*SPOILER ALERT* گفتگو در مورد داستان The Last of Us Part II (پست اول با دقت خوانده شود)

last of amir

کاربر سایت
Sep 3, 2014
1,124
نام
امير
کات‌سین‌های بازی که دوسشون داشتم رو طی اولین برای که داشتم بازی رو می‌رفتم کامل ضبط کردم که هروقت دلم تنگ شد دوباره ببینمشون. مشکل اینجاست که الان دلم تنگ شد ولی هرچقدر تلاش کردم جرئت نکردم دیگه کات‌سین مرگ جول رو ببینم :| علاقه‌ای به اون حس ضربان قلب قبل اون اتفاق ندارم. نشستم کات‌سین آخر بازی رو دیدم و چرااااا چرااااا الی بعد از اینکه گفت دوست دارم تلاشمو بکنم که ببخشمت نرفت بغلش کنه که حداقل آدم اینقدر حسرت نخوره :(( بازی یک سیر تاریکی عجیبی داره که حس یک راهروی تاریک و تنگ رو به آدم میده که جرئت نداری دیگه توش قدم بزنی با اینکه خیلی دوسش داری. بدترین حسی هم که میده برای من نه حس پوچیه و نه چیز دیگه، بدترین حس همون حس تنهاییه که چرا جول اون دو سال آخر باید تنهایی کنار پنجره غذا میخورد و بدون اینکه الی بغلش کنه اونطوری کشته شد. بدترین حس اونه که چرا الی تهش تنهای تنها شد و دیگه کسی رو نداره یا اون وضعیت اسف‌بار ابی. بدترین حس اونیه که جول اون لحظه آخر مرگ، الی رو دید ولی حرفی نزد چون نمیخواست اون حرف بعد‌ها هی تو ذهن الی تکرار بشه و فقط لباشو یکم تکون داد. فقط دیالوگ آخر الی که بعدش یه نگاه خاصی هم داره : just take him . از هرچی راهرو و در هست متنفرم
 

Paradise Lost

کاربر سایت
Feb 4, 2016
2,250
من که کل بازی رو از یوتیوب با کیفیت 1080 دانلود کردم ، بنظرتون نگاه کنم یا صبر کنم رو PS5 بازیش کنم؟ فقط یک قسمتش مرگ جول برام اسپویل شد همون اول دیگه گفتم دست رسی به بازی ندارم بزار کل فیلم هاشو دانلود کنم، حالا بنظرتون بعدا که بازی رو بخرم حسش خراب نمیشه که قبلش کل رو ببینم؟ با توجه به این که خیلی فشار روم هست که تا الان نتونستم بازی کنم و واقعا نابود شدم دیدم جوئل مرده:|
 

Kurt117

کاربر سایت
Aug 6, 2009
3,352
نام
Ali
اهم... :-"
من دیر رسیدم به بحث ولی در مورد هیکل ابی :-"
در کل مشکل خاصی نداره و ملت (به جز ترول ها) بیشتر بخاطر این ناراحتن چون همچین بدن و فیزیکی برای خانم ها معمول نیست و کمتر دیده میشه، از اونور توی دنیای سینما و سرگرمی هم که کاملا خلاف چیزی هست که به عنوان "بدن جذاب" برای خانم ها نشون داده میشه...
خوب مشکل خاصی نیست و اون همه بازی با خانم های سک سی داشتیم، یه بازی هم اینطوری، ولی میشه درک کرد که چرا یه عده ناراحتن:-"

فرض کنید مثلا توی resident evil، کریس بجای اینکه هیکلی و قوی باشه، یه مرد خیلی لاغر و feminine باشه، حالا اگه بخوایم پیاز داغ ماجرا رو زیاد کنیم میگیم کریس نسبتا با ناز و عشوه حرف میزنه و راه رفتنش هم دخترونه هستن :-" (ربطی هم به گی بودن نداره هستن افرادی که اینطور باشن حتی اگه تعداد کم باشه)
اگه کریس اونطوری بود، مسلما یه عده صداشون در میومد، چون کلا توی جامعه جوریه که اکثر میخوان اون بدن یا شخصیت ایده عال رو داشته باشن، و از نظر فیزیکی برای مردا داشتن عضله و .. هست و برای خانم ها هم مثلا داشتن کمر باریک و big tiddies :|
 

