين صحنه ها است ولي تغييرات طوري نيست كه هدف اصلي ما از بين رود و بازي را متفاوت كند.

گذشته از اين آيا شده صحنه اي را كه خيلي مهم بوده را براي سانسور و يا اين كه به سادگي عملي نبوده حذف كنيد ؟

اوه . ما 2 هفته پيش اين كار را كرديم و 3 صحنه را از بازي حذف كرديم كه تقريبا 6 ماه سر آن بحث مي كرديم. بعضي ها در تيم از اين صحنه ها خيلي دفاع مي كردن و بعضي معتقد بودند كه بازي را خيلي پيچيده كرده . پس ما 20 نفر از مردم را آورديم و گذاشتيم اين صحنه ها را بازي كنند تا عكس العمل آنها را ببينيم. به طور كلي همه ي آنها پس از انجام آن گفتند: " ميدوني ؟ اين صحنه ها اصلا خوب كار نمي كنند." آنها همه درست مي گفتند و ما اطلاعات را به دفتر آورديم و آنها را حذف كرديم.

اين بايد قلب شما را شكسته باشد ؟

بله و خير. مهم ترين چيز كار پاياني است. شما بايد كار نهايي را ببينيد و آنها در كار اصلي جايي نداشتند. بله من بعضي از آنها را واقعا دوست داشتم چون جلوهاي ويژه فوق العاده داشتند ، ولي خيلي براي بازيباز پيچيده بودند. شايد آنها را در قسمت "صحنه هاي حذف شده" قرار دهيم.
390_9820_heavy_rain_e3_13.jpg




پس شما وقتي يك صحنه را به پايان ميرسانيد خوشحال هستيد. آيا نگران اين بوده ايد كه ممكن است بازيبازها پس از پايان يك صحنه بارها و بارها آن را تكرار كنند چون آن را نفهميدند ؟ آيا محدوديتي براي انجام ندادن آن وجود دارد ؟

من نگران نيستم. مردم پول ميدهند و بازي را ميخردند و بازي براي آنها است. آنها هر جور كه بخواهند بازي را انجام مي دهند ، ولي پيشنهاد من اين است كه اين بازي را يك بار برويد و فقط بر مبناي تصميمات خود برويد و آن را دوباره تغيير ندهيد. صحنه اي را تكرار نكنيد چون در اين صورت است كه متوجه مي شويد شما كي هستيد و كار شما چه نتيجه اي دارد. ولي اگه مردم مي خواند كه صحه اي را بارها و بارها تكرار كنند تا ببنيند در حالتهاي ديگر چطور است ، چرا اين موضوع براي من مهم است.

ممكن است آنها پس از اينكه شخصيتشان مرد اين كار را انجام دهند. ولي آيا وقتي شخصيت شما بميرد بازي بازهم جالب خواهد بود ؟

حتي جذاب تر هم خواهد شد.

واقعا!؟

بله ، حتما. براي من خيلي مهم بود كه داستان را وقتي همه چيز را با موفقيت مي رويد خوب باشد و وقتي بد مي رويد كوتاه تر و ناراحت كننده تر باشد. من مي خواستم داستان در هر حالت خوب باشد و نه وقتي يك نفر بميرد بد شود. در واقع پايان مورد علاقه من پايان خوب نيست.

آيا اين برداشت شما از نويسندگي داستان است كه داستانهايي با پايان خوب كمي غير قابل باور تر هستند؟ آيا منبع الهامي هم از اين كار داشته ايد؟

بله. شما از منابع زيادي الهام ميگيريد و هيچ گاه متوجه نمي شويد كه از كجا آمده اند. كساني كه Heavy Rain را بازي كنند ممكن است بارها به ياد Se7en و Silence Of The Lambs و يا Fight Club بيفتند. ممكن است چيزهاي بيشتري باشد ، فيلمها و يا مجموعه هاي تلوزيوني ديگر... نميدانم.

فقط همين ها بودند ؟

بله فقط همين ها. البته من خيلي دوست داريم HR بيشتر رو پاهاي خودش بيستد و مردم احساس يك اثر منحصر به فرد رو داشته باشند.

