بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

رولیشنز 2 هم خوب بود.به نظر من در بین سری مدرن بعد از 5 رولیشنز 2 داستان بهتری داشت.
البته با وجودی که طرفدار سرسخت کلر هستم .باید بگم کلر نقش کلیدی توی داستان بازی نداشت. اگرچه کلر بیشتر افتخارات رو داشت و کارهایی کرد.یعنی از نظر من حتی مویرا نقش کلیدی تر نسبت به کلر ایفا کرد.نقش مهمتر از ان بری و الکس ونیل و ناتالیاو سرانجام دارک ناتالیا بود.
داستان و اتمسفر بازی در حده خوب بود.خدا رو شکر این بازی منو ناراضی نکرد.خیلی بهتر از رولیشنز بود.حتی سعی شده بود داستان رولیشنز 2 رو به رولیشنز هم ربط بدن.اگرچه ارتباط خیلی تنگاتنگ بود.
 
چرا اکثرتون گفتید کپکام نمیتونه سری را به اوج برگردونه؟! شماها که به کپکام خیلی اعتقاد دارید!:-"

کپکام اگه یه تیم درست و حسابی جمع کنه و توی کارشون دخالت نکنه مطمئن باش سری به اوج برمیگرده ولی دلواپس این هستم که این کارها رو انجام نده
 
میخوام یه بحثی درباره اینکه چرا رزیدنت های کلاسیک و به خصوص اون هایی که تو راکون سیتی اتفاق میفتاد بیشتر حال میداد راه بندازم ولی اصلا انرژیش رو ندارم خصوصا که بخوام تو جواب ها همراهی کنمو هی کامنت بذارم 8-|
 
میخوام یه بحثی درباره اینکه چرا رزیدنت های کلاسیک و به خصوص اون هایی که تو راکون سیتی اتفاق میفتاد بیشتر حال میداد راه بندازم ولی اصلا انرژیش رو ندارم خصوصا که بخوام تو جواب ها همراهی کنمو هی کامنت بذارم 8-|

