معرفي نويسندگان بازي رايانه

سلام.خیلی زود برم سر اصل مطلب:هر کی وقت کرد یه سری به تاپیک dead rising بزنه که بد جوری اعصابم خورده.
در این که گرافیک the darkness برتره(حداقل از لحاظ ظاهری)شکی نیست.:cool:
و در این که گرافیک بایوشاک کمی کارتونیه هم شکی نیست.:cool:
پس نتیجه میگیریم که اگر سازندگان بایوشاک نمیخواستند گرافیک آن کارتونی باشد شاید خیلی بهتر به نظر می آمد.(باید بگم که گرافیگش اصلا بد نیست.):cool::cool:
در ضمن منظورم از کارتونی cell shade نبود بلکه سبک خاص گرافیک بایوشاک بود که یک حالت نرمی و آرامش خاصی داره.:cool::cool::cool:
 
در مورد گرافیک کارتونی بایوشاک باید بگم که این گرافیک همونطور که گفتید کارتونی نبوده و نیست بلکه این نوع رنگ بندی سبکی شبیه کارتون ها و فیلم های قدیمی رو القا میکنه و این موضوع دقیقا بهمراه نوع صداگزاری که بصورت انالوگ! انجام گرفته بود و انیمیشن هایی شبیه فیلم های دهه های 30-40 (که البته این اخری زیاد بهم حال نداد!) از جمله مواردی هستند که لیوین و تیمش در استدیو irrationalخواستار اون بودن تا در کل حال و هوای خاص و مورد نظرشونو که برگرفته از فیلمهای دهه های 30-40 بهمراه برخی عناصر از کتابهای ((ورن)) و غیره (خصوصا کتابی که در مجله بهش اشاره شده بود و من حتی اسمشو هم نشنیده بودم!) بود رو به این بازی بدن که الحق هم موفق بودند.هرچند بنظر من در موفقیت irrational شکی نیست ولی این مسئله به سلائق مختلف هم برمیگرده.مثلا من به شخصه لیوین رو تحسین میکنم ولی از اونجایی که رئالیسم در بین بازیبازهای ایرانی گرایش اکثریت محسوب میشه طبیعتا عده زیادی مخالف این سبک هنری در بازیسازی وجود خواهد داشت.
البته باید در نظر بگیریم لیوین بایوشاک رو بعد از سیستم شاک یک و دو ساخته و چون اون بازیها در زمان اینده به وقوع میپیوستند طبیعتا توجیح منطقی تر و رئالیستی تری از بایوشاک میشد براشون متصور بود ولی الان که لیوین به این درجه از بلوغ فکری رسیده و ترجیح داده در بایوشاک از این سبک هنری استفاده کنه نمیشه صرفا بخاطر رئالیستی محض نبودن به این بازی خرده گرفت که بشخصه از این سبک و استیل بازیسازی دفاع میکنم..(منظور ازرئالیستی سبک هنری بازیه)
در مورد رنگ بندی هم اصولا جای بحث زیاده ولی من خودم طرفدار ازادی در انتخاب سبک کارها هستم.یعنی از طرفی تم بازی هایی مثل SOTC و STALKER و THE DARKNESS رو با اون رنگ بندیهای به ترتیب سبز و خاکستری و سیاه!(عنصر قالب در تاریکی سایه ها و رنگ سیاه اونها بنظرم میاد) میپرستم و در عین حال شدیدا از نوع رنگ بندی با طیف گسترده تر مثل بایوشاک خوشم میاد.
پس همونطور که گفتم در عین حالی که تقریبا تمامی بازیبازهای واقعی به زیبایی بایوشاک اذعان دارن در عین حال بسیاری از همین بازیبازها ممکنه از استیل هنری این بازی خوششون نیاد و حتی بلعکس!
 
دیدم جمع بروبچ بازیرایانه جمعه ! یه سوال داشتم. کسی از حسین خدامی خبری نداره ؟ قدیما با اسم Ashe توی بازیدات خیلی فعال بود و توی بازیسنتر اومد 2 تا پست داد و رفت ! گفتم اگه کسی ازش اطلاعی داره بگه !

سلام به همه دوستان
من با اقاي خدامي در تماس هستم.ايشون به دليل يه سري مشکلات متاسفانه ديگه نتونستن با مجله همکاري کنن.ضمن اينکه فکر مي کنم يه مقدار از اشتياقشون در خصوص نويسندگي (به دليل مسائلي که براش اتفاق افتاد) کم شده.ولي همچنان به عنوان استاد نويسندگي و يه گيمر حرفه اي در ذهن من باقي مونده ضمن اينکه در حال حاضر به عنوان يه گيمر به فعاليتش ادامه مي ده تا اونجائي که من مي دونم تو اين چند وقته دوتا 360 سوزونده و ....
به هر حال اميدوارم که يه روزي شاهد برگشتشون باشيم.
اينم مشخصات من:
رضا چشمي
32 ساله
فوق ديپلم گرافيک رايانه
مدت فعاليت:از سال 83 تا به حال
 
آخرین ویرایش:
به نظر من همتون باید یکی یدونه Fatality بخورید چون FFVII رو فراموش کردید!!

من خودم به شخصه با Prince Of Persia 2 WW خیلی حال کردم.مخصوصا موسیقی و داستان اتمسفر خفن بازیش!!

راستی برای من یک سوال پیش امد؟
شما اساتید در مورد گرافیک خفن اکثرا Bioshock و The Darkness رو نام میبرید.
میخواستم ازتون بپرسم این وسط Crysis چی؟
البته به نظر من گرافیک بایوشاک خیلی بهتر از کرایسیس است!جفتشون واقعی هستند ولی من از بایوشاک بیشتر لذت بردم.
مثلا ممکن شما هم به جنگل برید و هم به موزه هنر های زیبا.جفتشون واقعی هستن ولی ان موزهه هنری تره!! از نظر من فرق Crysis با Bioshock این جوری بود!!

