Movie Center

نقد مختصر فیلم جوکر در برنامه هفت ( احتمالا بعدا نقد کاملشو میرن )

محمد تقی فهیم:
من چندبار نوشتم که جوکر را ببینم اما جوکر نشویم. جوکر برای جامعه ما ساخته نشده است. اما جوکر تاد فیلیپس تبدیل به یک شخصیت قهرمانی شده که قربانی میشود. سرمایه داری برای نجات خود جوکر را علم کرده است. فیلم بسیار مهم و آینده نگر و به روز است. ولی از نظر فرم مشکل دارد. فیلم دارد هشدار میدهد که اگر مراقبت نکنیم‌ جامعه اینگونه میشود. میگوید تحقیر مردم باعث چه چیزی میشود.

ناصر هاشم زاده:
این فیلم درمورد این است که چه شرایطی باعث تبدیل شدن شخصیت جوکر به یک قاتل میشود. اما ممکن است این شخصیت خشونت گر ترویج شود. جوکر برای روشن کردن شخصیت های سرمایه داری آمده که میگوید که اگر همین سیاست را ادامه دهیم جامعه اینگونه میشود. اما در جامعه ما اشتباه برداشت شده است.

مسعود فراستی:
فیلم‌ جوکر فیلم خوبی است ولی نباید تبدیل به خشونت شود در بیننده. نباید تبدیل به آنارشیسم شود. این جوکر با جوکرهای قبل تفاوت دارد. من یادم می آید که ۲۵ سال پیش ماسک بت من که مقابل جوکر بود در تمام مغازه ها بود. جوکر دوم همچنان خصلت شرارت را دارد. سومین جوکر آدم بدی نیست جوکر خودش قهرمان و ضد قهرمان است و فیلمساز سمپاتی دارد. این آدم که عشق نمایش است و گریم میکند روی یک چهره نیمه دلقک. جوکر یک بیمار روانی مظلوم است. خودش قهرمان شرایطی است که ما فقط در رادیو می شنویم. جوکر در این زندگی پر از عاشق نمایشش، خودش خشونت میکند. بازی بازیگر خوب است. این یک شورش کور است و شورش علیه سرمایه داری نیست.
 
روزی روزگاری در هالیوود فوق العاده بود.
یه love letter از ترانتینو به اون بازه ای بود که به دوران طلایی هالیوود معروفه
تو ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه، قشنگ به مهم ترین ویژگی های اون بازه ارجاع زد. از بروس لی تا فاجعه پولانسکی ها.
از وسترن های ابدوخیاری اون دوران تا پارتی های معروف پلی بوی.
از پشت صحنه فیلم ها تا نظام استودیو محوری که اون زمان حاکم بود و کاراکتر ال پاچینو قشنگ تو ۲ دقیقه همون اول روال کارشو توضیح داد.
این وسط یه ماجرای تیپیک اون دوران رو هم روایت کرد و کلی ارجاعات ریز ریز دیگه اون وسط ها داشت.(مثل حضور ال پاچینو و ژست اسکارفیسی که برا دیکاپریو گرفت. و خود دیکاپریو هم تو فیلمش داشت همچین صحنه ای رو بازی میکرد)
یه گریزی ه به حس تحقیر هالیوود اون زمان وسترن اسپاگتی های امثال سرجیو لئونه زد که این احتمالا شخصی ترین ارجاع ترانتینو بود چون همه میدونیم چقدددر کشته مرده وسترن اسپاگتی و شخص سرجیو لئونه است.

این راجب پلات فیلم.
طراحی صحنه، بازی ها، فیلمبرداری و کارگردانی هم که عالی بود.
من خییلی لذت بردم
اما
کااملا حق میدم کسی خوشش نیاد. فیلم یه داستان واحد روایت نمیکرد. همه این بحث ها بستری بود برا هدف اصلیش که همون نشون دادن ویژگی های هالیوود اون دورانه. یه جور ادای احترام. چون خودش بارها از تاثیر اون دوران رو فیلمسازیش گفته. اما خب به هرحال یه داستان مشخص و جذاب نداشت برخلاف باقی داستاناش.
دیالوگ هاشم از اون حالت رگباری معروف ترانتینو خارج بودن و خشونتی هم که نداشت.
پس هم طبیعیه طرفدارای ترانتینو راضی نشن و هم مخاطب های دیگه.

