همه چیز در مورد سریال Lost

بهترین شخصیت سریال LOST از نظر شما؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    430
فیلمو درست میدیدی به جوابه اکثرا سوالات خودت میرسیدی !

وقتی بن به جک میگه جان رو هم باید ببریم منظورش اینه که اگر برگرده به جزیره زنده میشه؟
منظورش اینه که باید جسد لاک رو هم با خودشون به جزیره برگردونن و اینکه زنده شه و اینا دیگه معلوم نیست ، ولی اگه اون نظریه ی سیر جزیره در سال 1996 و اینا درست باشه ، احتمال اینکه مثل جیکوب و اینا بتونه یه جورایی زنده بشه هست.

بعد یه چیز دیگه بن میگه کسی که جزیره رو منتقل کنه نمیتونه بیاد بیرون ولی چرا خودش اومد؟
بن یه چیزی میگه تو این مایه ها که کسی که جزیره رو منقل میکنه نمیتونه برگرده ، شاید منظورش به جزیره بوده . یعنی دیگه نمیتونه برگرده به جزیره . شاید هم الکی گفته . شاید هم . . .

چرا جان لاک رئیس دارو دسته ی ریچارد شد؟ اصلا اینا چیکاره بودن تو این جزیره(تام ریچارد و رفقا)؟
اینا Dharma رو از بین برده بودن و الان دارن روی نیروهای جزیره و کلا روی جزیره تحقیقات میکنن.
جان هم به این دلیل که با جزیره خیلی خوب تونست ارتباط برقرار کنه مورد توجه ـشون قرار گرفت.
 
سلام من یه سوال برام پیش اومده
اونجا که بن از جزیره میاد بیرون و به تونس میره همون موقع سعید رو نشون میده که میخواد نادیا رو دفن کنه(توی تی وی نشون میده) از نظر زمانی مشکل نداره؟ اون موقع سعید با یقیه تو هلیکوپتر بود
 
آخرین ویرایش:
poorna :
جان هم به این دلیل که با جزیره خیلی خوب تونست ارتباط برقرار کنه مورد توجه ـشون قرار گرفت.
وحید این همسایتون از بچگی , مخصوص بود ! به جز اینکه با جزیره تونست ارتباط برقرار کنه , اگه یادت باشه توی یکی از اپیزودها وقتی خیلی کوچیک بود هم ریچارد اومد خونشون و باهاش صحبت کرد. قبل از سقوط هم که هنوز فلج بود اون سیاه ِ کچل ِ ترسناک (!) اومد باهاش صحبت کرد :دی

mahsa :
اونجا که بن از جزیره میاد بیرون و به تونس میره همون موقع سعید رو نشون میده که میخواد نادیا رو دفن کنه(توی تی وی نشون میده) از نظر زمانی مشکل نداره؟ اون موقع سعید با یقیه تو هلیکوپتر بود
مهسا جان این احتمالآ یکی از رازهای سریال هست که بهش توی سیزنهای بعدی جواب میدن ! من دقیق یادم نیست ولی میشه این طوری تعبیرش کرد که قضیه تونس برای بعد از چرخوندن اون چرخ دنده توسط بن اتفاق میفته دیگه ؟ یعنی خود بن به جان لاک گفت بعد از این کار از جزیره میفته بیرون فکر کنم ! شاید این بیرون افتادن جوری هست که مدت خیلی زیادی طول میکشه و بن چند سال ( یا چند ماه ) جلوتر میره توی تونس. برای همین هست که از اون خانوم میپرسه امروز چه تاریخی و چه سالی هست. این طوری میشه همزمان بودن قضیه سعید با بن رو توجیه کرد :دی
 