راه بنداز ما که پایه ایم :d
 
مرسی از وقتی که گذاشتی ارمین جان و مطلب کاملت. من مختصر جواب میدم.
از نظر من پنج داستان مناسبی داست و اتفاقا کاملا قبول دارم که رویارویی وسکر و کریس منطقی ترین رویارویی هس با توجه به پیشینه ای که این دو دارن.
بحث من هدر دادن خطوط داستانی هست که تو چهار ترسیم شد و میشد به صورت یه داستان اصلی یا در خلال داستان های دیگه ازش استفاده کرد. یعنی کشته شدن وسکر میتونس دو سه نسخه دیرتر اتفاق بیفته تا این پتانسیل ها که میشد شاید میشد جزو بهترین بازی های سری باشن هدر نره.
مواردی مانند:
1. برخورد و درگیری وسکر با ایدا (به خاطر خیانت ایدا بهش و تحویل نمونه به سازمان)
2. ارتباط لیان با وسکر ( زمینه چینیش تو 4 انجام شده بود و میشد با سناریو نویسی منطقی ایجادش کرد)
3. درگیری وسکر با سازمان (به خاطر انگل)
4. لینک کردن سایر شخصیت ها با این قضایا. مثلا شما میتونستی در داستانی که کریس و وسکر حضور دارن یکدفعه سروکله ایدا رو ببینی!
یا مثلا تصور کنین تو یه قسمتی لیان با سازمان و افرادش درگیره، ایدا هم حضور داره. تو خلال داستان یکی از افراد مورد اعتمادت یهو خیانت میکنه بعد میفهمی نیروی وسکر برده و حتی سروکله خود اون رو هم ببینی که میاد و با رودست زدن به ادم خوب ها و سازمان ، یکدفعه انگل رو به نفع خودش از مهلکه خارج میکنه. یا با یه پایان تراژیک ایدا جلوی چشم لیان توسط وسکر کشته بشه! حالا شما تو قسمت های بعدی میتونی شاهد تقابل کریس با وسکر باشی و البته لیان هم انگیزه شدیدی برای تقابل با اون داره!
بحث اینه که سه جبهه میشد ایجاد بشه: تیم کارامترهای خوب با دو تا خط داستانی کریس و لیان که میتونس لینک بشه به هم. سازمان و ایدا که انگل رو در اختیار دارن. البرت و سکر و افرادی که میشد بهش پیوند زد یا ایجاد کرد .
این ها مثاله و البته من نویسنده نیستم اما یه تیم نویسنده حرفه ای میتونس داستان ها از این قضیه دربیاره!
بحث من سر این پتانسیله بود.
وگرنه به خودی خود داستان پنج منطقس هستش و کشته شدن وسکر به دست کریس هم بدون درنظر گرفتن وقایع چهار و این ایده هامنطقیه.
ممنون احسان جان منم از شما به دلیل وقت گذاشتن و جواب دادن متشکرم:)
درسته باید به یه سری مسائل تو نسخه 4 پرداخته میشد مثل سازمان و ایدا ، وسکر و سازمان...اصن همین سازمان کلی سوژه داره:
  1. بدن استیو که تنها جسمی هست که پر از ویروس تی ورونیکا هست و میدونیم که چقدر تی ورونیکا قویه (الکسیا و پدرش)
  2. لاس پلاگا اصلی
البه با انتشار revelations 2 انتظار من این بود که الکس وسکر رئیس سازمان باشه...اونوقت تمام ابهامات راجب ارتباط وسکر و سازمان برطرف میشد چون الکس و البرت باهم رابطه ی خوبی داشتن و شاید الکس البرتو قانع کرده باشه یا شاید نمونه اصلیو تحویلش داده باشه یا... اینجا ایراد اصلی به revelation 2وارد میشه و میتونیم به راحتی بگیم الکس با اون همه فایل و اون همه پتانسیل الکی و به سرعت داغون شد و رفت...!
البته بگم حداقل 10-15 سال وقت لازم بود تا نسخه های بعدی تهیه بشن و اینجاست که یکم سنها میره بالا مخصوصا سن شخصیتهای مثبت و میدونیم با افزایش سن کاراکتر ها معمولی مثه کریس یا لیان تواناییشون کمتر میشه الان دو نمونه واضح داریم کریس و بری : الان شما مقایسه کنی کریس نسخه 6 خیلی کند تر و کم قدرت تر از نسخه 5 شده بود بری هم همینطور...مطمئنا سر لیان هم همین بلاها میاد اونوقت چی میشد؟ کپکام مجبور بود یه کاراکتر جدید برای رو به رویی وسکر میساخت انوقت میشد دیگه قاراشمیش!! از طرفی یه ایرادی که به 4 وارد میشه همینه: رابطه وسکر با سازمان چی شد؟ تو نسخه کد ورونیکا وسکر برای سازمان کار میکرد و بدن استیو رو برای سازمان برد اما بعدش چی؟ چی شد وسکر از سازمان جدا شد؟ایا سازمان متلاشی شد یا..؟ که احتمال متلاشی شدن سازمان 0 درصده چون تو نسخه 4 بازم شاهد سازمان بودیم...پس واقعا چی شد؟ ایا جسد استیو رو واقعا تحویل سازمان داد؟چرا اینها مشخص نشدند؟ اگه بخوایم رو همین روال بریم یه کوه پتانسیل به هر رفته از اویل میبینیم...
بررسی موارد:
  1. اینو انصافا قبول دارم اما با توجه به خط داستانی وسکر متوجه نشد البته از کجا متوجه میشد...کنار ایدا جک کروزر (درست نوشتم؟) بود که اونم مرد هیچ شاهد دیگه ای ناظر بر این قضیه نبود حتی لیان...از طرفی درگیری نبود وسکر مثه اب خوردن ایدا رو میکشت...وقتی جیل که یعنی نمسی رو میکشه در مقابل وسکر مثه مورچس یا کریس با 98 کیلو وزن و اون همه سابقه و مهارت مثه موشه اونوقت ایدا چی میشد؟
  2. میدونی داداش مشگل اینجا مطر بود؟ عامل اصلی این کینه فقط ایدا میشد مثلا وسکر ایدا رو میکشت و لیان از روی انتقام جلو وسکر وایمیستاد...خب این میشد فیلم هندی...اما کریس برای کشتن وسکر دلایل خیلی بیشتر و خارج از هندی بازی داشت...اصن مجبور نبودند برای این تصمیم کریس پای جیلو بکشن وسط اونودر دلیل بود که بنویسم خودش یه مقاله میشه
  3. این هنوزم میشه بهش پرداخته شه خیلی هم عالیه میتونن داستان رو برگردونن به سال قبل 2009 و مبارزه وسکر با سازمان رو نشون بدن...این موقع هست که ایدا خودشو میکشه کنار و در میره و سازمان هم متلاشی میشه...حاقل ضعف 6 برای ایدا برطرف میشه و یه داستان توپ هم شاهدش میشیم
  4. خب اگه وسکر پی میبرد اصن ایدا در ان واحد نابود بود و کسی نبود بیاد این وسط مداخله کنه یجورایی انگار ایدا در سال 2009 از وسکر جدا شده بود-شاید از ترس لو رفتن-حتی مثلا بگیم دور اول ایدا قسر در رفت دور دوم که میاد اگه وسکر میفهمید کریس رو ول میکرد و ایدا رو نصف


خب بازم اینجا یه چیزیش میلنگه اونم اینه که لیان مسئولیت های دیگه داره و اگه بر فرض بازم ارتباط داده بشه اولاش خوبه اما بعدش مثلا کشته شدن ایدا و فریاد زدن لیان و فکر انتقام رو هزار ها بار توی فیلم های عاشقانه دیدیم تا ترسناک...فوقش این میشد...اصن این اتفاقها نیفته مثلا باید لیان انگیزه ایدا رو دشته باشه حالا چه بخواد نجاتش بده چه انتقام بگیره بازم یشد داستان ابکی و تکراری
من فقط موندم کپکام فکر الکس بود اما فکر سازمان که کلی جاها مطرح شده نه عجیبه ها؟

میگم نریمان قبول داری سبک روایت رزیدنت اویل 6 خیلی از 5 بهتر بود؟!

