بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

نظرت قابل احترام هست عزیز.
صد بار نسبت به بقیه شماره ها بی داستانه و الا به طور مستقل شاید داستان اولیه ساده باشه ولی با پیچیدگی های بعدی جذاب میشه.
نمیدونم از نظر تو تم چیه ولی تم داستانی RE5 فرق میکرد UMBRELLA به TRICELL تبدیل شد S.T.A.R.S به B.S.A.A تبدیل شد فضا از راکون و حوالی اش جاش رو به غرب آفریقا داد فقط شخصیت ها ثابت موندن و چند شخصیت جدید مثل اروینگ و اکسلا اضافه شدند ( مثل RE4)
RE6 بحث راجبش اینجا زیاد شد و درسته که قصد روبرو کردن کریس و لیان رو داشته ولی با جدا کردن اون از سری اصلی داستان خوبی داره چهار داستانی که به هم کاملا مربوطند و در آخر به یکجا میرسند.
ببخشید مگه RE 6 هم تمش فرق نداشت پس اونموقع از ضعف هاش تو سری غافل بشیم از تناقصاتش غافل بشیم؟
من هم شخصا RE 4 واسم قابل احترامه نه بخاطر داستانش یا RE بودنش بخاطر خدماتی که به صنعت گیم کرده و گیم پلیی که هنوز تو این زمان هم قدیمی نشده.

از نظر من تم چیه؟! دارم می‌گم در ادبیات تم یعنی درون مایه! یه تحقیق کوچک راجع به درون مایه بکن تا ببینی چیزی که می‌گم فقط در مورد رزیدنت ایول 4 متفاوت بود - احد هم به خوبی روشن کرد! عوض شدن لوکیشن و فضا و نام‌ها و ارتباطات هیچ ربطی به تغییر درون مایه نداره.
داستان RE6 به ساده‌ترین شکل ممکن نوشته شده بود و جز بار سیاسی هیچی نداره.
 