راستی بباید بهترین مینی گیم هایی که تا حالا بازی کردید رو هم بگیم.
به نظر من بهترین مینی گیم تاریخ مجموعه بازی های Moorhuhn هستش.
 
آخرین ویرایش:
رضا چشمي
32 ساله
فوق ديپلم گرافيک رايانه
مدت فعاليت:از سال 83 تا به حال
خوشوقتم.ولی یکم کوتاه نبود؟!
Cloud عزیز اولا که اگر یادت باشه همون روز اول اومدن یاشار هردو در مورد FFVII و اصلا سری FF و حتی دو فیلم FFSW و FFVII:AC صحبت کردیم.خودتم که نظرتو گفتی؟!یادت رفت؟
در مورد گرافیک هم وقتی اساتید در مورد برتری های تاریکی و بایوشاک صحبت کردن موضوع بین همین دو بازی و استیل هنریشون بود وگرنه کرایسیس که از نظر گرافیک تکنیکی بقدری از این دو بازی سره که اصلا جای بحثی باقی نمیزاره!
استیل هنری بایوشاک واقعا زیبا بود ولی در عوض این کلکسیون افکتها و قابلیت های گرافیکی کرایسیس بود که در اونطرف میدرخشید.قطعا هر چقدر که گرافیک کرایسیس از بایوشاک بهتر بود نکات مثبت گیم پلی هم در بایوشاک خودنمایی میرد و اصولا این بازی تکیه به گیم پلی و اتمسفر زیباش زد تا گرافیکش.البته من به شخصه کرایسیس رو دوست دارم و این بازی رو بازی خوبی هم میدونم.
در مورد مینی گیم هم بخاطر کمتر طرفدار داشتن در ایران مورد بی توجهی قرار گرفته.البته این موضوع تا حدودی ظاهریه و دلیلش هم مقایسه نا به جای مینی گیم با یک گیم کامل هستش در صورتی که اصلا در کل فلسفه وجودی ایندو بقیر از مبحث پایه سرگرمی تقریبا در همه شاخه های باقی مونده با هم فرق میکنه.
من از بازی های معروفی مثل زوما و لومینس خیلی خوشم میاد و بازی زیبای تالیسمانیا روهم خیلی دوست دارم.ضمن اینکه با سودوکو هم حال میکنم.
از بین بازی های ارکید هم خیلی باز ها تو ذهنم هستند که هرچند جای بازی های کامل رو نمیگیرن اما خیلیهاشون جای خاصی تو قلبم دارن و چون لیست میخاد نوشتن این بازی ها فعلا اسم نمیبرم.
 
خوب به نظر می زسه که من یه قرنی از بحث عقب افتادم! (به ترتیب از آخرین پستم به این طرف...)

در مورد Engine ها، من همواره عاشق RenderWare هستم که همه جور بازی از Burnout گرفته تا Black تا Mortal Kombat را باهاش ساختن! بر عکس از موتور های Doom 3 و Unreal Engine 3 خیلی خوشم نمی یاد چون عموما تمام بازیهاشون یک شکله.

KINDMAN ، در مورد فیلم های ابر قهرمانی بجز سوپرمن، کاملا موافقم. شخصا از سوپرمن خوشم نمی آید و در کتاب هایش هم بهترین داستان سری را مبارزه او با Doomsday می دانم که البته آخرش هر دو کشته می شوند.
در مورد Sin City و Punisher ، حتما این دو تا لینک رو چک کن:
http://www.punishermovie.com/
مربوط به فیلم Punisher 2. یه بازیگر جدید نقش اصلی رو داره اما از آنجا که بیشتر شبیه کتاب ها شده، می شه بخشیدش. به علاوه چند صد برابر خشن تر از فیلم قبلی خواهد بود چون بر اساس سری MAX ساخته شده.
http://www.lionsgate.com/thespirit/
فیلم جدید فرانک میلر که بر اساس کتاب های آیزنر به نام The Spirit ساخته می شه و به سبک شهر گناه کار شده.
XIII هم بازی جالبی بود که نامش را می پرستم چون 13 عدد محبوب و مقدس من است (Fallout 1 & 2)

kourosh جان متاسفانه من MM های اصلی را از دست داده و هرگز تجربه شان نکردم (آقا فیلم نگیر... شطرنجی کن) اما منظورت را در مورد HOMM5 می فهمم هر چند به نظرم بازی بدی نبود.
خیلی متاسفم که نشد همکار شویم و امیدوارم روزی این اتفاق بیافتد.

KINDMAN، به شدت در مورد God Hand موافقم و از آن بیشتر در مورد VF و Tekken هم عقیده هستیم. به دلیل نا معلومی Tekken در ایران فوق العاده پر طرفدار است و همه آن را بهترین می دانند هر چند از دید تمام Fighter بازها و منتقدان جهان، از لحاض گیم پلی بسیار از SF و VF ضعیف تر است و از دید داستانی و شخصیت پردازی هم از MK شکست می خورد. تنها گرافیک فوق العاده اش است که آن را نجات داده و تازه آن هم از سری افسانه ای Soul Calibur عقب است که قسمت اولش (برای DreamCast) جزو 7 بازی برتر تاریخ از لحاظ میانگین امتیاز قرار دارد.
فکر کنم یک دیگر هم نثارم کردی: :cheesygri

DONTE SPARDAی عزیز ، کسی نمی گوید که Oblivion بازی بدی است و همه آن را به عنوان یکی از بهترین های 2 سال گذشته می دانند اما این بازی در مقابل دو قسمت قبلی یعنی Morrowind و به ویژه Daggerfall ، بسیار سبک، سطحی و Casual کار شده. Daggerfall دنیای فوق العاده بزرگ و پیچیده ای داشت که ده برابر از Oblivion وسیع تر بود و در این حال توجه به جزییات در آن بیشتر بود. از دید گیم پلی هم المان هایRPG آن بسیار فراتر و گسترده تر بودند. (آن احساسی که گفتید را من در مورد Morrowind دارم)
تازه اینها در مقایسه با پیشینیان خودش هستند. در مقایسه با خدایان و بهترین های RPG یعنی Fallout، Torment و Baldur's Gate 2، عمق و تاثیر RPG ابلیوین در حد Halo است!
این امر متاسفانه تا حدودی به ساده شدن بازی ها و اندکی هم کنسولیزه شدنشان در طول سال های اخیر بر می گردد(حتی سری Half Life هم در بسته نارنجی ساده شده بود و در حد HL1و HL2 به نظر من نبود) . در تمام بازی های سال گذشته تنها STALKER بود که واقع گرایی و عمق و حرفه ای گری درستی داشت و خیلی ساده شده نبود هر چند یک FPS بود.

