همه چیز در مورد سریال Lost

بهترین شخصیت سریال LOST از نظر شما؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    430
اون کشتی که 99% همون بلک راک هست. یعنی نیازی به نشون دادن کشتی ای به جز بلک راک نبوده اونجا !
حالا دلیل اومدن کشتی وسط جزیره رو بعدآ حتمآ میفهمیم ! شاید یهو جزیره در زمان حرکت کرده و کشتی بدبخت افتاده وسطش :دی

اون مجسمه اسمش Taweret هست و الهه بارداری و حاصلخیزیه. سرش هم اسب آبی هست نه دایناسور :دی اون چیزی هم که دستش هست اسمش Ankh هست که فکر میکنم نشانه زندگی ابدیه.
vlcsnap-853197.png


اون قضیه شب و روز هم خب به خاطر تفاوت زمانشون بود دیگه ! جک اینا زمان دارما بودن و بقیه (جیکوب و ...) زمان حاضر :دی

اون بمب هم دقیق یادم نیست ولی احتمالآ افتاده توی گل و لجن , برای همین پایینش نرم بوده و نترکیده :دی
 
ایول آریا :biggrin1:
جان من این ANKH ُ از کجا میشناختی؟:biggrin1:
ولی خدایی پوزشو آدم میبینه یاد دایناسور میوفته :biggrin1:
توی گل و لجن برای همین پایینش نرم بوده
اونوقت جولیت چی؟!
آخرش انقلابی تموم شد!
======
راستی به نظر من اون آقایی که همه میگید بده به نظرم خوبه و اون یکی که خودتون میدونید بده
چون یه ذره موزی بازی در میاورد:biggrin1:
 
آخرین ویرایش:
اون کشتی که نشون میده جیکوب بهش نگاه میکنه 99٪ همون بلک راکه.
در ضمن کی گفته بلک راک ماله زمان روسو ایناس!؟
بلک راک سال 1845 از بندر پورتموس حرکت کرده و بعد رسیده به جزیره. اونجا که نشون میده جیکوب داره به کشتی نگاه میکنه هم احتمالا توی همون قرن 19م باشه نه سال 1980

روسو اینا هم که اصلا با کشتی نرسیدن به جزیره. شب توی یه قایق نجات رسیدن. کشتیشون خیلی قبل از رسیدن غرق شده بود
 
میگم اون کشتیرو که به احتمال زیاد کار جیکوب بود دیگه ؟ چون چندتا دانشمند سال ها بعد نشستن کلی فکر کردن یه آونگ ساختنو یه فرمول اثبات کردند. که اون موضوع کشتی هم بره قبل از ایناس. اومدن تیم روسو در جزیره هم خواست جیکوب بوده؟! آخه اونا که نمیخواستن بیان اینجا. تغییر مسیر جزیره هم دیگه همینجوری کشکی نیست که جلو هر کشتی سبز شه.

نوشتن قرنطینه روی دریچه دلیلش همین تشعشعات هسته ای بود؟! آخه چیزی مثل تشعشعات هسته ای میتونه بعد چند سال از بین بره . ولی تشعشعات هسته ای که نمیتونه رو عقل طرف تاثیر بزاره جوری که مثلا یارو بخواد زنشو بکشه.شایدم اونی که به روسو خیانت کرد و داشت گولش میزد که بکشتش شوهر روسو نبوده همون بلک اسموک بوده :confused:
 
نوشتن قرنطینه روی دریچه دلیلش همین تشعشعات هسته ای بود؟! آخه چیزی مثل تشعشعات هسته ای میتونه بعد چند سال از بین بره . ولی تشعشعات هسته ای که نمیتونه رو عقل طرف تاثیر بزاره جوری که مثلا یارو بخواد زنشو بکشه.شایدم اونی که به روسو خیانت کرد و داشت گولش میزد که بکشتش شوهر روسو نبوده همون بلک اسموک بوده :confused:

