تو یه ماه گذشته کلی فیلم دیدم. بعضیاشو تعریف میکنم:
Drag Me to Hell / 2010
تو این چند وقته فیلم روانی تر ازین ندیده بودم. این سبک هارور که مختص سم ریمی هستش رو خیلی دوست دارم. شبیه فیلم های ترسناک مدرن نیست. بلکه فرق میکنه. شبیه هارور فلیک های قدیمی هستش که تو ساختشون ذره ای از مخ استفاده نشده بود

. داستانش که در حد شلغم بود ولی خوب میپروند آدمو. یه راست میره سر اصل مطلب و پیچیده نمیکنه چیزا رو. حس میکردم بعضی جاهای فیلم عمدا کمیک شده بود و من اونجاها کلی میخندیدم. اتفاق های خنده دار. مثلا هر بار موی اون دختره کنده میشد یا اتفاق های ازین قبیل. اون سکانس پارکینگ که تهش بود

7/10
==
The Entity / 1982
داستانش راجع به زنیه که توسط یه نیروی اهریمنی نامرئی r@pe میشه. بعد ول هم نمیکنه. هی r@pe میکنه. دوباره و دوباره

این چه نیروی اهریمنی بی پدر و مادری بود من نمیدونم.
4/10
==
Wallace and Gromit : a Close Shave / 1995
با دیدن چندباره ی این قسمت از مجموعه والاس و گرومیت (که با این از همه بیشتر خاطره دارم) به سرم زد برم بقیه قسمت هاش هم دوباره ببینم. هیچ انیمیشنی تو عمرم به اندازه ی فیلم های نیک پارک بهم نچسبید. والاس و گرومیت ها و همینطور Chicken Run. تکرار نشدنی اند.
10/10
==
The Girl With The Dragon Tattoo / 2011
خوشم نیومد. شبیه زودیاک و se7en بود ولی اونا خیلی بهتر بودن. این کلیشه بود (تازه همه چیش هم قابل حدس زدن بود من از اول فهمیدم قاتل کیه). یه حسی بهم میگه ورژن سوئدیش رو ببین بهتره. روز به روز داره بدتر میشه فینچر اون از TSN این هم ازین. اصلا از اول هم آدم مهمی نبود فینچر. یه Fight Club ساخت هنوزم که هنوزه داره نون همون یه فیلمشو میحوره. se7en هم خیلی معمولی بود. کلا کارگردان معمولی هستش من همیشه میخواستم بدونم چی باعث شده اینقدر سوژه صحبت بشه فیلماش؟!؟!؟!
4.5/10
==
The Descendants / 2011
داستان راجع به مردیه که بعد از به کما رفتن زنش یهو میفهمه تو زندگی هیچ کاری واسه زن و بچه هاش نکرده و تصمیم میگیره بعد از از کما خارج شدن زنش همه چیز رو رو به راه کنه ولی میفهمه که هیچ وقت از کما خارج نمیشه. همش احساس میکردم یه چیزی تکراریه تو فیلم. ولی با این حال زیاد بد نبود. چند تا سکانس خاص با بازی کلونی هم چشمگیر بود. ولی کلا متوسط بود واسم. 5.5/10
(چرا فیلمای امسال اینجوری بودن؟!؟)
==
Devil / 2010
5 نفر وارد یه آسانسور میشن و یهو آسانسور گیر میکنه و میفهمن که یکی از اونا شیطانه و میخواد بقیه رو بکشه!!! nonsense !!! چنین خضعولاتی فقط از ذهن جناب شیامالان در میاد که معلوم نیست بعد از 2-3 تا فیلم موفق اولش کله ش به کجا برخورد کرده که تو ماراتون ریدن به کارنامه کارگردانی همیشه اول میشه.
2/10
==
Pan's Labyrinth / 2006
با کلمه نمیتونم این افسانه ی تکرار نشدنی رو بیان کنم. گیلرمو دل تورو با احساسات آدم بازی میکنه. از شروع فیلم تا credits پایانی. چه بخواین چه نخواین کشیده میشین تو فیلم. داستان تو زمان جنگ های داخلی اسپانیای فاشیت تو زمان جنگ جهانی دوم رخ میده که در همین موازات داستان اوفلیا رو میبینیم. دختربچه ای که به دور از بحران و مسائلی که آدم بزرگ های فیلم درگیرش هستن تو فانتزی ها و ماجراجویی های دوران کودکی خودش غرقه. بازیگر اوفلیا هم بهترین گزینه بود. معصومیت کودکانه و صداش کاملا مناسب این نقش بود. سکانس pale man هم یکی از آدرنالین راش ترین صحنه هایی بود که دیدم. استفن کینگ گفته که سکانس بیدار شدن و تعقیب pale man باعث شد من تو خودم جمع شم!! محیط فیلم دوست داشتنیه. مثل افسانه ها. آدم اصلا نمیخواد فیلم تموم شه. وقتی تموم شد من اشکم اومد. موزیک فیلم که جای هیچ حدیثی رو باقی نمیزاره. الان 2 روزه یکسره دارم ost ش رو گوش میدم. مخصوصا ترک funreal. اسکارو باید میگرفت. ost ش رو گذاشتم تو پروفایلم کسی اگه خواست.
اگه بخوام حرف بزنم چند صفحه میتونم بگم. هزارتوی فاون بقینا جاش تو تاپ تن من موندگاره. پیشنهاد ویژه. 9/10
==
1999 / American Beauty
تصویری از یک خانواده آمریکایی با مشکلاتش. چه بازی هایی من دیدم تو این فیلم. کوین اسپیسی و آنت بنینگ. تو تمام صحنه هاش میشد متوجه شد که داری یه فیلم جدی رو میبینی ولی منتها زیاد هم جدی نیست. تاثیرگذار ترین فیلم این چند وقته بود واسم. مونولوگ های کوین اسپیسی عالی بودن. 8/10
(صفحه imdb ش واسه چی فیلتــره؟!

)
==
Rules of Attraction / 2002
فیلمی از نویسنده پالپ فیکشن. یادم رفت موضوعش راجع به چی بود!! ولی یادمه داغون ترین داستانی بود که تو این یه ماه دیدم. این عاشق اون بود اون عاشق یکی دیگه. یکی دیگه عاشق ننه ی اولی بود. وضعیت خر در چمن بود. ولی مفرح بود. یه سری high point هم داشت البته که منو سورپرایز میکرد. اون صحنه ای که دو تا پسر g4y به همراه مادراشون نشسته بودن رو 20 باری دیدم. چه بازی کرد اون پسره

5/10
==
Limelight / 1952
هیچ چیز نمیتونه مزه ی فیلم های چارلی چاپلین رو تغییر بده. به خصوص Limelight که یه چیز منحصر به فردی بود تو بین فیلماش. راجه به یک دلقک و کمدین سیرک هستش که دوران افولش رو میگذرونه و امیدش رو به کارش و هدفش رو از زندگی از دست داده. فیلم ظاهرا ساده ست ولی در عین حال پرلایه و عمیق. راجع به عشق به هنره. طنز فیلم هم به شدت تلخه. یه نکته جالبی که اینبار تازه فهمیدم اینه که اون دختره ترزا همون ملکه بود تو The King's Speech !
8/10
× عکسا با pn/\ نمیان برعکس شده!!