معرفي نويسندگان بازي رايانه

در مورد the darknes واقعا به نکته جذابی اشاره کردی.
من بعد از ریدیک که فقط دو مرحلشو در اون زمان تونستم بازی کنم! عاشق کارای استودیوی قدرتمند ولی کم کار starbreeze شدم.از بد روزگار از اونجایی که موفق به خرید 30 نشدم اگر ازم بپرسید 5 بازیی که بخاطر از دست دادنشون افسوس خورده و میخورم چیه قطعا یکیش تاریکی هستش.
از منظر تکنیکی که اگر از اول هم از من میپرسیدید بایوشاک رو بهتر میدونم و یا تاریکی رو من هم تاریکی اشاره میکردم.جدای از علاقه ذاتی من به کارهای starbreeze در کل انجین این شرکت که starbreeze engine نام داره و ریدیک رو هم با همین انجین این شرکت ساخت.(یادم میاد بخاطر شباهتهایی مثل شباهت رفلکس ها و در کل نورپردازی قویش با انجین IDTECH4 بازی DOOM3 اشتباه میگرفتنش و حتی کلیک هم یه سوتی روش داد!)
همونطور که اگر بخام مقایسه ای بین انجین ها بکنم UE3.0 و starbreeze engine (البته نسخه بهبود یافتش که در تاریکی استفاده شد) تقریبا در یک سطح قرار میگیرن ولی در بعضی شاخه ها starbreeze رو قویتر میدونم.این در حالیه که مبحث تکنیکی در the darknes بنا به اونچه از دموهای این بازی دیدم قویتر و بهتر از بایوشاک کار شده.این مبحث جدای از گرافیک طبقه بندی میشه و اینو دیگه شما بهتر میدونید.در حالی که خیلی از قابلیت های پلزمیدها بخاطر سختی برنامه نویسی و بعضی دلایل دیگه از بایوشاک حذف شدن (مثل تلپورت) بسیاری از قابلیت هایی تاریکی در زمان عرضه این بازی نسبت به دموهای اولیه بهبود هم پیدا کرده بودند(هرچند اینطور که شنیدم بی ایراد هم نبودن!)
درکل علاوه بر مبحث پیچیده تکنیکی که از من کل انداختنش با شما بر نمیاد! در کل انتظار بیشتری از بایوشاک داشتم.هنوز وقتی نظرات دوستان نویسنده رو در مجله راجع به بازی ها میخونم فکر میکنم که ایکاش بایوشاک واقعا همونی بود که باید هرچند در همین حد هم یکی از 10 بازی زیباییه که در عمرم قسمت شده بازی کنم!(خصوصا اتمسفر و داستانش)
در مورد vegas1 کاملا باهات موافقم خصوصا همونطور که اشاره کردم (اگر خونده باشی) عکس های ابتدایی و دموهایی که از بازی دیدم همگی self shadowing و در کل سایه زنی احمقانه ای داشتن.در کل vegas1 در زمان عرضه جزو اولین عناوینی بود که از UE3.0 استفاده میکرد و در کل از گرافیک خوبی برخوردار بود هرچند منابع نور استاتیک فراوونی درش استفاده شده بود و من بارها وقتی مثلا زیر یه چراغ قرمز قرار رفته بودم چیزی به غیر از نور قالب سفید محیط نمیدیدم! و در مورد سایه زنی هم کاملا باهات موافقم.
با این حال وقتی در حال حاضر دو عکس جدید و قدیم رو با هم مقایسه میکنم متوجه میشم که نه تنها مبحث مدل سازی مسخره عکس های قبلی حل شده بلکه سایه زنی هم بهبودهای زیادی پیدا کرده.مثلا در حالی که در یکی از عکسهای اولیه نرده ها فاقد سایه بودن و منو یاد HL ONE مینداخت از این نظر!!! در عکسهای جدید پیشرفت های به جایی در سایه زنی دیده میشه.self shdowing هم هرچند هنوز در سطح بازی های روز نیست ولی در کل در برابر عکس های اولیه خداست!
ضمن اینکه من در کل UE.3.0 رو در از چند جهت ضعیف میدونم (البته نه به اون معنا!) مثلا مبحث سایه زنی, فیزیک, AA, رفلکس ها و دست اخر هم BLUR که این اخری در وگاس یک واقعا روی اعصاب من راه رفته!
البته UE3.0 اصلا ضعیف نیست ولی هر شرکتی نمیتونه مثل EPIC به زیر و بم این انجین وارد بشه.من حداقل 2-3 عنوان رو به یاد دام که بخاطر هزینه بر بودن و سختی کار با این انجین ساختشون کنسل شده.
تا الن نهایت قدرت UE.3 بازی GOW بوده که ساخت خود EPIC GAMES هستش ولی اگر post processing تا حدودی زشتی های VEGAS1 رو پوشونده بود اگر طراحی هنری خارقالعاده GOW نبود (همون ایرادی که بنظر من زشتی گرافیک VEGAS1 رو صدبرابر میکرد) ایرادات UE3.0 شدیدا توی چشم میومد.(میخاید من خودم حداقل 10 نمونه از ایرادات گرافیک GOW و UE3.0 رو اسم ببرم)
بنظر من وگاس2 از منظر هنری پیشرفت کمی داشته که ضعف بزرگیه ولی در کل گرافیک نصبت به قبل پیشرفت کرده.هرچند هنوز کلی مشکل درش به چشم میخوره خصوصا کلی شگردهای ساده برای بهتر نشون دادن گرافیک(دقیا مثل قبل) ولی دلیلش قطعا همونیه ک در بالا گفتم یعنی سختی کار با این انجین.
ببخشید اگر تو مسائل تکنیکی دخالت کردم.من هیچ ادعایی در این زمینه ندارم و فقط دنبال یادگیری هستم.
اینهایی رو هم که نوشتم دست و پا شکسته نظرات من بود و اگر ایرادی درش دیدی بگید اما در مورد ایرادات نوشتاری باید بگم که من کم کم دارم دچار سندروم تونل کارپال دست میشم و این کلی تایپ کردنو برام سخت کرده پس به بزرگی خودتون بخشید...
 