Kiami

کاربر سایت
Dec 10, 2010
2,362
یعنی اون تیکه از بازی من از پشت اولین ماشین که اومدم بیرون و منو هد شات کرد ، (فلش بک دوم) گفتم این حرومی خود تامیه... بعد چه جوری تا آخرش بری و باهاش تن به تن درگیر شی و نفهمی کیه
تامی حرومی ؟ :| چرا حرومی حالا :D اتفاقا خیلی لذت بردم وقتی کله اون پسر تو مخی که رو جول تف کرد با یه هدشات تمییز پاشوند رو زمین :D داغ دل یه امتی رو خنک کرد این صحنه :D
152553

p.s : یه تحلیلی از یکی از دوستان میخوندم راجع به داستان جالب بود . میگفت نیل دراکمن تمام کسانی که تو این قصه انتقام‌ کشی نقش بیخودی داشتن و خودشونو وارد این داستان کردن تنبیه و کشته شدن ! یکی از اون افراد این بابایی بود که خودشو نخود اش کرد و تفم کرد رو جول تازه:D
 

Black Roz

کاربر سایت
Oct 14, 2007
2,502
یا همین اسنایپر که اینقدر نفرت توی ادم ایجاد می کرد بعد من واقعا انتظار داشتم الان ابی تیکه تیکه ش کنه بذارش لای نون سنگک بخورتش اما خیلی مسخره پرتش کرد توی اب فکر کنم اصلا طرفم نمرد.
اگر قرار بود تامی هم تو تون سکانس بمیره که با سر رفته بودم تلویزیون:D..لذبت بخش ترین سکانس بازی برای من همونجا بود که فهمیدم تامی داشته اینارو میزده با اسنایپ..خیلی خیلی حال کردم با داستان اونجا...بعد یه هد بی نظیر ازش..اصلا عالی بود.
 

Holy Diver

کاربر سایت
Jun 2, 2010
1,301
نام
عرفان
اگر قرار بود تامی هم تو تون سکانس بمیره با سر رفته بودم تلویزیون:D
تامی که نمیشد اونجا بمیره که چون روز سوم میاد پیش الی:|

تامی حرومی ؟ :| چرا حرومی حالا :D اتفاقا خیلی لذت بردم وقتی کله اون پسر تو مخی که رو جول تف کرد با یه هدشات تمییز پاشوند رو زمین :D داغ دل یه امتی رو خنک کرد این صحنه :D
View attachment 152553

p.s : یه تحلیلی از یکی از دوستان میخوندم راجع به داستان جالب بود . میگفت نیل دراکمن تمام کسانی که تو این قصه انتقام‌ کشی نقش بیخودی داشتن و خودشونو وارد این داستان کردن تنبیه و کشته شدن ! یکی از اون افراد این بابایی بود که خودشو نخود اش کرد و تفم کرد رو جول تازه:D
فایرفلای بود دوستاش کشته بود باعث شده بود گروهش منحل شه و هدفش از دست بده. حق بده بهش یه تف بندازه:D

من اصلا از هیچ شخصیتی تو این بازی بدم نیومد. حتی آیزک هم به نظرم خیلی پتانسیل داشت کرکترش و حیف که استفاده نشد ازش زیاد. یعنی اون همه اطلاعات اول بازی بهت میده ازش. بعد چندین ساعت شخصیت پردازی تازه معرفیش میکنه و چه معرفیی! بعد خیلی ضایع یارا با یه تیر میکشتش :|
 

vaan 2

کاربر سایت
Dec 20, 2009
11,661
نام
مازیار
تامی حرومی ؟ :| چرا حرومی حالا :D اتفاقا خیلی لذت بردم وقتی کله اون پسر تو مخی که رو جول تف کرد با یه هدشات تمییز پاشوند رو زمین :D داغ دل یه امتی رو خنک کرد این صحنه :D
View attachment 152553

p.s : یه تحلیلی از یکی از دوستان میخوندم راجع به داستان جالب بود . میگفت نیل دراکمن تمام کسانی که تو این قصه انتقام‌ کشی نقش بیخودی داشتن و خودشونو وارد این داستان کردن تنبیه و کشته شدن ! یکی از اون افراد این بابایی بود که خودشو نخود اش کرد و تفم کرد رو جول تازه:D
من خیلی تو نقشم با ابی فرو رفته بودم :D:Flexion: ولی حرومی تعریف بود ازش ... وگرنه وقتی آخرش دیدم تامی زنده است ، پنج دقیقه زار زدم ...
.........
اون صحنه که شاهکار بود ،،، همون اندازه جسی شکه کننده بود ، ولی از نظر مثبت
اصلا تعریفی که از بازی داشتم این بود که رنجر های جکسون اومدن داره ملیشیای سیاتل رو میپکونن
 