بابا ماشالا به شما فيلمی های عزيز. واقعا که فيلمو خوب نگا کرديد.
اول اینکه مجله سينما خانواده با موضوع کامل لاست منتشر شد 2 هفته پيش که بنده گرفتم و تا اینجايی که سريال نشون داده شده کاملا همه چيرو توضيح ميده که شديدا پيشنهاد ميکنم که بخرين و بخونين که روشن بشين. حالا من روشن شدم و کاملا آمادگی روشن کردن شمارو دارم. پس سوالات رو دوباره دونه دونه بگيد تا بهتون ثابت کنم :دی
خوب اول سوال هايی که تو این صفحه هستن :
......
در مورد مرگ لاک . دقيقا همينطور هست. جان لاک کسی نيست که الکی خودش رو به کشتن بده. پس ميتونيم بگيم که 98% در جزيره زنده ميشه.
-------------------------------
در مورد حرف بن که کسی که جزيره رو منتقل ميکنه نميتونه ديگه برگرده. کاملا مشخص هست که بن دروغ گفته. چون به محض اینکه بعد از منتقل کردن جزيره به صحرای تانزانيا تبعيد ميشه دنبال هدف خودش يعنی سعيد ميره. پس يعنی اینکه نقشه قبلی داشته. پس يعنی اینکه بازم برای جزيره کار ميکنه و هيچوقت از اون جدا نميشه.
-------------------------------
جان لاک برای این معاون شد در اصل نه رئيس چون از بچه گی سرنوشت برای اون اینجوری رقم زده شده. يادتون هست که ريچارد رفت به بچه گی های لاک و ديد که يه نقاشی از اون هيولای سياه کشيده. پس يعنی این بچه از همون اول با جزيره ارتباط داشته و هدف بوده. جان لاک نيروی خاصی داره که بن نداره اونو و دقيقا متضاد با بن هست. اگر خواستين بگين کامل توضيح بدم این نيروی خاص رو.
-------------------------------
مهسا جان ، اول که بن به صحرای تنزانيا منتقل ميشه نه تونس عزيز. بعد اینکه بن به تقريبا 2-3 ماه ديگه منتقل ميشه يعنی بعد از منتقل شدن از جزيره در بعد مکان و زمان جابجا ميشه نه فقط مکان. اگر يادتون باشه اونجايی که از جزيره منتقل ميشه شب بود. آما تو صحرا روز بود.!
----------------------------------------------------------
خيلی چيز های ديگه هست که بنده ميتونم براتون کاملا روشن کنم. اول تمام سوال هارو جواب ميدم اگر کسی نپرسيد . بقيه رو ميگم . موفق و پيروز باشيد.
 
خوب کلا چند تا از راز های مهم فيلم رو نام ميبرم که بعدا روشنشون ميکنم. اینم بگم که تمام این گفته ها تو سريال گفته شده و نترسيد که بنده جلو جلو مسائل رو لو بدم چون خودم هم نميدونم!
1- ماهيت و هويت خرس های قطبی. و اینکه برای چکاری اونجا هستن

2- جزيره کجا رفته؟ ( به خرگوشی که داشت آزمايش ميشد تو فيلم دقت کنيد )
3- ريچارد کيه واقعا ؟ چرا هرجا که مياد همين قيافه هميشگی رو داره؟
4- علامت دارما چه معنی ميده ؟
5- جان لاک چه قدرت خاصی داره؟
6- اون مجسمه بسيار بزرگی که سعيد هنگام دور زدن جزيره با قايق ديد که فقط يک پا ازش مونده بود چيه و بقيش کجاست؟
7- شفا دادن و خوب شدن انسان ها توسط جزيره.
8- کشتی مخوف بلک راک چطوری اونجاست؟
9- آعداد شوم چه چيزی رو بيان ميکنن؟
و ......
 
اینم چندتا عکس قشنگ که ممکنه ديده باشين.
11rbrz5.jpg


2re6ubr.jpg
 
وحید این همسایتون از بچگی , مخصوص بود ! به جز اینکه با جزیره تونست ارتباط برقرار کنه , اگه یادت باشه توی یکی از اپیزودها وقتی خیلی کوچیک بود هم ریچارد اومد خونشون و باهاش صحبت کرد. قبل از سقوط هم که هنوز فلج بود اون سیاه ِ کچل ِ ترسناک (!) اومد باهاش صحبت کرد
نظر من در این مورد اینه که بعد از اینکه این قضایای جزیره و ارتباط برقرار کردن و اینا پیش اومده ، ریچارد به گذشته میره تا یه چیزایی رو اصلاح کنه . یکیش کار کردن روی همین جان لاکه . یعنی اول جان لاک با جزیره ارتباط برقرار کرده ، بعد ریچارد و اون سیاه پوسته میرن سراغش .
یا مثلا دزموند اونجا که تو ورزشگاه به جک میخوره ، و میگه منتظر معجزه باشه و این چیزا . اونجا چون دزموند بعد از انفجار دریچه یک بار دیگه مسیر زندگی ـش رو طی کرد ، اون موقع میدونست اون قضیه پیش میاد .