KINDMAN، در مورد فارنهایت و Heavy Rain شدید موافقم. همپنین عاشق عبارتی شدم که در مورد گیم پلی Assassins به کار بردی: "دلنیشینی گیم پلی" انصافا بهترین و زیبا ترین توصیفی است که از گیم پلی این شاهکار دیده ام. در مورد Vegas 2 متاسفانه گیم پلی های جدید که منتشر شدن گرافیک همون طور که شهریار عزیز اشاره کرد حتی بد تر هم شده اما من در مسائل فنی وارد نیستم وکاری به تکنیک این گرافیک ها ندارم. ( برای من، Killzone 2 و Gran Turismo 2 خوش گرافیک ترین بازیهای تاریخ هستند و اصلا کاری به گرافیک دیگر بازی ها ندارم)

از صحبت ها و محبتت خیلی خیلی ممنونم. این تاپیک رو شما و شهریار زنده نگه داشته اید و امیدوارم بقیه بچه ها هم در بحث شرکت کنند.

شهریارجان صحبت از بازی فوق العاده The Darkness کردی و من باید تشکر کنم و بگویم که با بسیاری از حرف هایت موافقم اما قدری هم مخالفت دارم. ابتدا مخالفتم. هر چند که ایمان دارم که تاریکی عنوانی Under-rated و به شدت شایسته تحسین و توجه بیشتر است اما به نظر من از لحاظ فنی (گیم پلی و گرافیک) از بایوشاک عقب تر است. البته، برخی ایده های سازندگان و طرز کار آنها مثل بازوان تاریکی و قابلیت فرو کردن آنها در آدم ها و اجسام در کنار Creeping Dark واقعا ارزشمند کار شده اند اما عجله سازندگان برای عرضه زود هنگام بسیاری چیزها را خراب کرده. انواع باگ ها و مشکلات کنترل از یک طرف و ضعف در Level Design به ویژه در مراحل Zero (دنیای تاریکی) به بازی لطمه زده. از لحاظ گرافیک فنی هم هر چند دو سر تاریکی بسیار زیبا بودند و توجه بی نظیری به جزئیات شده بود (از دیدن زیپ یقه جکی در حلت شخص اول سیر نمی شوم!) اما باگ های فوق العاده پر تعداد که حتی در مو های او بسیار زیاد بودند در کنار افت کیفیت سایه زنی نسبت به ریدیک افسانه ای (نسبت به نسخه PC و حداقل به نظر من) به نظرم خیلی آزار دهنده بودند. به علاوه Starbreeze یک استراتژی بی نظیر و عالی در مورد فصل انتهایی بازی دارد که در آن به جای غول آخر و نبرد های سخت، همه چیز فوق العاده آسان شده و بازیباز فقط به تخریب و تفریح پرداخته. (فصل آخر ریدیک با آن روبات سواری را هرگز فراموش نمی کنم.) تاریکی هم قرار بود همچین حالتی داشته باشد که تا حدودی در دو سکانس مشهود است. بالا رفتن از کوه / صخره مرحله آخر و سکانس مقابل خانه عمو پلی که با نابودی نور افکن ها، ارتشی از Dark Minion ها همین جور سرازیر می شوند و ما هم قدرت نامحدود تاریکی را داریم. اما ابتدا با مشکل قدرت Black Hole که به دلیل ضیق وقت سازندگان کامل رویش کار نکردند و افکتش در حد یک مکنده آدم ها و اجسام ساده ماند (اما افکت اصلی و مورد نظر سازندگان دو حالت متفاوت داشت: قابلیت تخریب به سک آن سکانسی که جلوتر و در خانه پلی و در حالت دمو، تریکی خود به خود حفره سیاه به وجود آورده و در و دیوار و همه چیز را خراب می کند اما به خاطر عجله این عنصر را فقط در دمو گذاشته و کلا مجبور شدند دمو های فصل آخر را زیاد کنند و در حالی که از لحاظ داستان، این جکی (بازیباز) است که باید همه خرابکاری ها را بکند اما سازندگان مجبور شدند به دمو بسنده کنند. عنصر دیگر ،حفره قابلیت خورندگی آن بود که کاملا حذف شد...

اماتمام این حرف ها مربوط به برخی جنبه های فنی هستند. از دید هنری با یک شاهکار بی نقص رو به رو هستیم و کاملا با حرف هایت موافقم. از بافت های افسانه ای و انواع گرافیتی ها و پوستر های در و دیوار که بگذریم ، تاریکی دو ویژگی اساسی دارد: موسیقی بی نظیر، داستان بی نظیر. من قبلا هم گفتم که سه المان داستان ، موسیقی و Level Design برایم بسیار مهم هستند. از نظر من تاریکی در دو مورد از این سه تا بهترین بود (از لحاظ Level Design من Portal را بهترین 2007 میدانم). اول موسیقی تاریکی است که به جرات آن را در میان 5 موسیقی برتر تاریخ بازی ها می دانم و برای پیدا کردن ساند ترکش بیچاره شدم. دوم داستان فوق العاده آن است که هر چند نسبت به کمیک بوک اصلی ساده تر و سبک تر شده اما باز هم یکی از بهترین داستان هایی است که در دنیای بازی دیده ام و جدا از (KINDMAN لطفا این بخش های Spoiler را نخوان تا داستان بازی برایت لو نرود) سکانس
کشته شدن جنی،
عاشق فصل پایانی و
بالا رفتن جکی از پله ها در حین کسوف به همراه ترکیدن لامپ ها و همراهی تاریکی هستم
و کل این بخش را بهترین را فصل پایانی تاریخ بازی ها از لحاظ داستانی می دانم و رویارویی نهایی
جکی و پلی که به سقوط روح جکی خواهد انجامید
... وای... دیوانه می شوم با این داستان و موسیقی...

و البته از آن جا که این بازی بر اساس سری خاصی از کتب تاریکی با نام Resurrection ساخته شده که استاد Garth Ennis یکی از نویسندگاننش بوده و من تمام کار های او را می پرستم، بازی تاریکی ارزشش برایم دو چندان می شود.

راستی صحبت از کمیک استریپ شد، بیایید کتاب ها و شخصیت های کمیک اسنریپی محبوب خود را هم بنویسیم. با اجازه از خودم شروع می کنم:

کتاب محبوب:
1 - Preacher اثر Garth Ennis (به علاوه تمام سری های ویژه ای از دیگر کتب که گرت انیس گاهی رویشان کار کرده مثل Punisher MAX و Ghost Rider و Hellblazer)

2 - Sin City اثر فرانک میلر

3 - The Darkness اثر David Wohl و Marc Silvestri و Garth Ennis

شخصیت های محبوب:
- Cassidy ( از Preacher )