۱۰ دقیقه اخرم که ترانتینویی کامل بود دیگه.
پایانش حس خوبی نداد بهتون؟ اینکه حداقل تو این فیلم او اتفاق تلخ نیفتاده! هرچند از قبل هم به واسطه تجربه حرامزاده ها، انتظارش رو داشتم. یه جور حش خوش و البته فیکی بهم دست داد.


ینی نمیشه بحث کرد خیلی روش. چیزی نیست که بشه قانع کرد بقیه رو. بحث اینه به این ارجاعات حال کنی یا نه. اما من جدا حال کردم باهاش. ولی خب گویا اکثرا حال نکردن.
فیلم های محبوب ترانتینو برا من به ترتیب:
Pulp fictiob
Resorvoir dogs
Inglorious basterds
Django unchained
Once upon a time in holleywood

ینی اینو از جکی براون و ۸ نفرت انگیز و کیل بیل و دث پروف بیشتر دوس داشتم کاملا

نمره ۸ از ۱۰



فیلم Ad Stra رو هم دیدم.
پلاتش حفره هایی و تو کارگردانی/فیلمبرداری/ویژوال افکت به بهترین نمونه این جور کار ها در سال های اخیر ینی gravity نمیرسید قطعا. ولی باز هم فیلم خوبی بود. از این دست فیلم های فضایی آرام سوز خیلی کم شده و باید قدر این فیلمو دونست به نظرم. نیمه اول فیلم به مراتب بهتر بود. نیمه دوم افت کرد یه مقدار.
پایانشم دوس نداشتم. از اون مونولوگ های گل و بلبل با تصاویر پس زمینه بازگشت همسری که ترکش کرده و ... زیاد دیدیدم خداییش. کلیشه بود. اصلا ترجیح میدادم بازگشتش به زمین رو نشون ندن. فقط ببینیم داره نزدیک میشه به زمین و تمام.
ولی خب خوب بود در کل.
برد پیت یکی از بهترین بازی های سال های اخیرشو داشت اینجا و از همین الان جزو شانس های فصل جوایزه تو هر دو بخش نقش اول و مکمل.
نمره 7.5 از 10 .


هنوزم ایریش من بهترین فیلم سال بوده برا من. باید داستان ازدواج و فورد علیه فراری و زنان کوچک و فانوس دریایی و جوکر و دو سه تا فیلم دیگه رم ببینم البته.
 
آخرین ویرایش:
اینجا نقد های روزی روزگاری هالیوود رو که میبینم متاسفانه اصلا دوستان نفهمیدن فیلم چیه،
انتظار یه پلات جنایی و سکانس اکشن داشتن مث فیلم های گذشته تارنتینو...
خیلی کوتاه میگم ژانر فیلم درام/تاریخی هست.
انتقاداتتون دقیقا مثل این میمونه بگی گرگ وال استریت خیلی ضعیف بود صحنه اکشن نداشت :|:|.
سبک فیلم کاملا متفاوت هست با آثار گذشته تارنتینو و بدیهیه اگه کسی کوچکترین علاقه ای به محتوای تاریخی فیلم نداشته باشه از فیلم خوشش نمیاد
مشکل از فیلم نیست از انتظارات نامربوط شماست.