آخرین ویرایش:
اگر داستان RE4 رو شخصا جدا از بحث بازی در نظر بگیرم میشه گفت داستان در واقع میخواد جامعه مدرنیته امروز به نشون بده! در این راستا دستش رو هم گذاشته به Mind Control که میشه تعابیر مختلفی ازش داشت. ولی متاسفانه ما در بحث داستان رزیدنت ایول با سلاح‌های بیولوژیکی سروکار داریم. در واقع داستان رزیدنت ایول میخواد هشداری نسبت به مرحله جدیدی از جنگ بده که تو اون نیروی انسانی جاش رو با B.O.W عوض میکنه ... در این راستا با تهدید علم هم روبرو هستیم که عملا مثل شمشیر دولبه در کنار آسایش، میتونه عامل تنش و بحران باشه ...اما در رزیدنت ایول 4 ما با جامعه‌ای روبرو هستیم که تحت رهبری یا بهتره بگیم تحت کنترل کامل یک شخص هست و این فرد جامعه رو به شکل دلخواهش به جلو میبره. این فرد هست که دشمن رو برای مردمش تعیین میکنه. در اوایل بازی میبینیم که اهالی ده با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنن تا اینکه لیان از راه میرسه. این یعنی دیگه با زامبی روبرو نیستیم که به هیچکسی رحم نکنه ... بلکه با مردمی طرفیم که دوست رو از دشمن تشخصی میده و اگر با سدلر مشکلی نداشته باشی حتی ممکنه باهاشون دوست هم بشی! اینجا تهدید دیگه علم مدرن نیست؛ بلکه اندیشه هست. حالا این اندیشه میتونه هر چیزی باشه ... در واقع هر چیزی که ذهن انسان رو کنترل میکنه میتونه بحشی از اندیشه باشه. از رسانه‌ها، مطبوعات بگیر مکاتب مهم فلسفی تا ادیان، درگیر این داستان هستن. البته بیشتر اون نمادهای بازی بیشتر دین رو جزو تهدیدات قلمداد میکنه که اصلا نمیخوام وارد بحثش بشم! همونطور که واضحه، داستان وارد بعد جدیدی شده؛ دیگه سلاح‌های بیولوژیکی تهدید نیستن بلکه تزریق‌کننده‌گان باورهای فکری هستن که تهدید محسوب میشن. بهتره بگم ما از بحث علم وارد بحث سیاست شدیم؛ چیزی که باعث میشه بازی از مسیر اصلیش منحرف بشه و مستقیم یا غیر مستقیم به نفع عده‌ای در جریان باشه. این رنگ و بوی سیاسی گرفتن بزرگترین ضربه رو به سری زد و باعث شد تا بازی اون معصومیت خودش رو از دست بده!
در پایان لازمه ذکر کنم که من هیچ وقت داستان رزیدنت ایول رو رو داستان خوبی برای سری نمیدونم. کلا این داستان بیربطه و هرجا داستان بیربط باشه، حتی اگر شاهکار هم بود در اون محدوه جایی برای حضور نداره! ما وقتی داریم رزیدنت ایول بازی میکنیم انتظار یک داستان رزیدنت ایولی داریم! ایده انگل لاسپلاگاس جالب بود ومیتونست داستان جدیدی و هم محوری رو برای رزیذنت ایول شکل بده اما به شرطی که کلیسایی نبود ...نمادهایی که مکررا دیدیم نبودن، راهبی نبود و ... اینکه منشا مشکلات رو به یک اندیشه ربط دادن (با چنین درجه وضوحی) و اون رو مرتبا دیکته کردن، کاری نابجا، زننده و غیر قابل تحملی از این بازی بود. این داستان هیچ سنخیتی با سری نداشت و از نظر رزیدنت ایولی یک داسان پرتی داشت! البته باز مشکلات به اینجا محدود نمیشه ... متاسفانه اسم بازی هم Resident Evil هست. این Evil سرمنشا مشکلات هر شماره محسوب میشه! الان فرض کنین Evil تو شماره 4 چه معانی میتونه داشته باشه! اینکه باورهای فکری یک جامعه رو(من میگم باورهای فکری شما خودتون متوجه بشین که منظورم چیه :دی) Evil خطاب کردن و هر پیروی رو از سر راه برداشتن یعنی نوعی اعلان جنگ! تو شماره‌های قبلی ما زامبی‌ای رو میکشتیم که از دست رفته بود و در واقع بهتره بگیم مرده بود و راهی برای بازگشت نداشت! این بازی میگه که هر کسی که پیرو آئین سدلر شد(با اون نمادهاشون) دیگه چیزی حالیشون نیست و باید کشته بشن! جالبش اینجاست که لیان اون همه آدم کشت تا جلوی سدلر رو بگیره، ولی همین فرد دو دستی نمونه رو تحویل داد! حالا ببینین انگل دست یک آدمی مثل سدلر خطرناک هست یا دست یه نهاد سازمان یافته؟
خلاصه کلام اینکه یک روزنامه تاجایی که اخبار جهان رو بدون کم و کاست، اغراق و تحریف به ملت عرضه کنه، اون روزنامه قابل خوندنه ولی اگر همون روزنامه ابزاری برای تزریق تفکرات یک نفر بشه باید دورش رو خط زد، چون دیگه اخباری که میخونیم حالتی انحرافی و یا بهتره بگم گرایشی دارن! داستان رزیدنت ایول 4 هم دقیقا همینطور بود، یک داستان گرایشی و جلب توجه کننده که میخواست در کنار گیمرها، توجه عده‌ای دیگه رو به طرفش جلب کنه!

و چه قشنگ RE5 به این چرت و پرت‌ها خاتمه داد! واقعا بدون دلیل نیست که میگم بهترین داستان سری رو داره. ببینین نویسنده‌ها چقدر کاتر سختی رو در پیش داشتن ...!!

رزیدنت ایول 4 از یک نظر همیشه برام جالب بوده: عنوان بازی.
حتی با حواشی قبل عرضش هم متوجه شدم این‌بار قراره به عنوان انگلیسی بیشتر وفادار باشه تا ژاپنی!
عنوان Resident Evil یا شیطان مقیم زیاد با داستان جور نبود و زیادی استعاری به‌نظر میومد! در حالی‌که Biohazard بی‌نهایت زیبا در یک کلمه زیباترین عنوان ممکن رو منسوب کرده بود. Biohazard به معنی چیزی بایولوژیکی هست که سلامت رو تهدید می‌کنه و به عنوان اخطار استفاده می‌شه. نام بازی یک اخطاره! یک ایهام زیبا!
عنوان Resident Evil همیشه روی اعصابم بود... استعاره‌ی دوری داشت و نمی‌فهمیدم چرا نباید همون Biohazard خطاب بشه در حالی‌که حتی نماد اخطار Biohzarad در طول بازی بارها دیده می‌شد.



