بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

گرافیک بازی نسبت به سال 2009 خیلی خوب بود
حتی گرافیک بازی های امروزی هم یه سری اشکال داره اینقدر نباید تیز شد
گرافیک همه نسخه های قبل 5 هم نسبت به دوره خودش خوب بود.
خوب من منظورت رو گرفتم و تقریبا باهات موافقم.
مگه کسی در مورد RE 4 حرف زد؟
اگه بخوای اینطوری دقیق شی که همه بازی ها مشکل دارن! :d
مهم این بود که ما تو RE5 در زمان خودش وقتی گرافیک بازی رو میدیدیم حال میکردیم.

خب بازم میگم من تو زمانی که گرافیک بازی اویل 3 رو دیدم هم حال میکردم .پس اکثر نسخه بجز 6 گرافیک خوبی داشتن
در مورد 4 هم لابد چیزی گفتی که منم چیزی گفتم دیگه .حرفمو بیشتر پیگیری کن:d
 
یارو اومده میگه دید من به داستان،عمیق تر از این حرفاست.بعد در برابر تمام مطالبی که در پست قبلیم نوشته بودم،حتی یک کلمه هم ننوشته.فقط حرفای تکراری قبلیش رو تکرار کرده.منم اگه بودن همین کارو میکردم.چون جوابی نداشته بده.در برابر منطق و واقعیت چی میشه گفت؟بعد جالبه که میگه:خودم نخواستم جواب بدم.امیدوارم که واقعا همینطور باشه! :d

بعد هنوز فرق گیم پلی و داستان رو. نمیدونه.بهتر بودن بازی 4 رو به حساب بهتر بودن داستانش میذاره.تازه میاد فقط از IGN مایه میذاره و میگه چون بازی نمره بهتری گرفته،پس داستان بهتری داره! :d هنوز نمیدونه که IGN میاد با توجه به گرافیک و گیم پلی و موسیقی و کلی چیزای دیگه نمره میده نه داستان.تمام اینها ثابت میکنه که ایشون عاشق بازی 4 هستن نه داستانش.این یعنی طرز فکر یک بچه ی 14-15 ساله.به هر حال وقتی کسی بیاد داستان غنی و پیچیده ای مثل 5 که مهمترین خط داستانی سری رو تموم کرد و کاملابه ریشه های سری ربط داشت رو با داستان سطحی و بی ربطی مثل 4 مقایسه کنه که هیچ اطلاعاتی از هیچکدوم از مسائلش داده نشد و همه چیزش فقط در حد اسم بود،دیگه جایی برای بحث و گفتگو نمیمونه.ما با همچین طرز فکرهای عتیقه ای طرف هستیم.تازه این افراد با اعتماد به نفس کامل فکر میکنن که درکشون از داستان منطقی و درسته و بقیه دارن اشتباه می کنند!

بله.داستان اصلی سری دقیقا سرگذشت شخصیت های سری هست و این سرگذشت ناتمام شخصیت ها و ابهامات موجود در اونهاست که باعث میشه داستان ادامه پیدا کنه.دوباره تکرار میکنم و هیچ واهمه ای هم ندارم.داستان اصلی سری مربوط به ماجرایی میشه که از واقعه ی عمارت شروع شد،با کد ورونیکا ادامه پیدا کرد و با 5 هم تموم شد.داستانهای 2 و 3 و زیرو هم مکمل این داستان بودند و وجودشون کاملا لازمه.داستان 4 و 6 هم داستانهای کاملا فرعی بودند که کمترین ارتباط رو با خط اصلی داستان سری داشتند.برای همین هم هست که تمام داستانهای بعد از 5 چرت و پرت و فرعی بودند.اونوقت بعضی ها به صرف اینکه داستان کلی سری درباره ی سوءاستفاده از علم هست،خودشون رو گول میزنند که سرگذشت شخصیت ها مهم نیست.برای همین هم داستان 4 و 5 رو باهم مقایسه می کنند.چون انتشار انگل لاس پلاگا رو به عنوان داستان اصلی 5 در نظر میگیرن،نه سرگذشت شخصیت هاش رو.یعنی ماجرای یک دلال خورده پا مثل آیروینگ و اقداماتش رو مهمتر از داستان 10 ساله ی کریس،جیل و وسکر میدونند.هنوز نمیدونن که این فقط یک بهانه بوده برای باز شدن پای کریس به ماجرا و روبرو شدن با مسائلی بسیار مهمتر.واقعا جالبه! :d

ما 800 صفحه است داریم درباره ی داستان بحث می کنیم و مو رو از ماست کشیدیم بیرون،اونوقت یارو از راه نرسیده میگه تو داری اشتباه می کنی و توقع داره که نظراتش رو قبول کنم.یعنی من با این همه سابقه و درک عمیق بیام قبول کنم که داستان 4 از 5 مهمتره یا داستان اصلی 5 سر انگل لاس پلاگا بوده،نه سرگذشت شخصیت هاش.مسائلی که مال بچه های 15-16 ساله است! :d بزرگی به سن و سواد نیست.شاید یک نفر 40 سالش باشه و تازه دکترا هم داشته باشه،ولییک بچه ی 15 ساله درکش از داستان،درست تر و منطقی تر از اون باشه.من چطوری درباره ی داستان فکر میکنم و این افراد چطوری.طبیعی هم هست.چون این افراد عاشق بازی رزیدنت اویل هستند نه داستانش.بعد میخوان مقاله هم بنویسن و فکر میکنند خیلی شاخن!