- Batman
- Iron Man
- Dr Strange
- Ghost Rider

+ KINDMAN، من هم خیلی علاقه به ملاقات حضوری دارم اما خدا می داند کی ممکن می شود. (امیدوارم امسال هم نمایشگاه بازی برگزار بشه)

+ + در مورد بایوشاک هم باید همگی سر فرصت و ححضوری بحث کنیم اما از هر جهت که نگاه کنیم، امثال حق تریکی بیش از هر اثری خورده شد و Mario Galaxy هم بیش از حد لیاقتش مورد توجه و تحسین قرار گرفت و هر چند بازی بسیار زیبا و خوشساختی بود ام همان طور که در رای گیری عمومی میان منتقدان بازی در سراسر جهان جزو سه بازی برتر سال قرار نگرفت، نمی بایست این همه چایزه بهترین سال و Game of the Year به نا حق از سایت ها و مجلات و... می گرفت.
 
:love: کلی حال کردم با سلیقه و تحلیل دوستان فعال در بازی رایانه مخصوصا از این که تحلیل دوستان کاملا سنگین و از روی فکر بود و نه مثل تازه بدوران رسیده ها که البته همین انتظار رو هم داشتم:love: حالا هرچند اصلا در مورد بایوشاک موافق نیستم و معتقدم جا برای بحث زیاد داره در واقع من دشمن سرسخت بایوشاک هستم:cheesygri
ولی عجیبه که دوستانی که بازیهای ماندگار و تاثیر گذار و کلا بهترین بازی ها رو گفتن هیچ کدوم اسمی از 2تا شاهکار ماندگار کمپانیهای مرحوم new world و 3do نبردند یعنی سری HOMM و MM حالا نمیدونم fatality میخواد یا نه:cheesygri
حتی FO tactics هم فراموش شد که خیلی عجیبه
شاید من دقیق نخوندم تاپیک رو یا دوستان وافعا این بازی هارو قابل نمیدونند؟;)
پ.ن : بین دوستان بازی رایانه کسی هست با two crude dudes حال کنه؟
 
خیلی ممنون. ایول، بحث داغ تر هم شد. باید حضوری حسابی بحث کنیم.

در مورد HOMM و کلا Fatality ها! ما هر کدام بازی هایی را می نویسیم که فوق العاده رویمان اثر گذاشته اند.
بحث قابل دونستن نیست و صرفا به میزان اثر بازی ها برمی گردد. :cheesygri
شخصا HOMM و کلا بازی های نوبتی / Turn-Based (البته غربی هایشان را) خیلی دوست دارم. البته اینجا یک Fatality دیگر وارد می شود: سری Age of Wonders که هر چند تا حدود با الهام از HOMM ساخته شده اما آن را مپرستم و عاشقش هستم به ویژه قسمت اولش را.
در مورد MM نمی دانم منظورتان چه عنوانی است اما از کار های 3DO ، بازی Killing Time را دوست داشتم.

two crude dudes!
یکی دیگه از بازیهای جالب کنسول فوق العاده سگا است که خیلی آن را بازی می کردم. یادش به خیر، نواری که من پیدا کردم یک حفره سوختگی داشت! کلا این بازی مشت بزن برو جلو (و چیز میز بلند و پرتاب کن!) را دوست داشتم هر چند از طرفداران بازی های مشت زنی نیستم.
نظر شما در مورد آن و سایر بازیهای سگا چیست؟ باید حتما ملاقات حضوری داشته و راجع به سگا و بایوشاک بحث کنیم.

+ ادامه بازیهای جا افتاده و Fatality ها:
- Age of Wonders
- Comix Zone (خدا وکیلی یکی از بهترین بازی های تاریخ)
 