شهریار جان، خیلی عالی بود. عکس های فوق العاده ای گرفتی. من هم سامسونگ دارم :cheesygri
من نمی توانم مخالفت کنم چون واقعا هم تاریکی عنوان فوق العاده ایست و سایه زنی اش عالیست و حرف حق هم جواب ندارد همان طور که گفتم نه از بحث های فنی سر رشته کافی دارم و نه علاقه ای به آنها دارم بنابر این تنها به آنچه می بینم و احساس می کنم ایمان داشته و هر چقدر هم از برتری فنی Crysis و Darkness صحبت شود و ایرادات COD4 و BioShock را به من بگویند باز هم از دید من و خوش گرافیک ترین بازی های سال گذشته COD4 و Bio بودند اما در مورد Crysis جلو تر صحبت می کنم.


DONTE SPARDA، در مورد Dead Rising شما نیازی به تمام کردن کیس ها برای پایان رساندن بازی ندارید و تنها کافیست تا زمان آمدن هلی کوپتر بخوابید تا یکی از اندینگ ها اتفاق افتد. اگر هم می خواهید در عین کشتن آن همه زامبی بازی را کامل تمام کنید می توانید در بخش زیر زمین چند ساعت با ماشین ها رانندگی کرده و با تنظیم زمان قبل از خراب شدن هر خودرو، سوار بعدی شوید و وقتی هم تمامشان خراب شدند، یک بار از پارکینگ خارج شده و دوباره بر گر دید.

KINDMAN، در مورد رنگ بندی و قالب های بصری متفاوت و منبع الهام گرافیک بایو یعنی کتاب Atlas Shrugged عالی گفتی اما یک نکته هست که من خودم آن را تازه چند هفته پیش از آقای عبدالهی ها یاد گرفتم و آن هم تاثیر پذیری فوق العاده سازندگان بازی از فیلم کلاسیک و صامت و سیاه و سفید متروپلیس ساخته فریتز لانگ است که تمام ظاهر خود از معماری گرفته تا شکل و سایز اشیا را دقیقا بر مبنای آن ساخته و در ترکیب آن با Fallout و کتاب داستان اصلی به این قالب بصری بی نظیر دست یافته.

آقای چشمي خیلی ممنون از پاسخ و معرفیتان. شما استاد ما هستید و خیلی خوشحالم که در این تاپیک شرکت کردید.

Cloud Strife، اینجا را دیگه قبلا جا خالی داده و همان طور که KINDMAN گفت به آن اشاره کردdl. بر خلاف 99 درصد طرفداران فاینال، من FFVIII را بهترین سری می دانم و یه عنوان بازی اول خود می پرستم که این به معنی شاهکار نبودن FFVII نیست اما برای من فاینال 8 بازی اول و آخر است.

اما Crysis... (به پست بعدی مراجعه کنید :blushing:)
 