تا این‌که نسخه چهارم اومد و عنوان غیر ژاپنی رو به غایت نمایش داد؛ با یک طراحی لوگوتایپ در خور مفهوم شیطان مقیم. گرچه همه چیز عوض شد، ولی حالا نام Resident Evil چشم نوازی می‌کرد!
در کل این نام فقط در این شماره زیبا بود. گرچه Biohzarad باعث می‌شد سری یک عنوان مخصوص به خود نداشته باشه.



________________________________________________________________________________

داستان RE4 ساختار بسیار غلیظی داشت؛ تا جایی که انگار از یک جای دور از فضای این صنعت رسیده بود.
RE4 با تمام عظمتش چه در قسمت داستان و چه گیم‌پلی، سری رو کمرشکن کرد. RE5 به بهترین حالت ممکن اومد و تونست ادامه و پایانی برای سری باشه. سخت‌ترین اتفاق این سری فکر می‌کنم نوشتن داستان شماره 5 بوده باشه. غیرممکن رو ممکن کرد و بله، قوی‌ترین داستان سری رو داره.
 
آخرین ویرایش:
از نظر من تم چیه؟! دارم می‌گم در ادبیات تم یعنی درون مایه! یه تحقیق کوچک راجع به درون مایه بکن تا ببینی چیزی که می‌گم فقط در مورد رزیدنت ایول 4 متفاوت بود - احد هم به خوبی روشن کرد! عوض شدن لوکیشن و فضا و نام‌ها و ارتباطات هیچ ربطی به تغییر درون مایه نداره.
داستان RE6 به ساده‌ترین شکل ممکن نوشته شده بود و جز بار سیاسی هیچی نداره.
اگه در مورد کنترل اندیشه میگی RE 5 در ادامه کار RE 4 بود در واقع وسکر LAS PLAGAS رو برای توسعه ویروس خودش از بازار سیاه گرفت و اون رو آنچنان توسعه داد که افرادی که فکر اونا رو به دست گرفته حتی اسلحه بدست گرفتن.
احد هم در مورد ویژگی های RE 4 صحبت کرد اون برداشت تو هستش!
 
اگه در مورد کنترل اندیشه میگی RE 5 در ادامه کار RE 4 بود در واقع وسکر LAS PLAGAS رو برای توسعه ویروس خودش از بازار سیاه گرفت و اون رو آنچنان توسعه داد که افرادی که فکر اونا رو به دست گرفته حتی اسلحه بدست گرفتن.
احد هم در مورد ویژگی های RE 4 صحبت کرد اون برداشت تو هستش!
این مورد تنها در ساختار قضیه داستان بود و فقط یک بهانه بود برای پل ارتباطی که لازم به‌نطر میومد و هوشمندانه طراحی شده بود. درون مایه و پی‌رنگ RE5 چیز دیگه‌ای بود که اگه مایل باشی یا فراموش کردی بازش می‌کنم. داستان این شماره کاری به این انگل نداشت و توانش فقط و فقط در گیم‌پلی خلاصه شده بود!
اگر RE5 درون مایه متفاوتی داشت امروز نمی‌گفتیم قوی‌ترین داستان سری! بعد از پاسخت به این پست، داستانش رو از لحاظ درون مایه، پی‌رنگ و قضیه باز می‌کنم.
 
رزیدنت ایول 4 از یک نظر همیشه برام جالب بوده: عنوان بازی.
حتی با حواشی قبل عرضش هم متوجه شدم این‌بار قراره به عنوان انگلیسی بیشتر وفادار باشه تا ژاپنی!
عنوان Resident Evil یا شیطان مقیم زیاد با داستان جور نبود و زیادی استعاری به‌نظر میومد! در حالی‌که Biohazard بی‌نهایت زیبا در یک کلمه زیباترین عنوان ممکن رو منسوب کرده بود. Biohazard به معنی چیزی بایولوژیکی هست که سلامت رو تهدید می‌کنه و به عنوان اخطار استفاده می‌شه. نام بازی یک اخطاره! یک ایهام زیبا!
عنوان Resident Evil همیشه روی اعصابم بود... استعاره‌ی دوری داشت و نمی‌فهمیدم چرا نباید همون Biohazard خطاب بشه در حالی‌که حتی نماد اخطار Biohzarad در طول بازی بارها دیده می‌شد.



