بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

آرمین فکر کنم اشتباه گرفتی :d نریمان من هستم :-"! و نه تنها هیچ مشکلی با داستان 5 ندارم بلکه اون رو خیلی عمیق و کاملا به جا میدونم

اتفاقا به نظرم همین ترتیب 4 و بعد 5 و بعد ادامه خوب بود چون از نظر توالی زمانی هم درست هست و نتیجه تحقیقات جدید و پلاگا و ... داره خودش رو توی 5 نشون میده. به نظرم اگر نویسنده‌ها و سازنده اصلی بازی به همین سری ادامه میدادن دیگه اینقدر شاهد بحث و جدل و مشکلات نبودیم :d

اوه اوه اوه معذرت میخوام:d منظورم با اقای ماریو (mario re sh) "فکر کنم اسمشون احسان هست" بود
اینقدر فکر استدلال های 5 بودم و سعی میکردم تمام نکات رو به خاطر بیارم تموم اسم هارو قاطی کردم
و البته از نقل قولها پیداست من منظورم با ایشونه;)
اره اینم حرفیه! :) اما میتونستن تو نسخه 5 از ویروس های دیگه یا بازم انگل استفاده کنن چون راه ساختن انگل های اولیه دست دکتر مارکوس از سال 1998 بود و توسعه همون هم همین میشد...حتما لازم به حضور لاس پلاگا نبود لاس پلاگا بیشتر برای گیم پلی بازی بود تا داستان اصلی
البته بگم نویسنده ها هنوز هم میتونن روند رو به خوبی ادامه بدن و سازمان رو مطح کنن که امیدوارم همین بشه و اگه روند اصلی سری قرار بود طراحی بشه این بهترین روند بود و باید به سازمان و ایدا تو نسخه بعدی یعنی 6 پرداخته میشد که نشد
 
من خودم از از هر RE کم و بیش خوشم میاد
فقط نمیدونم چرا زیاد از رولیشنز خوشم نیومد.حتی نسخه 6 واسه من جذابتر از اون بود.

ساخت ریمیک نسخه 2 هم همونطور که حدس میزدم تایید شد.ولی چشمم آب نمیخوره از کارشون
 
من خودم از از هر RE کم و بیش خوشم میاد
فقط نمیدونم چرا زیاد از رولیشنز خوشم نیومد.حتی نسخه 6 واسه من جذابتر از اون بود.