بعدش هم شما اگه ما رو در حد خودت نمیدونی یا فکر میکنی اینجا همه اشتباه فکر می کنند،مجبور نیستی اینجا بمونی.برو توی سایت فاسی شیطان مقیم.اونجا ماشاالله همه مثل خودت فکر می کنند و کاملا درکت می کنند.همشون داستان 4 رو بهترین داستان و لیون رو هم مهمترین شخصیت کل سری میدونند.من هم مدتی اونجا بودم.در کل،مهد کودک خوبی بود! :d
 
آخرین ویرایش:
این یک مورد بزرگ از تغییر فکر پشت داستانه! خودت می‌دونی که!

اگه ممکنه بیشتر توضیح بدین
لوکیشن های کلیسا و کنترل انگل باعث شده به نظر بیا این بازی رزیدنت اویل نیست.
من درکل رزیدنت اویل رو تا نسخه کد ورونیکا بی عیب میدونم.(اخرین تغییر شکل الکسیا رو فاکتور بگیریم)چون واقعا تا اون نسخه قصد نبوده قضیه خیلی پیچیده بشه ولی در شماره 4 و 5 6 و رولیشن شاهد B.O.W های پیچیده و بیخودی هستیم که هم بازی رو از منطق علمی دور کردن هم از ترس و جذابیت بازی کم کردن.کسی از اوزها خیلی خوشش اومد؟با وجودیکه ظاهر ترسناک داشتن و خون میمکیدن؟کسی از ماجینی ها و موتور سواریهای حرفه ا اونا خوشش اومد یا جهش های مسخره ویروس سی که تو دشمنای نسخه 6 شاهد بودیم؟در مورد رولیشن2 هم که فعلا چیزی نگیم بهتره
ولی از نظر خیلیا چنین تغییری لازم بود!
نسخه های فرعی و اصلی زیادی تا قبل نسخه 4عرضه شدن که ازین مدل زامبیها داشتن.بعد تو نسخه 4 روال کلی تغییر کرد.خب شاید بعضیا بگن چنین دشمنایی اصلا با حال نبودن ولی خودتون بگین اگه همچنان از زامبیها استفاده میشد بازم برای ما جذابیت داشتن؟ما چون تو چنین موقعیتی نیستیم فکر میکنیم همون زامبیهای نسخه کلاسیک نبایستی جاشونو به جونورای دیگه میدادن در حالیکه چنینی طرز فکری درست نیست.تغییر لازم بود.تغییر تو سبک دوربین لازم بود تو سبک دشمنا لازم بود ولی مسئله اینه که لازم نبود تا این حد بازی اکشن بشه تو این مورد واقعا زیادروی کردن.
همون نسخه بتای رزیدنت ایول 4 دشمنان متفاوتی داشت و سبک دوربین هم کلی فرق میکرد ولی از نظر ترسناک بودن حتی پا رو فراتر گذاشته بود!
در این مورد کلی هم بحث شد تو صفحات قبل.ولی خودشون بهونه اوردن که ماورائی بودنش باعث کنسلش شد و یا پیاده کردن چنین سبکی براشون خرج زیادی داشت!
 
گرافیک همه نسخه های قبل 5 هم نسبت به دوره خودش خوب بود.


خب بازم میگم من تو زمانی که گرافیک بازی اویل 3 رو دیدم هم حال میکردم .پس اکثر نسخه بجز 6 گرافیک خوبی داشتن
در مورد 4 هم لابد چیزی گفتی که منم چیزی گفتم دیگه .حرفمو بیشتر پیگیری کن:d

این که دیگه معلومه :d
بغیر از اویل 6 همیشه گرافیک بازهای اویل خوب بوده
من اون حرف رو در جواب ایرادی که از گرافیک 5 نوشتین گفتم
 
اگه ممکنه بیشتر توضیح بدین

ولی از نظر خیلیا چنین تغییری لازم بود!
نسخه های فرعی و اصلی زیادی تا قبل نسخه 4عرضه شدن که ازین مدل زامبیها داشتن.بعد تو نسخه 4 روال کلی تغییر کرد.خب شاید بعضیا بگن چنین دشمنایی اصلا با حال نبودن ولی خودتون بگین اگه همچنان از زامبیها استفاده میشد بازم برای ما جذابیت داشتن؟ما چون تو چنین موقعیتی نیستیم فکر میکنیم همون زامبیهای نسخه کلاسیک نبایستی جاشونو به جونورای دیگه میدادن در حالیکه چنینی طرز فکری درست نیست.تغییر لازم بود.تغییر تو سبک دوربین لازم بود تو سبک دشمنا لازم بود ولی مسئله اینه که لازم نبود تا این حد بازی اکشن بشه تو این مورد واقعا زیادروی کردن.
همون نسخه بتای رزیدنت ایول 4 دشمنان متفاوتی داشت و سبک دوربین هم کلی فرق میکرد ولی از نظر ترسناک بودن حتی پا رو فراتر گذاشته بود!
در این مورد کلی هم بحث شد تو صفحات قبل.ولی خودشون بهونه اوردن که ماورائی بودنش باعث کنسلش شد و یا پیاده کردن چنین سبکی براشون خرج زیادی داشت!