آخرین ویرایش:

last of amir

کاربر سایت
Sep 3, 2014
1,124
نام
امير
بعد چندین ساعت شخصیت پردازی تازه معرفیش میکنه و چه معرفیی! بعد خیلی ضایع یارا با یه تیر میکشتش :|
البته من توی این مردن آیزاک شک دارما چون تیر به کمرش خورد حس می‌کنم و این پتانسیل‌دار بودن کارکترش رو خواستم چندبار اشاره کنم یادم رفت. هم اکت بازیگرش خیلی عالی بود هم چهره کاریزماتیکی داشت همراه با صدای خوف. اونجا که یهو در باز شد و دیدیم که داره طرف رو شکنجه میکنه خیلی حال کردم
 
آخرین ویرایش:

reza11

کاربر سایت
Jun 6, 2013
420
نام
رضا
کات‌سین‌های بازی که دوسشون داشتم رو طی اولین برای که داشتم بازی رو می‌رفتم کامل ضبط کردم که هروقت دلم تنگ شد دوباره ببینمشون. مشکل اینجاست که الان دلم تنگ شد ولی هرچقدر تلاش کردم جرئت نکردم دیگه کات‌سین مرگ جول رو ببینم :| علاقه‌ای به اون حس ضربان قلب قبل اون اتفاق ندارم. نشستم کات‌سین آخر بازی رو دیدم و چرااااا چرااااا الی بعد از اینکه گفت دوست دارم تلاشمو بکنم که ببخشمت نرفت بغلش کنه که حداقل آدم اینقدر حسرت نخوره :(( بازی یک سیر تاریکی عجیبی داره که حس یک راهروی تاریک و تنگ رو به آدم میده که جرئت نداری دیگه توش قدم بزنی با اینکه خیلی دوسش داری. بدترین حسی هم که میده برای من نه حس پوچیه و نه چیز دیگه، بدترین حس همون حس تنهاییه که چرا جول اون دو سال آخر باید تنهایی کنار پنجره غذا میخورد و بدون اینکه الی بغلش کنه اونطوری کشته شد. بدترین حس اونه که چرا الی تهش تنهای تنها شد و دیگه کسی رو نداره یا اون وضعیت اسف‌بار ابی. بدترین حس اونیه که جول اون لحظه آخر مرگ، الی رو دید ولی حرفی نزد چون نمیخواست اون حرف بعد‌ها هی تو ذهن الی تکرار بشه و فقط لباشو یکم تکون داد. فقط دیالوگ آخر الی که بعدش یه نگاه خاصی هم داره : just take him . از هرچی راهرو و در هست متنفرم
دقیقا حرف دل منو زدی . چرا اون شب الی حداقل بغلش نکرد تا خیلی حسرت به دل اون و ما نمونه . خیلی حس بدی بود. هنوز هم مرگ جول برام عذاب اور مخصوصا با اون 2 سال رابطه سردی که بین الی و اون گذشت در واقع جول هم توسط نامردی و کینه توزی به وسیله ابی و هم در غریبی و تنهایی به وسیله الی کشته شد
 
  • Like
Reactions: last of amir

Black Roz

کاربر سایت
Oct 14, 2007
2,502
تامی که نمیشد اونجا بمیره که چون روز سوم میاد پیش الی
از دید داداشمون که گفت اون اسنایپره به قضیه نگاه کنی ممکن بود بمیره:D
 
  • Like
Reactions: Holy Diver

Kiami

کاربر سایت
Dec 10, 2010
2,362
تامی که نمیشد اونجا بمیره که چون روز سوم میاد پیش الی:|


فایرفلای بود دوستاش کشته بود باعث شده بود گروهش منحل شه و هدفش از دست بده. حق بده بهش یه تف بندازه:D