اونجا که بن از جزیره میاد بیرون و به تونس میره همون موقع سعید رو نشون میده که میخواد نادیا رو دفن کنه(توی تی وی نشون میده) از نظر زمانی مشکل نداره؟ اون موقع سعید با یقیه تو هلیکوپتر بود
همونطوری که آریا گفت احتمالا لاک بعد از اخراج شدن از جزیره ، یه سفره مکانی-زمانی رو طی کرده.
حالا من روشن شدم و کاملا آمادگی روشن کردن شمارو دارم.
اگه با خوندن مجله روشن شدی که باید بگم . . .

مجله ای که همه ش ترجمه باشه و هر خطش پر از اشکال ، و خود نویسنده ها (بخوانید مترجم ها) هم نفهمیدن چی نوشتن ، خیلی جالبه که بتونه کسی رو روشن کنه !

در مورد حرف بن که کسی که جزيره رو منتقل ميکنه نميتونه ديگه برگرده. کاملا مشخص هست که بن دروغ گفته. چون به محض اینکه بعد از منتقل کردن جزيره به صحرای تانزانيا تبعيد ميشه دنبال هدف خودش يعنی سعيد ميره. پس يعنی اینکه نقشه قبلی داشته. پس يعنی اینکه بازم برای جزيره کار ميکنه و هيچوقت از اون جدا نميشه.
اصلا چنین چیزی مشخص نیست ، اینکه نقشه داشته معنیش این نیست که میتونه به جزیره برگرده . اصلا شاید منظور بن این بوده که دیگه نمیتونه به زمان برگرده . در کل اونجا هیچ دلیل منطقی یی برای دروغ گفتن نداشت .

جان لاک برای این معاون شد در اصل نه رئيس چون از بچه گی سرنوشت برای اون اینجوری رقم زده شده. يادتون هست که ريچارد رفت به بچه گی های لاک و ديد که يه نقاشی از اون هيولای سياه کشيده. پس يعنی این بچه از همون اول با جزيره ارتباط داشته و هدف بوده. جان لاک نيروی خاصی داره که بن نداره اونو و دقيقا متضاد با بن هست. اگر خواستين بگين کامل توضيح بدم این نيروی خاص رو.
آره خیلی خوشحال میشیم توضیح بدی :)
همونطوری که گفتم چیزی که مشخصه اینه که ریچارد با علم به اینکه جان لاک بعدا به جزیره میاد و این اتفاقات پیش میاد رفته سراغش توی بچگیش .

چند تیکه از پست خودم توی سایت لاست رو برات کپی میکنم :

{{{{همه ش ترجمه س و هر خطش هزار تا اشکال داره تا جایی که وقتی 2 صفحه میخونید دوست دارید مجله رو shred کنید بریزید تو سطل زباله ! داستان کامل فصل هاش که واقعا به معنای واقعی مضخرفه . نمیشه اون همه مطلب و نکته ی هرسیزن رو توی 2 تا نصفه صفحه خلاصه کرد ، حالا چه بسا که هرتیکه ش پر ازغلط باشه .}}}}

فقط توجهتون رو به این پاراگراف جلب میکنم ! (غلط های املایی رو مخصوصا نوشتم چون خودشون اینجوری نوشته بودن) :

(((((((
در قسمت(the whole trath) نائومی خلبان هلیکوپتر است که علی رغم مرگ حتمی اش ، زمانی که جان لاک او را در حصار نامریی که دورتادور محل اقامت دیگران کشیده شده بود هل میدهد (در قسمت paravion ) . میکاییل باکونی کمی بعد میرسد و جلوی خونریزی داخلی او را میگیرد . او ادعا میکند میکاییل یک روزه خوب میشود. . . .
ص46.پاراگراف سوم
.)))))))