تارانتینو را اصلا به عنوان کارگردان مولف قبول ندارم ولی به عنوان فیلم نامه نویس مولف در روایت غیر خطی جایگاه ویژه در سینما هالیوود دارد. روزی روزگاری در هالیوود قصه ندارد و اینکه مدام تارانتینو از رانندگی های طولانی برد پیت و بیلبوردها و...... تصویربرداری کند که نمی شود قصه! حتی اگر قصه هم دارد آن واژه تخصصی Coherent اصلا بین آن ها دیده نمی شود. خب این ها به چه دردی می خورد وقتی در خدمت قصه نباشد؟! بله یک نامه عاشقانه برای همان منتقدان هالیوودی است که با سینمای آن موقع آشنایی دارند ولی برای ما نه! اگر هم چنین برداشتی دارید که خوب فضاسازی آن برهه زمانی را کرده و به همین دلیل نمره بالا بدهیم، پس باید به مهران احمدی بابت ساخت مصادره کریت بدیم که ایشون همانند تارانتینو بدون اینکه قصه ای درخور داشته باشد، در فضاسازی ایران قبل از انقلاب، کاباره ها و ... موفق عمل کرده است و می توانم الان این دو فیلم را در یک رده قرار دهم؟! فیلم یک ژنر درام و تاریخی است؛ وقتی ژانر تاریخ می آید باید قصه ای قوی پشتش باشد که متاسفانه آن را هم ندارد. اگر صرفا به سینما توگرافی و قاب بندی های چشم نواز و جداب بسنده کنیم؛ قطعا نیکولاس ویندینگ رفن یک سر و گردن از تارانتینو بالاتر است؛ ولی مشکل او هم این است که فیلم هایش قصه ندارند!
 
تارانتینو را اصلا به عنوان کارگردان مولف قبول ندارم ولی به عنوان فیلم نامه نویس مولف در روایت غیر خطی جایگاه ویژه در سینما هالیوود دارد. روزی روزگاری در هالیوود قصه ندارد و اینکه مدام تارانتینو از رانندگی های طولانی برد پیت و بیلبوردها و...... تصویربرداری کند که نمی شود قصه! حتی اگر قصه هم دارد آن واژه تخصصی Coherent اصلا بین آن ها دیده نمی شود. خب این ها به چه دردی می خورد وقتی در خدمت قصه نباشد؟! بله یک نامه عاشقانه برای همان منتقدان هالیوودی است که با سینمای آن موقع آشنایی دارند ولی برای ما نه! اگر هم چنین برداشتی دارید که خوب فضاسازی آن برهه زمانی را کرده و به همین دلیل نمره بالا بدهیم، پس باید به مهران احمدی بابت ساخت مصادره کریت بدیم که ایشون همانند تارانتینو بدون اینکه قصه ای درخور داشته باشد، در فضاسازی ایران قبل از انقلاب، کاباره ها و ... موفق عمل کرده است و می توانم الان این دو فیلم را در یک رده قرار دهم؟! فیلم یک ژنر درام و تاریخی است؛ وقتی ژانر تاریخ می آید باید قصه ای قوی پشتش باشد که متاسفانه آن را هم ندارد. اگر صرفا به سینما توگرافی و قاب بندی های چشم نواز و جداب بسنده کنیم؛ قطعا نیکولاس ویندینگ رفن یک سر و گردن از تارانتینو بالاتر است؛ ولی مشکل او هم این است که فیلم هایش قصه ندارند!

با سلام، من نمیتونم فیلم رو از دیدگاه شما ببینم تا دقیقا درک کنم چجور برداشت و واکنشی داشتید.
دلیلش هم اینه که من در طول فیلم اصلا "نیاز به یک قصه کامل" رو احساس نکردم، به اندازه ای همون اتفاقات نشون داده شده در اون برهه زمانی عالی کار شده بود و بازی ها بی نقص بودن که هیچ جایی نایستادم بگم کاش یه قصه کامل داشت. بنظر من ساختار و هدف متفاوت این فیلم طوری هست که نیازمند یک قصه به اون معنی که شما میگید نیست.
دلیلش هم تو نقد اون یکی تاپیک گفتم چون محوریت فیلم یک فضا و زمان هست و کاراکتر ها فقط اعضا و اندام های اون فضا هستند،
نه اینکه مثل اکثریت فیلم ها لوکیشن صرفا زمینه باشه برای آبجکت های مورد توجه ما که همون کاراکتر ها و اتفاقات هستن
شاید من هم اگه دقایقی از فیلم حوصلم سر میرفت و نگاه ثابت از صفحه برمیداشتم با شما هم نظر میشدم. اما این اتفاق نیافتاد و من از اول تا اخر میخکوب بودم و لذت بردم.
درباره نمرات خوب منتقدین که گفتید بله تا حدودی احتمالش هست موضوع فیلم تاثیر گذار باشه، اما دلیلش روایت پر شور و اشتیاق تارنتینو از صنعت سینماست، و همین میزان جذب شدن برای اکثریت مخاطبین هم اتفاق میافته، مگر اینکه کسی کوچکترین اهمیت و علاقه ای به این صنعت نداشته باشه...
 