توضیحات بیشتری نوشتم و به زودی قرار می‌دم.
افلکتدها یا حتی زامبی‌های شماره 6 نه مثل قبل کند بودن، نه مثل گانادوها نیاز به تغییر تم داشتن. حتی زامبی‌های ریمیک اگر می‌مردن و نمی‌سوختن، در بازدیدهای بعد از اون مکان تبدیل به نمسیس می‌شدن!
ریمیک با دوربین مدرن داره بیرون میاد و همه به این جواب می‌رسیم که واقعا این زامبی‌ها در سبک مدرن نیاز به تغییر داشتن یا نه.
برای 4 بتا نیاز به بهانه نبود. کپ کام هیچ محدودیت هزینه و زمانی برای این نسخه نداشت و اینو می‌شه از ساخت چهار نسخه‌ی بتا از این شماره متوجه شد. هدف فروش هر چه بیشتر در یک عنوان همه گیر و استثنائی بود.
 
اگه ممکنه بیشتر توضیح بدین

ولی از نظر خیلیا چنین تغییری لازم بود!
نسخه های فرعی و اصلی زیادی تا قبل نسخه 4عرضه شدن که ازین مدل زامبیها داشتن.بعد تو نسخه 4 روال کلی تغییر کرد.خب شاید بعضیا بگن چنین دشمنایی اصلا با حال نبودن ولی خودتون بگین اگه همچنان از زامبیها استفاده میشد بازم برای ما جذابیت داشتن؟ما چون تو چنین موقعیتی نیستیم فکر میکنیم همون زامبیهای نسخه کلاسیک نبایستی جاشونو به جونورای دیگه میدادن در حالیکه چنینی طرز فکری درست نیست.تغییر لازم بود.تغییر تو سبک
دوربین لازم بود تو سبک دشمنا لازم بود ولی مسئله اینه که لازم نبود تا این حد بازی اکشن بشه تو این مورد واقعا زیادروی کردن.
همون نسخه بتای رزیدنت ایول 4 دشمنان متفاوتی داشت و سبک دوربین هم کلی فرق میکرد ولی از نظر ترسناک بودن حتی پا رو فراتر گذاشته بود!
در این مورد کلی هم بحث شد تو صفحات قبل.ولی خودشون بهونه اوردن که ماورائی بودنش باعث کنسلش شد و یا پیاده کردن چنین سبکی براشون خرج
زیادی داشت!
این بتا هم داستان شده ها!
شما چرا این حرفو میزنی اخه؟
روح و رزیدنت ایول؟
کلا جالبه بعضی ها فقط با ترسناک بودن بازی فکر میکنن به تبعات بعدی اهمیت نمیدن.
 
این بتا هم داستان شده ها!
شما چرا این حرفو میزنی اخه؟
روح و رزیدنت ایول؟
کلا جالبه بعضی ها فقط با ترسناک بودن بازی فکر میکنن به تبعات بعدی اهمیت نمیدن.
خی دوست عزیز با شناختی که بنده از روح دارم اون موجود چنگال بدست به معنای واقعی روح نبود!
روح یه امر غیر مادیه که با چشم قابل رویت نیست قابل لمس هم نیست.ولی اون موجود لیان رو میخواست با چنگالاش از وسط نصف کنه و دیده هم که میشد.اونا چون مثل روح و شبح سیاهی میزدن و حالت ترسناکی مثل شبح داشتن رو عنوان روح دادن.
لیان چون الوده به ویروس بود حالت توهمی به خود میگرفت و در کل چون همین نسخه هم مثل بقیه نسخه ها با ویروس سر و کار داشته نمیشه گفت اصلا رزیدنت دایول نبود بلکه به قول دوستمون علی تم بازی تا حدی فرق میکرد.و اینکه چرا کنسل شد رو خودشون هم به خاطر همین تغییر تم عناون کردن. که میشه همون ماروائی بودن
خب علی جان زامبی های ریمیک رو به خاطر همین تغییر دان که همون مصداق حرف منه!
چون من گفتم تغییر تو زامبی ها برای از بین بردن یکنواختی و ایجاد تنوع لازم بود.منتها تو نسخه ریمیک این تغییر هر چند کوچک بود خیلی عالی انجام شد و ما وقتی زامبیها رو نمیسوزوندیم از نمسیس هم ترسناکتر میشدن
ولی تو نسخه های مدرن مخصوصا 5و 6 ماجینیها که جای زامبیها رو گرفته بودن اگرچه برای بازی تنوع بخشیدن ولی برای اکثر گیمرها جذابیتی نداشتن بطوریکه حتی با وجود تکراری بودن زامبیها عده ای از گیمرها ارزوه میکردن که ای کاش از همون مدل زامبیهای کلاسیک استفاده میشد ولی از این موتور سواران حرفه ای استفاده نمیشد! پس باید نتیجه گرفت که تغییر لازم بود ولی در عین حال کژکام نتونسته بود خوب از عهدش در بیاد.من همون موجودات به اصطلاح روح رو به گانادو های نسخه 4 ترجیح میدم اگرچه تم بازی رو بشدت عوض داده بود.مطمئن باشید در عین تغییر تم داستان بازی جوری بود که به نسخه های قبل ارتباط بهتری داشت
 
