خوشبختانه منم تونستم Season 4 رو تموم کنم ... و به نظرم گنده ترین چالش ذهنی که مانع پیش بینی آینده داستان و باعث ایجاد مقادیر بالایی سوالات غنی شده میشه اون جنازه جان لاک یا همون بنتام بود که تو شهر پیداش شد ؟؟؟ کسی که میگفتن خیلی خاصه و قراره جانشین بن بشه و ... همون جرمی بنتام !
ولی موضوعی که تو این فصل تا حدودی کاملاً واضح بود تغییر دیدگاه نویسندگان تو خلق جو کلی و روند پیشروی داستان بود ... واقعاً Season 4 کاملاً با Season های قبلی در نگاه کلی متفاوت بود ... مخصوصاً اینکه جای Flash Back ها با Flash Forward های چند سطحی و پازلی عوض شده بود و این موضوع از اینکه نویسندگان از العان به فکر قسمت های بعدی و به طور کلی پایان داستان هستند و از العان براش نقشه دارن رو مشخص میکنه ... در قسمت های قبلی شخصاً شک داشتم که بشه این همه سوال و ابهام مربوط به هم که واقعا جواب هر کدوم روی روند ماجرای مرتبط تاثیر میزاره رو داد و شایدم شک بیراهی نبود اما تو این فصل نویسندگان با Flash Forward های مرتبط و پازلی که از نظر زمانی بی نظم به نظر میرسیدند و در ادامه داستان ارتباط اونها با هم مشخص میشد ، کاملاً قدرت خودشون رو نشون دادن ، نتیجتاً میشه امیدوار بود که داستان LOST پایان قدرتمندی خواهد داشت ...
و موضوع دیگه ای که العان به نظرم میرسه پارادکس سفر در زمانه که قبلاً هم تو پست قبلی در موردش صحبت شده اما تو Season 4 موارد بیشتری به چشم میخوره ... مخصوصاً اینکه اون یارو فزیکدانه ( که اسمش هی یادم میره ! ) تو یکی از سفرهای ذهنی ای که دزموند به گذشته میکنه و ایشون رو تو دانشگاه آکسفورد ملاقات میکنه به دزموند میگه نمیشه روی روند اتفاقات حال از طریق گذشته تاثیر گذاشت ... پس اسم اون جمله ای که با رنگ قرمز تو دفتر خاطرات فزیکدانه نوشته شده بود و حرفی که دزموند به پنی زد که 8 سال دیگه عصر کریسمس منتظر تماس من باش و ... باید چی گذاشت .
بدبختی اینجاس که اگه واقعاً بشه روی اتفاقات زمان حال از طریق سفر به زمان گذشته تاثیر گذاشت پارادوکس های واقعاً متناقضی مثل پارادوکس مخترع ماشین زمان ( که تو پست قبلی مطرح شد ) پیش میاد که غیر قابل حل هستن و به شکلی ثابت میکنن که اگرچه طرح و ایده سفر در زمان توسط علم فیزیک نظری رد نشده ( اثبات هم نشده ) اما این قبیل پارادوکس های منطقی و عقلی ایده سفر در زمان رو کاملآً غیر قابل تجربه و تا حدودی مسخره جلوه میدن .
و اون طور هم که میبینین هر کاری هم کنیم نمیشه از شر این پارادوکس ها خلاص شد و متاسفانه مثل این که نویسندگان هم درک کاملی از ایده کلی سفر در زمان در نگاه فیزیک نظری و منطق عقلی نداشتن که این چنین اشتباهات واضحی کردن !
راستی اجازه بدین یه پارادوکس خلاصه و ملموس تر مطح کنیم که موضوع گیرا تر تفهیم بشه :
فرض کنید یک نفر ماشین زمانی بسازه و به وسیله اون به زمان قبل از تولد خودش بره و مادر و پدر خودش رو بکشه ! گذشته از جنبه اخلاقی ماجرا :biggrin1: وجود و هستی این فرد و در مرحله بعد ماشین زمانش که حاصل دست رنج خودشه و کلآً عمل سفر در زمان و کلی اتفاقات مرتبط با این فرد که در جریان زندگیش رخ داده ، بعد از انجام این عمل زشت (

) چه در گذشته و چه در زمان حال شدیداً زیر سوال میره !!!
اما خدایی اون پارادوکس مخترع ماشین زمان خیلی بامزه تره !!! :biggrin1:
راستی این جمله از استیفن ویلیام هاوکینگ هم خیلی جالبه ( البته نقل به مضمونه ) :
اگر سفر در زمان عملی بود و حقیقت داشت باید افرادی از آینده این خبرو به ما میدادن.
:biggrin1: