K3l!0$
کاربر سایت
تنها گروهی هست که تخریبی عمل نمیکنم چون هر کدوم از اینها بچگیم رو درست کردن.
Tiny Toon رو با پسر عموم بازی میکردم. فقط 2-3 ساعت طول کشید تا یاد گرفتم چجوری بازیش کنم. من یادم نیست کدوم مرحله بود ولی دختر سبد به دست رو دیدم. یادمه یه بار از 5 بعد از ظهر یه روز تا 1 بعد از ظهر روز بعد یه سره داشتیم بازی میکردیم:d بعد که از خونشون رفتم شنیدم سگاش سوخت (البته تایستونم بود و هوا گرم بود ولی فکر کنم 20 ساعت بازی پشت سر هم ما هم یه درصد کمی تاثیر داشت:d
سونیک رو با پسر همسایه مون بازی میکردم. یادمه کلا نمیتونستم درست و حسابی بازی کنم ولی باز هم این جوجه تیغی راه خودش رو به دل من پیدا کرد و من رو عاشق خودش کرد
قشنگ اینجاست که شاید به اندازه ی شخصیت های دیگه نتونم توضیحی درباره اش بدم ولی همون قدر دوستش دارم و این زیبایی این کاراکتره
خودم SNES داشتم و حدود سه سال Super Mario Bros. (نمیدونم کدوم نسخه اش، اون موقع سوم دبستان بودم) بازی میکردم. البته با خواهرم سر اینکه 10 دقیقه بیشتر از نوبتم بازی کردم کتک کاری شدیدی میکردیم:d یادش بخیر مرحله ی دومش که زیر زمین بود بی نظیر بود (راستی کسی هست کدوم بازیش مرحله ی دومش زیر زمین بود؟
). این اژدها های آخر مرحله اش رو هم با کمک بابام پدرشون رو در میاوردم. خیلی خیلی خاطره های قشنگی با این ماریو دارم
:bighug::d
لینک رو هم اول خونه ی یکی از دوستام که روی DS اش Phantom Hourglass داشت دیدم. بعد روی Wii یکی از دوستام Skyward Sword رو بازی کردم. اشکم در اومد تا بتونم با Emulator راه بندازمش ولی ارزشش رو داشت. از اولین لحظه ای که بازی رو دیدم فن دو آتیشه اش شدم.
واقعا این شخصیت و بازیش بی نظیر بود. یه بازی اکشن ادونچر که برخلاف بقیه ی بازی های این سبک حتی راه رفتن توی محیطش هم خسته کننده نبود و همه جای بازی در حال لذت بردن از بازی هستی.:bighug:
ریمن رو هم که دیگه توضیح نمیخواد. احمق تر از این کاراکتر شاید فقط پاتریک (توی SpongeBob) باشه.:d بازی بسیار سختی هم بود. بعد از مدت ها منو یاد SMB زمان SNES انداخت که دستت درد میگرفت و اشک تو چشمات جمع میشد تا یه مرحله رو رد کنی. مخصوصا برای مدال گرفتن توی مراحلش. این رو خواهر کوچیکم زودتر از من تموم کرد و داشت مراحل مخفیش رو میرفت)x:d کل زمانی که ریمن نیاز داشت تا من رو عاشق خودش بکنه، صحنه ی اول بازی با خور و پف زیباشون بود:d
برای همشون احترام خاصی قائلم و سه تای اول کودکی من رو تشکیل میدادن و دو تای آخر من رو دوباره به زمان بچگیم برگردوندن ولی این ماریو، لوله کش سیبیلو ی یه مقدار نژادپرست:d هست که بیشترین خاطره و باهاش دارم و خودم رو مدیونش میدونم اگه بهش رای ندم. به نظر من اوج کار میاموتو طراحی این کاراکتر بود. برای همین با عرض معذرت به بقیه ی کاراکتر ها رای من Mario هست.