منم از سوپرمن خوشم نمیاد اما همون طور که اشاره کردم فیلمش رو دوست دارم چون علاوه بر اینکه این فیلم رو یکی از بهترین های سبک کمیک در این اواخر میدونم, (مرد عنکبوتی 3 رو بیاد بیار!/:)) چون این فیلم رو بریان سینگر ساخته نمیتونم ازش بدم بیاد!
ضمنا خدا بگم چیکارت نکنه! وقتی رو لینک punisher war zone کلیک کردم داشتم اهنگ فرهاد خدا بیامرز رو گوش میکردم که یه دفعه دیدم ساب ووفر داره میترکه و نزدیک بود از روی صندلی پرت بشم! (عجب صدای بدی داشت!) در کل بنظرم تاماس جین خوش قیافه تر بود ولی راست میگی یکمی شبیه کمیک بوکش شده ولی در مورد کیفت ساخت فکرک نم بهتر از فیلم قبلی در بیاد فقط باید خشونتش رو در حد کمیک بوک برسونن.
در مورد فیلم بعدی فرانک میلر هم باید بگم که عجیب منتظرشم و واقعا از لینکی که دادی ممنون هرچند اونم بد صدا رعدوبرقی داشت!
فقط من زیاد با Gabriel Macht که قراره نقش spirit رو بازی کنه اشنایی ندارم و از طرفی کمیک بوک رو هم تا حالا اسمشو نشنیده بودم! و بلکل بنظرم لیست ستاره های sincity بمراتب قوی تر بود خصوصا بروس ویلیس و عشق من یعنی مایکل مدسن و جاش هارتنت و جسیکا البا و بنیسو دل تورو (عجب نقشی بازی کرده بود!) و غیره که در برابر لیست فعلی یعنی ال جکسن و اسکارلت جانسون خدایی میکرد.البته از ته دل ال جکسون رو دوست دارم ولی بقیه رو یا نمیشناسم و یا خوشم نمیاد.(هرچند از لوئیس لومباردی هم یکی دوتا کار خوب سراغ دارم ولی نقش چندم!)
در مورد تکن هم فقط میتونم بگم ای گفتی!
در تمام بازی های سال گذشته تنها STALKER بود که واقع گرایی و عمق و حرفه ای گری درستی داشت و خیلی ساده شده نبود هر چند یک FPS بود.
واقعا درست گفتی.دمت گرم.راستی بنظرم درسته که اپیزود دو از نظر ساختاری خصوصا معماها ساده شده بود (تو مجله یه جورایی برعکس اینو نوشته بود! البته از نظر کلی بهتر شده بودند ولی اسونتر هم بدون.) اما از منظر گیم پلی در مرحله اخر مبارزه با استرایدرها بواسطه هانترهای سمج گیم پلی واقعا سخت تر شده بود.بنظرم این بخش سخت ترین بخش این سری بوده و هست.
شهریار جان، خیلی عالی بود. عکس های فوق العاده ای گرفتی. من هم سامسونگ دارم
واقعا مبارکتون باشه ولی دعا کنید منم بگیرم! فعلا که اوضاع خرابه و همین مونیتور ال سی دی سامسونگ رو هم بزور خریدم!
KINDMAN، در مورد رنگ بندی و قالب های بصری متفاوت و منبع الهام گرافیک بایو یعنی کتاب Atlas Shrugged عالی گفتی اما یک نکته هست که من خودم آن را تازه چند هفته پیش از آقای عبدالهی ها یاد گرفتم و آن هم تاثیر پذیری فوق العاده سازندگان بازی از فیلم کلاسیک و صامت و سیاه و سفید متروپلیس ساخته فریتز لانگ است که تمام ظاهر خود از معماری گرفته تا شکل و سایز اشیا را دقیقا بر مبنای آن ساخته و در ترکیب آن با Fallout و کتاب داستان اصلی به این قالب بصری بی نظیر دست یافته.
من اصولا بواسطه یک سری دلایل به اقا وحید ندید یه ارادت خاصی دارم! که بزرگترینش سعید هستش!
و کاملا با این حرفش موافقم چون من تا حدودی با فیلمهای فریتز لانگ اشنایی دارم (و فکر کنم اسم یکی از فیلمهاش دکتر مابوزه و یا M بود (قاطی کردم پسر!:cheesygri) که خیلی اون فیلمرو دوست دارم و بنظرم جد فیلمهای جنایی محسوب میشه خصوصا صحنه کشته شدن مرد راننده با تیراندازی از ماشین بقلیش که این صحنه رو یکی از بهترین های عمرم میدونم و یا صحنه درگیری پلیس و خلافکارها از سوراخ در!) و با اینکه در سن کمی متروپلیس رو دیدم و چیز زیادی ازش به یاد ندارم ولی الان که دقت میکنم میبینم لای اینهمه فیلمی که من بهشون فکر کرده بودم در مورد بازی بایوشاک (حتی فیلم چاپلین) اما این یکی رو از قلم انداخته بودم!(Fatalityyyyyyyyyyyy!!!!)
اینم فقط یه سرنگ کم داره که تنش ادام بکشی بیرون!:laughing:
metropolisog.jpg

راستی همونطور که گفتم من هم به خیلی از دلایل که یکیش همین شباهت هست از UE3.0 خوشم نمیاد ولی با نظرت راجع به renderware کاملا موافقم.فکر میکنم انجین کپکام هم از بر مبنای renderwar گسترش پیدا کرده!؟
 
آخرین ویرایش:
سلام به همه دوستان
من با اقاي خدامي در تماس هستم.ايشون به دليل يه سري مشکلات متاسفانه ديگه نتونستن با مجله همکاري کنن.ضمن اينکه فکر مي کنم يه مقدار از اشتياقشون در خصوص نويسندگي (به دليل مسائلي که براش اتفاق افتاد) کم شده.ولي همچنان به عنوان استاد نويسندگي و يه گيمر حرفه اي در ذهن من باقي مونده ضمن اينکه در حال حاضر به عنوان يه گيمر به فعاليتش ادامه مي ده تا اونجائي که من مي دونم تو اين چند وقته دوتا 360 سوزونده و ....
به هر حال اميدوارم که يه روزي شاهد برگشتشون باشيم.
خیلی ممنون رضا جان
والا من فکر کردم حسین کلآ از بازی و گیم و اینا کشیده کنار ! توی بازیدات خیلی میومد و پستهای خیلی قشنگی میداد و بدجوری عاشق PS2 , Tekken , ... بود ! ولی اینجا توی قسمت PSP یکی دو بار اومد و بعد دیگه ناپدید شد متاسفانه.
منم امیدوارم به زودی برگرده تو سایت و نوشته های قشنگشو بخونیم.
 
سلام بر همگی.
Red_yashar:متاسفانه عمر من به هیچ کدوم از سری بازی هایه TES قد نمیده به جز OBLIVION.اون آچیومنت در dead rising رو هم گرفتم و حالا که شما لطف کردی و جوابم رو دادی باید دوباره برم سراغ360.
راستی من از سریه FF فقط VIII رو بازی کردم اون هم روی PC و چند ماه پیش.سر اون غول زامبیه هم گیر کردم.تویه اولین CD.(آفرین به این استعداد و پیشرفت!)لولم هم 22 است.یادش به خیر جند ماه پیش(شاید هم بیشتر)بخش یادش به خیر سایت نیمه جان(Half Life!)بازیرایانه رو میخوندم.یکی یک نظر گزاشته بود که 150 ساعت بازی کرده این بازی رو.واقعا تعجب کردم و کم کم به شماره ی هشتم این سری علاقه مند شدم و فکر خریدش همیشه تویه ذهنم بود.ضمن این که شماره ی هشتم این بازی یکی از دو شماره ای بود که برایه pc اومده یود.بالاخره این بازی رو گرفتم و نکته ای که برایم جالب این بود که با وجود اینکه بازی برایه pc ساخته شده بود گرافیکش حداقل این طور که من از از اسکرین شات ها برداشت کردم به شدت از نسخه ی ps1 پایین تر بود.در مورد FF:SW من این فیلم رو در لابراتوار زبان مدرسه هفته ی پیش نگاه کردم(ظاهرا یه کم!از دنیایه دوستداران دنیایه FF عقبم)و متجه نشدم که داستان این فیلم به کدام یک از قسمت هایه FF مربوطه.البته من از رویه حال و هوایه این فیلم متوجه شدم که با دنیایه اون بازی هایه FF ای که میشناختم خیلی فرق داشت.البته این فیلم خیلی تماشاگر پسند نیست و داستانش طوره که یک تماشاگر عادی شاید خیلی نتونه باهاش ارتباط برقرار کنه.(بر عکس FF:AC که فکر کنم داستانش طوری نوشته شده بود که بتونه بیشتر فروش کنه)
در آخر باید به دو نکته اشاره کنم:
1-کم کم دارم به فلسفه ی ACHIVMENT شک میکنم.آدم این همه زحمت میکشه برای چی؟یعنی آخرش چی؟(البته باد اعتراف کنم که اگر این آچیومنت هایه لعنتی نبودن شاید 360 ام رو میدادم بره(شوخی بود)):biggrin1:
2-فکر کنم بحث سر گرافیک The darkness و Bioshock بسه.احتمالا برایه همه روشن شده که هر کدوم خصوصیات و خوبی هایه خودشون رو دارن.
پس تا پست بعدی و موضوع هایه بعدی خدانگهدار.(برم dead rising بازی کنم.)
 