تا این‌که نسخه چهارم اومد و عنوان غیر ژاپنی رو به غایت نمایش داد؛ با یک طراحی لوگوتایپ در خور مفهوم شیطان مقیم. گرچه همه چیز عوض شد، ولی حالا نام Resident Evil چشم نوازی می‌کرد!
در کل این نام فقط در این شماره زیبا بود. گرچه Biohzarad باعث می‌شد سری یک عنوان مخصوص به خود نداشته باشه.



________________________________________________________________________________

داستان RE4 ساختار بسیار غلیظی داشت؛ تا جایی که انگار از یک جای دور از فضای این صنعت رسیده بود.
RE4 با تمام عظمتش چه در قسمت داستان و چه گیم‌پلی، سری رو کمرشکن کرد. RE5 به بهترین حالت ممکن اومد و تونست ادامه و پایانی برای سری باشه. سخت‌ترین اتفاق این سری فکر می‌کنم نوشتن داستان شماره 5 بوده باشه. غیرممکن رو ممکن کرد و بله، قوی‌ترین داستان سری رو داره.

بهنظر من رزیدنت ایول خیلی هم عالیه و به بازی هم میاد چون که همونطور که از اسمش پیداس ویروس مثل شیطانی که تو جسم آدم ها مقیمه! حالا شیطان روح رو نسخیر میکنه و ویروس جسم رو بایوهازارد هم خوبه ولی من مشکلی با اسم بازی ندارم اصلا!
 
آخرین ویرایش:
این مورد تنها در ساختار قضیه داستان بود و فقط یک بهانه بود برای پل ارتباطی که لازم به‌نطر میومد و هوشمندانه طراحی شده بود. درون مایه و پی‌رنگ RE5 چیز دیگه‌ای بود که اگه مایل باشی یا فراموش کردی بازش می‌کنم. داستان این شماره کاری به این انگل نداشت و توانش فقط و فقط در گیم‌پلی خلاصه شده بود!
اگر RE5 درون مایه متفاوتی داشت امروز نمی‌گفتیم قوی‌ترین داستان سری! بعد از پاسخت به این پست، داستانش رو از لحاظ درون مایه، پی‌رنگ و قضیه باز می‌کنم.
من هنوز قبول ندارم که با عوض شدن تم داستان عوض و سلیقه ای میشه.
منظورت آینه که RE5 بخاطر وجود شخصیت های پایه سری ( وسکر -کریس -جیل) تمش با سه شماره اول یکیه؟
یعنی دلایل قبلیم و این که زامبی ها مثل RE 4 به موجودات فراتر و پیشرفته تری تبدیل شدن ( در RE 4 گانادو ها و در RE 5 ماجینی ها) دلایل کافی برای عوض شدن تم نیست؟ یعنی تعریف من از تم اشتباهه؟
یکی بیاد به من توضیح بده! :d
 
من هنوز قبول ندارم که با عوض شدن تم داستان عوض و سلیقه ای میشه.
منظورت آینه که RE5 بخاطر وجود شخصیت های پایه سری ( وسکر -کریس -جیل) تمش با سه شماره اول یکیه؟
یعنی دلایل قبلیم و این که زامبی ها مثل RE 4 به موجودات فراتر و پیشرفته تری تبدیل شدن ( در RE 4 گانادو ها و در RE 5 ماجینی ها) دلایل کافی برای عوض شدن تم نیست؟ یعنی تعریف من از تم اشتباهه؟
یکی بیاد به من توضیح بده! :d

تم و ژانر بازی عوض شده خوبم شده! اما تم داستانی که همون درون مایه در ادبیاته عوض نشده! در پی‌رنگ با پروجنیتور و اوروبوروس سر و کار داریم و درون مایه همونیِ که در یک شروع شد. کل زیبایی داستانش همینه که در راستای داستان اصلی بود. فضای حاکم بر داستان می‌شه درون مایه. سر فرصت کاملا بازش می‌کنم...
 