یاشار جان منم ب مراتب کمتر از تو به مسائل تکنیکی واردم و فقط در درجه اول لذت بازی برام مهمه که به برخی دلایل این لذت رو تا حدودی از وگاس کسب کردم (تاثیر هاف لایف بر سبک اول شخص مثل داغی میمونه که تا ابد روتن این سبک میمونه!) ولی خدا وکیلی وقتی این بازی رو انجام دادم دقیقا از اولین مرحله بازی هرچیزی که درمورد UE3.0 و قدرتش در ذهنم ساخته بودم نابود شد!!!(البته یکی دو بازی دیگه رو هم دیده بودم ولی فکر میکردم کار UBI یه چیز دیگست!) البته سطح نورپردازی و و وضوح بافتها و جلوه های مختلفش مثل افکت های حجم دار و غیره در اون برهه زمانی برام خیلی جذاب بود ولی کو تا توقعات من! خصوصا اون افکت بلوری که خصوصا تو مراحل روز کور کنند میشد! و از همه بدتر این که منو به اولین نکته منفی در مورد این انجین رسوند یعنی ایراد در سایه زنی.یعنی در بهترین حالت هم مثلا استفاده زیادی از نورپردازی و سایه زنی استاتیک باید بشه تا حجم پردازش کم بشه (این در مورد GOW بود و اصلا از این منظر در مورد وگاس وقتمو تلف نمیکنم!) خلاصه اینکه بنظر من وگاس2 اگر به سطح عکسهاش برسه عالی میشه و این بخاطر اینه که من به شخصه دیگه از درست شدن گرافیک وگاس ناامید شده بودم و این عکس ها برام خدایی میکنن!!!

در مورد the darknes هم باید بگم که خوب کردی نوشته ها ر بصورت متن پنهان در اوردی چون من اگر سرو تهمم بزنن باید این بازی رو انجام بدم و همونطور که خودت میدونی نصف مزش به داستان زیباشه.

ولی از منظر گرافیکی من به چند دلیل با starbreeze حال میکنم.اولیش نوع نمایش گرافیکه که منو یاد یکی دو بازی محبوبم میندازه.یعنی مثلا اصولا شکل و شمایل گرافیکی هر انجین با اون یکی متفاوته.به طور مثال الان من با دقت 80-90 درصد از روی گرافیک یه بازی انجین اونو حدس میزنم.(starbreez و UE3.0 وUE2.0 و CRY ENGINE 1&2 و X-RAY ENGINE و سورس انجین و IDTECH و انجین مخصوص کپکام که تا الان دو بازی DEAD RISING و LOST PLANET از اینافونه از نسخه بروز شدش استفاده کردن و فکر میکنم بازی در دست ساخت BIONIC COMMANDO با همین انجین ساخته بشه ولی الان اسمش یادم نمیاد!

اینا لیست انجین هاییه که من اکثرشونو با دقت 80-90 درصد تشخیص میدم.(شما که دیگه کارتون اینه)

از لحاظ تکنیکی هم دلیلم اینه که بنظرم بایوشاک جای کار بیشتری داشت.

در کل استیل هنری هردو بازی رو هم دوست دارم که باعث میشه انتخاب برام سخت باشه و نظرمو میزارم برای وقتی که تاریکی رو انجام دادم.

در مورد کمیک بوک هم از اونجایی که من انگلیسی ضعیفی دارم زیاد دنبال اثرهای سنگین نبودم ولی از همین بین از V for Vendeta و sin city (اینو دیگه هیچیشو نفهمیدم چون المانی بود! ولی خدا وکیلی تیم فرانک میلرو رابرت رودریگوئز و تارانتینو چه کارا که نمیتونه بکنه!) خوشم میاد ولی بواسطه بازی با دو عنوان the darkness و rougue trooper اشناشدم که نظرمو جلب کردن البته اولی بمراتب وزین تر کار شده اما اتمسفر دومی رو هم دوست دارم.

از کاراکترهای کمیک هم از بتمن (بنظرم فقط جورج کلونی انگ بتمن شدنه!) و سوپرمن (فقط بواسطه فیلم برایان سینگر! چون عین خودم فکر میکنه) و punisher (جدای از تاماس جین و بازیگر مورد علاقم یعنی تراولتا در فیلم وجدانن حال و هوای کمیک بوکش خشنتر و بهتره!) و چند تای دیگه خوشم میاد.

تو بازی های این سبکی هم اول COMIXZONE که واقعا شاهکار بود و دوم بازی XIII که بواسطه همین بازی به ubi علاقمند شدم و سوم هم همونی که ایشالاه اگر خدا بخاد تو مخ منه!

در اخر همینو بگم که اگر تاریکی تبلیغات بیشتری براش میشد و کمی هم ازش رفع ایراد میشد و خصوصا برای PC میومد (این درد دل من بود!) میتونست به قدر بایوشاک صدا کنه ولی الحق که قشنگ گفتی که:

امثال حق تاریکی بیش از هر اثری خورده شد و Mario Galaxy هم بیش از حد لیاقتش مورد توجه و تحسین قرار گرفت هر چند بازی بسیار زیبا و خوشساختی بود.
 