درود ب همه اساتید
به دلیل نا معلومی Tekken در ایران فوق العاده پر طرفدار است
دلیلش خیلی روشنه یاشار جان. چون این بازی از سیستم "چشمات رو ببند و دکمه بزن " حمایت میکنه و بازیباز مجبور نیست استراتژی خاصی رو دنبال کنه.

پ.ن. و به همین دلیل هیچ وقت یه شاهکار مثل ICO و SOTC تو ایران طرفدار نداره.
 
DONTE عزیز منم کمی از DAGGERFALL و یکم بیشتر از MORROWIND یادمه و نه بیشتر.با این حال حرفای یاشار کاملا درسته.چه از نظر وسعت و چه از نظر عمق OBLIVION نصبت به DAGGERFALL و MORROWIND عقبه ولی این CASUAL و ساده تر شدن این بازی طبعا بزرگترین نعمتش راحت تر شدن بازی و جذب طرفداران جدید برای سری THE ELDER SCROLLS محسوب میشه.ولی شخصا نه با پیچیدگی و وسعت بیش از حد DAGGERFALL حال کردم و نه با سادگی OBLIVION و بنظرم بهترین قسمت این سری علی رقم ایرادات زیادی که داشت MOROOWIND بود.
در مورد FF هم بنظرم FFVII و FFVIII بهترینههای این سری بودن ولی از تغییرات شماره 12 هم بدم نیومد و بنظرم علی رقم دور شدنش از روح نقش افرینی J که بصورت turn based و اکثرا دارای مبارزات تصادفی هستند این بازی هم المان های خوبی رو وارد این سری کرد که میتونیم منتظر نهایتش در شماره 13 باشیم.هرچند بشخصه کلی ایراد میتونم به FF12 بگیرم که در عین حال میشه اونهارو نقاط قوت هم به حساب اورد! مثلا سیستم جدید کلاس شخصیت ها که علی رقم زیبایی باعث شبیه هم شدن شخصیتهای نهایی از نظر توانایی میشد و نیاز به اتخاذ Strategy رو به طبع اون سطح و عمق مبارزات رو کاهش میداد.
در مورد SW میتونی این انیمیشن زیبا رو به نوعی یک spinoff از سری FF حساب کنی (برعکس FFVII:AC که ادامه ای برداستان بازی FFVII محسوب میشد) که بخاطر داستان زیباش و ساختار خوبش تحسینش میکنم ولی خوب نظرات متفاوته اما من این فیلم رو بهمراه انیمیشن سامورایی ایکس در رده بهترین انیمیشن های عمرم میدونم.(حتی در رده اول و دوم!)
OSOS جان پس من چیم؟! SOTC بهترین بازی عمر منه.ضمنا بنظر من تکن جذابیت های خاص خودش رو داره ولی همونطور که گفتی سیستم مبارزاتش بمراتب سطحی تر از MK و VF و حتی SF هستش.پس طبیعتا طرفداران این بازی رو بیشتر علاقه مندان به سبک مبارزه ای در رده اماتورتر تشکیل میدن.یعنی کسانی که برای مثال میل به زدن FATALITY و فنون پیچیده MK ندارن! و یا کسانی که در سنین کم با این بازی اشنا شدن هرچند من خودم در ابتدای عمر PS ONE با این بازی اشنا شدم و بغیر از یک برهه زمانی خاص هیچ علاقه ای به این بازی نداشته و ندارم.(البته بغیر از سرگذشت داستانی دو سه تا از شخصیت هاش!) و در همون زمان هم MK و SF رو بهتر میدونستم....
 
آخرین ویرایش:
سلام بر همگی.از KINDMAN عزیز متشکرم که به من لطف دارند و پاسخ من را دادند.
بالاخره تونستم اون Real Mega Booster کذایی!:laughing: رو به چنگ بیارم هر چند که چیز خیلی خاصی نیست و من شاید هنوز اره برقی هایه کوچولو!رو ترجیح بدم.البته فایده ی دیگر این اسلحه اینه که آچیومنت هلی کوپتر رو فقط میشه با این اسلحه گرفت.اگه این آچیومنت رو هم بگیرم مجموع GS ام از بازی میشه 600.
در ضمن از بس زامبی کشتم حالم از dead rising به هم خورده(حدودا)و میخوام Crackdown رو بگیرم که خوشحال میشم که نظرتون رو در این باره بخونم.
آبلیویون رو فقط رویه pc بازی کردم و حدود 20 روزه که با پست پیشتاز سفارش دادم ولی هنوز به
دستم نرسیده:eek:
P.S:قرار نیست نسخه ی جدیدی از TES منتشر بشه؟:confused:
 
اما Crysis...
اگر نظرات بچهای مجله در مورد بازیهای E3 vh خاطرتان باشد، دوست و همکار عزیزم آقای منصوری نظری به شدت منفی راجع به ای بازی داشتند. من کاملا در مورد ضعف های گیم پلی کرایسیس با ایشان موافقم اما من حتی از گرافیک بازی هم شاکی هستم. قبل از این که با قدرت Nano Suit و Maximum Streight به من حمله کنید بیایید با دیدی متفاوت به گرافیک بازی ها نگاه کنیم.