ساخت ریمیک نسخه 2 هم همونطور که حدس میزدم تایید شد.ولی چشمم آب نمیخوره از کارشون

منم میترسم جو بگیره تبدیلش کنند به Action Horror
 

متاسفانه هرچی خواستم جواب بدم کلا همه چی هنگید! فقط نقل قولها رو مخفی کردم چون پست شلوغ میشد
ماریو جان هیچکس قصد نداره ذهنیتش رو به دیگری تحمیل کنه اما باید نظرات شخصی مطرح بشه همونطور که شما نسخه 4 رو اغازگر میدونید منم 5 رو بهترین پایان میدونم! البته تا هرجا که هست امادگی بحث رو دارم! بالاخره کی قانع میشه دیگه
بله! رسیدیم به اونچه من تو پست قبلیم میگفتم : مبارزه وسکر و لیان! واقعا لیان باید به چه قصدی با وسکر بجنگه! هزار بار هم که مقدمه چینی کنن باز هم نمیشه وسکر رو با لیان رو به رو کرد! نه پتانسیلش هست و نه جالبه! به چه انگیزه ای؟ درسته میتونستن یه کمکش عمیقی بین سازمان و وسکر ایجاد میکردند اما مبارزه وسکر و لیان به نوبه خود حماقت محضه!در سال 2004 ماموریت لیان مبارزه با بایوتروریست ها نبود بلکه به عنوان یکی از ماموران بلند پایه دولتی، نجات جان اشلی بود و بعد از ماجرای 4 ما شاهد این موضوع نبودیم که لیان عضو سازماهایی مثل بی.اس.آ.آ یا تراسیو باشه فقط اطلاعات بدست اورده رو به کریس داد و دیگه خودش وارد قضیه نشدحتی برای 6 درسته اکثر جاها داستان غیر معقول بود اما یه جا درست بود ... برای اوردن لیان مجبور شدن پای رئیس جمهور و کشته شدنشو بکشن وسط تا لیان دوباره وارد جریان شه...بعد هم دلیل نمیشه چون وسکر رده نباید به سازمان پرداخته بشه میدونیم ر نسخه 6 ایدا حضور داشت و فقط ما در اون کاتسینها ارتباط سیمونز و ایدا رو دیدیم و دیگه هیچ خبری نشد! فی الواقع ایراد اصلی به نسخه 6 وارد میشه که چرا ایدا بود اما سازمان نبود؟ ایا ایدا از سازمان جدا شده یا سازمان متلاشی شده !! شما باید ایراد اصلی رو به 6 بگیرید نه 5 چون 6 کل هویت ایدا رو زیر سوال برد. هنوزم میشه به سازمان پرداخت حتما نباید وسکر باشه! به جرائت میتونم بگم وسکر جز بهترین بدمن های کل سری بود حتی الکس وسکر نتونست به گرد پاش برسه! من نمیدونم چرا اما متوجه این سرعت نمیشم اگه بگیم الکس وسکر به سرعت خودشو نابود کرد بهتون حق میدم اما انصافا اینو درک نمیکنم:d 1996-2009 کم چیزی نیس انصافا! ارتباط وسکر و ایدا هم مشخصه اگه وسکر کوچکترین بویی میبرد که ایدا بهش خیانت کرده مطمئنا ایدایی دیگه وجود نداشت!!بطور حتم وسکر متوجه این خیانت ایدا نشده که کاری باهاش نداشته و ازمایشاتشو ادامه داده..اوکی اصلا فرض رو بر ان میگریم که وسکر تو نسخه 5 نمرده و زندست و باهاش مثلا تا سال 2020 هم رفتند! اونوقت نه کریسی هست برای مقابله و نه لیان چون با بالا رفتن سن از 40 سال قدرت محدود میشه و هیچکس توانایی ها و سرعت اولش رو نداره (البته انسانهای معمولی!) و اونوقت کی باید جلوی وسکر وایمیستاد؟ یه شخصیت جدید مثل جیک یا مثلا از قدیم ها شری؟!! تا کی میخواستیم شاهد ورود مخفی وسکر یا مقابلش با شخصیتها و کتک خوردن شخصیتهای اصلی میشدیم؟ یعنی این ادامه چقدر میتونست طرفدار ها رو راضی کنه؟! یکنواخت و کسالت اور نبود که وسکر رو هر سری مخفی در ارتباط با ایدا یا بطور باس اصلی میدیدی؟ همش اخر داستان وسکر قصر ر میرفت مسخره نمیشد؟ تو نسخه 1 و کد ورونیکا و UC هم شاهد همین بودیم! چند بار با صحنه های تکراری میخواستن مخاطب رو به دنبال خودشون بکشونن؟!

انها مطرح بود که نسخه 5 طراحی شد...اسپنسر با اون همه کارهای شیطانیش به درک واصل شد اونم توسط کسی که ازش انتظار کمک داشت یعنی البرت! این خط یاسی پررنگ رو خوندم جا خوردم! دقیقا کجای داستان 5 آبکی یا قابل پیش بینی بود؟ کریس این ماموریت رو بدون هیچ تمایلی و فقط به قصد یه سری شایعات درباره جیل پیدا شده بود ماموریت رو قبول کرد...بعد بطور ناگهانی شاهد عنوانی به نام اوروبوروس و زامبی هایی با سرعت بالا شد و بعد اروین و اطلاعات دیگه ای درباره جیل در حین یافتن این اطلاعات با گلهای نردبانی و افکار اولیه اسپنسر مواجه شدیم و بعدش اکسلا و تاریخچه جالب اون، یه زن مرموز با نقاب و قدرت خارق العادش، دوباره وسکر با قدرتی بیشتر از همیشه و جیل با ظاهر و خلق و خوی کاملا متفاوت و... نه تنها بازی ساده و قابل پیش بینی نیست بلکه با کلی موضوع تکان دهنده رو به رو میشدیم تمام جزئیات و تاریخچه ها پرداخته شده بودند مثه 4 فقط یه اسمی اورده نشده بود که همه چی جمع شه. اگه بگید این قسمتها باید در نسخه های بعدی بهش پرداخته میشد باید تعجب میکردم چون چیزی که فاتش خوندس نیازی به ادامه و بررسی بیشتر نداره و در اصل با همین تم رزیدنت بطور مخفی عوض میشد
نه تنها من بلکه سایتهای فارسی معتبر و هم چنین نویسندگان معتبر این داستان رو تایید کردند نظر من نه اما نظراتشون کاملا قابل توجیه و اختصاصی یکی از افراد زبر دست توی همین سایت بود متاسفانه به علتی سایت رو ترک کرد ؛ ایشون هم بطور کاملا تخصصی بحث میکرد و بچه ها میشناسنششون این نویسنده ها رو هم ذکر میکنم در پست بعدی چون اینجا نا مربوطه با بحث