خیلی ممنون. ایول، بحث داغ تر هم شد. باید حضوری حسابی بحث کنیم.

در مورد HOMM و کلا Fatality ها! ما هر کدام بازی هایی را می نویسیم که فوق العاده رویمان اثر گذاشته اند.
بحث قابل دونستن نیست و صرفا به میزان اثر بازی ها برمی گردد. :cheesygri
شخصا HOMM و کلا بازی های نوبتی / Turn-Based (البته غربی هایشان را) خیلی دوست دارم. البته اینجا یک Fatality دیگر وارد می شود: سری Age of Wonders که هر چند تا حدود با الهام از HOMM ساخته شده اما آن را مپرستم و عاشقش هستم به ویژه قسمت اولش را.
در مورد MM نمی دانم منظورتان چه عنوانی است اما از کار های 3DO ، بازی Killing Time را دوست داشتم.

two crude dudes!
یکی دیگه از بازیهای جالب کنسول فوق العاده سگا است که خیلی آن را بازی می کردم. یادش به خیر، نواری که من پیدا کردم یک حفره سوختگی داشت! کلا این بازی مشت بزن برو جلو (و چیز میز بلند و پرتاب کن!) را دوست داشتم هر چند از طرفداران بازی های مشت زنی نیستم.
نظر شما در مورد آن و سایر بازیهای سگا چیست؟ باید حتما ملاقات حضوری داشته و راجع به سگا و بایوشاک بحث کنیم.

+ ادامه بازیهای جا افتاده و Fatality ها:
- Age of Wonders
- Comix Zone (خدا وکیلی یکی از بهترین بازی های تاریخ)

comix zone اشک شوق رو تو چشام حلقه کرد:cheesygri
MM همون بازی Might & Magic معروفه که underrate شده ترین بازیه تاریخه شماره 9 این بازی بهترین RPG تمامه دورانه برای من هرچند بیشترین باگ ممکن رو که تو یک بازی دیدم تو این بازی بود بخاطر اینکه 3DOداشت ورشکسته میشد و با انتشار زود این بازی خواستند جلوی ورشکستگی رو بگیرند که نشد حتی دو تا پچی که بعدا اومد هیچکدوم official نبودند dark messiah هم مثلا قرار بود M&M رو زنده کنه ولی همون کاری رو کرد که HOMM5 با سری HOMM کرد
پ.ن: فکر کنم حدود دوسال پیش بود که قرار بود با شما همکار بشم تو بازی رایانه و حتی ملاقات مثبتی هم با اقای عبدالهی داشتم ولی بخاطر اینکه ساکن تهران نیستم نشد :(
 
راستی بحث سگا رو نکشید وسط که واقعا طولانی میشه.
سونیک(اینو فکر کنم جا انداخته بودید!؟!) و COMIXZONE که شاهکارای این کنسول هستند.
بنظرم این اواخر فقط GOD HAND تو بازیهای قابل تامل این سبک عرضه شد که واقعا حیف شد و فکر میکنم میکامی باید واقعا روش کار میکرد.با این حال انقدر سخت بود که من بخاطر اشتباهم در انتخاب درجه سختی هزار بار خودمو لعنت کنم!در کل با بازی های سبک مبارزه ای و بزن و برو حال نمیکنم که البته این وسط چندتایی استثنا مثل MK هستند ضمن اینکه همیشه خشونت و استیل TEKKEN رو لعنت کرده و میکنم و به شدت VF رو برتر میدونم هرچند از شخصیت های TEKKEN خیلی خاطره دارم.
ما عادت داشتیم تو کلوپ محلمون اسم همدیگرو با شخصیت های بازی یا اسم خود بازی صدا میکردیم.مثلا در زمان سگا اسم منو کامیکس گزاشته بودن بس که این بازی کوتاه رو تموم کرده بود!!! و در زمان PS هم متال گیر صدام میکردن!!! این موضوع الان شاید مسخره بنظر برسه ولی خداوکیلی کلی خاطره از این اسم گزاشتنها داشتیم.خصوصا کراش که اسم رفیق من بود و کلی باعث خنده بود!(چقدرم شبیه بود بهش خدا عالمه!!!) ضمن اینکه از اول هم من طرفدار شدید KUNG LAO از سری MK و ZACK از سری FFVII بوده و هستم.
راستی سری MIGHT & MAGIC هم تنها بازی turn based strategy که دوست دارم البته به همراه worms!!!!(نظرو حال کردید!؟)
 