آخرین ویرایش:
استان اصلی سری مربوط به ماجرایی میشه که از واقعه ی عمارت شروع شد،با کد ورونیکا ادامه پیدا کرد و با 5 هم تموم شد.داستانهای 2 و 3 و زیرو هم مکمل این داستان بودند و وجودشون کاملا لازمه.داستان 4 و 6 هم داستانهای کاملا فرعی بودند که کمترین ارتباط رو با خط اصلی داستان سری داشتند.برای همین هم هست که تمام داستانهای بعد از 5 چرت و پرت و فرعی بودند.اونوقت بعضی ها به صرف اینکه داستان کلی سری درباره ی سوءاستفاده از علم هست،خودشون رو گول میزنند که سرگذشت شخصیت ها مهم نیست.برای همین هم داستان 4 و 5 رو باهم مقایسه می کنند.چون انتشار انگل لاس پلاگا رو به عنوان داستان اصلی 5 در نظر میگیرن،نه سرگذشت شخصیت
خب نیما من با حرفات موافقم ولی در یه مورد باهات اختلاف دارم و اون اینه که من بر خلاف تو داستان اصلی رو منحصر به سه شخصیت نمیدونم.این دلیل کافی نیست که چون داستان از واقعه امارت شروع شد و تو ی این واقعه کریس و جیل وسکر حضور داشتن پس به قول خودت مثلث داستان رزیدنت ایول این سه هستن
و بعدم بگیم داستان بزرگی مثل 2 رو تنها مکمل این داستانها و نیز لیان و ایدا و کلیر رو هم در رتبه ژایینتری از کریس و جیل قرار بدیم.
قبلا من تو بخش خصوصی باهات بحثی داشتم و علت اینکه شخصیت های لیان و ایدا رو مستقل میدونستم رو گفتم و اینکه اگرچه داستان ایدا و لیان در شماره 2 شروع شد دلیل بر کم اصل تر و کم اهمیت تر بودن اون نمیشه.خودت هم گویا قبول کرده بودی وولی الان داری باز اون حرف همیشگی تو میزنی:d
نه دوست من هرگز داستان بزرگی مثل فقط به خاطر مکمل ساختن داستان اصلی ساخته نشد و هدفی والاتر داشت.میخواست بگه در کنار سه شخصیت کریس و جیل و وسکر سه شخصیت دیگه لیان و کلر و ایدا هم داستانهای مستقلی دارن اگرچه ممکنه ارتباط تنگاتنگی داشته باشن

- - -ویرایش - - -

جالبش اینجاست که لیان اون همه آدم کشت تا جلوی سدلر رو بگیره، ولی همین فرد دو دستی نمونه رو تحویل داد! حالا ببینین انگل دست یک آدمی مثل سدلر خطرناک هست یا دست یه نهاد سازمان یافته؟
جناب پروفسور اول برو ببین چطور شد انگل دست ایدا افتاد بعد برو شخصیت ایدا دقیق موشکافی کن از روی حرفاکه میزنه!
ببین ایدا تو گزارشاتش حرفایی رو به سازمان میگه جای تامل داره .حدا اقل خودش با زبون خودش میگه من باید این ماموریتم یعنی به چنگ اوردن انگل رو با موفقیت انجام بدهم حالا به هر قیمتی که هست!من وارد بازی شدم که دیگه راه برگشتی نداره!
حالا با توجه به حرفای خود ایدا و اینکه تا زمان ایول4 بر فرض که نسخه های بعدی هنوز عرضه نشدن چه تصوری ازش داریم؟ایا همون وقتم داریم ایدایی مثل ایدای نسخه 6 که بهمون معرفی کرد رو میشناسیم؟
خیر اگر لیان نمونه رو میخواست سماجت کنه دیگه رحمی در کار نبود قطعا ایدا با سماجتی که لیان تو تحویل نمونه انجام میداد او رو میکشت!مسلما لیان از روی میل باطنی نمونه رو تحویل نداد و بعدم اگه لیان چنین ریسکی نمیکرد هم سر خودشو از دست میداد و هم نومنه دست ایدا میفتاد یعنی چوب دو سر سوخته!
خیلی جالبه واسم بگی اگه شما جای لیان بودی اون لحظه چکار میکردی.با توجه به اینکه ایدا هم وقت کافی نداشت تا برای لیان توضیح بده من این انگل رو میخوام واسه چی و وسکر هم که ایدا رو تحت نظر داشت
شاید هنوزم ایدا به لیان علاقه داشت و اینطور استدلال کنیم که ایدا هرگز شلیک نمیکرد ولی حتی اگرم چنین باشد چنین قاطعانه نظر دادن احمقانس!
چون این فقط یه احتماله و ریسک کردن در چنین مواقعی منطقی تره.ولی با توجه به حرفای ایدا تو گزارشاتش چنین چیزیم از یادا بر نمیاد که به خاطر احساس که به لیان داره چنین حماقتی بکنه و نمونه رو از لیان نگیره و اگرم لیان تحویل نداد بهش شلیک نکنه!
البته اینو بگم
مقصر شما نیستی که چنین فکری در مورد ایدا داری مقصر خود کپکامه که توی نسخه 6 ایدا رو جور دیگه شخصیت داد و همه فکر میکنیم ایدا خیلی ادم احسایه و تحت تاثیر عشقش(اگه واقعا عشقی در کار باشه) ممکنه مسئولیت خطیر خودشو فدای احساساتش کنه.
من مطمئنم اگه فردی اول نسخه 6 رو بازی کنه بعد نسخه 4 رو کلی از رفتار ایدا تعجب میکنه که چطور این دونسخه کلی باهم فرق میکنن
و اما درمورد سازمان
ببین داری هم خیلی راحت وهم زود راجب سازمان قضاوت میکنی.تو که هنوز شناختی از اهداف سازمان نداری که!شاید سازمان دقیقا مثل امبرلا و ترایسل نباشه وگرنه چه لزومی داشت معرف ی بشه؟اینکه چرا ایدا به استخدام سازمان در اومد رو کسی نمیدونه.نکنه شما میدونی؟
ژس از کجا معلوم سازمان از سدلر خطرناک باشه؟سدلر یه ادم کند ذهن بود که هدفش تنها حکومت بر کل بشریت بود ولی سازمان چی؟
یه ادم کند ذهن به مراتب ممکنه خطر افرین تر هم بشه پس خوبه به صحبتهای سایر شخصیتها هم بیشتر تامل کنیم .تنها صحبتهای فلسفی وسکر نیست که نیاز به تامل داره
بقیه حرفات هم جواب نداره
 