تم و ژانر بازی عوض شده خوبم شده! اما تم داستانی که همون درون مایه در ادبیاته عوض نشده! در پی‌رنگ با پروجنیتور و اوروبوروس سر و کار داریم و درون مایه همونیِ که در یک شروع شد. کل زیبایی داستانش همینه که در راستای داستان اصلی بود. فضای حاکم بر داستان می‌شه درون مایه. سر فرصت کاملا بازش می‌کنم...
اگه منظورت از لحاظ شخصیت هاست باهات موافقم که ادامه دهنده داستان RE 1 و تموم کننده داستان اون شخصیت هاست.
ولی اگه اینجوری فکر کنیم RE 3 هم فضای متفاوتی از داستان ارایه میکنه و هیچ ربطی به داستان اون سه شخصیت نداره.
شایدم منظورتو خوب نمیرسونی!
 
اگه منظورت از لحاظ شخصیت هاست باهات موافقم که ادامه دهنده داستان RE 1 و تموم کننده داستان اون شخصیت هاست.
ولی اگه اینجوری فکر کنیم RE 3 هم فضای متفاوتی از داستان ارایه میکنه و هیچ ربطی به داستان اون سه شخصیت نداره.
شایدم منظورتو خوب نمیرسونی!
نه به شخصیت‌ها کاری ندارم. مهم‌ترین نکته‌ی تعیین کننده‌ی درون مایه فکر پشت داستانه. این فکر توی RE4 عوض شد و باز به همون روال قبل برگشت.
 
الان فرض کنین Evil تو شماره 4 چه معانی میتونه داشته باشه! اینکه باورهای فکری یک جامعه رو(من میگم باورهای فکری شما خودتون متوجه بشین که منظورم چیه :biggrin1:) Evil خطاب کردن و هر پیروی رو از سر راه برداشتن یعنی نوعی اعلان جنگ! تو شماره‌های قبلی ما زامبی‌ای رو میکشتیم که از دست رفته بود و در واقع بهتره بگیم مرده بود و راهی برای بازگشت نداشت! این بازی میگه که هر کسی که پیرو آئین سدلر شد(با اون نمادهاشون) دیگه چیزی حالیشون نیست و باید کشته بشن! جالبش اینجاست که لیان اون همه آدم کشت تا جلوی سدلر رو بگیره، ولی همین فرد دو دستی نمونه رو تحویل داد! حالا ببینین انگل دست یک آدمی مثل سدلر خطرناک هست یا دست یه نهاد سازمان یافته؟
خلاصه کلام اینکه یک روزنامه تاجایی که اخبار جهان رو بدون کم و کاست، اغراق و تحریف به ملت عرضه کنه، اون روزنامه قابل خوندنه ولی اگر همون روزنامه ابزاری برای تزریق تفکرات یک نفر بشه باید دورش رو خط زد، چون دیگه اخباری که میخونیم حالتی انحرافی و یا بهتره بگم گرایشی دارن! داستان رزیدنت ایول 4 هم دقیقا همینطور بود، یک داستان گرایشی و جلب توجه کننده که میخواست در کنار گیمرها، توجه عده‌ای دیگه رو به طرفش جلب کنه!