لامصب با تمام بدی هاش 4 تا داستان را به هم پیوند میزد. بخش لیون و ایدا واقعا جذاب بود. اگه همین دو بخش بود نمرات بهتری میگرفت.

تا حد زیادی یاداور خاطرات شیرین رزیدنت اویل 2 بود
میدونید تنها نکته مثبت 6 هم تقاطع داستانی بود که هیچکدوم از سناریو ها همدیگه رو نقض نمیکردند اما اگه اصل رو در نظر بگیریم همین 6 گند زد به سازمان! در واقع تمام اهداف و شخصیت ایدا رو از بین برد و دیگه مثه قبل خاکستری نبود بلکه فرشته ای بود با بالهای سفید!
دیدید که میگفت بخاطر اینکار ها نمیبخشمت کارلا؟با همین تک عبارت من نصف شدم! تنها ارتباط هم که میدیدی فقط ارتباط سیمونز و ایدا بود و بس! سازمان پس چی..؟ این منو واقعا داغون مکرد!
بین سناریو ها فقط سناریو ایدا و لیان خوب بودن و بس سناروی کریس کال اف دیوتی بود فی الواقع اصن گند زدن به کریس و شخصیتش! اگه نمیتونستن خب به کریس نمیپرداختن چه دردی بود گه همه چی کریس رو زی سوال ببرن چون فقط کریس تو این عنوان باشه! غیر از این بود که باعث ز بین رفتن گروهش واسه بار دوم شد؟
جیک هم که اصن داغون تنها هدف ساخته شدنش فقط ساختن یه هیرو جای کیس و لیان بود که خیال باطل! ابروی نام وسکر رو برد واقعا!

چرا اکثرتون گفتید کپکام نمیتونه سری را به اوج برگردونه؟! شماها که به کپکام خیلی اعتقاد دارید!:-"
چون به احتمال زیاد تیم سازنده 7 همون تیم 6 میشه یعنی دوباره جیک و...
تیم 6 هم شوت بودند
 
آخرین ویرایش:
آرمین جان توی ساخت اوروبوس اگه بری به فایلهای اویل 5 نگاه کنی از لاس پلاگا چیزی گفته نشده.ریشه ساخت اون برمیگرده به ویروس پروجنیتور.پس نمیشه گفت لاس پلاگا به درد اوروبرس خورده باشه.چون من که ندیدم بهش اشاره کرده باشن.وقتیم که ندیدیم باید داستان رو در همین حد که میبینم بپذیریم.

در مورد رویایرویی وسکر با لیون هم وقتی بخاطر ایدا باشه کاملا باهات موافقم که داستان مسخره و هندی بازی میشه:d

ولی حتی اگه قرار باشه هر شخصیتی چه اصلی چه فرعی با وسکر روبرو بشه از نظر من هندی تر هم میشه.
مگه حتما باید همه شخصیتها با وسکر طرف باشن؟حتا کلر هم اگه توی کد ورنیکا با وسکر رودرو شد به خاطر اینکه بدنبال کریس اومده بود.روبرو شدن وسکر با افرادیکه قبلا باهاشون سروکار داشته یعنی کریس و جیل جذابتره.چون از نظر داستانی از همون اول بهم گره خورده اند.البته شایان ذکره که روبرو شدن وسکر با سایر شخصیتها به طور غیر مستقیم هم حتی در مورد لیون اتفاق افتاده.. وقتی وسکر ایدا رو مامور میکنه که اگه کراوزر خیانت کنه یا موفق نشه لیون رو بکشه خود تو مسئول کشتن لیون هستی.!!! یعنی وسکر از رابطه ای که بین لیون و ایدا توی راکون بوجود اومده بود خبر داشته. این یعنی یه رودر رویی غیر فیزیکی و غیر مستقیم هم بین هدف وسکر و ماموریت لیون بواسطه ایدا ایجاد شده.پس حتی میشه گفت وسکر یجورایی با لیون هم درگیر بوده. اگرچه ما اون رو بدلیل غیر فیزیکی بودنش هیچ حساب میکنیم.