این روزی روزگاری در کل فیلم خوبی بود مخصوصا آخرش ولی صحنه های مارگو رابی واقعا اضافی و حال بهم زن بود در حدی که حالم بهم خورد ازش.کل صحنه هاش این بود که داره اهنگ گوش میده و میرقصه خب این کارو تو اینستاگرام هم میتونست انجام بده
فک کنم قصد فیلم هم همین بود که حالمون ازش بهم بخوره :D
 
روزی روزگاری هالیوود
ی بازیگر که تو کارش درجا میزنه، ی بدلکار که دنبال فرصته، ی مدل که دنبال دیده شدنه، هیپی ها با مشکلات و عقده هاشون و ...
همه اینا تو بهترین شات ها از هالیوود اون موقع
به نظرم تایتل و موضوعات کوچیکش کاملا بهم میان.تارانتینو واقعا مشخصه داره چی میسازه با این فیلم و نیازی نداشته بره ی داستان عاشقانه یا ی انتقام خفن بندازه زیر این تایتل و فیلمش رو بولدتر کنه.آره با بقیه کارهاش فرق داره و اونایی که فیلمی با جنس کارهای قبلیش میخواستن ممکنه ناامید بشن، اما دلیل بر بد بودن این اثر نمیشه
 
تارانتینو را اصلا به عنوان کارگردان مولف قبول ندارم ولی به عنوان فیلم نامه نویس مولف در روایت غیر خطی جایگاه ویژه در سینما هالیوود دارد. روزی روزگاری در هالیوود قصه ندارد و اینکه مدام تارانتینو از رانندگی های طولانی برد پیت و بیلبوردها و...... تصویربرداری کند که نمی شود قصه! حتی اگر قصه هم دارد آن واژه تخصصی Coherent اصلا بین آن ها دیده نمی شود. خب این ها به چه دردی می خورد وقتی در خدمت قصه نباشد؟! بله یک نامه عاشقانه برای همان منتقدان هالیوودی است که با سینمای آن موقع آشنایی دارند ولی برای ما نه! اگر هم چنین برداشتی دارید که خوب فضاسازی آن برهه زمانی را کرده و به همین دلیل نمره بالا بدهیم، پس باید به مهران احمدی بابت ساخت مصادره کریت بدیم که ایشون همانند تارانتینو بدون اینکه قصه ای درخور داشته باشد، در فضاسازی ایران قبل از انقلاب، کاباره ها و ... موفق عمل کرده است و می توانم الان این دو فیلم را در یک رده قرار دهم؟! فیلم یک ژنر درام و تاریخی است؛ وقتی ژانر تاریخ می آید باید قصه ای قوی پشتش باشد که متاسفانه آن را هم ندارد. اگر صرفا به سینما توگرافی و قاب بندی های چشم نواز و جداب بسنده کنیم؛ قطعا نیکولاس ویندینگ رفن یک سر و گردن از تارانتینو بالاتر است؛ ولی مشکل او هم این است که فیلم هایش قصه ندارند!
بیشتر فیلمای تارانتینو قصه محورن اتفاقا این فیلمم دوستان اشتباهی که میکنن دنبال قصه حول محور کاراکترا هستن در حالی که قصه این فیلم حول محور فضای هالیوود در اون دورانه نه کاراکترایی که دی کاپریو و پیت و دیگران بازیشون میکنن این کاراکترا نماینده بخشی از فضای اون‌موقعن بعضیاشون وسترن های مضحک اون موقع رو نشون میدن بعضیا خرده فرهنگ هیپی رو که اون موقع خ رو بورس بود و تقریبا اوجش بود و.....
اینجا ما خرده پیرنگ شارون تیت رو هم داریم که البته پسند شدنش بسته به اطلاعات تماشاگر و همچنین انتظارات اون داره که بچه های اینجا اکثرا اطلاعات چندان خوبی ازش ندارن و کلا رومن پولانسکی بر عکس آمریکا که جزو حاشیه دارترین و پر آوارازه ترین کارگرداناست تو ایران به اندازه کارگردانای دهه بعد از خودش (امثال اسکورسیزی،کاپولاو.....)محبوب نیس.
فیلم کاملا تو نشون دادن ویژگی های اون موقع هالیوود موفق عمل کرده و حتی بنظرم اینکارو خ شیرین و دوس دوس داشتنی انجام داده اما خوب اون دوره هالیوود برای ایرانیا چندان دوره پرطرفداری نیس و این backlash رو نسبت به فیلم میشه تا حدودی متوجه شد....
 