من اصلا از هیچ شخصیتی تو این بازی بدم نیومد. حتی آیزک هم به نظرم خیلی پتانسیل داشت کرکترش و حیف که استفاده نشد ازش زیاد. یعنی اون همه اطلاعات اول بازی بهت میده ازش. بعد چندین ساعت شخصیت پردازی تازه معرفیش میکنه و چه معرفیی! بعد خیلی ضایع یارا با یه تیر میکشتش :|
نه نمیتونم کنار بیام و حق بدم :D من فکر کنم جزو معدود کسایی هستم که جدای از اینکه با کلیت داستان ارتباط برقرار کردم ولی واقعا با یه سری شخصیت پردازی ها نتونستم کنار بیام . یکیش همین abby ، تناقص تو رفتار و صحبت هاش زیاده و نمیتونم واقعا هضمش کنم ! ببین مثلا یه جا بچه کوچیک ها همون لیو اینا ازش میپرسن چرا داری به ما کمک میکنی ؟ میگه چون شما جون منو نجات دادید:Dخوب حالا برگردیم به پلاتی که جول و ابی با هم ربورو میشن . جول جون ابی رو نجات میده . توقع هم‌ندارم به خاطرش از خیر انتقام باباش بگذره . ولی توقع داشتم اینطوری عقده گشایی و کثافت کاری و شکنجه راه نندازه ! تا جایی که خود اوون میاد بالا سرش شاکی میشه و میگه جمع کن این بساط و زودتر بکشش . کل دوستاشو به کشتن داد از زن حامله بگیر تا عشق سابق و ...بعد واقعا شماها الان با abby بیشتر از جول ارتباط برقرار کردید ؟ دمتون گرم :D من واقعا نمیتونم خیلی حق بدم بهش و کاراشو توجیه کنم ! میدونم البته اینا همش سلیقه ای ولی واسم‌ جالبه یه سری میگن ما با abby بیشتر از جول اراتباط برقرار کردیم . یعنی طرف ۲۰ ساعت tlou 1 زد با جول اشنا شد . بعد کشتن دکتر و فراری دادن الی خوشحالم بود و منقلب نشد . بعد سر یه تریلر از دید ابی و دکتر یهو چرخش قهرمانانه نشون داده و میگه فقط abby و مرگ بر جول :D من نمیتونم واقعا خیلی های دیگه هم دیدم‌مشکلشون با همینه کمم نیست تعدادشون . میشد خیلی کارا کرد این احساس تو ماها بهتر بشه به نظرم که قبلا راجع بهش صحبت کردیم .
 

FUTURE

Endure & Survive
کاربر سایت
Aug 20, 2014
3,707
نام
Alireza
البته من توی این مردن آیزاک شک دارما چون تیر به کمرش خورد حس می‌کنم و این پتانسیل‌دار بودن کارکترش رو خواستم چندبار اشاره کنم یادم رفت. هم اکت بازیگرش خیلی عالی بود هم چهره کاریزماتیکی داشت همراه با صدای خوف. اونجا که یهو در باز شد و دیدیم که داره طرف رو شکنجه میکنه خیلی حال کردم
بعدا که با Abby میری توی سالن تئاتر، توی رادیو اعضای WLF تایید میکنن که آیزاک مرده...
مثل اینکه کلا آیزاک نقش بیشتری توی داستان داشته در ابتدا ولی بعدا خیلیاشو حذف کردن که داستان از مسیرش منحرف نشه و بیشتر با نوشته‌ها روی شخصیتش کار کردن.
کات‌سین‌های بازی که دوسشون داشتم رو طی اولین برای که داشتم بازی رو می‌رفتم کامل ضبط کردم که هروقت دلم تنگ شد دوباره ببینمشون. مشکل اینجاست که الان دلم تنگ شد ولی هرچقدر تلاش کردم جرئت نکردم دیگه کات‌سین مرگ جول رو ببینم :| علاقه‌ای به اون حس ضربان قلب قبل اون اتفاق ندارم. نشستم کات‌سین آخر بازی رو دیدم و چرااااا چرااااا الی بعد از اینکه گفت دوست دارم تلاشمو بکنم که ببخشمت نرفت بغلش کنه که حداقل آدم اینقدر حسرت نخوره :(( بازی یک سیر تاریکی عجیبی داره که حس یک راهروی تاریک و تنگ رو به آدم میده که جرئت نداری دیگه توش قدم بزنی با اینکه خیلی دوسش داری. بدترین حسی هم که میده برای من نه حس پوچیه و نه چیز دیگه، بدترین حس همون حس تنهاییه که چرا جول اون دو سال آخر باید تنهایی کنار پنجره غذا میخورد و بدون اینکه الی بغلش کنه اونطوری کشته شد. بدترین حس اونه که چرا الی تهش تنهای تنها شد و دیگه کسی رو نداره یا اون وضعیت اسف‌بار ابی. بدترین حس اونیه که جول اون لحظه آخر مرگ، الی رو دید ولی حرفی نزد چون نمیخواست اون حرف بعد‌ها هی تو ذهن الی تکرار بشه و فقط لباشو یکم تکون داد. فقط دیالوگ آخر الی که بعدش یه نگاه خاصی هم داره : just take him . از هرچی راهرو و در هست متنفرم
این قضیه بغل نکردن هم جالبه چون نیل در موردش صحبت کرده...اتفاقا میگفت یه کات سین دیگه هم داشتیم که الی جول رو بغل میکرد توی اون لحظه...جالبم اینه که میگه صحنه‌ی بهتر و احساسی‌تری بوده نسبت به کات سین فعلی! ولی وقتی به صورت کلی داستان رو نگاه میکردی، این کات سین فعلی بیشتر جوابگو و منطقی بوده...بنظرم با نشون ندادن لحظه بغل کردن نمیخواستن قطعا بگن که الی جول رو بخشیده و صرفا داره بهش فکر میکنه...اینطوری الی یه حس پشیمونی هم در آینده داره که چرا در اون لحظه برای بخشش مردد بوده...توی دفترشم نوشته بود که اون آخرین گفتگو مدام توی ذهنش تکرار میشه و معلومه با خودش داره کلنجار میره که چرا آخرین لحظه کوتاه نیومده...اینجاست که اندینگ بازی هم ارزش بیشتری پیدا میکنه چون موفق میشه دقیقا در اون لحظه آخر کوتاه بیاد.
یه مورد دیگه به موارد سوزناکی که گفتی اضافه کنم :D توی مرحله برفی الی با دینا در مورد این صحبت می‌کنه که قراره امشب با جول بشینن بعد از مدت‌ها فیلم ببینن...دقت کن این دقیقا روز بعد از اون مهمونی و اون صحبت نهایی الی و جول هستش...این فیلم دیدن اولین سعی الی برای بخشیدن جول بوده که هیچوقت اتفاق نمی‌افته :(
 