اگر بازی Matrix Path of Neo را در پلتفرم های مختلف بازی کرده باشید یادتان هست که حتی در نسخه های کنسول قابلیت تنظیم گرافیک وجود داشت و بسته به آن، فریم ریت بازی در PS2 و Xbox تغییر می کرد. همه نسخه ها از جمله نسخه PS2 در مرحله بالا رفتن / پایین آمدن از آسمان خراش در اوایل بازی، تعدادی سطح فلزی وجود داشت که از شیدر های نشبتا پیشرفته (برای زمان خود) استفاده می کردند. این عنصر برایXbox و PC معمولی است اما نسخه ی هم این سطح شیدر دار را داشت که به محض ورود آن به کادر، فریم ریت بازی یه 3 و4 می رسید! پس می بینیم که می شود از شیدر های پیشرفته در PS2 هم استفاده کرد. یک مثال دیگر از گرافیک خارج از حد دستگاه، Shadow of the Colossus است که فریم ریت بسیار بدی داشت اما از لحاظ گرافیک از PS2 جلو تر بود.
سوال من این است: آیا نمی توان با وضوح فوق العاده و شیدر های مدرن امروزی را روی یک بازی با موتور Unreal Engine 1.0 و یا RenderWare قدیمی پیاده کرد که تحت و یا یک کامپیوتر پنتیوم 3 اجرا شود؟(به شرطی که VGA و غیره اش توابع افکت های پیشرفته را Support کنند)؟ چرا، می شود. فریم ریت یک رقمی می شود اما باز هم بازی را می توان "اجرا" کرد.
اگر بازی GT5 با همین گرافیک برای PSone ساخته شود، ممکن است رندر و اجرای هر فریمش یک ساعت طول بکشد اما باز هم بازی را اجرا کرده.
می رویم سراغ Black که اجرایش تحت PS2 دست کمی از معجزه نداشت اما معجزه واقی در اجرا نیست بلکه در عنصری به نام Performance است. Black نسبتا نرم اجرا می شد و فریم ریت یک رقمی نداشت.

چیزی که من می خواهم بگویم این است که یک طراح می تواند به راحتی گرافیکی شلوغ و خیره کننده و صد ها برابر بهتر از Crysis خلق کند که نمونه اش هم وجود دارد: فیلم Beowulf و کلا جلوه های ویژه سینمایی اما برای اجرای آنها ده ها هزار کامپیوتر لازم است و رندر هر فریم ساعت ها به طول می انجامد. اما کسی از آنها به عنوان گرافیک فوق العاده یاد نمی کند... چرا؟ چون که در آنها از Performance زنده خبری نیست. همه چیز با سخت افزار غیر معمول و فوق گران سر و کار دارد. اما کار سخت ارزشمند در اجرای نرم Black تحت PS2 است که به قدرت دستگاه بر نمی گردد بلکه حاصل زحمات خالقان بازیست.

نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که گرافیک فنی جدا از تمام مباحث شیدر، سایه زنی و ... به Performance هم وابسته است و گرافیک حقیقتا خوب در تعادل میان افکت ها و زیبایی و Performance / عملکرد نهفته است.
نمونه اش بازی Burnout Paradise است که همه می دانیم از لحاظ ظاهری ، گرافیک نسبتا متوسطی دارد اما چرا تمام سایت ها و منتقدان از گرافیکش تعریف می کنند؟ چون در عوض Performancش بی نظیر است و فریم ریتش همواره در 60 می ماند حتی در تصادف ها.
جوایر بهترین های گرافیک از دید سایت GameTrailers را نگاه کنید. چه می بینید؟ اینکه Crysis حتی نامزد هم نشده!!! چرا؟ چون که همان طور که گوینده می گوید، تا این لحظه (زمان ساخت آن ویدئو و انتخاب بهترین ها)، کامپیوتر و سخت افزاری که بتواند به نرمی آن را با گرافیک واقعی اش اجرا کند وجود نداشت. پس این بازی به چه درد مخورد؟ مثل اینکه میامدیم Gran Turismo 5 برای PS2 (در زمان اوج PS2) می ساختیم اما گزینه پایین آوردن گرافیک تا حد متوسط و قابل بازی را در آن می گذاشتیم و می گفتیم که برای بازی کردن باید در این حد آن را پایین بیاوری. اگر یک بازی با گرافیک God of War در زمان PSone ساخته می شد که نمی شد اجرایش کرد آیا ارزش داشت؟
این دلیل ضعف موتور کرایسیس است.
چرا هیچ استدیو و ناشر مهمی موتور Crysis را نخریده هر چند خوش گرافیک تر از UE3 است و از آن هم ارزان تر است؟ چرا EA ، Ubi ، Square، Midwayو... همه با قیمت زیاد UE3 و مشکلات آن، تند تند آن را برای بازی هایشان لایسنس می کنند اما هیچکدام به فکر Crysis نیستند؟ چرا خود EA که Crysis را منتشر کرد، برای بازیهایش فقط از Renderware و UE3 استفاده می کند؟
Crytek گفته که توانسته موتورش را برای PS3 و 360 تنظیم کند اما در مقایسه با حداکثر PC، درجه کیفی آن متوسط است. از نظر من، این درجه Crysis واقعی است و به همین دلیل است که GT جایزه بهترین گرافیک را به Call of Duty 4 داد چرا که آنها بازی با گرافیک قابل قبول را با فریم ریت و Performance عالی تحت PS3، 360 و PC های معمولی اجرا کردند. گرافیک و هنر واقعی در چیدن انواع بی حد و اندازه آخرین تکنیک ها در کنار هم نیست بلکه در رسیدن به تعادل میان بهترین Performance و افکت های گرافیکی است. برای همین گرافیک Halo 3 ضعیف به حساب نمی آید چرا که Performance عالی دارد. به همین دلیل گرافیک Uncharted افسانه ایست چون در حالی که به هیچ وجه به اندازه Crysis افکت فوق مدرن و DirectX 10 نداشت، از لحاظ بصری در برخی لحظات نزدیک کرایسیس DX10 دیده شده و در عین حال فوق العاده تحت PS3 (کنسول) نرم بود اما خود کرایسیس باید گرافیکش را به شدت پایین آورد تا تازه تحت کنسول اجرا شود(چیزی که Crytek گفته).
 