آخرین ویرایش:
.
راستی سری MIGHT & MAGIC هم تنها بازی turn based strategy که دوست دارم البته به همراه worms!!!!(نظرو حال کردید!؟)
البته فکر میکنم منظور شما سری HOM&M باشه چون بازیهای سری Might & Magic بهیچ وجه استراتژی نیستند ودر واقع اول شخصند چیزی تو مایه های Wizardry 8;)
 
بلی!
heroes of might and magic
اما سری m&m رو نتونستم بازی کنم.ضمن اینکه با سبک نقش افرینی خصوصا نوبتی مشکل دارم.ضمنا درسته spinoff (البته با یکم اغراق) این سری یعنی dark messiah از نظر ابعاد نقش افرینی و حتی کیفی افت کرده بود (که کلا بعد از 3do تا الان ادامه داشته) ولی این بازی رو هم من خیلی دوست دارم خصوصا اینکه ARKANE اونو ساخته.
با تمام این اوصاف از نظر داستانی هم M&M رو دوست دارم خصوصا نسخه اخر HOMM که بازیش نکردم ولی فکر میکنم 5 بود و داستان DM.
راستی من تو نقش افرینی های غربی فقط با FALLOUT حال کردم که اون هم مربوط به دوره ای میشه که من کلی مشکل داشتم ولی بازم بهترین بوده و هست.فعلا هم شدیدا منتظر نسخه 3 این بازی و masseffect هستم.
 
آخرین ویرایش:
در حق oblivion کم لطفی شده.این بازی تنها بازی ایه که من وقتی اسم یا اهنگش رو میشنوم یک حس حماسی خاصی وجودم رو در بر میگیره.DM:MM هم مبارزات و انیمیشن هاش واقعا زیبا بوده و هست.پس نتیجه میگیریم که اگر دنیا و کستردگی OBLIVION با مبارزات و فیزیک DM:MM ترکیب میشد یکی از بزرگترین بازی هایه تاریخ شکل میگرفت.
 
بله
این همون حرفیه که من زدم.
ضمن اینکه خشونت OBLIVION سعی شده بود کنترل بشه ولی در DM اینطور نبود و از این منظر هم لذتش بیشتر بود ولی بنظرم FALLOUT3 یه چیز دیگست!
 
من هم با شما موافقم اصلا با همه موافقم.
در ضمن حتما the darkness رو بازی کنید.من با اینکه از داستانه بازی ها چیز زیادی حالیم نیمیشه ولی داستان این بازی واقعا خارق العاده است.
 
در مورد داركنس دلايلي هست كه به من ثابت مي‌كنه از لحاظ بحث تكنيكي از بايوشاك بهتر عمل كرده و براي اولين بار من چند تكنيك جالب رو ديدم كه تا حالا به اين قدرت تو هيچ بازي‌اي نديده بودم. بحث سايه‌هاي متقاطع يا cross shadow يا crach shadow بود كه تداخل دو سايه با هم رو كاملا متمايز نشون مي‌داد. اگر دو تا جسد رو تو بازي مي‌ديديد كه سايه روي هم انداختن در اين حالت محل برخورد سايه‌ها با طيف رنگي تيره‌تري ديده مي‌شد يا مثلا دو تا تير چراغ برق رو اگر نگاه مي‌كرديد از برخورد سايه‌هاي اين دو تير مي‌ديديم كه سايه‌اي جديد با طيف رنگي تيره تري كه از دور هم ديده مي‌شد ملاحضه مي‌كرديم.
مبحث بعدي تعدد آبجكت‌ها تو بازي بود كه واقعا در بايوشاك ضعيف كار شده بود. من تو بايوشاك چند آبجكت رو در كنار هم قرار دادم تا ببينم آبجكتي حذف خواهد شد يا نه. خلاصه با بدختي در حدود 10 شي در كنار هم جمع كردم و آخري رو كه در كنار بقيه انداختم سه تا از آبجكت‌ها حذف شدن! در حالي كه در هالو 3 يا داركنس من با چنين صحنه‌اي روبرو نشدم.
نكته‌ي بعدي كه تو داركنس زيباتر از بايوشاك كار شده بود نور‌پردازي و سايه‌ها بود كه تو عمل ديدم كه ريز ترين آبجكت‌ها تو بازي داراي سايه هستن، مثلا سلحه‌ي در دست جكي رو اگر به دقت نگاه كنيد مي‌بينيد كه self shadow كاراكتر روي اسلحه سايه انداخته! تو كدوم بازي تا اين حد به سايه‌ها توجه شده؟ ضامن اسلحه به گونه‌اي بسيار حيرت آور سايه‌اي با تفكيك‌پذيري بالا روي در و ديوار مي‌اندازه.
پديده‌ي مازل فلش افكت بود كه واقعا ديوانه كننده بود. وقتي جكي تير شليك مي‌كرد جرقه‌هاي ناشي از زدن تير به گونه‌اي زيبا نمايش داده مي‌شدند و مازل فلش افكت و نور اون كاملا تو اطراف محيط نمايش داده مي‌شد.
دو تا تصوير هم از سايه‌ها ميذارم كه امروز صبح گرفتم.
DSC00009.JPG