vaan 2

کاربر سایت
Dec 20, 2009
11,661
نام
مازیار
نه نمیتونم کنار بیام و حق بدم :D من فکر کنم جزو معدود کسایی هستم که جدای از اینکه با کلیت داستان ارتباط برقرار کردم ولی واقعا با یه سری شخصیت پردازی ها نتونستم کنار بیام . یکیش همین abby ، تناقص تو رفتار و صحبت هاش زیاده و نمیتونم واقعا هضمش کنم ! ببین مثلا یه جا بچه کوچیک ها همون لیو اینا ازش میپرسن چرا داری به ما کمک میکنی ؟ میگه چون شما جون منو نجات دادید:Dخوب حالا برگردیم به پلاتی که جول و ابی با هم ربورو میشن . جول جون ابی رو نجات میده . توقع هم‌ندارم به خاطرش از خیر انتقام باباش بگذره . ولی توقع داشتم اینطوری عقده گشایی و کثافت کاری و شکنجه راه نندازه ! تا جایی که خود اوون میاد بالا سرش شاکی میشه و میگه جمع کن این بساط و زودتر بکشش . کل دوستاشو به کشتن داد از زن حامله بگیر تا عشق سابق و ...بعد واقعا شماها الان با abby بیشتر از جول ارتباط برقرار کردید ؟ دمتون گرم :D من واقعا نمیتونم خیلی حق بدم بهش و کاراشو توجیه کنم ! میدونم البته اینا همش سلیقه ای ولی واسم‌ جالبه یه سری میگن ما با abby بیشتر از جول اراتباط برقرار کردیم . یعنی طرف ۲۰ ساعت tlou 1 زد با جول اشنا شد . بعد کشتن دکتر و فراری دادن الی خوشحالم بود و منقلب نشد . بعد سر یه تریلر از دید ابی و دکتر یهو چرخش قهرمانانه نشون داده و میگه فقط abby و مرگ بر جول :D من نمیتونم واقعا خیلی های دیگه هم دیدم‌مشکلشون با همینه کمم نیست تعدادشون . میشد خیلی کارا کرد این احساس تو ماها بهتر بشه به نظرم که قبلا راجع بهش صحبت کردیم .
ابی اونجا نمیاد واقعیت رو بهشون بگه چون می‌خوام احساس بهتری پیدا کنم ... ولی خب موقعیت این دو قضیه هم یکسان نیست ... علت اینکه ابی اولش به اینها کمک می‌کنه فقط به خاطر احساسات خودشه ، نه اینکه به کسی احساس دین کنه
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 1, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