شما میگین به علت خطای 5 ادامه دودمان ب باد رفت اما نه تنها 5 خطا نکرد بلکه خدمت هم کرد اسم وسکر رو مثه کریس و.. داغون نکرد! مطمئن باشید اقای میکامی تا یه جایی بود در اصل همه بازیها کلاسیک تا اخرر یه کارگردان نداشتن الان بین نویسنده های پرت کپکام واقعا این داستان شاهکار بود (این نظر شخصی نبود) . منم عاشق کلاسیک هام منم نسخه های کلاسیک بخصوص کد ورونیکا و یک و سه رو بیشتر از همه دوست داشتم و میخواستم بالاخره یه پایانی برای این گره های در هم پیچیده ببینم ه دیدم و این منو راضی کرد البته نه من که در مقابل بقیه بچه ها کمتر سابقه دارم کلا طرفدارای پایبند به داستان موافق بودن منظورم اینه مطمئن باشید نظر شخصی قابل تغییره اما اصل موضوع قابل تغییر نیست

====================
بعد یه نکته که باید تو اصلاحیه اضافه کنم شما میگین اویل 4 اغازگر بود درست... کلا سبک و شیوه اویل های قدیم رو هم از بین برد برای اینکه شاهد سبک جدید باشیم... اما قبل از اون باید شاهد پایان کلاسیک برای اغاز مدرن باشیم و این دقیقا چیزیه که خیلیا میگن ای کاش 5 قبل 4 بود هم انسجام کلاسیک حفظ میشد و هم 4 معلق نمیموند...اون موقع هست که اغازگر بودن تیپ جدید واقعا عالیه..نه وسط کلی گره و ابهام ! دقیقا مشکل اکثریت هم همین بود
مرسی از وقتی که گذاشتی ارمین جان و مطلب کاملت. من مختصر جواب میدم.
از نظر من پنج داستان مناسبی داست و اتفاقا کاملا قبول دارم که رویارویی وسکر و کریس منطقی ترین رویارویی هس با توجه به پیشینه ای که این دو دارن.
بحث من هدر دادن خطوط داستانی هست که تو چهار ترسیم شد و میشد به صورت یه داستان اصلی یا در خلال داستان های دیگه ازش استفاده کرد. یعنی کشته شدن وسکر میتونس دو سه نسخه دیرتر اتفاق بیفته تا این پتانسیل ها که میشد شاید میشد جزو بهترین بازی های سری باشن هدر نره.
مواردی مانند:
1. برخورد و درگیری وسکر با ایدا (به خاطر خیانت ایدا بهش و تحویل نمونه به سازمان)
2. ارتباط لیان با وسکر ( زمینه چینیش تو 4 انجام شده بود و میشد با سناریو نویسی منطقی ایجادش کرد)
3. درگیری وسکر با سازمان (به خاطر انگل)
4. لینک کردن سایر شخصیت ها با این قضایا. مثلا شما میتونستی در داستانی که کریس و وسکر حضور دارن یکدفعه سروکله ایدا رو ببینی!
یا مثلا تصور کنین تو یه قسمتی لیان با سازمان و افرادش درگیره، ایدا هم حضور داره. تو خلال داستان یکی از افراد مورد اعتمادت یهو خیانت میکنه بعد میفهمی نیروی وسکر برده و حتی سروکله خود اون رو هم ببینی که میاد و با رودست زدن به ادم خوب ها و سازمان ، یکدفعه انگل رو به نفع خودش از مهلکه خارج میکنه. یا با یه پایان تراژیک ایدا جلوی چشم لیان توسط وسکر کشته بشه! حالا شما تو قسمت های بعدی میتونی شاهد تقابل کریس با وسکر باشی و البته لیان هم انگیزه شدیدی برای تقابل با اون داره!
بحث اینه که سه جبهه میشد ایجاد بشه: تیم کارامترهای خوب با دو تا خط داستانی کریس و لیان که میتونس لینک بشه به هم. سازمان و ایدا که انگل رو در اختیار دارن. البرت و سکر و افرادی که میشد بهش پیوند زد یا ایجاد کرد .
این ها مثاله و البته من نویسنده نیستم اما یه تیم نویسنده حرفه ای میتونس داستان ها از این قضیه دربیاره!
بحث من سر این پتانسیله بود.
وگرنه به خودی خود داستان پنج منطقس هستش و کشته شدن وسکر به دست کریس هم بدون درنظر گرفتن وقایع چهار و این ایده هامنطقیه.
 
