عذرخواهی بابت دیر پاسخ دادن.
تو از کیفیت خوب داستان و داستانگوییش کفتی ولی مگه میشه یه اثر روایی، lore و داستان بگیم خوبه در حالی که شخصیت های اون دنیا رو جدا کنیم؟
اتفاقا من تمام دنیا و شخصیت های خلق شده از Quantum Break رو ضعیف میدونم. حتی همین الن ویک در نسخه ٢ . تمام این کاراکتر ها ذره ای کاریزما ندارن و کاربر نمیتونه هیچ احساس همدردی و همراهی باهاشون کنه. تماما «تیپ» هستند تا شخص!
میگی داستان پیچیده ای داره تعریف میکنه و اون رو میاد لایه لایه بین هزاران داکیومنت پنهان میکنه پس در نتیجه کنترل خیلی خفنه. عزیز مشکل اینه اصلا در لایه اول به اندازه کافی جذاب نیست که گیمر بخواد بره لایه هایی بعدی. بعدش حتی اگه یکی مثل من تصمیم بگیره وقت بداره نوشته های الن در این ویک ٢ رو بخونه یا بره سراغ داکیومنتهای کنترل میبینه که عمق این دنیای پیچیده کلا ٢ سانتر هم نیست ولی اینقدر تیکه تیکه کردن که از دور به نظر عمیق و جذاب میاد. در صورتی که هرچی جلوتر میری پیش خودت میگی واقعا چرا وقت بذارم وقتی کاراکتری نداره که من مثلا بخوام خودم رو جاش بزنم حالا برم دنیای این ادمارو کاوش کنم.
صرف روایت پیچیده اصلا معنیش خوب بود اون روایت نیست.
برات دوتا مثال میزنم.
تو سایلنت هیل ٢ رو در نظر بگیر. میتونیم بگیم واقعا دنیا و داستان لایه لایه و پیچیده ای داره. تو لایه اول اینقدر کارو جذاب انجام میده که گیمر از نظر احساسی و ذهنی به جیمز نزدیک میشه. کامل هم داستان لایه اول از حس گناه تا پشیمونی و انکار رو درک میکنه و دونه دونه میتونه وصل بشه. وقتی لایه اول درک و فهمیده شد حالا میره درمورد کاراکترهای دیگه خود شهر سایلنت هیل و ... کنجکاوی میکنه و گیم هم به میزان کنکجاوی گیمر مدام بهش ریوارد میده با اطلاعات و برداشت های مختلف. از بعد کاراکتر هم حتی بگیم جیمز کاریزماتیک نیست و خیلی وارد دنیای شخصیش نمیشه، شخصیت منفی داره «کله هرمی» که از ثانیه اول محوش میشی. چیزی که واقعا دنیای رمدی کم داره.
مثال دیگه میگیم رزیدنت ایول. بخوایم حساب کنیم رزیدنت اویل داستان پیچیده و روانشناسانه ای مثل سایلنت هیل نداره ولی پر از شخصیت های منفی و مثبت جذابه که گیمرها براشون سر و کله میشکونن و کل کل دارن. حتی تو رزیدنت اویل های ٧ و٨ با اینکه نیتن( شخصیت اصلیش که اسمش رو یادم نیست دقیق) کاملا مقوا هستش ولی باز چون یه سری نقش منفی خفن معرفی میکنه مقوا بودن نیتن به چشم نمیاد. حالا رمدی داره نیتن رو میندازه تو دنیایی که بدمنش هم یکی بدتر از نیتنه و چالش های این ادم رو دنیایی که هنوز تلاشی نکرده به گیمر متصل کنه پیچیده روایت کنه!
خب خیلی از مواردی که میگی برمیگرده به سلیقه شخصی.
اینکه میگی در لایه اول به اندازه کافی جذاب نیست که گیمر بخواد بره به لایه های بعدی... طبیعتاً این برای همه یکسان نیست.
خیلی از آثار خوب هم هستند که ممکنه برای بخشی از مخاطب اصلاً جذاب نباشن.
قرار نیست همه بازیها یک فرمول رو برای جذب مخاطب انتخاب کنن.
این درسته که یه داستان با حجم زیاد صرفا یه داستان خوب نیست و تکه تکه کردنش هم بیشتر به کلیت روایت ضربه میزنه.
ولی کنترل خلاف اینکه میگی عمق داستانیش خیلی خوب و قابل توجهه و به قول تو به هیچ عنوان 2سانت نیست!

میگم اگه وقت بزاری رو کمی درش دقیق بشی خیلی داستان قوی ، پیچیده و مرموز که ذهن رو درگیر کنه و همینطور جذابی داره.
حالا یکی میتونه بگه من با این شیوه روایت حال نمیکنم و خوشم نمیاد که بحث دیگه ایه!
میگم همه که نباید مشتری همه آثار باشن.
یکی هم میتونه بنا به دلایلی از سایلنت هیل 2 که خودت مثال زدی خوشش نیاد ، این که دیگه Control هست و یه بازی به مراتب کمتر دیده شدست.
مشکلی که این وسط هست اینه که پلیری مثل خودت نیاز داره که تو بازی شخصیتهای جذاب ببینه که از طریق اونها جذب دنیای بازی هم بشه.
یعنی اول با یک کاراکتر ارتباط بگیره و بعد به واسطه اون شخصیت به دنیای اطرافش علاقه مند بشه ، کاملا این رو درک میکنم و درسته.