ولی باید توجه کرد که وسکر همیشه تنها با دو شخصیت اصلی RE طرف بوده.کریس و جیل.
اگه توقع داشته باشیم وسکر با سایر شخصیتها مثل این دو مواجهه بشه داستان بازی ابکی میشه
 
میخوام یه بحثی درباره اینکه چرا رزیدنت های کلاسیک و به خصوص اون هایی که تو راکون سیتی اتفاق میفتاد بیشتر حال میداد راه بندازم ولی اصلا انرژیش رو ندارم خصوصا که بخوام تو جواب ها همراهی کنمو هی کامنت بذارم 8-|

راه بنداز داداش خداخیرت بده
ازاین رزیدنت های جدید که هیچی نمیشه سر دراورد همش تهاجم !
کجاست اون صحنه هایی که صدای نمسیس میومد: اسسسسستاررررز
ازترس نمیدونستیم چیکارکنیم!!
به نظرم درمورد رزیدنت های کلاسیک بیشتربحث بشه تواین تاپیک بهتره
رزیدنت های جدید که اصلن جای بحث نداره همه چیزاشون مشخصه دیگه
 
اسماعیل جان و ارمین جان من درمورد کشته شدن ایدا مثال زدم! در مثل هم مناقشه نیس :d مثالو ول کنین اصل منظورو بچسبین. بله منم منظورم این نیس که ایدا تفنگ برداره با وسکر دوئل کنه! اتفاقا همینکه قدرت وسکر خیلی بیشتره نکته اساسیه. در حقیقت وسکر یا نیروهاش یا نیروهای سازمان بشن شکارچی و شخصیت خوبا بشن شکار!!! رقیقا برعکس تم رزیدنت های پنج و شش وتا حدودی چهار که ما شدیم شکارچی زامبی و بی مهابا میریم تو دل اون ها! واسه اینه جذابیت ها کمتر شده. پلیر اصلی باید تو موضع ضعف باشه تا ادرنالین خون بره بالا! چرا همه حس و حال رزیدنت 3 رو عالی میدونن? چون شما تو یه شهر فاجعه زده گیر افتادین ، شهری که تا اواسط بازی در مقابل زامبی های ساده هم مستاصل هستین و به شدت میترسین چه برسه که دشمنان قویتری بیان سراغتون و در بدترین حالت یهو یکی پشت سرتون بگه استاااارز!!!!
من از یک زاویه جدید میام و رزیدنت ها رو تقسیم میکنم: رزیدنت های "سروایوال" یا همون "بقا" و رزیدنت های کماندویی!!
بزرگترین چیزی که به ماهیت رزیدنت ضربه زد تبدیل شدن اون ها به بازی های کماندویی بود! نقش اولی که عین بروس لی حرکات رزمی میزنه، عین شخصیت های کال اف تیراندازی میکنه با انواع سلا ح های سنگین و نیمه سنگین و اصلا هراسی از یه گله زامبی ساده نداره! در حقیقت اکشن شدن بازی زیرمجموعه ی این ویژگی رزیدنت های جدید هست. رزیدنت های کلاسیک این خاصیت رو نداشتن. شما یه زامبی تک و تنها هم که میدیدی دقت میکردی که خیلی نزدیکش نشی ، گلوله هاتو هدر ندی و واقعا احتیاط داشت. وقتی چنتا بودن استرس داشت. حالا گله گله اون ها رو تیرو نارنجکو میندازی وسطشون چنتا حرکت رزمیم روشون میزنی!
ببینید رزیدنت 1: گروهی که میرن داخل عمارت، از ترس سگ ها فرار میکنن و اون تو گیر میفتن. نهایت تلاششون خروج از اونجا و البته رد کنارش کشف موضوعه. اون ها تو عمارت پر زامبی گیر میفتن و به نوعی زمینگیر میشن.
رزیدنت 2: داستان دختر جوانی که میاد و تو شهر زامبی زده گیر میفته. همه تلاشش فرار از اونجاس. افسر تازه کاری که روز اول کاریش تو اون شهره و اون هم گیر میفته و میخواد فرار کنه. اتفاقات و اشنایی های بازی تو خلال این پروسه فرار رخ میده.
رزیدنت 3: جیل ولنتاین تو شهر گیر افتاده، یه تایرنت خفن استارز کش افتاده دنبالش! فقط میخواد در بره!
........
تو این رزیدنت ها ما قدرت سوپرمنی نداریم . این خیلی واقعگرایانه تر و باورپذیر تر هس.
در رزیدنت های بعدی هم درسته با یه هدف اولیه وارد محیط بازی میشیم و بعد درگیر میشیم اما متاسفانه اینجا دیگه با یه حالت سوپرمن روبه رو هستیم. تو پنج کریس یک تنه (بهتره بگم دو تنه!) همه جا میره . جاهایی که حتی زبده ترین و خفن ترین و اموزش دیده ترین پلیس ها هم نمیشه تصور کرد جون سالم به در میبرن. میفته وسط لشکر زامبی. هی میکشه هی میشکه. چه لذتی تو این هس? مقایسه کنید با سه مورد قبلی که طرف گیر افتاده و فقط،میخواد در بره اما تو اینجا اون ماموریت داره بره با کمک شوا دو نفری ته تو قضیه رو دربیارن که جیل کجاسو ترایسل کیه! همچین جایی یه لشکر از ارتش امریکا رو نیاز داره! اینه که حالت کماندویی ایجاد میشه و ای کاش کال اف دیوتی بود! حداقل تو کال با یک تیم همراهی و باور پذیره اما اینجا دو نفری میری همه رو میترکونی!
رزیدنت چهار هم همچین حالتی داشت یه مقدار شاید کمتر البته. یه حالت بینابینی بین پنج و کلاسیک ها. اما همون رو هم من باش حال نمیکنم. فضای اصلی و اورژینال رزیدنت میشه یه فضای فاجعه زده، تنها، در فکر زنده موندن با اخرین میزان قدرت و امکانات باقیمانده، به هر دری زدن و میلیمتری رد شدن. فقط منتظری و خدا خدا میکنی از اون جا خلاص بشی، هم خودت هم کاراکتر اصلی داستان. نه اینکه خودت راه بیفتی بری دنبال زامبیا و فلان شعبه و فلان پایگاهو. یعنی باید غیر ارادی و به اجبار پات به اینجاها کشیده بشه نه اینکه خودت سرت درد کنه واسه یه دوئل یک به هزار و ارادی بری تو دل جایی که منطقا باید پودر بشی!
خلاصه اینکه رزیدنت های کماندویی به من یکی که اصلا فاز اون شرایط تاریک و گنگ و تنهای راکون سیتی رو نمیدن. بازی contra توی میکرو و سگا رو یادتونه? این رزیدنت های سوپرمنی بکش بکش عین اونه! یادتون باشه دو تا کماندو بودن تو هرمرحله میرفتیم جلو هی میکشتیم تا اخر مرحله یه باس خفنم میکشتیمو برو مرحله بعد. اخرشم جزیره رو میترکوندیمو خلاص!
رزیدنت باید سبکش بقا باشه. باید شکار باشی نه شکارچی. این هم اکشن بودنو کم میکنه هم ترس رو زیاد. به این میگن survival horror به سبک رزیدنتی!
اهان اینم الان یادم افتاد بگم! وقتی این حالت گیر افتادن ایجاد میشه خودبخود معما و میل به ایجاد معما تقویت میشه. چون شما گیر افتادی، باید به هر دری بزنی. یه وجهش حل کردن جاهای کور بازی و درهای بسته و گره های داستانیه. چیزهایی که مجبورت میکنن برگردی تو دل همون جاهایی که از دستشوخ فرار کردیو میترسی. تو دل زانبیا، موجودات وحشی و چیزهایی که تو طعمه اون هایی. حالا این میتونه شامل ادم بدهای بازی هم باشه. اینه که سری های کلاسیک به دلیل عدم وجود سوپر من ، هم تریناک بودن هم کمهر اکشن و هم مرموز و معمایی!
..........
پ.ن& با موبایل پست گذاشتم فک کنم خیلی غلط املایی داره ببخشششششید!
................
پ.ن: یه جورایی این پستم مرتبطه با پستی که گفتم تفاوت کلاسیک ها و نوین ها رو بحث کنیم.
 