آخرین ویرایش:
حتما انیمیشن resident evil : damnation را دیدید. قصد داشته یک برداشت عمیق از داستان قسمت دوم و چهارم سری باشد که تا حد زیادی هم موفق بوده است.

این بازی برداشتی از تم رزیدنت اویل 2 و رزیدنت اویل 4 هست. از نقش لیون و ایدا در حوادث بازی که تداعی کننده دو قسمت سری یعنی رزیدنت اویل 2 و رزیدنت اویل 4 هست تا انگل پلاگا در دل حوادث انیمیشن.انیمیشن در یک کشور خیالی و البته اروپایی به اسم جمهوری اسلاو شرقی اتفاق می افتد.

دقیقا به این صورت میشه:

رزیدنت اویل 4 : اسپانیا + انگل لاس پلاگا + وجود یک فرقه مذهبی تحت فرماندهی سدلر

انیمیشن damnation : جمهوری اسلاو + انگل لاس پلاگا + وجود یک گروه و اقلیت خاص با یک رهبر شورشی!

ایده ی انگل و کنترل کردن ذهن افراد ایده ی واقعا جالب و خوبی بود که در بین تمام بازی های ترسناک میدرخشد! واقعا میکامی منو با این ایده تحت تاثیر قرار داد.:-"

دقیقا همان کاری که با اویل ویتین کرد
 
حتما انیمیشن resident evil : damnation را دیدید. قصد داشته یک برداشت عمیق از داستان قسمت دوم و چهارم سری باشد که تا حد زیادی هم موفق بوده است.

این بازی برداشتی از تم رزیدنت اویل 2 و رزیدنت اویل 4 هست. از نقش لیون و ایدا در حوادث بازی که تداعی کننده دو قسمت سری یعنی رزیدنت اویل 2 و رزیدنت اویل 4 هست تا انگل پلاگا در دل حوادث انیمیشن.انیمیشن در یک کشور خیالی و البته اروپایی به اسم جمهوری اسلاو شرقی اتفاق می افتد.

دقیقا به این صورت میشه:

رزیدنت اویل 4 : اسپانیا + انگل لاس پلاگا + وجود یک فرقه مذهبی تحت فرماندهی سدلر

انیمیشن damnation : جمهوری اسلاو + انگل لاس پلاگا + وجود یک گروه و اقلیت خاص با یک رهبر شورشی!

ایده ی انگل و کنترل کردن ذهن افراد ایده ی واقعا جالب و خوبی بود که در بین تمام بازی های ترسناک میدرخشد! واقعا میکامی منو با این ایده تحت تاثیر قرار داد.:-"

دقیقا همان کاری که با اویل ویتین کرد

هم damnation و هم degeneration از نظر داستانی مهم هستن و نکات مهمی در خودشون دارن
 
حالا من کاری به رزیدنت اویل 5 ندارم. اما چرا این تیم رزیدنت اویل 6 سراغ این همه پتانسل های داستان 4 نرفت؟! واقعا عجیب هست!#:-s

نسخه 6 بازی خیلی بزرگی بود ولی نمیدونم چرا یهو اونجوری شد :(
اگه رو داستانش درست حسابی کار میکردن و گیم پلی بهتری ارائه میدادن خیلی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت
 
نسخه 6 بازی خیلی بزرگی بود ولی نمیدونم چرا یهو اونجوری شد :(
اگه رو داستانش درست حسابی کار میکردن و گیم پلی بهتری ارائه میدادن خیلی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت

میگم نریمان قبول داری سبک روایت رزیدنت اویل 6 خیلی از 5 بهتر بود؟!

لامصب با تمام بدی هاش 4 تا داستان را به هم پیوند میزد. بخش لیون و ایدا واقعا جذاب بود. اگه همین دو بخش بود نمرات بهتری میگرفت.

تا حد زیادی یاداور خاطرات شیرین رزیدنت اویل 2 بود
 
میگم نریمان قبول داری سبک روایت رزیدنت اویل 6 خیلی از 5 بهتر بود؟!

لامصب با تمام بدی هاش 4 تا داستان را به هم پیوند میزد. بخش لیون و ایدا واقعا جذاب بود. اگه همین دو بخش بود نمرات بهتری میگرفت.