جالبه مثلا اسم یک قسمت رو وقتی توی مقاله 4 جا بهش اشاره کردن ، با 4 املای غلط ِ مختلف نوشتن ! ! !

خيلی چيز های ديگه هست که بنده ميتونم براتون کاملا روشن کنم.
اگه میخوای نظرات خودت رو بگی با آغوش باز اینجا منتظر مطالبت هستیم.
ولی اگه میخوای مضخرفات ِ سینماخانواده رو اینجا بازگو کنی ، باید بگم اشتباه اومدی دوست عزیز.
 

ديگه داری بدجوری صحبت ميکنی. نميدونم چرا بچه های اینجا اینجوری هستن. عزيز بابا هرکی نظر خودش رو ميگه. و با توجه به اینکه بنده دوبار کامل سريال رو نگاه کردم و تمام نقد هاشو خوندم مطمئنم که نظراتم درست هست.
اولا که بن مشخصا دروغ گفته. در آخر سريال که مياد پيش جک و ميگه بايد همه برگرديم. يعنی چی؟ يعنی خودش برنميگرده ؟ شما فکر ميکنيد بن به همين راحتی از جزيره دست ميکشه؟ اگر اینطور فکر ميکنيد واقعا ساده هستيد.ببين دوست من.
جزيره فقط در بعد زمان جابجا شده. يعنی از نظر جغرافيايی جابجا نشده. خرگوش رو يادته؟ يارو تو فيلم آموزشی گفت خرگوش برای چند صدم ثانيه قيب ميشه و بعد ظاهر ميشه. این دقيقا همون اتفاقی هست که برای جزيره ميوفته. جزيره در بعد زمان 4 سال به جلو ميره. این سفر برای کسايی که بيرون جزيره بودن 4 سال طول ميکشه اما برای افراد روی جزيره بيشتر از چند ثانيه نيست. اینو اگر هر کسی کمی فکر کنه متوجه ميشه. بن گفت کسی که منتقل ميکنه نميتونه برگرده. این يعنی اینکه برای 4 سال نميتونه برگرده. تو این 4 سال بن فرست داره يکجوری ويدمور رو بپيچونه اما بعد از 4 سال جزيره دوباره همونجايی که بوده ظاهر ميشه. این که واضحه . بعد از این 4 سال هم بن دوباره ميتونه همراه با بقيه به جزيره برگرده. به همين سادگی. پس دروغ گفته.
آره خیلی خوشحال میشیم توضیح بدی
باشه توضيح ميدم چون مثل اینکه از این موضوع هيچی نفهميدی.
همونطور که ميدونيد جان لاک فلج بود و به محض ورود به جزيره خوب شد. جزيره موقعی که کسی رو خوب ميکنه و اون بيماری رو ازش ميگيره نميتونه اون بيماری رو کامل خوب کنه و بعد بايد به صورت کمتری اونو به کسه ديگه ای منتقل کنه.
همه ميدونيم که جزيره در مورد شفا دادن افراد با همه يکسان رفتار نميکنه. نمونش هم بن هست که در جزيره اصلا حالت بهبودی به خودش نميگيره. بعد از عمل فلج ميشه. این فلجی دقيقا به خاطر همون خوب شدن پاهای لاکه که بن بايد اونو برای مدتی تحمل کنه. حالا اگر توجه کرده باشين اینه که به محض اینکه بعد از عمل لاک با بن ملاقات ميکنه بن حالش بهتر ميشه و بعد از تماس گرفتن این دونفر باهم بن ميتونه با عصا کاملا راه بره .در حالی که قبلش رو ويلچر بود،!! این از قدرت های خاص جان لاک هست که هنوز ماهيت کاملش مشخص نشده.