آرمین جان توی ساخت اوروبوس اگه بری به فایلهای اویل 5 نگاه کنی از لاس پلاگا چیزی گفته نشده.ریشه ساخت اون برمیگرده به ویروس پروجنیتور.پس نمیشه گفت لاس پلاگا به درد اوروبرس خورده باشه.چون من که ندیدم بهش اشاره کرده باشن.وقتیم که ندیدیم باید داستان رو در همین حد که میبینم بپذیریم.

در مورد رویایرویی وسکر با لیون هم وقتی بخاطر ایدا باشه کاملا باهات موافقم که داستان مسخره و هندی بازی میشه:d

ولی حتی اگه قرار باشه هر شخصیتی چه اصلی چه فرعی با وسکر روبرو بشه از نظر من هندی تر هم میشه.
مگه حتما باید همه شخصیتها با وسکر طرف باشن؟حتا کلر هم اگه توی کد ورنیکا با وسکر رودرو شد به خاطر اینکه بدنبال کریس اومده بود.روبرو شدن وسکر با افرادیکه قبلا باهاشون سروکار داشته یعنی کریس و جیل جذابتره.چون از نظر داستانی از همون اول بهم گره خورده اند.البته شایان ذکره که روبرو شدن وسکر با سایر شخصیتها به طور غیر مستقیم هم حتی در مورد لیون اتفاق افتاده.. وقتی وسکر ایدا رو مامور میکنه که اگه کراوزر خیانت کنه یا موفق نشه لیون رو بکشه خود تو مسئول کشتن لیون هستی.!!! یعنی وسکر از رابطه ای که بین لیون و ایدا توی راکون بوجود اومده بود خبر داشته. این یعنی یه رودر رویی غیر فیزیکی و غیر مستقیم هم بین هدف وسکر و ماموریت لیون بواسطه ایدا ایجاد شده.پس حتی میشه گفت وسکر یجورایی با لیون هم درگیر بوده. اگرچه ما اون رو بدلیل غیر فیزیکی بودنش هیچ حساب میکنیم.