تا حد زیادی یاداور خاطرات شیرین رزیدنت اویل 2 بود
سبک روایت رو نمیدونم چون فرق دارن. یجورایی اولین بار بود که چندخط داستانی همزمان بود. اما حرکتشون. تو6 احمقانه بود بهزاد! وقتی ایدا و لیون رو دخیل کردن باید مستقیم میرفتن سراغ قسمت هایی از ایده های 4 که هنوز باقی مونده. یعنی میپرداختن به سازمان. یه سری head خفن واسش تعریف میکردن.یه سازمان بسیار پیچیده و تو دو تو که تو یکی دو قسمت نشه همه جاشو زیرو رو کرد. مبهمو پر کلاف باشه. و ایدایی که الان همکار سازمانه و انگل در اختیار اون هاس. این میشد یه داستان قوی. نیازی به تعریف اون همه کاراکتر جدید و پارتنرها نبود! پارتنرهای نه چندان جذاب! دشمنان خسته کننده! خیلی موافق نیستم
 
آخرین ویرایش:
لامصب با تمام بدی هاش 4 تا داستان را به هم پیوند میزد. بخش لیون و ایدا واقعا جذاب بود. اگه همین دو بخش بود نمرات بهتری میگرفت.

تا حد زیادی یاداور خاطرات شیرین رزیدنت اویل 2 بود
من هم موافقم اگه رو همین بخش لیان تمرکز می کردند خیلی خوب تر می شد .حداقل نظر کسایی که از این کارکتر خوششون می امد رو جلب می کردن بنظرم{{چون خودم طرفدار دو اتیششم می گم امکانش بوداا:d;)}}
واقعا دو کمپینگ دیگه بازی بنظرم خیلی به امتیاز بازی اسیب زد مخصوصا اکشن بودن قسمت کریس....هنوز درگیرم کی این نظریه رو تو ذهن اینا کرده بود که یه کمپینگ ترسناک تر یکی دیگه اکشن تر ویکی دیگه حالت فرار و مخفی کاری داشته باشه8-| اخه خود بازی که تو سبک خاص survival horror هست واقعا تبدیلش کردن به 3 بخش بهش اسیب می زنه خب.

- - -ویرایش - - -

سبک روایت رو نمیدونم چون فرق دارن. یجورایی اولین بار بود که چندخط داستانی همزمان بود. اما حرکتشون. تو6 احمقانه بود بهزاد! وقتی ایدا و لیون رو دخیل کردن باید مستقیم میرفتن سراغ قسمت هایی از ایده های 4 که هنوز باقی مونده. یعنی میپرداختن به سازمان. یه سری head خفن واسش تعریف میکردن.یه سازمان بسیار پیچیده و تو دو تو که تو یکی دو قسمت نشه همه جاشو زیرو رو کرد. مبهمو پر کلاف باشه. و ایدایی که الان همکار سازمانه و انگل در اختیار اون هاس. این میشد یه داستان قوی. نیازی به تعریف اون همه کاراکتر جدید و پارتنرها نبود! پارتنرهای نه چندان جذاب! دشمنان خسته کننده! خیلی موافق نیستم
ای گفتی انصافا کشتن دشمناش اصلا فاز نمی داد.
کارکتر ساختن هم بنظرم revelations 2 خیلی موفق تر بود تا 6.
 
میگم نریمان قبول داری سبک روایت رزیدنت اویل 6 خیلی از 5 بهتر بود؟!

لامصب با تمام بدی هاش 4 تا داستان را به هم پیوند میزد. بخش لیون و ایدا واقعا جذاب بود. اگه همین دو بخش بود نمرات بهتری میگرفت.

تا حد زیادی یاداور خاطرات شیرین رزیدنت اویل 2 بود

نه. نسخه 5 از نظر داستان و روایت در سطح بسیار عالی قرار داشت
 
نه. نسخه 5 از نظر داستان و روایت در سطح بسیار عالی قرار داشت


به نظر من رزیدنت اویل 5 ، البرت وسکر را تبدیل به بزرگترین شخصیت منفی تاریخ بازی کرد. لامصب خیلی خفن بود!!

صداگذاریش عالی بود. عینکش منو کشته بود! دیالوگ هاش عالی بود.

کات سین ها بازی واقعا تو سطح خیلی بالایی بود. شاید فقط متال گیر 4 میتونست باهاش رقابت کنه
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or