و چه قشنگ RE5 به این چرت و پرت‌ها خاتمه داد! واقعا بدون دلیل نیست که میگم بهترین داستان سری رو داره. ببینین نویسنده‌ها چقدر کاتر سختی رو در پیش داشتن ...!!
از نظر من ساخت رزیدنت اویل از نسخه 4 به بعدش قاطی مسائلی شد.نه تو نسخه 5 این چرت و پرت ها رفع نشد بلکه بدترم شد:d
من قبلا یه ویدئو در این رابطه گذاشته بودم تو دویست ص قیبل حالا نمیدونم چند نفرتون اونن دیدین.ولی کلا نسخه5 هم اگرچه در ظاهر به نظر میاد مثل 4 قاطی مسائل سایسی و مذهبی نیست ولی در باطن اینطور نیست.نسخه 6 هم همین طور.البته اگه نسخه 4 رو به عنوان یه بازی رزیدنت اویل میشناسیم به خاطر اینه که در اینجا انگل جایگزین ویروس شده. یعنی همین انگل هم وظیفه ساخت B.O.W رو داشته منتها اینبار یه جور دیگه. دشمنان بازی این بار دیگه زامبی نیستن بلکه توسط انگل کنترل میشن.ولی به خاطر قدرت اینگل ازش یه فرقه مذهبی ساختن که چون چنین چیزی رو قبلا شاهد نبودیم باعث رنجش ماها شده.من معتقدم نباید به این کار داشته باشیم که چرا تو این شماره حرف مذهب در میان هست چون مذهب به خودی خود در این نسخه معنایی نداره حتی میتونیم بگیم اصلا مذهبی به معنای اونچه میشناسیم د ر این بازی وجود نداشته و بازی خواسته همون حملات بایولوژیکی رو به تصویر بکشه.چون تو این نسخه هم یه سلاح بایولوژیکی بنام انگل وجود داشته که افرادی رو الوده میکرد و البته طرز الوده شدن هم متافاوت بود با اونچه که ویروس عمل میکرد.در این نسخه دیگه قصد نبود از همون زامبیهای شل و اهسته استفاده بشه.حالا برای هر هدفی مثل ایجاد غیر یکنواختی از انگل بجای ویروس استفاده شده.پس من بر خلاف شما معتقدم این نسخه هم رزیدنت اویل هست و فقط لوکیشن های کلیسا و کنترل انگل باعث شده به نظر بیا این بازی رزیدنت اویل نیست.
من درکل رزیدنت اویل رو تا نسخه کد ورونیکا بی عیب میدونم.(اخرین تغییر شکل الکسیا رو فاکتور بگیریم)چون واقعا تا اون نسخه قصد نبوده قضیه خیلی پیچیده بشه ولی در شماره 4 و 5 6 و رولیشن شاهد B.O.W های پیچیده و بیخودی هستیم که هم بازی رو از منطق علمی دور کردن هم از ترس و جذابیت بازی کم کردن.کسی از اوزها خیلی خوشش اومد؟با وجودیکه ظاهر ترسناک داشتن و خون میمکیدن؟کسی از ماجینی ها و موتور سواریهای حرفه ا اونا خوشش اومد یا جهش های مسخره ویروس سی که تو دشمنای نسخه 6 شاهد بودیم؟در مورد رولیشن2 هم که فعلا چیزی نگیم بهتره
 