تشعشعات هسته ای مدت خیلی زیادی طول میکشه از بین بره. حادثه چرنوبیل سال 1986 اتفاق افتاد و هنوز هم اون محدوده خطرناکه !
در مورد شوهر روسو منم همین فکرو میکنم. اگه یادتون باشه اون یارو که با دود رفت توی دخمه , دستش قطع شد ! ولی به جای آه و ناله با صدای آروم میگفت منو از اینجا بیارین بیرون ! یعنی احتمالآ همون موقع طرف مرده و دود سیاه خودش رو شبیه اون کرده و در ادامه هم همین کار رو با بقیه و شوهر روسو انجام داده. کاری که تونست با برادر مستر اکو هم انجام بده (چون جسدش توی هواپیما بود) و با جان لاک هم انجام داد (که جسدش رو دیدیم) و احتمالآ با پدر جک هم انجام داده بوده ! (اونم جسدش وارد جزیره شده بود)

راستی :
من چون آلزایمر دارم اینو یادم رفته !
هیچ صحنه ای بوده که پدر جک رو به همراه جان لاک (بعد از ورود دوباره به جزیره که تبدیل به دشمن جیکوب شده بود) ببینیم ؟
 
من چون آلزایمر دارم اینو یادم رفته !
هیچ صحنه ای بوده که پدر جک رو به همراه جان لاک (بعد از ورود دوباره به جزیره که تبدیل به دشمن جیکوب شده بود) ببینیم ؟
نه !!:دی
اریا خودت به این نتیجه رسیدی که همشون خود دودن اون وقت چطوری قراره خودش با خودش دیدار داشته باشه ؟؟:دی
 
نه !!:دی
اریا خودت به این نتیجه رسیدی که همشون خود دودن اون وقت چطوری قراره خودش با خودش دیدار داشته باشه ؟؟:دی
با اینکه قبلآ گفته بودم بابای جک هم دشمن جیکوب یا دود سیاه هست ولی شک داشتم ! الآن گفتم اینو بپرسم ببینم همچین صحنه ای بوده یا نه که دیگه مطمئن بشم ! :دی
پس احتمالآ اون صحنه ای که توی سیزنهای قبلی بابای جک رو توی کلبه جیکوب دیدیم , برمیگرده به بحثی که بین جیکوب و آقای X (در اینجا بابای جک) وجود داشته. چون تا اون لحظه هم آقای X راه کشتن جیکوب رو پیدا نکرده بوده و داشتن با هم سر یه چیزی گفتمان (!) میکردن.
 
این همه ننه بابای اینو اونو دیدیم آخر سر
یه دود از توش در اومد:biggrin1:
تشعشعات هسته ای مدت خیلی زیادی طول میکشه از بین بره. حادثه چرنوبیل سال 1986 اتفاق افتاد و هنوز هم اون محدوده خطرناکه !
آره دیگه منم همینو میگم. دیگه الان حدود 30 سال از اون وقایع گذشته که همه دارن تو جزیره راحت را میرن.(البته اگه این نظر درست باشه! )
بچه ها من نمیدونم چرا یادم نمیاد کلیر چجوری از اینا جدا شد؟ اصلا یادم نیست.
یکی یه راهنمایی بکنه :biggrin1:
ولی جان لاک اونو دید تو کلبه درسته؟ نکنه اون کلیر همون آقای X بوده و به کلیر بیچاره هم رحم نکرده؟(البته رحمم نکنه زیاد مهم نیست. بیچاره چارلی به خاطر اون مرد :( )

====
بچه ها من تا آخر 4 دیدم. Lost کلا تموم شد؟ یا فقط S5 تموم شد؟
نه پنجم ببینی تا 2010 باید صبر کنی 6 بیاد بعد دیگه کلا تموم میشه. ولی الان وقت خوبیه برا 5 چون فاصله نمیوفته.
 