در خيلی موارد بن به لاک حسوديش ميشه مخصوصا موقعی که لاک از حرف های جيکوب يک چيزی شنيد که به خاطر همون باعث شد بن به لاک شليک کنه . از حسودی بود. همين. بازم چيزه ديگه ای هست بگيد بگم.
دوست من در مورد يکسری چيزا من بيشتر از شما ميدونم و در مورد يکسری چيزا شما از من. پس جای توهين و خراب کردن نيست. لطفا آروم باشيد.​
اصلا شاید منظور بن این بوده که دیگه نمیتونه به زمان برگرده
اصلا لازم نيست بن به زمان برگرده .! با گذشت 4 سال جزيره به زمان برميگرده. و زمان درون و بيرون جزيره دوباره با هم يکی ميشه. تو این 4 سال اگر بن تونست ويدمور رو بپيچونه يا يک کارايی بکنه که هيچ. اما اگر نتونست دوباره همه چی برميگرده سر جاش.
 
سوال:
[/SPOILER]به نظرتون چرا آپاندیس جک همین طوری مشکل پیدا کرد و مجبور شدن در بیارن ؟ تو جزیره هر کی اومده خوب شده مثل لاک و اون زنه رز و ....
و هیچ علتی هم براش بیان نشد به نظرتون آیا رازی تو این قسمت بوده از لاست بعید بود بخواد همین طوری یک داستان فرعی برای کش دار کردن درست کنه پس حتما دلیلی داشته

[/SPOILER]

بعد یک سوال در مورد نوشته poorna جان:
[
احتمال اینکه مثل جیکوب و اینا بتونه یه جورایی زنده بشه هست.

قیافه جیکوب اصلا تو سریال نشون داده نشد و اصلا بهش اشاره ای نشد که کی هست شما از کجا میگی جیکوب قبلا مرده بوده و دوباره زنده بشه

اصلا من از جیکوب چیزی سر در نیاوردم میشه یکی در موردش کامل بنویسه
 
به نظرتون چرا آپاندیس جک همین طوری مشکل پیدا کرد و مجبور شدن در بیارن ؟ تو جزیره هر کی اومده خوب شده مثل لاک و اون زنه رز و ....
و هیچ علتی هم براش بیان نشد به نظرتون آیا رازی تو این قسمت بوده از لاست بعید بود بخواد همین طوری یک داستان فرعی برای کش دار کردن درست کنه پس حتما دلیلی داشته
نظر من : در جزيره هم کاری انجام بشه يک عواقبی هم داره. این چيزا سرنوشت جک برای رهبريت اونه. يک جور تنبيه و شکنجه از طرف جزيره برای جک بوده. دليل خاص تری بجز این نميتونه داشته باشه.
اگر توجه کرده باشين هر کسی که در جزيره رهبر و حامی يک گروه ميشه اتفاقات و بلايای خاصی براش بووجود مياد.
اصلا من از جیکوب چیزی سر در نیاوردم میشه یکی در موردش کامل بنویسه
دقيقا همينطوره. نظر ایشون اشتباس. جيکوب در اصل تا اینجايی که فهميديم يک قدرت در جزيره هست ، تقريبا ميشه گفت روح جزيره هست. چيزی که جزيره رو کنترل ميکنه. هيچکی نميتونه اونو ببينه اما صداشو بعضی ها مثل بن و لاک ميتونن بشنون. تمام تصميمات جزيره با اونه و حتی بن از اون تبعيت ميکنه. قدرت های خاصی داره. نيرو های ويژه و نامرئی . از تکنولوژی بشدت بدش مياد. با اینکه خيلی قدرت داره اما در مورد کارهای جزيره کاری نميتونه انجام بده بجز تصميم گيری. و انسان های مثل بن و لاک لازم هستن برای انجام کارها و محافظت از جزيره.
جيکوب يک موجود بسيار بسيار باهوشه که از همه چيز خبر داره و هيچ چيزی ازش پنهان نميمونه. درون يک اتاق چوبی قديمی زندگی ميکنه که تا شعاع خاصی دورش خاکستر های آتشفشانی ريخته شده. در این محدوده ها ميتونه ظاهر و در جای ديگه ای غيب بشه. همه ازش وحشت دارن و نميخوان باهاش برخورد داشته باشن حتی خود بن. اما لاک ترسی نداره. ديگه فعلا چيزی به ذهنم نميرسه.!