در راستای حرف بقیه;
خودم یک مصاحبه از QT دیدم که میگفت کارکترای فیلم به خصوص ریک دالتن براش به حدی جالب بودن که فقط میخاسته تماشاچی رو با ۲ روز از زندگی اونا همراه کنه(منهای ۲۰ دقیقه آخر فیلم) و از ماجرای مانسون ها و شرن تیت هم برای حس تعلیق فیلم استفاده کرده(چون حداقل همه آمریکایی ها از اون جریان خبر دارن) و حتی خودش گفت که میخاسته که بدونه که ایا میتونه از عهده فیلم بدون داستان خاصی و صرفا همراهی با کارکتر ها بربیاد یا نه.
که به نظر خیلی از منتقدها و خود من به خوبی بر اومده.
 
چه سال خوبیه امسال!!!
فقط کافیه با 3 سال اخیر مقایسه کنید.
من که خیلی راضیم.
دیشب داستان ازدواجم دیدم و بسیار خوب بود. نزارید موضوع تکراری و تم به ظاهر خسته کننده گولتون بزنه. ریتم فیلم سریعه و اتفاقا حس خوبی میده به آدم.
یه صحنه داره در 1 سوم انتهایی فیلم که 5 دقیقه بازی سریع و فوق العاده و پراحساس از 2 بازیگر نقش اصلی میبینیم. واقعاعالی بود. این صحنه رو وقتی فیلم تموم شد زدم از اول دیدم. اسکارلت جوهانسون اینقدر شر و ور بازی کرده که انتظار چنین بازی کنترل شده(هیچ اغراقی نمیبینید تو بازیش) و خوبی نداشتم ازش. ادام درایور هم قبلا میدونستم بازیگر تواناییه ولی اینجا در بهترین حالت خودش بود. بازیشون پر از جیغ و داد های الکی نیست و به موقع برونگراست و به موقع درونگرا.
اکران 1917 هم انجام شده و تو هیمن برخورد ها و نقد های اولیه خیلی ها گفتن بهترین فیلمبرداری دهه رو داشته! واقعا حضور راجر دیکنز یا امانوئل لوبفسکی به عنوان فیلمبردار های مورد علاقه ام تو یه فیلم، به اندازه اسم کارگردان برام مهمه. اون از بلید رانر 2049 که مبهوت کننده بود صحنه هاش و اینم از شاهکار احتمالی 2019 اش.
فک کنم فعلا کیفیت خوب فیلم دیگه ای بیرون نیومده. جوکر و زنان کوچک و 2 پاپ و فورد علیه فراری و فانوس دریایی و 1917 رو باید صبر کنیم ولی تا همینحا با فیلمای امسال خیییلی بیشتر از چندسال اخیر حال کردم.
 
تریلرش که نوید یک اثر جذاب رو میداد . ولی امیدوارم دیزاین اصلی تسک مستر مشابه اون چیزی نباشه که تو فیلم دیدیم . کلا مارول عادت داره میاد برای واقع گرایانه کردن لباس بعضی کاراکتر ها ابهت اشون رو کلا از بین می بره . این جا هم تو تریلر چیزی که به نظر میومد خیلی لباس خاص و یونیکی نبود . انگار یک نیرو ویژه بود که لباسش رو آبی کرده بودن . ولی خود ناتاشا و رد گاردین عالی بودن (دیوید هاربور عالیه )
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

تبلیغات متنی

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or