آخرین ویرایش:
خیلی جالبه واسم بگی اگه شما جای لیان بودی اون لحظه چکار میکردی.
همون کاری رو میکردم که تو باغ سالازار کردم:-/ اونجا هم دقیقا همین وضعیت بود مگه نه؟ تفنگ از پشت سر و تهدید به اینکه تکون بخوری میزنم و مهمتر از همه Bit of advice - try using knives next time. Works better
for close encounters و این حرفا ;)
 
خی دوست عزیز با شناختی که بنده از روح دارم اون موجود چنگال بدست به معنای واقعی روح نبود!
روح یه امر غیر مادیه که با چشم قابل رویت نیست قابل لمس هم نیست.ولی اون موجود لیان رو میخواست با چنگالاش از وسط نصف کنه و دیده هم که میشد.اونا چون مثل روح و شبح سیاهی میزدن و حالت ترسناکی مثل شبح داشتن رو عنوان روح دادن.
لیان چون الوده به ویروس بود حالت توهمی به خود میگرفت و در کل چون همین نسخه هم مثل بقیه نسخه ها با ویروس سر و کار داشته نمیشه گفت اصلا رزیدنت دایول نبود بلکه به قول دوستمون علی تم بازی تا حدی فرق میکرد.و اینکه چرا کنسل شد رو خودشون هم به خاطر همین تغییر تم عناون کردن. که میشه همون ماروائی بودن
خب علی جان زامبی های ریمیک رو به خاطر همین تغییر دان که همون مصداق حرف منه!
چون من گفتم تغییر تو زامبی ها برای از بین بردن یکنواختی و ایجاد تنوع لازم بود.منتها تو نسخه ریمیک این تغییر هر چند کوچک بود خیلی عالی انجام شد و ما وقتی زامبیها رو نمیسوزوندیم از نمسیس هم ترسناکتر میشدن
ولی تو نسخه های مدرن مخصوصا 5و 6 ماجینیها که جای زامبیها رو گرفته بودن اگرچه برای بازی تنوع بخشیدن ولی برای اکثر گیمرها جذابیتی نداشتن بطوریکه حتی با وجود تکراری بودن زامبیها عده ای از گیمرها ارزوه میکردن که ای کاش از همون مدل زامبیهای کلاسیک استفاده میشد ولی از این موتور سواران حرفه ای استفاده نمیشد! پس باید نتیجه گرفت که تغییر لازم بود ولی در عین حال کژکام نتونسته بود خوب از عهدش در بیاد.من همون موجودات به اصطلاح روح رو به گانادو های نسخه 4 ترجیح میدم اگرچه تم بازی رو بشدت عوض داده بود.مطمئن باشید در عین تغییر تم داستان بازی جوری بود که به نسخه های قبل ارتباط بهتری داشت
هر چی که بود اصلا و ابدا به سری نمیخورد!
اون فرضیه توهم و اینا فکر نکنم درست باشه چون کپکام نمیاد تیکه ای که با کل بازی متفاوت هستش رو نمایش بده.
مثل این هست که بگیم مثلا سونی میومد تیکه توهم نیتن رو تو Uncharted بیاد واسه نمایش اونم تو E3 انتخاب کنه! :|
عزیز من تغییر باید بجا باشه و از ریشه ها سری رو فاصله نندازه اگه اون نسخه میومد سری یه کپی زشت از SH میشد که آبروی RE میرفت.
مثلا RE جزو اولین بازی های Horror تاریخ بیاد از یه بازی که بعد از اون اومده کپی بزنه و مطمئن باشید این تیم هرگز نمیتونه چیزی مثل SH بسازه.
هر چیزی اصالت خودش رو داره اگه این نسخه میومد به نظر من فاجعه ای بدتر از RE 6 به وجود میومد.
در ضمن ماجینی ها فقط برای RE5 بود.:d