بچه ها من تا آخر 4 دیدم. Lost کلا تموم شد؟ یا فقط S5 تموم شد؟
فصل 5 تموم شد

فصل 6 دقیقا 222 روز و 2 ساعت دیگه منتظر میشه :cheesygri

-----------------------------

بچه ها من نمیدونم چرا یادم نمیاد کلیر چجوری از اینا جدا شد؟ اصلا یادم نیست.
موقع برگشتن به کمپشون همراه با جیمز و مایلز شب وسط جنگل خوابیدن صبح کلیر گم شده بود چون شبش باباش رو دیده بود ( دود سیاه ) و همراهش رفته بود
 
kane
ااون بمبو سعید گفت حواستو جمع کن چون ممکنه با یه ضربه کوچیک بترکه. بعد جک از اون فاصله بمبو انداخت نترکید ! جدا از اینکه هیچ توجیهی نیست که جولیت از اون فاصله افتاده زمین هیچ جای بدنش نشکسته جالب ترش اینه که اون بمب با 4 تا ضربه جولیت بلاخره یه واکنش نشون داد در حالی که از 200 300 متری پرت شدو هیچیش نشد!
از کجا میدونی هیچ جای بدنش نشکست ؟
با ضربه های جولیت هم معلوم نیست بمب واکنش نشون داده باشه
 
از کجا میدونی هیچ جای بدنش نشکست ؟
حالا تو ام به چی گیر میدیا! خوبه منم بگم از کجا معلوم یه خط روش افتاد؟!
معلوم نیست واکنش نشون داده باشه
بابا دیگه اذیت نکن. درسته که تصویر نشون نداد ولی برای صدای انفجار نِغ نِغ بچه که نمیزارن صدای انفجار میزارن که این صدا هم آخرش اومد.
 
درباره مجسمه كه فقط پاش مونده :
يكي از بچه ها گفته بود فرسايش.من ميگم نه فرسايش نبوده.بمب هيدروژني 30 سال پيش منفجر شده بوده و اين اثرشه.همونطوري كه ريچارد به سان گفت مردن همشونو ديديم لابد نابود شدن مجسمه رو هم ديده
پ.ن: الان ميدونم چي ميخوايد بگيد.بگيد تا جواب بدم:biggrin1:
اسپویــــــلر !!!
ooops
اومدم بذارم يهو هم گفتم واااااااي.دير بود ديگه اديت شده بودD:
 
آخرین ویرایش:
یه نظریه در مورد فصل 6 ::biggrin1:

به نظر من بعد از انفجار اون بمب هیدروژنی یه حالت معلق بودن توی زمان برای جیمز و بقیه اوشیانکی ها به وجود میاد مثل اول فصل پنج که هی فلش میخوردن و توی زمان جا به جا میشدن ولی اینبار توی همون مکان هایی میرن که زمزمه ها رو توی اوایل فرودشون به جزیره میشنیدن و در واقع اون زمزمه ها صدای خودشونه که دارن خود گذشتشون رو نگاه میکنن (منظور از خود گذشته همون خودشون توی 30 سال بعد است) و بعد از اون به زمان خودشون بر میگردن ( همون زمانی که ایلانا جسد جان لاک رو نشون داد )

یعنی در کل به نظر من باید به زمان هایی برن و زمزمه ها رو که قبلا شنیدن خودشون با حرف زدن با همدیگه (منظورم از همدیگه همون سعید و جیمز و بقیه است که توی زمان معلقند ) به صورت غیر عمد ایجاد کنند و بعد به زمان جیکوب یا همون زمان حال برگردن اینطوری یه موضوع دیگه هم که گفته شده فصل 6 فصل بازگشت مردگانه هم اثبات میشه چون اونارو قبل از مرگشون میبینند

در کل من با حرف دنیل که هر اتفاقی قبلا افتاده ، افتاده و نمیشه تغییرش داد موافقم و میگم همه این اتفاقات قبلا افتاده
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or