ولی باید توجه کرد که وسکر همیشه تنها با دو شخصیت اصلی RE طرف بوده.کریس و جیل.
اگه توقع داشته باشیم وسکر با سایر شخصیتها مثل این دو مواجهه بشه داستان بازی ابکی میشه

با تک تک حرفاتون موافقم اسماعیل جان...دقیقا همواره نمیشه همه کاراکتر ها با وسکر روبه رو بشن...کاراکتر های مهم هم به طور مستقیم یا غیر مستقیم با وسکر مواجه شدند.
درسته توی فایلها رو دیدیم ساخت برمیگرده به پروجینور...همچنین خود پروجینور از گلهای نردبانی که در افریقا بودند تولید میشد برای همین بازی ارجاع داده شد به آفریقا!
اما نوع حرکت و رفتار مااجینی ها بیشتر شبیه انگل بودن تا ویروس ...چند وقتیه که5 ر نرفتم برا همین دقیقا یادم نیست که کدوم قسمت اما یادمه که لاس پلاگا یه ربطی به اروبوروس داشت یه ربط اساسی

اسماعیل جان و ارمین جان من درمورد کشته شدن ایدا مثال زدم! در مثل هم مناقشه نیس :d مثالو ول کنین اصل منظورو بچسبین. بله منم منظورم این نیس که ایدا تفنگ برداره با وسکر دوئل کنه! اتفاقا همینکه قدرت وسکر خیلی بیشتره نکته اساسیه. در حقیقت وسکر یا نیروهاش یا نیروهای سازمان بشن شکارچی و شخصیت خوبا بشن شکار!!! رقیقا برعکس تم رزیدنت های پنج و شش وتا حدودی چهار که ما شدیم شکارچی زامبی و بی مهابا میریم تو دل اون ها! واسه اینه جذابیت ها کمتر شده. پلیر اصلی باید تو موضع ضعف باشه تا ادرنالین خون بره بالا! چرا همه حس و حال رزیدنت 3 رو عالی میدونن? چون شما تو یه شهر فاجعه زده گیر افتادین ، شهری که تا اواسط بازی در مقابل زامبی های ساده هم مستاصل هستین و به شدت میترسین چه برسه که دشمنان قویتری بیان سراغتون و در بدترین حالت یهو یکی پشت سرتون بگه استاااارز!!!!
من از یک زاویه جدید میام و رزیدنت ها رو تقسیم میکنم: رزیدنت های "سروایوال" یا همون "بقا" و رزیدنت های کماندویی!!
بزرگترین چیزی که به ماهیت رزیدنت ضربه زد تبدیل شدن اون ها به بازی های کماندویی بود! نقش اولی که عین بروس لی حرکات رزمی میزنه، عین شخصیت های کال اف تیراندازی میکنه با انواع سلا ح های سنگین و نیمه سنگین و اصلا هراسی از یه گله زامبی ساده نداره! در حقیقت اکشن شدن بازی زیرمجموعه ی این ویژگی رزیدنت های جدید هست. رزیدنت های کلاسیک این خاصیت رو نداشتن. شما یه زامبی تک و تنها هم که میدیدی دقت میکردی که خیلی نزدیکش نشی ، گلوله هاتو هدر ندی و واقعا احتیاط داشت. وقتی چنتا بودن استرس داشت. حالا گله گله اون ها رو تیرو نارنجکو میندازی وسطشون چنتا حرکت رزمیم روشون میزنی!
ببینید رزیدنت 1: گروهی که میرن داخل عمارت، از ترس سگ ها فرار میکنن و اون تو گیر میفتن. نهایت تلاششون خروج از اونجا و البته رد کنارش کشف موضوعه. اون ها تو عمارت پر زامبی گیر میفتن و به نوعی زمینگیر میشن.
رزیدنت 2: داستان دختر جوانی که میاد و تو شهر زامبی زده گیر میفته. همه تلاشش فرار از اونجاس. افسر تازه کاری که روز اول کاریش تو اون شهره و اون هم گیر میفته و میخواد فرار کنه. اتفاقات و اشنایی های بازی تو خلال این پروسه فرار رخ میده.
رزیدنت 3: جیل ولنتاین تو شهر گیر افتاده، یه تایرنت خفن استارز کش افتاده دنبالش! فقط میخواد در بره!
........
تو این رزیدنت ها ما قدرت سوپرمنی نداریم . این خیلی واقعگرایانه تر و باورپذیر تر هس.
در رزیدنت های بعدی هم درسته با یه هدف اولیه وارد محیط بازی میشیم و بعد درگیر میشیم اما متاسفانه اینجا دیگه با یه حالت سوپرمن روبه رو هستیم. تو پنج کریس یک تنه (بهتره بگم دو تنه!) همه جا میره . جاهایی که حتی زبده ترین و خفن ترین و اموزش دیده ترین پلیس ها هم نمیشه تصور کرد جون سالم به در میبرن. میفته وسط لشکر زامبی. هی میکشه هی میشکه. چه لذتی تو این هس? مقایسه کنید با سه مورد قبلی که طرف گیر افتاده و فقط،میخواد در بره اما تو اینجا اون ماموریت داره بره با کمک شوا دو نفری ته تو قضیه رو دربیارن که جیل کجاسو ترایسل کیه! همچین جایی یه لشکر از ارتش امریکا رو نیاز داره! اینه که حالت کماندویی ایجاد میشه و ای کاش کال اف دیوتی بود! حداقل تو کال با یک تیم همراهی و باور پذیره اما اینجا دو نفری میری همه رو میترکونی!
رزیدنت چهار هم همچین حالتی داشت یه مقدار شاید کمتر البته. یه حالت بینابینی بین پنج و کلاسیک ها. اما همون رو هم من باش حال نمیکنم. فضای اصلی و اورژینال رزیدنت میشه یه فضای فاجعه زده، تنها، در فکر زنده موندن با اخرین میزان قدرت و امکانات باقیمانده، به هر دری زدن و میلیمتری رد شدن. فقط منتظری و خدا خدا میکنی از اون جا خلاص بشی، هم خودت هم کاراکتر اصلی داستان. نه اینکه خودت راه بیفتی بری دنبال زامبیا و فلان شعبه و فلان پایگاهو. یعنی باید غیر ارادی و به اجبار پات به اینجاها کشیده بشه نه اینکه خودت سرت درد کنه واسه یه دوئل یک به هزار و ارادی بری تو دل جایی که منطقا باید پودر بشی!
خلاصه اینکه رزیدنت های کماندویی به من یکی که اصلا فاز اون شرایط تاریک و گنگ و تنهای راکون سیتی رو نمیدن. بازی contra توی میکرو و سگا رو یادتونه? این رزیدنت های سوپرمنی بکش بکش عین اونه! یادتون باشه دو تا کماندو بودن تو هرمرحله میرفتیم جلو هی میکشتیم تا اخر مرحله یه باس خفنم میکشتیمو برو مرحله بعد. اخرشم جزیره رو میترکوندیمو خلاص!
رزیدنت باید سبکش بقا باشه. باید شکار باشی نه شکارچی. این هم اکشن بودنو کم میکنه هم ترس رو زیاد. به این میگن survival horror به سبک رزیدنتی!
اهان اینم الان یادم افتاد بگم! وقتی این حالت گیر افتادن ایجاد میشه خودبخود معما و میل به ایجاد معما تقویت میشه. چون شما گیر افتادی، باید به هر دری بزنی. یه وجهش حل کردن جاهای کور بازی و درهای بسته و گره های داستانیه. چیزهایی که مجبورت میکنن برگردی تو دل همون جاهایی که از دستشوخ فرار کردیو میترسی. تو دل زانبیا، موجودات وحشی و چیزهایی که تو طعمه اون هایی. حالا این میتونه شامل ادم بدهای بازی هم باشه. اینه که سری های کلاسیک به دلیل عدم وجود سوپر من ، هم تریناک بودن هم کمهر اکشن و هم مرموز و معمایی!
..........
پ.ن& با موبایل پست گذاشتم فک کنم خیلی غلط املایی داره ببخشششششید!
................
پ.ن: یه جورایی این پستم مرتبطه با پستی که گفتم تفاوت کلاسیک ها و نوین ها رو بحث کنیم.