ما متوجه شديم كه گاهي در ديالوگهاي HR شوخي ها بامزه اي مي شود. آيا فكر نمي كنيد ممكن است اين حالت براي يك بازي مثل HR كه بيشتر خيلي تاريك و جدي است مناسب باشد ؟ اين شبيه به Morgan Freeman در فيلم Se7en نيست كه با كمك مزه هاي خود صحنه قتل را حل مي كند.

(خنده). خب ميدوني فيلم ها معمولا 90 دقيقه هستند و بازيها بين 8 يا 12 ساعت اند. و اين خيلي خسته كننده است كه اين چند ساعت طولاني دائما با يك جو تاريك رو به رو باشي. HR يك بازي كمدي نيست ولي من فكر كردم با گذاشتن تيكه هاي بامزه مي توان شخصيت ها را خيلي رنگي تر جلوه كرد و گاهي ممكن است با نكته اي ضريف خنده روي لبهاي شما بياورند. تيم ما اين صحنه ها را خيلي دوست دارد. Scott Shelby خيلي شخصيت بامزه اي است و بيشتر اين صحنه هاي خنده دار از كنار او مي آيد.

390_9819_Screenshot5_0004.jpg


فكر مي كنيد كمدي به برجسته تر كردن شخصيت ها كمك مي كند؟ چه چيزهاي ديگر باعث مي شود كه شخصيت ها واقعي تر جلوه كنند؟

من يك تكنيك خيلي جالب استفاده مي كنم. شما وقتي شخصي را ميبينيد از طريق چشمها رفتارها و رابطه او با شما وي را ميشناسيد. شما از ظاهر آنها ميشناسيدشان و مثلا Scott Shelby را ميبينيد و مي گويد :" اوه من اون رو ميشناسم ، از فيلمهاي Noir و Humphry Bogart اي اومده و احتمالا يك بطري ويسكي تو دفتر كاراگاهيش داره. اين خيلي خوب است و شما فكر مي كنيد او را شناختيد ولي بگذاريد چيزي رو بگم كه شما انتظارش را نداريد. بعد از 5 دقيقه از ته قلب احساس مي كنيد او را ميشناسيد و اين چيزي است كه من عاشقشم. بيشتر كركترها توي همين حالتها هستند و با پيچيگي بيشتر يا كمتر.

پس اين كه مخاطب بگويد: " اوه من اين رو مشيناسم" و بعد شما بگويد نه نميشناسي يك چيزي است كه شما در اين بازي قرار داديد ؟

(خنده) بله. بگذار بگم كه شما شخصيت را طوري ميشناسيد كه بعد ها انتظارش را نداريد.

خب پس از Heavy Rain ميريد سراغ يك تعطيلات بزرگ ؟

بله ولي نه الان. ما الان سرمان خيلي شلوغ است . بردن بازي از نسخه بتا به نسخه اصلي ساده نيست و ممكن است خيلي چيزها در اين بين تغيير كند . ما كارهاي ريز و درشت زيادي مي كنيم. موسيقي را ارتقا ميدهيم ، گيم پلي را بهتر مي كنيم و روي كارگرداني بيشتر كار مي كنيم. ما در هر زمان داريم بازي را فوق العاده مي كنيم و اين لحظات خيلي خوب است چون همه چيز بازي عالي است .

390_9821_Screenshot1_0004.jpg


پس وقتي چيزي را تغيير مي دهيد روي صحنه ي ديگري هم اثر مي گذارد. تا به حال احساس كرده ايد خيلي داريد محكم كاري مي كنيد ؟

بله و اين لحظاتي است كه وقتي صحنه اي خوب كار مي كند شما با اطمينان آن را حس مي كنيد. ميدوني اين چيزي است كه باييد باشد. مردم بازي را انجام مي دهند و از آن لذت مي برند ، اين چيزي است كه خيلي مهم است.

یک بار که بخونیدش میبینید چی میخواسته بگه ! ;):d
 
وضعیت
گفتگو بسته شده و امکان ارسال پاسخ وجود ندارد.

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or