- - -ویرایش - - -

خی دوست عزیز با شناختی که بنده از روح دارم اون موجود چنگال بدست به معنای واقعی روح نبود!
روح یه امر غیر مادیه که با چشم قابل رویت نیست قابل لمس هم نیست.ولی اون موجود لیان رو میخواست با چنگالاش از وسط نصف کنه و دیده هم که میشد.اونا چون مثل روح و شبح سیاهی میزدن و حالت ترسناکی مثل شبح داشتن رو عنوان روح دادن.
لیان چون الوده به ویروس بود حالت توهمی به خود میگرفت و در کل چون همین نسخه هم مثل بقیه نسخه ها با ویروس سر و کار داشته نمیشه گفت اصلا رزیدنت دایول نبود بلکه به قول دوستمون علی تم بازی تا حدی فرق میکرد.و اینکه چرا کنسل شد رو خودشون هم به خاطر همین تغییر تم عناون کردن. که میشه همون ماروائی بودن
خب علی جان زامبی های ریمیک رو به خاطر همین تغییر دان که همون مصداق حرف منه!
چون من گفتم تغییر تو زامبی ها برای از بین بردن یکنواختی و ایجاد تنوع لازم بود.منتها تو نسخه ریمیک این تغییر هر چند کوچک بود خیلی عالی انجام شد و ما وقتی زامبیها رو نمیسوزوندیم از نمسیس هم ترسناکتر میشدن
ولی تو نسخه های مدرن مخصوصا 5و 6 ماجینیها که جای زامبیها رو گرفته بودن اگرچه برای بازی تنوع بخشیدن ولی برای اکثر گیمرها جذابیتی نداشتن بطوریکه حتی با وجود تکراری بودن زامبیها عده ای از گیمرها ارزوه میکردن که ای کاش از همون مدل زامبیهای کلاسیک استفاده میشد ولی از این موتور سواران حرفه ای استفاده نمیشد! پس باید نتیجه گرفت که تغییر لازم بود ولی در عین حال کژکام نتونسته بود خوب از عهدش در بیاد.من همون موجودات به اصطلاح روح رو به گانادو های نسخه 4 ترجیح میدم اگرچه تم بازی رو بشدت عوض داده بود.مطمئن باشید در عین تغییر تم داستان بازی جوری بود که به نسخه های قبل ارتباط بهتری داشت
هر چی بودش هیچ ربطی به RE نداشت.
به اسم ویروس همه کار مگه میشه کرد؟ اونموقع یه چیزی تو مایه های شوالیه های RE میشدن.
تغییر ریمیک درست بود و بجا و به ریشه های سری کاملا وفادار بود نه مثل این نسخه که اگه عرضه میشد فاجعه ای بدتر از RE 6 اتفاق می‌افتاد.
در مورد توهم و اینها امکان نداره یه شرکت بیاد یه تیکه کوچک از بازی رو که به بازی اصلی هیچ ربطی نداره تو E3 نشون بدن.
مثل این میمونه که ND میومد تیکه توهم نیتن رو تو کنفرانس سونی واس UNCHARTED نشون میداد. l-)
در مورد تغییر درسته ولی تغییر باید درست و بجا باشه و به ریشه های سری آسیب نرسونه.
اگه این شماره عرضه میشد RE که بزرگترین IP ترسناک بودش میومد یه SH میشد که نصف کیفیت اونم ازش در نمیومد.
هر سری با اصالتش زیباست نه با کپی از دیگر سری ها!
 
-


جناب پروفسور اول برو ببین چطور شد انگل دست ایدا افتاد بعد برو شخصیت ایدا دقیق موشکافی کن از روی حرفاکه میزنه!
ببین ایدا تو گزارشاتش حرفایی رو به سازمان میگه جای تامل داره .حدا اقل خودش با زبون خودش میگه من باید این ماموریتم یعنی به چنگ اوردن انگل رو با موفقیت انجام بدهم حالا به هر قیمتی که هست!من وارد بازی شدم که دیگه راه برگشتی نداره!
حالا با توجه به حرفای خود ایدا و اینکه تا زمان ایول4 بر فرض که نسخه های بعدی هنوز عرضه نشدن چه تصوری ازش داریم؟ایا همون وقتم داریم ایدایی مثل ایدای نسخه 6 که بهمون معرفی کرد رو میشناسیم؟
خیر اگر لیان نمونه رو میخواست سماجت کنه دیگه رحمی در کار نبود قطعا ایدا با سماجتی که لیان تو تحویل نمونه انجام میداد او رو میکشت!مسلما لیان از روی میل باطنی نمونه رو تحویل نداد و بعدم اگه لیان چنین ریسکی نمیکرد هم سر خودشو از دست میداد و هم نومنه دست ایدا میفتاد یعنی چوب دو سر سوخته!
خیلی جالبه واسم بگی اگه شما جای لیان بودی اون لحظه چکار میکردی.با توجه به اینکه ایدا هم وقت کافی نداشت تا برای لیان توضیح بده من این انگل رو میخوام واسه چی و وسکر هم که ایدا رو تحت نظر داشت
شاید هنوزم ایدا به لیان علاقه داشت و اینطور استدلال کنیم که ایدا هرگز شلیک نمیکرد ولی حتی اگرم چنین باشد چنین قاطعانه نظر دادن احمقانس!
چون این فقط یه احتماله و ریسک کردن در چنین مواقعی منطقی تره.ولی با توجه به حرفای ایدا تو گزارشاتش چنین چیزیم از یادا بر نمیاد که به خاطر احساس که به لیان داره چنین حماقتی بکنه و نمونه رو از لیان نگیره و اگرم لیان تحویل نداد بهش شلیک نکنه!
البته اینو بگم

