کیج تو هوی رین یه کار رو به نحو احسن انجام داد و اونم دست گذاشتن روی یه سری از احساسات انسانی بود . یه تعدادی از کسایی که هوی رین رو بازی کردن آدمای احساساتی بودن و تحت تاثیر قرار گرفتن و در نتیجه ایرادای بازی رو ندیدن , یکی هم مثل من سر صحنه ی بریدن انگشت و ... خیلی ریلکس داشتم به خاطره های خوبم با داستان چندلایه فارنهایت فکر می کردم ...
مگه این کاری که کیج انجام داده مشکلی داره !

به شخصه این موضوع رو چیز بدی نمیدونم همون طور که Halo: Reach هم دقیقآ متمرکز شده بود روی تحت تآثیر قرار دادن احساسات مخاطبی که Combat Evolved رو بازی کرده و باهاش خاطره داره ! قسمت آخر بازی که اوج احساساتی شدن بازیکن هست , برای پوشش دادن ایرادات Reach طراحی شده ؟!
هر بازی ای ایراداتی داره. از معروف ترین FPS ها و Racing ها گرفته تا RPG ها. بازیهایی که منشاء ـشون به 20 سال پیش برمیگرده ! اون وقت باید انتظار داشته باشیم بازی ای که از یه سبک متفاوت و بکر هست و تعداد بازیهای این سبک به نصف انگشتای یه دست هم نمیرسه بی ایراد باشه ؟!

همین که این میانگین امتیازا رو گرفته و اون فروش رو هم نسبت به سبکش کرده , نشون میده نکات مثبتش به نکات منفیش غلبه میکنه !
من یک سوال مطرح میکنم اینجا : آیا ، و تنها آیا ، اگر Heavy Rain یک بازی مولتی پلتفرم میبود ، باز هم همچین فروشی میکرد ؟!
یا اینقدر ازش تعریف و تمجید میشد ؟
خیلیا این رو قبول دارن که فارنهایت نسبت به HR بازی بهتریه ، اما چرا این بازی روی سه تا پلتفرم 20% فروش HR رو که انحصاری هم هست نکرد ؟!
یا حضرت عباس !

تا دیروز رسم بر این بود که هر شرکتی میخواد پول بیشتری بدست بیاره بازیهاش رو مولتی پلتفورم میکنه !

این نسل هم دقیقآ برای همین اکثر بازیهایی که قبلآ اختصاصی بودن به طرف مولتی پلتفورم شدن رفتن که سود بیشتری نصیب سازنده بشه تا هزینه های ساخت جبران بشه ! حالا این وسط اسثتناهایی مثل Halo , Gran Turismo هم هستن ولی بازیهایی مثل Assassin`s Creed , Call of Duty , GTA و ... خیلی چیزا رو نشون میده.
حرفت یه پارادوکس کامله ! خیلی ها قبول دارن فارنهایت بهتره ===> فروش HR بیشتر شده ! خب اگه قبول دارن فارنهایت بهتره پس باید بیشتر میخریدنش ! نمیشه که من بگم فارنهایت بهتره ولی برم HR رو بگیرم

نظر منتقدها هم که برتری HR رو نشون میده !
========================
کیج خواسته برخلاف 99% بازیهای دیگه که داستان تخیلی دارن , یه داستان واقعی که امکان اتفاق افتادن توی هر لحظه رو داره بیان کنه. ایشون میتونست خیلی راحت به المان های تخیلی پناه ببره تا داستان بازی رو الکی پیچیده کنه و مخاطب حال کنه. ولی ترجیح داده کاری رو انجام بده که توی کمتر بازی ای شاهدش بودیم.
بازم میگم چیزی که از نظر من ارزش این بازی رو بالاتر از خیلی بازیها قرار میده و باعث میشه برعکس بقیه بازیها اگه 10 بار بازی کنیم یه نتیجه تکراری نگیریم , این هست که برخلاف اکثر بازیها این شما هستین که با عملکردتون داستان بازی رو تغییر میدین و پایان مخصوص به خودتون رو میسازین. همون چیزی که GameSpy هم بهش اشاره میکنه :
If you can buy into the idea that the ending you get is
your ending, and that your characters are really
your characters, then you just might find yourself feeling moved by a videogame.