 

در ضمن همه در جزيره زنده نميشن و يا همه بصورت روح در نميان. بعضی ها روح ميشن و ميان صحبت ميکنن. بعضی ها فقط در ذهن افراد شکل ميگيرند که اونم از کارهای جزيره هست ، بعضی ها هم زنده ميشن
تمام اینها فقط به دست جزيره انجام ميشه که ميتونيم این کارها رو به جيکوب هم نسبت بديم. يک جورايی جيکوب و جزيره يکی هستن. اما هنوز کاملا مشخص نشده.
 
mazi_z_PSP :

هيچکی نميتونه اونو ببينه اما صداشو بعضی ها مثل بن و لاک ميتونن بشنون
البته جان یه بار جیکوب رو روی صندلی دید ( همون دفعه اول که میرن توی کلبه و یه دفعه همه چیز بهم میریزه یه ثانیه جیکوب رو روی صندلی میبینیم.
یه بار دیگه هم هرلی اون رو دید. وقتی که برای اولین بار کلبه رو میبینه و پدر جک روی صندلی نشسته و یه دفعه یه یارویی میاد جلوی پنجره. توی یکی از کنفرانسها گفته شده اون یارو جیکوب هست.

461px-3x20_another_jacob.jpg


Jacob%27s_Eye.png
 
.تو یکجای سریال هارلی به والت که بزرگ شده بود و اومده بود ملاقاتش گفت ما مجبوریم مخفی کاری کنیم تا از بقیه حفاظت کنیم و در جواب سوال والت هم گفت پدرت هم جزو اوناست از اونجایی که پدر والت با جین تو کشتی بودن به نظرتون آیا جین زنده هست ؟ پس چرا زنش عزادار بوده یا این که جین از بقیه مخفی شده و....
 
ممنون دايناسور جان بابت راهنماييت . جالبه، من اینارو دقت نکرده بودم !
.تو یکجای سریال هارلی به والت که بزرگ شده بود و اومده بود ملاقاتش گفت ما مجبوریم مخفی کاری کنیم تا از بقیه حفاظت کنیم و در جواب سوال والت هم گفت پدرت هم جزو اوناست از اونجایی که پدر والت با جین تو کشتی بودن به نظرتون آیا جین زنده هست ؟ پس چرا زنش عزادار بوده یا این که جین از بقیه مخفی شده و....
امکان زنده بودن جين و مايکل زياده . اما خيلی مسئله پيچيده و عجيب شده.
در يکی از قسمت ها ميبينيم که جين به شدت دنبال خريد يک عروسک برای يک بچه هست. اما در آخر ميبينيم که اون بچه يکی از سياستمداران بزرگ هست و بچه خوده جين نيست. در حالی که اول طوری نشون داده ميشه که انگار بچه ی خود جينه.
بعد پرستار از جين ميپرسه بچه خودت بود ؟ جين ميگه نه بابا من تازه 2 ماه هست که ازدواج کردم و بعد ميخنده و ميره. این اتفاق دقيقا برابر هست با صحنه بدنيا آمدن بچه جين بوسيله سان. حالا این چيزا معنيش چيه اصلا معلوم نيست. احتمالات : جين مرده ، جين در جزيره زندس ، جين در بيرون از جزيره زندگی جديدی داره و هيچی يادش نمياد ، همه ی اینها داره باهم در يک بازه ی زمانی اتفاق ميوفته که هيچ چيزش باهم جور در نمياد .!!!
 
بعد پرستار از جين ميپرسه بچه خودت بود ؟ جين ميگه نه بابا من تازه 2 ماه هست که ازدواج کردم و بعد ميخنده و ميره. این اتفاق دقيقا برابر هست با صحنه بدنيا آمدن بچه جين بوسيله سان. حالا این چيزا معنيش چيه اصلا معلوم نيست.

این قسمت یکی از جالب ترین قسمتهای سریال بود که فکر کنم با ترکیب یک فلش بک و یک فلش به آینده بیننده رو تا لحظه آخر غافل گیر کرد
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or