DONTE عزیز قابلی نداشت ولی اگر قرار بشه نسخه دیگه ای از TES ساخته بشه قطعا تا قبل از عرضهFALLOUT3 نباید انتظار حتی خبرشو کشید چون از اونجایی که Bethesda درحال ساختن ادامه FALLOUT یکی از بهترین بازی های تاریخه پس طبیعتا باید تمام نیروی خودشو روی این عنوان متمرکز کنه.

یاشار بنظر من در مورد Performance کاملا حق باتوئه و از این منظر من حتی در Reviewی که در وبلاگم نوشتم هم به موضوع سخت افزار فضایی مورد نیاز Crysis اشاره کردم.بنظر من هم بلک یکی از زیباترین عناوین سبک اول شخص کنسول نسل قبل بود که ایرادات ریز و درشتش در گیم پلی مثل عدم وجود خون که از مسخره بازی های EA به حساب میومد و تاثیر کم اسلحه ها بر دشمنان و غیره ضربه خورد و نتونست به اونی که حقش بود برسه هرچند بنظر من تجربه بزرگی برای critrion خصوصا در استفاده از renderware و انجین BURNOUT در ساخت یک اول شخص بود که نوید BLACK2 رو میده!(من هنوز وقتی با اسلحه شروع به منفجر کردن مین ها میکنم و اون صدا گزاری و افکتهای زیبای تصویری رو میبینم و میشنوم مو به تنم سیخ میشه!)
با تمام این اوصاف بنظر من performance با چیزی بدست نمیاد الا کم کردن از حجم پردازش نهایی مثلا بوسیله کم کردن از بارگرافیکی و فیزیکیی که انجین بازی به سخت افزار اعمال میکنه.اما از طرفی اگر قرار باشه زیبایی و خیره کنندگی گرافیک هم حفظ بشه قطعا باید دست به دامان افکتهای اسکریپت نویسی شده و شبیه سازی های غیر واقعی برای گرافیک و فیزیک باشیم.البته بنظر من وقتی قرار نیست کسی فرق ایندو رو متوجه بشه نیازی به استفاده از افکتهای خارقالعاده و حجیم نیست ولی مثلا جایی که به راحتی میشه این موضوعات رو از هم تمیز داد دیگه مسئله فرق میکنه.
برای مثال در BLACK و GOD OF WAR ما شاهد گرافیکی بودیم که در اصطلاح از تونایی کنسول PS2 سونی خارج بود ولی حقیقت این بود که این عناوین روی این سخت افزار و این بستر اجرا شدن و اون هم با فریم ریت حیرت انگیز نزدیک 60! قطعا اگر قرار بود تمامی افکت ها در این دو بازی شبیه سازی کامل حقیقت باشن سخت افزاری که این بازی هارو میتونست اجرا کنه در خود شرکت سونی هم پیدا نمیشد! ولی عملا دیدیم که با استفاده از یک سری افکت زیرکانه در اصل شبیه سازیی از شبیه سازهای واقعیت مثل CRYSIS انجام گرفت.
برای مثال رفلکس نور روی بدن اسبهای غول پیکر که در خیلی از اجسام فلزی ه مبکار رفت در اصل یک لایه تکسچر نیمه شفاف (البته از نظر من) بود که به هیچ وجه از منبع نور تاثیر نمیگرفتولی در نگاه اول بازتاب نور رو از یک سطح فلزی در ذهن تداعی میکرد و یا افکت های دو بعدی ولی زیبایی که که بخاطر زاویه محدود دوربین امکان استفاده ازشون فراهم میشد و کاملا سه بعدی بنظر میرسیدن.یا برای مثال در بلک تخریپ پذیری محیط کاملا اسکریپت نویسی شده بود و عملا بعد از هر تخریب ذره و Particleی از ابجکت تخریب شده باقی نمیموند و محو میشد ولی در نگاه اجمالی در برخی صحنه ها فیلم ها جان وو رو تداعی میکرد:cheesygri و حتی بعضی وقت ها با کرایسیس برابری میکرد!
موضوع اینه که crytek با crysis انجینی رو به بازار عرضه کرده که یک نسل زود پا به عرصه وجود گزاشته!
سطح جزئیات از اول هم در کرایسیس به حدی بود که اجرای کامل اون تحت سخت افزارهای کنونی محال بنظر میرسید. اینکه برق ناشی از برخورد یک گلوله تمام محیط رو بصورت کاملا پویا روشن کنه چیزیه که لزومش در نسل فعلی احساس نشده و خیلی ها متوجه فرق جلوه های تخت و شبیه سازی های ساده در عناوین ساده تر و انجین های کمتر پیشرفته نمیشن.اما من وقتی در مرحله داخل شهاب سنگ وقتی با اون سطح از نورپردازی و خصوصا فیزیک مافوق تصور مواجه شدم تازه متوجه لزوم پیشرفت حقیقی در گرافیک بازی ها حتی به قیمت از دست دادن بخشی از Performance شدم!
بنظر من بزرگترین اشتباه crytek در خلق cryengine2.0 نه فدا کردن Performance بلکه عدم نشون دادن لزوم جهش به نسل بعد حقیقی بود. یعنی بغیر از مرحله شهاب سنگ در باقی موارد میشد با افکت های گول زننده و بمراتب کم حجم تر از نظر پردازشی به سطح قابل قبول و قابل رقابتی با گرافیک کنونی رسید (صد البته به ظاهر که من باهاش کاملا مخالفم) پس وقتی بازیبازی که کمتر به مسائل تکنیکی اهمیت میده میبینه که در ظاهر GEARS OF WAR و CRYSIS هردو در سطح خارقالعاده ای هستند نمیتونه چرای نیاز CRYSIS رو به سخت افزاری دو برابر GOW درک کنه و قطعا این موضوع در کنار زیبایی های GOW خصوصا از منظر هنری به عدم توانایی CRYSIS در نشون دادن حقیقت مطلب و دلیل این موضوع بر میگرده.
بنظر من کرایسیس بقدری به سمت واقعگرایی سوق پیدا کرده که بازیباز ناخوداگاه سطح توقعش اونقدر از این بازی بالا میره که چیز خاصی در این بازی نبینه چون همه چیز خیلی طبیعی بنظر میرسه!!! در صورتی که پشت هر حرکت و هر جزء از این طبیعت طبیعی کوهی از زحمات شرکت CRYTEK با اصلیت ترک! صاحبانش یعنی برادران یرلی و نهفته هستش.(این هم واقعا نکته قابل توجهیه چون اگر دقت کنید میبینید که انقدر سطح واقع گرایی در کرایسیس بالاست که برای بازیباز عام هیچ چیز خیره کننده ای رو رو نمیکنه!)
راستی در مورد گرافیک HALO3 باید بگم که واقعا باهات موافقم چون من از همون اول هم اعتقاد داشتم که گرافیک این بازی بد نیست و داره در حقش ظلم میشه ولی الان هم بعضا کسانی هستند که گرافیک این بازی رو بد میدونن.نکته جالب اینه که اگر تعریف از خود نباشه من حتی یک بار هم هیلو3 رو از نزدیک ندیدم و حتی قبل از دیدن عکس های اون هم از روی سطح نورپردازی HALO2 به این نتیجه رسیدم که بهترین نکته در مورد گرافیک این بازی نورپردازیش خواهد بود که همین طور هم شد ولی کو گوش شنوا!
 