کاری به مثال نداشتم احسان ولی فقط طریقه ربط لیان با وسکر همین ایدا بود هر مدلی هم بشه بازم هندیه! راجب تم ها و المانهای کلاسیک بی شک باهات موافقم...این طرفداریها همواره از داستان 5 بود تا گیم پلی! گم پلی به نوبه خودش در سطح اکشن خوب بود اما به هیچ وجه ترسناک نبود...تو مبارزات کریس و ماجینی ها ماجینیها مثه ماکارونی بودند در برابر کرس حتی میدیدیم کریس به راحتی گردنشونو میشکوند...این بازی بیشتر اسطوه ای مثه دویل می کرای بود تا ترسناک...یجوایی این تصمیم سازنده ها بود که حالا که وسکر و کریس یعنی دو جناح قدرتمند جلو هم وایمیستن باید سبک اسطوره ای پیش بگیریم انظرشون این بود اگه وسکر شکارچی باشه کشته شدنش محاله و من تو این قسمت نظریمیانه دارم از طرفی شاید این بهترین روش رویارویی بود چون کریس کلی تجربه داشت و بیشترین هدفش هم مقابله با بایوتروریسم ها از طرف دیگه میگم سبک ترسناک بازی حفظ نشد و به ریشه هاش پایبند نبود ...نسخه 4و5و6 هم همینطور کاراکتر ها اصلا ترسی به خودشون راه نمیدادن و فقط مبارزه میکردن انگار رفته بودی جنگ انسانی تا جنگ با زامبی های ادم خوار وحشی! نسخه های کلاسیک هیچ ربطی به گیم پلی مدرن ندارن...با 10 تا تیر اونم از نوع هند گان و جون نصفه نیمه یهویی یه زامبی جلوت سبز میشد و کلی جونتو میبرد اون موقع میخواستی خوتو بکشی تازه اون زامبی بود حالا فرض کن یه چیزی مثه تایرنتها یا نمسیس که یه تیرنت پیشرفته بود جلوت میومد...رسما کپ میکردی!! زن یا مرد بودنشم فرقی نداشت فقط میترسیدی بمیری...معما ها جای خود دارن...با یه حرکت غلط میافتادی میمردی بعضی وقتا چیزی هم به ذهنت نمیرسید که اون موقع واویلا بود!!!!!!!!
بچه ها نظر منه فقط یا شما اما دقت کرین ریمیک ها ترس اولیه رو ندارن...نسخه های اصلی با همون گراف پایین چنان جوی برات ایجاد میکرد که انگار میخواستی بمیری اما اینا نه..نظر منه فقط یا بقیه هم همین نظرو دارن؟
 