مقصر شما نیستی که چنین فکری در مورد ایدا داری مقصر خود کپکامه که توی نسخه 6 ایدا رو جور دیگه شخصیت داد و همه فکر میکنیم ایدا خیلی ادم احسایه و تحت تاثیر عشقش(اگه واقعا عشقی در کار باشه) ممکنه مسئولیت خطیر خودشو فدای احساساتش کنه.
من مطمئنم اگه فردی اول نسخه 6 رو بازی کنه بعد نسخه 4 رو کلی از رفتار ایدا تعجب میکنه که چطور این دونسخه کلی باهم فرق میکنن
و اما درمورد سازمان
ببین داری هم خیلی راحت وهم زود راجب سازمان قضاوت میکنی.تو که هنوز شناختی از اهداف سازمان نداری که!شاید سازمان دقیقا مثل امبرلا و ترایسل نباشه وگرنه چه لزومی داشت معرف ی بشه؟اینکه چرا ایدا به استخدام سازمان در اومد رو کسی نمیدونه.نکنه شما میدونی؟
ژس از کجا معلوم سازمان از سدلر خطرناک باشه؟سدلر یه ادم کند ذهن بود که هدفش تنها حکومت بر کل بشریت بود ولی سازمان چی؟
یه ادم کند ذهن به مراتب ممکنه خطر افرین تر هم بشه پس خوبه به صحبتهای سایر شخصیتها هم بیشتر تامل کنیم .تنها صحبتهای فلسفی وسکر نیست که نیاز به تامل داره
بقیه حرفات هم جواب نداره

نوشته قرمزه:

دقیقا! منم وقتی ایدا 4 رو با 6 مقایسه کردم تناقض اومد تو ذهنم پرسیدم که ایا ایدا چه جور شخصیتی داره؟
همیشه ایدا رو شخصیت مرموزی فرض میکردم که کسی نمیتونه سر از کارش دربیاره (حتی لیان:d)
ولی تو قسمت 6 دقیقا مثه فرشته ها شده بود:| تازه میخواست بره با کارلا حرفبزنه که چرا این کارا رو میکنه:|



نوشته ابی:


والا اون ایدایی که تو سری 4 و 2 و دمنیشن و...
هدفش خیلی از لیان براش مهمتربود
 
بچه ها تا حالا اینو دیده بودین!:| باورم نمیشه به جان خودم:d
اینوتو سایت کپکام پیدا کردم و اینجوری شدم:-o
شاید برا همین جیل تو شماره 6 پارتنرمون نبود
ولی بارورمنمیشه همچین چیزی
که جیل با کریس ازدواج کرده و الان ماموریت رو کنار گذاشته (البته مدتی)

73313225992767436037.jpg



اینم عکس کامل پیج

15218259778390367200.jpg


اینم منبع


نمیدونم چرا خبر مال سال 2012 هست ولی کسی نمیدونست
شایدم بعضیا مدونستن ولی من که کلی متعجب شدم چون تازه این خبر رودیدم

 
بچه ها تا حالا اینو دیده بودین!:| باورم نمیشه به جان خودم:d
اینوتو سایت کپکام پیدا کردم و اینجوری شدم:-o
شاید برا همین جیل تو شماره 6 پارتنرمون نبود
ولی بارورمنمیشه همچین چیزی
که جیل با کریس ازدواج کرده و الان ماموریت رو کنار گذاشته (البته مدتی)

73313225992767436037.jpg



اینم عکس کامل پیج

15218259778390367200.jpg


اینم منبع


نمیدونم چرا خبر مال سال 2012 هست ولی کسی نمیدونست
شایدم بعضیا مدونستن ولی من که کلی متعجب شدم چون تازه این خبر رودیدم


میگن فیک بوده!
 
آره داداش.این خبر جزو شایعاتی بود که قبل از انتشار 6 اومد.ولی کاملا فیک بود و هیچوقت تایید نشد.در واقع توی 6،اصلا هیچ اسمی از جیل نیومد،چه برسه به ازدواجش با کریس!