اما به نظرم شخصیت Jesse و دیلن و... به اندازه کافی تو بازی پرداخت شدن که سازنده بتونه از اونها به عنوان وسیله ای برای پیش بردن روایت و وارد کردن بازیکن به دنیای بازی استفاده کنه.
آیا نمیشد این دوتا شخصیت کمی جذابتر و کاریزماتیک تر طراحی میشدن؟
خب قطعا ، کیه که خوشش نیاد؟
من خودمم که تو اون پست گفتم که این یکی از نقاط ضعف Control محسوب میشه.
ولی اینها با این ادعا که Remedy ضعف شدیدی در روایت و داستانگویی داره فرق داره!
خب مقایسه کنترل با یکی از بهترین بازیهای صنعت گیم منصفانه نیست !
سایلنت هیل 2 اصلا یه سبک دیگست ، یه شکل روایت دیگه ای داره و...
SH2 سعی میکنه همون اول مشتش رو محکم بکوبه و پلیر رو از طریق جیمز و سوالاتی که براش ایجاد میشه وارد داستان کنه.
و خب بخش مهمی از جذابیت بازی به روانشناسی شخصیتها و روابطشون مربوطه.
این طبیعیه که شخصیت پردازی قوی نقش بسیار پررنگی تو این بازی داشته باشه.
ولی Control برای اینکه این مشت رو بزنه نیاز داره کمی پلیر باهاش همراهی کنه تا در ادامه به اون قلابی که سازنده براش گذاشته نوک بزنه.
منم برای همین گفتم که کنترل نیاز داره که پلیر برای درک بهتر بازی کمی تلاش کنه.
بره مقاله ها رو بخونه ، فیلمها رو ببینه ، مکالمات NPCها با هم رو گوش بده و... تا کمکم اطلاعات مختلف رو کنار هم بذاره و خودش رو بندازه وسط Lore و جهان بازی.
تفاوت مهم این دوتا هم در همینه که تو Silent Hill 2 بخش زیادی از کشش اولیه توسط شخصیتهای جذاب بازی ایجاد میشه ، ولی تو Control بخش زیادی از کشش از دنیای بازی و حالت معما گونهش میاد.
من ادعایی نکردم که کنترل بهترین لور یا شیوه روایت رو بین بازیها داره که حالا بخوایم با سایلنت هیل 2 یا بازیهای بزرگ دیگه مقایسش کنیم.
شما گفتی کلا رمدی ضعف بزرگی تو داستانگویی و روایت داره و همینطور خلق شخصیتهای به یادموندنی...
منم تایید میکنم که قطعا شخصیتهاش در سطح بازیهای بزرگ این صنعت نیستن ولی همچنان Control یک داستان مهم، پیچیده و مرموز داره و دنیایی ساخته که Lore و جزئیات داستانی قابل توجهی داره.
تفاوتش با خیلی از بازیهای دیگه اینه که این اطلاعات الزاماً از طریق چندتا شخصیت فوق العاده کاریزماتیک به بازیکن منتقل نمیشن.
بخشی از مسئولیت رو خود بازی روی دوش بازیکن میزاره و ازش میخواد خودش بره کشف کنه.
این فرمولیه که برای مثال سولزبورنها به شکل خیلی بیرحمانه و افراطی تری باهاش ساخته شدن.
خب یکی میتونه بگه این بازیها هیچ داستان و روایتی ندارن چرا که 4تا شخصیت درست و حسابی تو این بازیها ما نمیبینیم.
از طرفی یکی هم میتونه بگه این بازیها یکی از بهترین شکلهای روایت و داستانگویی رو بین بازیها دارن.
پس مسئله اصلی به نظرم این نیست که کدوم فرمول برای روایت و داستانگویی الزاما روش درست تریه.
به نظرم درست تر اینه که بپرسیم یک بازی چقدر در فرمولی که انتخاب کرده موفق عمل میکنه؟
من در آخر میخوام از بخشی از نقد خودت استفاده کنم و در واقع تکمیلش کنم :
به نظرم Remedy تو ساخت معما ، رمز و راز ، Lore و کلا دنیا سازی بازیهاش خیلی قویه اما تو خلق شخصیتهایی که بتونن بازیکن رو از نظر احساسی به اون دنیا گره بزنن شاید به اون اندازه ای که باید قوی نیست.
اگه این رو بگی من کاملا قبول دارم.
ولی از این به هیچ عنوان نمیشه این نتیجه رو گرفت که پس روایت تو Control عمق نداره یا Remedy کلاً داستانگویی ضعیفی داره.
=========
=========
من دوباره دارم بازی رو از اول میرم ، این دفعه هم با زیرنویس میرم.
البته کیفیت زیرنویس خیلی عالی نیست ، نمیدونم چرا گیم ساب ترجمش نکرده ولی کاملا خیلی بهتر از دفعه قبل با بازی ارتباط گرفتم.
به نظرم بازی واقعا لیاقتش رو داره که کمی بیشتر براش وقت بزارین.
خب چه کنیم؟
یکسری از بازیها ، فیلمها ، کتابها... اینطوری هستن و باید کمی براش انرژی اولیه بیشتری گذاشت تا در انتها شاید حتی بیشتر از خیلی از بازیهای دیگه راضیمون کنن.
آخر شب بود ، مغزم در حال خاموشی ، نتونستم بیشتر از این خلاص و ویرایش کنم.
هر وقت حوصله کردی دو خط دوخط بخون