آخرین ویرایش:
اما نوع حرکت و رفتار مااجینی ها بیشتر شبیه انگل بودن تا ویروس ...چند وقتیه که5 ر نرفتم برا همین دقیقا یادم نیست که کدوم قسمت اما یادمه که لاس پلاگا یه ربطی به اروبوروس داشت یه ربط اساسی

ماجینی ها به انگل پلاگا مبتلا هستن.
موجودات اوربورسی هم توی چند جای رزیدنت 5 داشتیم.مثلا اونجا که باید از کوره استفاده کنیم رو یادت میاد؟ مبارزش هم باحال بود.کلا هرجا باید از اتش استفاده کنی بدون طرف به اوربورس مبتلا بوده چون بزرگترین نقطه ضعف اوروبورس گرمای شدید و اتشه.اکسلا هم اخرش به اوروبورس مبتلا شد.کشتنش هم دهن سرویس کن بود:dدر واقع بدن اکسلا با اوربورس سازگار نشد .بنده خدا بد شناس و ساده بود
در اخر بازی وسکر میخواست اوروبورس رو توی جو زمین پخش کنه.که فقط انسانهایی با نژاد برتر( ِDNA برتر.:d( حرفهای کامل وسکر یادم رفته)) زنده بمونن

****************
جناب ماریو من در کل با حرفات موافقم.
اتفاقا گله اصلی همه ما از سری مدرن همین اکشن اونهاست.
البته کاش فقط همین الکشن رو داشتیم
کارشون به جایی رسیده که وقتی طرفو میکشی بهت گیاه یا مهمات میده:))
این دیگه اخر خریت سازندگان بوده
.حد اقل اگه بازی رو اکشنش کردن این چیزا رو نمیزاشتن بازم بازی کمی استرس داشت(نمیگم ترس چون ترس و استرس باهم فرق دارن)

البته اکشن بازی رزیدنت 4و 5 جذاب بود.با بازی های دیگه مثل کال او دیوتی و این چرت و پرتها قابل مقایسه نیست.
 
آخرین ویرایش:
ماجینی ها به انگل پلاگا مبتلا هستن.
موجودات اوربورسی هم توی چند جای رزیدنت 5 داشتیم.مثلا اونجا که باید از کوره استفاده کنیم رو یادت میاد؟ مبارزش هم باحال بود.کلا هرجا باید از اتش استفاده کنی بدون طرف به اوربورس مبتلا بوده چون بزرگترین نقطه ضعف اوروبورس گرمای شدید و اتشه.اکسلا هم اخرش به اوروبورس مبتلا شد.کشتنش هم دهن سرویس کن بود:dدر واقع بدن اکسلا با اوربورس سازگار نشد .بنده خدا بد شناس و ساده بود
در اخر بازی وسکر میخواست اوروبورس رو توی جو زمین پخش کنه.که فقط انسانهایی با نژاد برتر( ِDNA برتر.:d( حرفهای کامل وسکر یادم رفته)) زنده بمونن

****************
راست میگی:d اره یادم افتاد که وسکر میگفت از بین این چندیدن میلیارد ادم فقط چند نفر برگزیده میشن ...اکسلا بدبخت جزوشون نبود...اوروبوروس هم فقط با اتیش نابود میشد...یام افتاد ممنون رفیق;) این قسمتهای اساسی رو بطور کل قاطی کرده بودم :d
 
آخرین ویرایش:
بخش سوم : کلر رفیلد

دوست دارم بچه ها نظرتونو بدونم کاراکتر بعدی کی باشه که بنویسم;)

هر 3 بخش عالی بود. مهم تر از همه صحبت های میکامی در رابطه با شخصیت های زن بود. اگه دقت کنید میکامی در عناوینی که ساخته به هیچ وجه استفاده ابزاری از زن نمیکنه! نکته بسیار مهم هم این هست که شخصیت های زن عناوین میکامی به طرز حیرت انگیزی محبوب میشوند

به نظر من شخصیت بعدی باید لئون باشه تا کار قهرمانان اصلی بازی تموم شه بعد از ان به سراغ شخصیت های منفی برو. نخستین شخصیت هم البرت وسکر کبیر باشد
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or