معین جان،تو منظورم رو بد متوجه شدی.البته شاید من بد بیان کردم.من هیچوقت منظورم این نبوده که داستان سری فقط درباره ی سه تا شخصیت بوده.این برداشتی هست که متاسفانه یکی از بچه ها،از حرفهای من استنباط کرده.البته اون هم منظور من رو میفهمه.فقط خودش رو به اون راه میزنه.منم مثل تو کاملا قبول دارم که سری دو تا خط داستانی داره.اولی با 1 شروع شد و مربوط میشه به سرگذشت کریس،جیل و وسکر و دومی هم با 2 شروع شد و مربوط میشه به سرگذشت کلیر و لیون.(ایدا در زمان 2 آنچنان مهم نبود و در حد شری بود.حتی رابطش با وسکر هم مطرح نبود.بعد از فاش شدن رابطش با وسکر نقشش پر رنگ شد.) کد ورونیکا هم نقطه ی اتصال این دو خط داستانیه.یعنی جزو هر دو محسوب میشه به نظرم.چون از یک طرف ادامه ی سرگذشت کلیر از 2 رو داشتیم و از یک طرف هم ادامه ی سرگذشت کریس و وسکر از 1 رو.تو کاملا درست میگی.شماره 2 هم اومد مثل 1 یک داستان جدید رو شروع کرد و دو قهرمان جدید (کلیر و لیون) رو هم معرفی کرد.ولی من منظورم اینه که داستان اول خط اصلی داستان سری محسوب میشه و مهمترین مسائل داستان،توی این خط داستانی مطرح میشن.یعنی نسخه های 1 و کد ورونیکا و 5.پس کریس و جیل که روایتگران این خط داستانی هستند هم مسلما از جایگاه بالاتری برخوردار هستند.خط داستانی دوم اکثرشون داستان های فرعی و کم اهمیت بودند.مثل 4 و 6 و عملیات:جاوییر و دمنیشن و.....که کمترین ارتباط رو با خط اصلی داستان داشتند.

کاری ندارم که شماره 4 به عنوان یک بازی مهم بود و باعث ایجاد تنوع در گیم پلی شد.ولی از لحاظ داستانی،حتی قابل مقایسه با 1 و کد ورونیکا و 5 و حتی 2 هم نیست.چون هیچ ابهامی رو از گذشته ی داستان رفع نکرد و هیچ کدوم از مسائلش هم به داستان اصلی ربطی نداشتند.6 هم که کلا یک نسخه ی تجاری بود که بود و نبودش هیچ فرقی نمیکنه.فقط به خاطر فن هایی ساخته شد که خواستار رویارویی لیون و کریس بودن یا فقط به روابط عاشقانه ی لیون و ایدا اهمیت میدادند.گواهش هم اینکه ایدا در بازی حضور داشت،ولی حتی هیچ اسمی از سازمان برده نشد و صرفا به رابطه ی عاطفیش با لیون پرداخته شد.اون هم به صورت کاملا هندی.این رو که دیگه قبول داری؟تنها بخش مهم خط داستانی دوم،شماره 2 بود که به سبب معرفی شخصیت ویلیام بیرکن و مطرح کردن واقعه ی راکون سیتی،مهمترین بخش این خط داستانی محسوب میشه.ولی باز هم به هیچ عنوان،در حد خط داستانی اول و نسخه های 1 و کد ورونیکا و 5 نیست و فقط مسائلی رو مطرح کرد که مکمل خط اصلی داستان بودند.حتی شماره 2 ادامه ی چندان مهمی هم نداشت و با داستان های فرعی مثل 4 و 6 ادامه پیدا کرد که فقط بیانگر یک سری مسائل کاملا جدید و حاشیه ای بودند.در حالی که داستان 1 با مهمترین داستانها و مسائل سری ادامه پیدا کرد.حتی در کد ورونیکا هم بخشی ه مربوط به داستان 1 میشد (ماجرای کریس و وسکر)،به مراتب مهمتر از بخشی بود که مربوط به داستان 2 میشد (ماجرای کلیر).در کل اینکه من میگم خط داستانی اصلی فلانه،منظورم این نیست که بقیه ی نسخه ها یا شخصیتها مهم نیستند.اینکه میگم فرعی یا کم اهمیت،فقط نسبت به خط اصلی داستانه که درست هم هست!

من فقط مشکلم با افرادیه که به صرف اینکه داستان کلی سری درباره ی سوءاستفاده از علمه،خودشون رو گول میزنن که اهمیت همه ی نسخه ها در حد هم هست و داستان 4 و 5 از یک جایگاه برخوردارند.چون هر دوشون درباره ی سوءاستفاده از علم بودن.در واقع این افراد،پخش شدن انگل رو به عنوان داستان اصلی 5 حساب میکنن،نه سرگذشت شخصیت هاش رو.یعنی فکر میکنن که 5 به خاطر نشون دادن انتشار لاس پلاگا در کیجوجو ساخته شده.در حالی که نمیدونن این بازی،به خاطر پایان دادن به ماجرای 10 ساله ی کریس،جیل و وسکر و همچنیم مطرح کردن مسائل مهمی از گذشته ی آمبرلا و اسپنسر ساخته شد.متوجه منظورم شدی؟
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or