:d شاید به اندازه ی شخصیت های دیگه جذاب نباشه، شاید به اندازه ی اونها بامزه نباشه ولی کافیه یه بار باهاش بری دنبال پرنسس هلو:d
با این که شدیدا به گروه بندی تون اعتراض دارم، ولی دستتون درد نکنه شدیدا خاطرات رو شخم زدین و با احساسات آدم بازی کردین. ولی باز هم به نظر من نباید لینک رو با اینا میذاشتین:d
Tiny Toon رو با پسر عموم بازی میکردم. فقط 2-3 ساعت طول کشید تا یاد گرفتم چجوری بازیش کنم. من یادم نیست کدوم مرحله بود ولی دختر سبد به دست رو دیدم. یادمه یه بار از 5 بعد از ظهر یه روز تا 1 بعد از ظهر روز بعد یه سره داشتیم بازی میکردیم:d بعد که از خونشون رفتم شنیدم سگاش سوخت (البته تایستونم بود و هوا گرم بود ولی فکر کنم 20 ساعت بازی پشت سر هم ما هم یه درصد کمی تاثیر داشت:d
سونیک رو با پسر همسایه مون بازی میکردم. یادمه کلا نمیتونستم درست و حسابی بازی کنم ولی باز هم این جوجه تیغی راه خودش رو به دل من پیدا کرد و من رو عاشق خودش کرد
قشنگ اینجاست که شاید به اندازه ی شخصیت های دیگه نتونم توضیحی درباره اش بدم ولی همون قدر دوستش دارم و این زیبایی این کاراکتره
خودم SNES داشتم و حدود سه سال Super Mario Bros. (نمیدونم کدوم نسخه اش، اون موقع سوم دبستان بودم) بازی میکردم. البته با خواهرم سر اینکه 10 دقیقه بیشتر از نوبتم بازی کردم کتک کاری شدیدی میکردیم:d یادش بخیر مرحله ی دومش که زیر زمین بود بی نظیر بود (راستی کسی هست کدوم بازیش مرحله ی دومش زیر زمین بود؟
). این اژدها های آخر مرحله اش رو هم با کمک بابام پدرشون رو در میاوردم. خیلی خیلی خاطره های قشنگی با این ماریو دارم
:bighug::dلینک رو هم اول خونه ی یکی از دوستام که روی DS اش Phantom Hourglass داشت دیدم. بعد روی Wii یکی از دوستام Skyward Sword رو بازی کردم. اشکم در اومد تا بتونم با Emulator راه بندازمش ولی ارزشش رو داشت. از اولین لحظه ای که بازی رو دیدم فن دو آتیشه اش شدم.
واقعا این شخصیت و بازیش بی نظیر بود. یه بازی اکشن ادونچر که برخلاف بقیه ی بازی های این سبک حتی راه رفتن توی محیطش هم خسته کننده نبود و همه جای بازی در حال لذت بردن از بازی هستی.:bighug:ریمن رو هم که دیگه توضیح نمیخواد. احمق تر از این کاراکتر شاید فقط پاتریک (توی SpongeBob) باشه.:d بازی بسیار سختی هم بود. بعد از مدت ها منو یاد SMB زمان SNES انداخت که دستت درد میگرفت و اشک تو چشمات جمع میشد تا یه مرحله رو رد کنی. مخصوصا برای مدال گرفتن توی مراحلش. این رو خواهر کوچیکم زودتر از من تموم کرد و داشت مراحل مخفیش رو میرفت)x:d کل زمانی که ریمن نیاز داشت تا من رو عاشق خودش بکنه، صحنه ی اول بازی با خور و پف زیباشون بود:d
برای همشون احترام خاصی قائلم و سه تای اول کودکی من رو تشکیل میدادن و دو تای آخر من رو دوباره به زمان بچگیم برگردوندن ولی این ماریو، لوله کش سیبیلو ی یه مقدار نژادپرست:d هست که بیشترین خاطره و باهاش دارم و خودم رو مدیونش میدونم اگه بهش رای ندم. به نظر من اوج کار میاموتو طراحی این کاراکتر بود. برای همین با عرض معذرت به بقیه ی کاراکتر ها رای من Mario هست.
:d شاید به اندازه ی شخصیت های دیگه جذاب نباشه، شاید به اندازه ی اونها بامزه نباشه ولی کافیه یه بار باهاش بری دنبال پرنسس هلو:d
با این که شدیدا به گروه بندی تون اعتراض دارم، ولی دستتون درد نکنه شدیدا خاطرات رو شخم زدین و با احساسات آدم بازی کردین. ولی باز هم به نظر من نباید لینک رو با اینا میذاشتین:d
آخرین ویرایش:






: 