آخرین ویرایش:
از نظر من ساخت رزیدنت اویل از نسخه 4 به بعدش قاطی مسائلی شد.نه تو نسخه 5 این چرت و پرت ها رفع نشد بلکه بدترم شد:d
من قبلا یه ویدئو در این رابطه گذاشته بودم تو دویست ص قیبل حالا نمیدونم چند نفرتون اونن دیدین.ولی کلا نسخه5 هم اگرچه در ظاهر به نظر میاد مثل 4 قاطی مسائل سایسی و مذهبی نیست ولی در باطن اینطور نیست.نسخه 6 هم همین طور.البته اگه نسخه 4 رو به عنوان یه بازی رزیدنت اویل میشناسیم به خاطر اینه که در اینجا انگل جایگزین ویروس شده. یعنی همین انگل هم وظیفه ساخت B.O.W رو داشته منتها اینبار یه جور دیگه. دشمنان بازی این بار دیگه زامبی نیستن بلکه توسط انگل کنترل میشن.ولی به خاطر قدرت اینگل ازش یه فرقه مذهبی ساختن که چون چنین چیزی رو قبلا شاهد نبودیم باعث رنجش ماها شده.من معتقدم نباید به این کار داشته باشیم که چرا تو این شماره حرف مذهب در میان هست چون مذهب به خودی خود در این نسخه معنایی نداره حتی میتونیم بگیم اصلا مذهبی به معنای اونچه میشناسیم د ر این بازی وجود نداشته و بازی خواسته همون حملات بایولوژیکی رو به تصویر بکشه.چون تو این نسخه هم یه سلاح بایولوژیکی بنام انگل وجود داشته که افرادی رو الوده میکرد و البته طرز الوده شدن هم متافاوت بود با اونچه که ویروس عمل میکرد.در این نسخه دیگه قصد نبود از همون زامبیهای شل و اهسته استفاده بشه.حالا برای هر هدفی مثل ایجاد غیر یکنواختی از انگل بجای ویروس استفاده شده.پس من بر خلاف شما معتقدم این نسخه هم رزیدنت اویل هست و فقط لوکیشن های کلیسا و کنترل انگل باعث شده به نظر بیا این بازی رزیدنت اویل نیست.
من درکل رزیدنت اویل رو تا نسخه کد ورونیکا بی عیب میدونم.(اخرین تغییر شکل الکسیا رو فاکتور بگیریم)چون واقعا تا اون نسخه قصد نبوده قضیه خیلی پیچیده بشه ولی در شماره 4 و 5 6 و رولیشن شاهد B.O.W های پیچیده و بیخودی هستیم که هم بازی رو از منطق علمی دور کردن هم از ترس و جذابیت بازی کم کردن.کسی از اوزها خیلی خوشش اومد؟با وجودیکه ظاهر ترسناک داشتن و خون میمکیدن؟کسی از ماجینی ها و موتور سواریهای حرفه ا اونا خوشش اومد یا جهش های مسخره ویروس سی که تو دشمنای نسخه 6 شاهد بودیم؟در مورد رولیشن2 هم که فعلا چیزی نگیم بهتره
اتفاقا مسائل مذهبی تو بازی نه زیاد ولی در حد معمول وجود داره از دشمنای راهبه بازی تا انتاگونیست بازی که سدلر باشه.
خودت میتونی مذهبی شدن بازی رو تو تفاوت وسکر با سدلر ببینی.
یه دانشمند به یه مرد راهبه مانند که تیپ جادوگری داره تبدیل شده!
در مورد اون چیزا که تقریبا فکر کنم اسمش رو میتونیم تناقص بزاریم.
در مورد RE 6 بیخیال!
چی تو این بازی خوب بود؟
از گیم پلی TEKKEN مانندش بگیر تا آسیب های وحشتناکی که به شخصیت پردازی شخصیت ها زد.
اصلا سری مدرن RE هر چی بودن به جز داستان و جدا از RE بودنشون در زمان خودشون تک بودن از همه نظر.
آقا یه بحث جدید چرا گرافیک6 RE با وجود این فاصله با نسخه قبلی ضعیف تر بود؟
الانم RE5 رو بازی کنید از نورپردازی یه بازی 5 سال پیش لذت میبرید.
اما RE 6 مخصوصا تو سناریو لیان فاجعه بود از بادکنک های بیزی شکل بگیر تا تکسچر های بد کافیه تو سناریو لیان تو یکی از چپثرها نگاه کنید یاد نسل 6 می‌افتید.
 
اتفاقا مسائل مذهبی تو بازی نه زیاد ولی در حد معمول وجود داره از دشمنای راهبه بازی تا انتاگونیست بازی که سدلر باشه.
خودت میتونی مذهبی شدن بازی رو تو تفاوت وسکر با سدلر ببینی.
یه دانشمند به یه مرد راهبه مانند که تیپ جادوگری داره تبدیل شده!
در مورد اون چیزا که تقریبا فکر کنم اسمش رو میتونیم تناقص بزاریم.
در مورد RE 6 بیخیال!
چی تو این بازی خوب بود؟
از گیم پلی TEKKEN مانندش بگیر تا آسیب های وحشتناکی که به شخصیت پردازی شخصیت ها زد.
اصلا سری مدرن RE هر چی بودن به جز داستان و جدا از RE بودنشون در زمان خودشون تک بودن از همه نظر.
آقا یه بحث جدید چرا گرافیک6 RE با وجود این فاصله با نسخه قبلی ضعیف تر بود؟
الانم RE5 رو بازی کنید از نورپردازی یه بازی 5 سال پیش لذت میبرید.
اما RE 6 مخصوصا تو سناریو لیان فاجعه بود از بادکنک های بیزی شکل بگیر تا تکسچر های بد کافیه تو سناریو لیان تو یکی از چپثرها نگاه کنید یاد نسل 6 می‌افتید.