KINDMAN عزیز، در مورد صدای آن سایت ها شرمنده. The Spirit کتاب یک نویستده دیگر است که میلر خیلی به آن علاقه دارد. در مورد بازیگرانش هم موافقم که نسبت به شهر گناه کمی محدود تر هستند ولی خب این پروژه کاملا از آن سری جداست.
انشاالله شما هم بتوانی به زودی یه LCD عالی بگیری.
بابا فیلم کلاسیک بین
ایول.

DONTE SPARDA عزیز، در مورد داستان FF:AC عالی گفتی.
Dead Rising تنها بازی ایست که سعی کردم بیشتر Achiev هایش را بگیرم و هنوز هم در میان بازی های نسل بعد برای من محبوب ترین است. هرگز از زامبی کشی در این بازی با اره کوچولو و ماشین سیر نمی شم

osos عزیز، خوشبختانه این دو بازی و به ویژه SOTC خیلی هم کم طرفدار نیستند اما کلا با صحبتت موافقم.
راستی می خواستم از امضایت گله کنم که چرا همه بازی های خوب آینده را در آن گذاشتی بجز Fallout 3 را که اکنون با امضای جدیدت Fatality ام کردی! اگر برایبهترین امضا در این فروم رای گیری شود، حتما به امضای زیبایت رای می دهم. Fallout!

KINDMAN ایول. در مورد Morrowind بشدت موافقم و این بازی TES محبوب من هم هست هر چند جدا از گیم پلی، عاشق جو متفاوت و حس محلی Vvardenfel هستم. در بقیه امور هم موافقم بجز گیم پلی MK در مقایسه با تکن! بله من MK را می پرستم اما از سیستم مبارزه آن بسیار ضعف دارد البته فرم متفاوت آن را به تکن ترجیح می دهم. در مورد Tekken، من هم فقط 3 کارکتر را دوست دارم و به نظرم در طول سری خوب پرداخت شده اند. (جین، نینا و برایان)

DONTE SPARDAی عزیز، شایعه است که TES بعدی MMO خواهد بود (متاسفانه...)(خدا وکیلی از یک ژانر بدم بیاید، MMORPG است).

KINDMAN ، مثل همیشه عالی گفتی و هر چند در مواردی مخالفم (به اعتقاد من هر زمان هر کسی می شود یک موتور با افکتهای جلو تر از زمانش خلق کند. مهم این است که کسی موتوری خلق کند که بتواند صنعت را به جلو هدایت کند و در عین آینده نگری، قابل استفاده باشد.) البته Crytek انصافا زحمت کشیده و سعی زیادی در Optimize کردن بازی به خرج داده. در مورد اشتباه بزرگش به نکته خوبی اشاره کردی اما شخصا فکر نمی کنم مه Crysis به آن حد رسیده باشد که شبه واقعیت باشد. GT: Prologue تنها عنوانی است که به نظرم واقعا به واقعیت نزدیک شده. در مورد استفاده از تکنیک های حقیقی تر بجای حقه در Crysis و اینکه می شد از نمونه های ساده تر استفاده کرد هم موافقم.

اما در مورد Black شدید موافقم(نه معمولی!) . اینکه چرا یک FPS درجه سنی M دار خون نداشت، فقط خدا می داند و مسوولین دیوانه EA.
خدایی هم بازی جذاب و جان وویی بود اما همان طور که گفتی تخریب ها script شده بوده و بسیاری از افکت ها هم حقه بودند.
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or