DSC00014.JPG
 
بحث سايه‌هاي متقاطع يا cross shadow يا crach shadow بود كه تداخل دو سايه با هم رو كاملا متمايز نشون مي‌داد
خدا وکیلی این از اون نکته هایی بود که من همون اول با دیدن عکس های بازی به ذهنم رسید ولی چون بازی نکردمش ترسیدم حرفم درست نباشه اما در هر صورت به قدرت سایه زنی و نورپردازی starbreeze engine اشاره کردم پس کاملا با حرفات موافقم.
این عکس هایی هم که هر چند از صفحه نمایشگر خونگیت که فکر میکنم سامسونگ باشه (که بنظرم بعد از سونی دومین شرکت از نظر کیفیت ساخت پنل های LCD هستش.البته حدس زدم پس اگر سوتی دادم ببخشید!) گرفته شده ولی حقیقتا گویاست.ضمن اینکه عکس ها یه طوری افتاده که در کنار استیل خاص و رنگبندی تاریکی منو یاد فیلمهای دهه هفتاد میندازه!:love:
مبحث بعدي تعدد آبجكت‌ها تو بازي بود
اینو هم قبول دارم چون اگر بگم من هم دقیقا تو بازی ها شمردن جای گلوله ها و تعداد ابجکتهای پویا خصوصا تخریب پذیر کارمه دروغ نگفتم!
بنظرم تکنیک massive destruction (اگر اسمشو درست گفته باشم!) که در عناوینی مثل STRANGLE HOLDجان وو در سطح خوبی به کار رفته بود اینجا فقط در سطح اسمی بود و عملا چیزی خاصی به عنوان ابجکت تخریب پذیر دیده نشد.هرچند بنظرم از این منظر بایوشاک ضعیف بود ولی الحق از نظر پیچیدگی هوش مصنوعی که خودش یک بعد از ابعاد وسیع تکنیکی یه بازی محسوب میشه از تاریکی سر بود و اصلا همین سطح هوش مصنوعی بسیاری از قابلیت های دیگه رو تحت تاثیر قرار داده بود و باعث افت کیفیتشون شده بود تا از حجم پردازش نهایی کم بشه.
ضمن اینکه من همونطور که گفتم فیزیک رو یکی از ضعفهای UE3.0 میدونم چون حتی در عنوانی مثل GOW هم ابجکت های تخریب پذیر وجود نداشت و همون ابجکتهای تاثیر پذیر هم به تعداد انگشتان دست کار نشده بودن!
پس نباید توقع زیادی از این منظر و فراتر از قدرت UE3.0 از بایوشاک داشت.
پديده‌ي مازل فلش افكت بود كه واقعا ديوانه كننده بود. وقتي جكي تير شليك مي‌كرد جرقه‌هاي ناشي از زدن تير به گونه‌اي زيبا نمايش داده مي‌شدند و مازل فلش افكت و نور اون كاملا تو اطراف محيط نمايش داده مي‌شد.
من با این افکت خاص از نظر اسمی اشنایی نداشتم ولی بهترینشو در CRYSIS دیدم و حتی چندجا هم از زیبایی های این افکت تمجید کردم.در کل بنظر من هنوز starbreeze engine از ابعاد نورپردازی و سایه زنی و خیلی از چیزهای دیگه نصبت به UE3.0 سره!
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or