خیر منظور من این نبود .من سدلر رو با وسکر مقایسه نکردم .شما چیکار به شخصیتها داری؟من میگم هدف از ساخت بازی تو نسخه ها مدرن اگرچه طبق روال پیش میره قاطی مسائل پشت پرده بوده که مجالی نیست اینجا گفته بشه چون به موضوع تاپیک هم ربطی نداره.همون ویورسی که تو نسخهئهای کلاسیک زامبی میافرید تو نسخه 4 انگل هم زامبی میافرید ولی این بار زامبیها دیگه خون خوار نبودن بلکه ادمای وحشی بودن که انگل ذهنشون رو کنترل میکرد.چیکار داریم به وسکر و سدلر؟تفاوت ویورس و انگل نباید به عنوان انحراف از مسیر رزیدنت اویل تلقی بشه
گرافیک نسخه4 مخصوصا نور پردازی در نوع و ظرفیت زمانی عرضه بازی واقعا شاهکاره برو نسخه گیم کیوب رو ببین
نسخه 5 درسته تو نورپردازی خوب عملکرد داره ولی اگه بری به طراحی دستهای ماجینی ها نگاه کنی حالت از طراحی اونا بهم میخوره پس گرافیک 5 هم بی نقص نیست.این گرافیک نسخه 3 هست که البته تو زمان خودش بی نقص بود.با بقیه حرفات هم موافقم
 
خیر منظور من این نبود .من سدلر رو با وسکر مقایسه نکردم .شما چیکار به شخصیتها داری؟من میگم هدف از ساخت بازی تو نسخه ها مدرن اگرچه طبق روال پیش میره قاطی مسائل پشت پرده بوده که مجالی نیست اینجا گفته بشه چون به موضوع تاپیک هم ربطی نداره.همون ویورسی که تو نسخهئهای کلاسیک زامبی میافرید تو نسخه 4 انگل هم زامبی میافرید ولی این بار زامبیها دیگه خون خوار نبودن بلکه ادمای وحشی بودن که انگل ذهنشون رو کنترل میکرد.چیکار داریم به وسکر و سدلر؟تفاوت ویورس و انگل نباید به عنوان انحراف از مسیر رزیدنت اویل تلقی بشه
گرافیک نسخه4 مخصوصا نور پردازی در نوع و ظرفیت زمانی عرضه بازی واقعا شاهکاره برو نسخه گیم کیوب رو ببین
نسخه 5 درسته تو نورپردازی خوب عملکرد داره ولی اگه بری به طراحی دستهای ماجینی ها نگاه کنی حالت از طراحی اونا بهم میخوره پس گرافیک 5 هم بی نقص نیست.این گرافیک نسخه 3 هست که البته تو زمان خودش بی نقص بود.با بقیه حرفات هم موافقم
خوب من منظورت رو گرفتم و تقریبا باهات موافقم.
مگه کسی در مورد RE 4 حرف زد؟
اگه بخوای اینطوری دقیق شی که همه بازی ها مشکل دارن! :d
مهم این بود که ما تو RE5 در زمان خودش وقتی گرافیک بازی رو میدیدیم حال میکردیم.
 
و چه قشنگ RE5 به این چرت و پرت‌ها خاتمه داد! واقعا بدون دلیل نیست که میگم بهترین داستان سری رو داره. ببینین نویسنده‌ها چقدر کاتر سختی رو در پیش داشتن ...!!

واقعا داستان شماره 5 رو به نحوی احسن پیش بردن و کلی ابهامات رو برطرف کردن بدون هیچ تناقضی!
حتی کلی از شخصیتهای جدید مثه اکسلا یه سری پیشینه عمیق داشتن و همینجوری از زیر بته نزده بودن بیرون
ادامه ماجرای مبهم اسپنسر و وسکر هم دیدیم
به شخصه بگم بعد از اویل 1و2و3 وورنیکا این قسمت بی نظیر بود


نسخه 5 درسته تو نورپردازی خوب عملکرد داره ولی اگه بری به طراحی دستهای ماجینی ها نگاه کنی حالت از طراحی اونا بهم میخوره پس گرافیک 5 هم بی نقص نیست.این گرافیک نسخه 3 هست که البته تو زمان خودش بی نقص بود.با بقیه حرفات هم موافقم

گرافیک بازی نسبت به سال 2009 خیلی خوب بود
حتی گرافیک بازی های امروزی هم یه سری اشکال داره اینقدر نباید تیز شد
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or