داستان تنها چیزی هست که خیلی شامل مرور زمان نمیشه. یعنی معمولا اگه یه داستانی توی قرن نوزدهم خوب بوده هنوز هم خوب وشنیدی هست.چه مشکلی داره داستان؟تنها مشکل اینه که داستان اصلی سری نیست
بازی در زمان خودش از نظر روایت و پیش بردن داستان جزو بهترین ها بود
اگه به داستان رزیدنت 4 به صورت مستقل نگاه کنیم متوجه میشیم که شهصیت پردازی داستان بسیار ضعیف هست. یعنی اگر به جای شخصیت شناخته شده ای مثل «لیان کندی» از یه شخصیت تازه در بازی استفاده میشد هیچ حرفی برای گفتن نداشت همونطور که توی TEW این مشکل بود. شخصیت پردازی افرادی مثل «سدلر»، «سالازار» و «کراوزر» اونقدر ضعیف بود که اصلا نمیشد باهاشون ارتباط برقرار کرد. کافی هست این شخصیت ها رو با کسانی مثل «وسکر»، «مارکوس» و «اشفورد»ها مقایسه کنید. روایت داستان آنچنان گره افکنی و افت و خیز کافی نداره که شما رو درگیر خودش کنه بر عکس نسخه های 0 و 1 و 2 و CVX و حتی 3 که روایت داستان به شکل خوبی انجام شده است.
در مقام یک رزیدنت داستان انگل و این فرقه اتفاقا خیلی خوب بود و میتونست مسیر جدیدی رو توی سری باز کنه ولی اینقدر بد پرداخت شده بود و سرسری گرفته شده بود و بیش از حد در سیستم کنترلی اون انگل اغراق شده بود که تمام پتانسیل داستان بازی و این انگل جدید رو از بین برد.

