تو رو خدا بیایین یه دلیل بیارین که سیبر تو F/Z اپیک فیل نبود...من کاری به F/SN ندارم...نظرسنجی ای که ما داریم در مورد سرونت های فیت زیرو ئه...!!

قسمت اوّل:که هیچی
قسمت دو:کریتسوگو کلّاً لهش کرد با بی محلّی اش
قسمت سه:با لنسر روبرو شد یه چیزی بالاخره
قسمت چهار:عین چی از لنسر خورد

قسمت پنج: دیگه این قسمت اگه منکر این شید که کلّاً سیبر داشت زیر ابهّت اسکندر له میشد!!!واقعاً در منطق رو میشکنم و از یه راه دیگه وارد میشم

قسمت شیش:بیچاره کستر که همرزم دوران طلایی عمرش شبیه این اپیک فیل بوده

قسمت هفت:در برابر کستر مسلّماً پخی نبود با اون وضعیّت(در صورتی که به طور اصولی نوبل فانتازم هاشون مخالف هم و به نفع سیبر بودند)تازه لنسر کمکش کرد.
قسمت هشت:بیا آقا رسماً لنسر زد له کرد کستر رو...تازه نتوسنت آیرسویل رو نجات بده

قسمت نه:خب این قسمت خدا رو شکر سیبر به طور آن چنانی نداشت عوضش کلّی بر هیبت و عظمت اسکندر افزوده شد
قسمت ده:این قسمتم که در مورد رین بود!!خدا رو شکر بازم خبری از سیبر نبود(اصّن از همین قسمت ها معلوم بود که رین کاراکتر اصلی تو سری بعده)

قسمت یازده:این جا کامل زیر ابهّت اسکندر آسفالت شد این سیبر!!در حدّ فکت جهانی!!باید تک تک دیالوگ های پادشاه فاتحان رو رو پیشونی سیبر حک میکردن تا باهاش کلّ 14 قسمت دیگه رو با ندامت راه بره

قسمت دوازده:این قسمتم همش حرف میزدن!!نکنه حرف زدن با آیرسویل اونم وقتی همش داره آیرسویل صحبت میکنه ابهّت سیبر رو نشون میده!!

بیچاره این قدر از طرف اربابش بهش بی محلّی شده نیاز مفرط به ارباب جایگزین پیدا کرده

قسمت سیزده:سیبر عملاً کاری از پیش نبرد...این بار زیر ابهّت کستر له شد تا حدودی
قسمت چهارده:بازم خیلی از سیبر چیزی نداشتیم...عوضش دم اکسندر گرم:bighug:
قسمت پونزده:آخه تا کی میخواد این لنسر کمک سیبر کنه!!؟؟
قسمت شونزده:اِاِاِاِ!!؟؟

سیبر هم بلده جوونمردی کنه!!؟؟

من اگه جای سیبر بودم در ازای اون کمک هایی که لنسر بهش کرد هاراگیری میکردم جلوش!!لنســــــر!!

قسمت هفده:این بار هم زیاد سیبر نداشتیم عوضش آرچر خیلی خفن بود!!تو یه قسمت نظرمو نسبت به خودش عوض کرد!!امّا این سیبر تو 80 درصد قسمت ها بود و خدایی هیچ کاری نمیکرد!!

قسمت هیجده و نوزده:خب اینم در مورد گذشته فلاکت بار و قشنگ کیریتسوگو با تم رزیدنت اویلی و هیتمنی بود

این جا هم سیبر نداشتیم
قسمت بیستم:خب این جا هم سیبر یه اپیک فیل خفن دشگه داشت.اربابش که بهش محل نمیذاشت،حالا اون دو تا یار امیا که بیشتر کنار سیبر بودن هم از دست رفتن!!کلّاً لا فایده

قسمت بیست و یک: به قول آکیبا،اگه رایدر پایین نمیومد،سیبر میخواست چیکار کنه؟؟(لابد موتوره رو مجهّز به بال میکرد

اصلاً اون صحنه موتوره زد به کلّ هیکل کلاس رایدر گند زد!!د یکی بیاد وسط فکر میکنه آرتوریا رایدره تا اکسندر!!)پیدا نکردن آیرسویل هم که بازم یه اپیک فیل دیگه.
قسمت بیست و دو:تازه کیریتسوگو بعد بیست و یک قسمت فهمید که سیبر رو هم زیر دستش داره(من بازم اگه جای سیبر بودم هاراگیری میکردم

)
قسمت بیست و سه: کلّاً این هم اپیک فیل بود واسه سیبر!!موندم با چه رویی سیبر تو چشم هایلنسلوت نگاه میکرد!!بدبخت کردیش طرف رو حالا میگی چرا داره میجنگه!! خیلی زیبا این قسمت پیوست شد به قسمت 11 و اون دیالوگ زیبای اسکندر که می گفت "تو فقط یه دختر کوچولویی"---رایدر.....


قسمت بیست و چهار: این بار به طور اشتراکی،کیریتسوگو و گیلیگمش با هم له کردن سیبر رو.شکست دادن برسرکر هم بخوره تو سرش!!اینم به خاطر ضعف کاریا و دقیق تر بخوام بگم کرم هایی بود که زوکن ریخته بود سرشه!!بهتره این جا هم از زوکن و ذات سادیسمش تشکّر کنیم

قسمت بیست و پنج: خب دیگه اپیک فیل سیبر هم با گریه و زاری هاش تو ته انیمه به پاین رسید و اون صحنه هم تنها جایی بود که از سیبر خوشم اومد،چون بالاخره عین آدم فهمید که کلّ این مدّت اپیک فیل بوده اصلاً در حدّ پادشاه ها نیست.

این رو هم باید ممنون اسکندر و لنسلوت باشیم که تونستن بعد بیست و پنج قسمت بهش بهمونن این قضیه رو
حالا خودتون بگید...؟؟!!کجای این سیبرتون تو فیت زیرو کار خفن کرده بود؟یه اکس کالیبر داشت که جا داره از لنسر به حاطر این اقدامش تشکّر کنیم.همون یه بر معمولیش به لنسر هم به خاطر اربابش بود!!لیاقت سیبر همون شیروئه