استان اصلی سری مربوط به ماجرایی میشه که از واقعه ی عمارت شروع شد،با کد ورونیکا ادامه پیدا کرد و با 5 هم تموم شد.داستانهای 2 و 3 و زیرو هم مکمل این داستان بودند و وجودشون کاملا لازمه.داستان 4 و 6 هم داستانهای کاملا فرعی بودند که کمترین ارتباط رو با خط اصلی داستان سری داشتند.برای همین هم هست که تمام داستانهای بعد از 5 چرت و پرت و فرعی بودند.اونوقت بعضی ها به صرف اینکه داستان کلی سری درباره ی سوءاستفاده از علم هست،خودشون رو گول میزنند که سرگذشت شخصیت ها مهم نیست.برای همین هم داستان 4 و 5 رو باهم مقایسه می کنند.چون انتشار انگل لاس پلاگا رو به عنوان داستان اصلی 5 در نظر میگیرن،نه سرگذشت شخصیت
خب نیما من با حرفات موافقم ولی در یه مورد باهات اختلاف دارم و اون اینه که من بر خلاف تو داستان اصلی رو منحصر به سه شخصیت نمیدونم.این دلیل کافی نیست که چون داستان از واقعه امارت شروع شد و تو ی این واقعه کریس و جیل وسکر حضور داشتن پس به قول خودت مثلث داستان رزیدنت ایول این سه هستن
و بعدم بگیم داستان بزرگی مثل 2 رو تنها مکمل این داستانها و نیز لیان و ایدا و کلیر رو هم در رتبه ژایینتری از کریس و جیل قرار بدیم.
قبلا من تو بخش خصوصی باهات بحثی داشتم و علت اینکه شخصیت های لیان و ایدا رو مستقل میدونستم رو گفتم و اینکه اگرچه داستان ایدا و لیان در شماره 2 شروع شد دلیل بر کم اصل تر و کم اهمیت تر بودن اون نمیشه.خودت هم گویا قبول کرده بودی وولی الان داری باز اون حرف همیشگی تو میزنی:d
نه دوست من هرگز داستان بزرگی مثل فقط به خاطر مکمل ساختن داستان اصلی ساخته نشد و هدفی والاتر داشت.میخواست بگه در کنار سه شخصیت کریس و جیل و وسکر سه شخصیت دیگه لیان و کلر و ایدا هم داستانهای مستقلی دارن اگرچه ممکنه ارتباط تنگاتنگی داشته باشن
- - -ویرایش - - -
جالبش اینجاست که لیان اون همه آدم کشت تا جلوی سدلر رو بگیره، ولی همین فرد دو دستی نمونه رو تحویل داد! حالا ببینین انگل دست یک آدمی مثل سدلر خطرناک هست یا دست یه نهاد سازمان یافته؟
جناب پروفسور اول برو ببین چطور شد انگل دست ایدا افتاد بعد برو شخصیت ایدا دقیق موشکافی کن از روی حرفاکه میزنه!
ببین ایدا تو گزارشاتش حرفایی رو به سازمان میگه جای تامل داره .حدا اقل خودش با زبون خودش میگه من باید این ماموریتم یعنی به چنگ اوردن انگل رو با موفقیت انجام بدهم حالا به هر قیمتی که هست!من وارد بازی شدم که دیگه راه برگشتی نداره!
حالا با توجه به حرفای خود ایدا و اینکه تا زمان ایول4 بر فرض که نسخه های بعدی هنوز عرضه نشدن چه تصوری ازش داریم؟ایا همون وقتم داریم ایدایی مثل ایدای نسخه 6 که بهمون معرفی کرد رو میشناسیم؟
خیر اگر لیان نمونه رو میخواست سماجت کنه دیگه رحمی در کار نبود قطعا ایدا با سماجتی که لیان تو تحویل نمونه انجام میداد او رو میکشت!مسلما لیان از روی میل باطنی نمونه رو تحویل نداد و بعدم اگه لیان چنین ریسکی نمیکرد هم سر خودشو از دست میداد و هم نومنه دست ایدا میفتاد یعنی چوب دو سر سوخته!
خیلی جالبه واسم بگی اگه شما جای لیان بودی اون لحظه چکار میکردی.با توجه به اینکه ایدا هم وقت کافی نداشت تا برای لیان توضیح بده من این انگل رو میخوام واسه چی و وسکر هم که ایدا رو تحت نظر داشت
شاید هنوزم ایدا به لیان علاقه داشت و اینطور استدلال کنیم که ایدا هرگز شلیک نمیکرد ولی حتی اگرم چنین باشد چنین قاطعانه نظر دادن احمقانس!
چون این فقط یه احتماله و ریسک کردن در چنین مواقعی منطقی تره.ولی با توجه به حرفای ایدا تو گزارشاتش چنین چیزیم از یادا بر نمیاد که به خاطر احساس که به لیان داره چنین حماقتی بکنه و نمونه رو از لیان نگیره و اگرم لیان تحویل نداد بهش شلیک نکنه!
البته اینو بگم
مقصر شما نیستی که چنین فکری در مورد ایدا داری مقصر خود کپکامه که توی نسخه 6 ایدا رو جور دیگه شخصیت داد و همه فکر میکنیم ایدا خیلی ادم احسایه و تحت تاثیر عشقش(اگه واقعا عشقی در کار باشه) ممکنه مسئولیت خطیر خودشو فدای احساساتش کنه.
من مطمئنم اگه فردی اول نسخه 6 رو بازی کنه بعد نسخه 4 رو کلی از رفتار ایدا تعجب میکنه که چطور این دونسخه کلی باهم فرق میکنن
و اما درمورد سازمان
ببین داری هم خیلی راحت وهم زود راجب سازمان قضاوت میکنی.تو که هنوز شناختی از اهداف سازمان نداری که!شاید سازمان دقیقا مثل امبرلا و ترایسل نباشه وگرنه چه لزومی داشت معرف ی بشه؟اینکه چرا ایدا به استخدام سازمان در اومد رو کسی نمیدونه.نکنه شما میدونی؟
ژس از کجا معلوم سازمان از سدلر خطرناک باشه؟سدلر یه ادم کند ذهن بود که هدفش تنها حکومت بر کل بشریت بود ولی سازمان چی؟
یه ادم کند ذهن به مراتب ممکنه خطر افرین تر هم بشه پس خوبه به صحبتهای سایر شخصیتها هم بیشتر تامل کنیم .تنها صحبتهای فلسفی وسکر نیست که نیاز به تامل داره
بقیه حرفات هم جواب نداره